X
تبلیغات
رایتل

متالوگرافی و کاربرد آن

چهارشنبه 10 آذر 1395

متالوگرافی و کاربرد آن



متالوگرافی، شاخه ای از علم متالوژی است که شامل آماده سازی و مطالعه سطحئ یک نمونه فلزی می‌باشد. در این بررسی و مطالعه، که با استفاده از ابزاری بنام میکروسکوپ صورت می‌گیرد، اطلاعاتی راجع به ساختار درونی قطعات فلزی بدست می‌آید.

بطور کلی، مطالعات ساختاری فلزات و آلیاژها، در زیر میکروسکوپ در دو مقیاس به شرح زیر انجام می‌گردد:

1) بررسی و مطالعه ماکروسکوپی

Macroscopic Examination

2) بررسی و مطالعه میکروسکوپی

Microscopic Examination

مطالعات ماکروسکوپی ساختار فلزات و آلیاژها

در این نوع برسی، ساختار فلزات د رزیر میکروسکوپ و با بزرگنمایی کم (تا حدود 10 برابر) مورد مطالعه قرار می‌گیرد. این امر موجب می‌شود تا بر روی سطح وسیعی از نمونه مورد آزمایش یک مطالعه اجمالی انجام می‌شود و اغلب نیز اطلاعات اولیه ای راجع به کیفیت قطعه، یعنی یکپارچگی فلز و ساختار آن، انجماد و کیفیت عملیات نهایی(ریخته گری، کار مکانیکی، جوشکاری و...)بدست آید.

بدلیل پایین بودن بزرگنمایی، بررسیهای ماکروسکوپی در تحقیقات فلزات، بیشتر در مراحل ابتدایی و اولیه بکار گرفته می‌شوند و مطالعات دقیق تر و نهایی، دیگر در این مقیاس قابل بررسی نمی باشند.

مطالعه ساختارهای ماکروسکوپی، می‌تواند هم‌بطور مستقیم بر روی سطح فلز(به عنوان مثال بر روی سطح قطعات ریخته گری یا قطعات آهنگری شده) صورت می‌گیرد و هم‌بر روی مقاطع شکست و نیز بعد از انجام عملیات سطحی ویژه بر روی سطح قطعه انجام می‌شود. در زیر بطور خلاصه، به موارد کاربرد متالوگرافی در بررسی های ماکروسکوپی ساختار فلزات و آلیاژها اشاره می‌گردد:

فهرست مطالب:

متالوگرافی و کاربرد آن.. 1

مطالعات ماکروسکوپی ساختار فلزات و آلیاژها 1

مطالعات میکروسکوپی ساختار فلزات و آلیاژها 3

وسایل و تجهیزات مورد استفاده در متالوگرافی.. 5

میکروسکوپ نوری، میکروسکوپ الکترونی.. 5

میکروسکوپ نوری.. 5

میکروسکوپ الکترونی.. 6

دستگاه پولیش(صیقل کاری) 7

عملیات آماده سازی و تهیه یک مقطع متالوگرافی.. 8

نمونه برداری Specimen Selection. 9

قالبگیری(سوار کردن) نمونه‌ها Mounting. 10

سمباده زنی(سمباده کاری) نمونه‌ها Grinding. 11

پرداخت کاری(صیقل کاری) نمونه‌ها Polishing. 13

صیقل کاری درشت.. 13

صیقل کاری نهایی.. 14

حک کردن(ظاهر سازی ساختمان- اچ کردن)Etching. 14

متالوگرافی چدنها 17

ساختار میکروسکوپی چدنهای سفید. 19

ساختار میکروسکوپی چدنهای خاکستری.. 19

انواع چدن های خاکستری.. 20

ساختار میکروسکوپی چدن خاکستری با گرافیت لایه ای.. 20

ساختار میکروسکوپی چدن خاکستری با گرافیت برفکی.. 21

(چون مالیبل-چکش خوار)‌ 21

ساختار میکروسکوپی چدن خاکستری با گرافیت کروی(چدن نشکن) 22

بررسی ساختار میکروسکوپی برنجها 23

برنج های مناسب برای کار سرد. 24

برنج های مناسب برای کار گرم. 24

متالوگرافی آلومینیوم و آلیاژهای آن.. 25

ریز ساختار آلیاژ ریختگی آلومینیوم(Si-Al) 28



خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
برچسب‌ها: متالوگرافی، کاربرد، آن

تحقیق کاربرد و شناخت چوب

پنج‌شنبه 4 آذر 1395

تحقیق کاربرد و شناخت چوب

چوب یکی از اصلی ترین و قدیمی ترنی مصالح بوده است. انسان نخستین طریقه شکل دادن به چوب را برای ساخت و تهیه ابزار مختلف فرا گرفت. ابزار و وسایل چوبی نخستین و حتی ساختمان ها و تزئینات چوبی ادوار، ماقبل تاریخ، نشانگر اهمیت چنان ماده ای است که قبل از فلز و همزمان با سنگ در اختیار بشر درآورده و از آن در راه ای مختلف مثل تهیه ابزار و مایحتاج زندگی، سلاح، ساختمان و … استفاده کرده است.

فرانک صمیمانه ترین و اساسی ترین مصالح است. عاشق پیوند با آن است. دوست دارد آنرا لمس کند و دیدن آلأن را خوش می دارد.

چوب طبیعی پیچیده دارد. مثلا چوب درخت بانرا، که قابلیت شکل پذیری زایدی دارد، جزو چوب های سخت محسوب می شود. اما چوب درخت شوکران که درساخت ستون های خانه کار برد دارد، از انواع چوب های نرم به شمار می آید. از طرفی دیگر درختان بلوط همگی دارای چوب سخت می باشند. چوب به رغم ظاهر جامد و محکمش زنده است و لایه های درونی آن رشد می کنند.

چوب ها با درجه اهمیتی که در صنعت و هنر دارند، باید مورد توجه و نگهداری های ویژه قرار گیرند. در نگهداری چوب ها، توجه نکاتی چوب حفاظت در برابر آفتاب، باران و آفات و همچنین کنترل میزان رطوبت هوا، اهمیتی که در صنعت و هنر دارند، باید مورد توجه و نگهداری های ویژه قرار گیرند. در نگهداری چوب ها توجه به نکاتی چوب حفاظت در برابر آفتاب، باران و آفات و همچنین کنترل میزان رطبوت هوا، اهمیت بسیاری دارد.

اره فلکه:

بیشتر جهت برش چوبهایی اب ضخامت زیاد به کار می رود.

اره فلکه به لحاظ وزن زیاد، داشتن جبه بزرگ، عدم توانایی جابجایی در سطح کارگاه و نیاز به چاله خاک اره باید در قسمتی از کارگاه کهمناسب شرایط برش با این اره می باشد جاسازی و ثابت شود.

اره چکشی:

یکی از ابزار برش است که قابل حمل و نقل است و نیاز به فضای ثابتی ندارد و دارای دو نوع عمود بر افقی بر می باشد .

اره فارسی بر:

از این اره برای برش های 45 درجه استفاده می شود، نوع دستی آن قابل حمل و نقل است ولی نوع برقی آن نیاز به فضایی دارد تا در آن ثابت شود.

سنباده دیسکی:

شامل صفحه ای دوار و متصل به موتور می باشد که روی آن سنباده ای قرار دارد و با حرکت دروانی خود سطح کار را سنباده می زند.

این ابزار به جهت ایجاد گرد و خاک باید در فضایی جداگانه استفاده شود. همچنین دستگاه سنباده دیسکی قابل حمل و نقل می باشد.

نوع فایل: word

سایز:14.3 KB

تعداد صفحه:25



خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
برچسب‌ها: تحقیق، کاربرد، شناخت، چوب

پاورپوینت نگاهی بر کاربرد برج های تقطیر در پالایشگاه خانگیران سرخس (نوع سینی ومحاسبات اقتصادی برج)

پنج‌شنبه 4 آذر 1395

پاورپوینت نگاهی بر کاربرد برج های تقطیر در پالایشگاه خانگیران سرخس (نوع سینی ومحاسبات اقتصادی برج)



عملیات تقطیر
مقدمه :

مایعــات گازی عبارتند از مواد سبک و سنگین هیدروکربوری که همراه گاز از چاههـــای گازخارج می کردند . این مواد با توجه به میزان تولید و شرایط چاههای گاز و میزان برداشت از چاههای گاز متفاوت می باشند . مایعات گازی قابلیت تبدیل به مواد سبک تقطیر و میان تقطیر را دارا بوده و قبلاً این مایعات در این پالایشگاه به عنوان سوخت دوم دیگهای بخار استفاده می شد و مقداری نیز به چاله های آتش هدایت می گردید و در دیگر مناطق با توجه به شرایط جغرافیایی منطقه تثبیت و یا صادر می گردید . این مایعات با پالایش مناسب می توانند ارزش افزوده مناسبی را به دست آورند و در بازارهای جهانی طرفداران زیادی دارد . مایعات گازی نسبت به نفت خام دارای درصد بالایی از مواد سبک و میان تقطیر است و همچنین دارای مواد سنگین کمتری نسبت به نفت می باشد . این مایعات را می توان به راحتی با سیستم فرآورش تقطیر تبدیل به فرآورده های با ارزشی مانند حلال (Solvent) بنزین خام یا نفتا (Naphtha) نفت سفید (Kerosene) و گازوئیل (Diesel) نمود . در راستای رسیدن به این هدف طراحی و ساخت واحدهای تقطیر مایعات نفتی از سال 1373 شروع شد .


سیستم پالایش واحدهای تقطیر

واحدهای تقطیر به صورت دو ردیف موازی ساختــه شده اند و هر یک از واحدها دارای 1150 بشکه ( 183 متر مکعـب در روز ) در روز ظرفیــت پالایشی بوده و دارای تجهیزات زیر می باشد :

.1برج اصلی تقطیر با 31 سینی به طول 29،1 متر و قطر 1219 و 914 میلیمتر .2مبدلهای خنک کننده هوایی .3برج تثبیت نفتا به طول 6،71 متر و قطر 610 میلیمتر .4برج تثبیت نفت سفید به طول 11،67 متر و قطر 460 میلیمتر .5سیستم مبدلهای خنک کننده آبی جهت خنک کردن محصولات .6کوره اصلی .7دستگاه جوشاننده .8سیستم های کنترلی و سایر امکانات جانبی ●


شرح فرآیند1

.1مایعـات گازی پس از تثبیـت در تانک های خوراک به وسیله پمپ های P-310A,B&C به طرف واحد پمپ می گردند . این مایعـــات پس از عبور از کنتــــرل ولو FV-301 وارد سینی ششم برج تقطیر می گردد . مقـدار جریان مایعـات را می توانیــم به وسیلــه FV-301 کنترل نماییم . پس از وارد شدن مایعات به سینی ششم به دلیل دمــای بالای این سینی بخارات ایجاد شده در این ناحیه به سمت بالا و سینی هفتم حرکت می کنند و در روی سینی هفتم و دیـگر سینی ها با مایعاتی که به سمت پاییــن جریان دارند تمـاس پیدا می کنند و در نتیجه ترکیبات دارای نقطه جوش بالا در بخار میعاـن یافته و مایـــع می شوند و ترکیبات دارای نقطـــه جوش پاییــــن در مایـــع نیز بخـــار می شونـد و به بالا حرکت می کننــد و این عمــل روی همه سینی ها تکـــرار می شود . قسمتـــــی از مایعاتی کــــه روی سینی دهـــم جمــع می شونـد از طریـــق یک لاین خــارج و به برج V-304 ( KEROSENE STRIPPER) وارد می شونــد . کنتــرل سطـح مایع برج بوسیله LV-305 که در ورودی برج نصب شده کنترل می گردد .


شرح فرآیند2

به وسیله پمپ های P-303A/B بخشی از مایعات برج وارد مبدل E-305 شده و تا حدود 35 درجه سانتیگراد خنک می گردد و سپس بعد از کنترل کننده جریان FV-308 به طرف مخازن فرستاده می شود و مابقی مایعات وارد مبدل E-304 شده و با دیزل داغ تبادل حرارت داده می شود تا بدین طریق دمای برج V-304 در حد نرمال نگه داری شود و مقدار FLASH POINT نفت نیز به حد استاندارد برسد. برای رسیدن به دمای مطلوب V-304 می توانیم از کنترل کننده جریان دیزل عبوری از مبدل E-304 که توسط TV-317 کنترل می شود استفاده نماییم . بخارات و هیدروکربنهای سبک که در برج V-304 آزاد شده اند ، از بالای برج خارج شده و از طریق سینی سیزدهم وارد برج V-301 می شـود و با بخــارات این سینــی مخلوط شــده و به طرف بالا می رود . از سینی بیست و چهارم نیز نفتا خارج می شود و توسط یک لاین به برج سرج درام نفتا (NAPHTHA SURGE DRUM) وارد می شود . مقدار سطح مایع این برج به وسیله کنترل ولو LV-304 که در ورودی برج نصب شده است کنترل می گردد .

شرح فرآیند3

شرح فرآیند4

شرح فرآیند5


هدف واحد تقطیر مایعات گاز

.1جلوگیری از سوزاندن مایعات گازی منطقه

.2تبدیل مایعات گازی منطقه به محصولات با ارزش افزوده

.3کاهش آلودگی محیط زیست و جلوگیری از اتلاف انرژیی


قسمتهای اصلی واحد تقطیر

.1برج تقطیر

.2کوره

H-301 .3کولر هوایی E-301 و مبدلهای آبی

.4 STRIPPER نفت سفید

.5پمپها

.6سیستم تزریق کاستیک ●




خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

بررسی کاربرد مبردها

پنج‌شنبه 4 آذر 1395

بررسی کاربرد مبردها


- مقدمه Introduction

با توجه به آنچه که در گزارش اول ، اسفند 1381 ( بررسی و چگونگی تعویض مبرد R-22 در چیلرهای مجتمع پتروشیمی اصفهان) به آن اشاره شد و پروژه‏های انجام شده در خصوص‏تعویضCFC ها در این مجتمع، PROPOSAL حذف برای مبردهای R-11 ، R-13 ، R-502 و R-12 صادر شده است و در طی سال گذشته و جاری دستگاههای سبک مجتمـع که با R-12 کار می‏کردند ، در زمـان تعمیرات و در واحد تهویه گاز آنها با مبرد R-134a با موفقیت تعویض شد که در این زمینه می‏توان به دو دستگاه آبسرد کن و دو دستگاه فریزر اشاره نمود.

واحد تهویه امیدوار است بتواند با انجام پروژه تعویض HCFC R-22 که برای اولین بار در کشور در این مجتمع انجام میگیرد ، رسالت خود را در خصوص تعهدات زیست محیطی و پروتکل مونترال تکمیل نموده و بدین ترتیب در کارنامة خود در خصوص RETROFIT تجربه جدید ( تعویض HCFC ها ) را به دستاوردهای خود اضافه نماید.

البته با توجه به تماس‏ها و مکاتباتی که از طریق اینترنت بعمل آمده است، از مبرد R-507 بجای فرئون R-22 فقط در دستگاههای سرد کننده‏ای که دمای آنها زیر صفر است (LOW AND MEDIUM TEMPERATURE) استفاده میشود و این مسئله هم اخیراً و آنهم بصورت یک پروژة تحقیقاتی که از طرف ASHRAE هزینه شده است ، عنوان گردیده و در واقع استفاده از R-507 بجای R-22 در سیستمهای سرد کننده با دمای بالای صفر (HIGH TEMPERATURE) و آنهم به کمک BRINE ( ضد یخ – اتیلن گلایکول ) برای اولین بار در این مجتمع صورت میگیرد که در صورت موفقیت علاوه بر تعویض HCFC ، مسئله بهینه‏سازی در مصرف انرژی نیز مدنظر قرار خواهد گرفت.

نکته : استفاده از گلایکول اتیلن و پائین آوردن دمای آب چیلر از 8°C به 1°C ، از سیستم میتوان بعنوان ICE CHILLER STORAGE بهره برد. ( باید در نظر داشت که مکانیزمها و سیستمهای بکار برده شده از نظر دما و فشار محدودیتی نداشته باشند )

استفاده از دستگاههای ICE STORAGE در طراحیهای جدید و آتی با دمای (1°C) 36°F علاوه بر بهینه کردن مصرف انرژی ، هزینه‏های لوله‏کشی ، داکت و کانال کشی ، پمپها و وسایل برقی را بدلیل کوچک شدن سایزشان کاهش داد.

2- مبردها Refrigerants

مبرد ماده‏ایست که با جذب حرارت از یک ماده و یا یک محیط و انتقال آن به محیط دیگر بصورت عامل خنک کننده عمل می‏کند. در یک سیکل تراکمی تبخیری ، ماده مبرد با تبخیر و تقطیر تناوبی ، به ترتیب حرارت را در اواپریتور جذب و در کاندنسر دفع مینماید.

مبرد میبایستی دارای خواص شیمیائی ، فیزیکی و ترمودینامیکی ویژه‏ای باشد که استفاده از آن مطمئن و از نظر اقتصادی به صرفه باشد.

البته مبردی وجود ندارد که برای همه کاربردها مناسب باشد ، بهمین دلیل میبایستی در انتخاب یک مبرد شرایطی را در نظر گرفت که بتواند نیازهای یک کاربرد بخصوص را تأمین نماید.

3- مبردهای جایگزین و معیارهای انتخاب

Retrofit Refrigerants & The Guide Lines Of Choise


با شرایط خاصی که در سالهای اخیر برای کرة زمین ایجاد شده است ومسئله صدمه دیدن لایة اوزن ، سازمانهای بین‏المللی استفاده از HCFC ها را نیز همانند CFCها محدود و برای حذف (PHASE OUT) کردن آنها برنامه زمان بندی شده‏ای را در نظر گرفته‏اند و شرکتهای تولید کنندة اینگونه مواد سعی بر این دارند که جایگزینهای مناسبی را تولید و در دسترس مشتریها و مصرف کننده‏ها قرار دهند.

البته همانگونه که در گزارش اول به آن اشاره شده است واحد تهویه در نظر دارد که مسئله بهینه سازی انرژی را در زمان تعویض و انتخاب مبرد جایگزین ، مد نظر قرار داده تا بدین ترتیب در کاهش مصرف سوختهای فسیلی قدم مؤثری برداشته باشد. در نتیجه نسبت به تعویضهای گذشته میتوان اصل ششم یعنی ارزیابی انرژی مصرفی را به پنج اصل گذشته اضافه نمود.

الف ) عملکرد Performance

ب) ایمنی Safety

ج) اطمینان Reliability

د) ملاحظات زیست محیطی Environmental Consideration

هـ) ملاحظات اقتصادی Economic Consideration

و) مصرف انرژی Power Consumption

3-1- عملکرد Performance


7- محاسبات سیستم سرد کننده ساختمان سایت آفیس در شرایط موجود با گاز R-22

7-1- محاسبات ترمودینامیکی سیکل با مبرد R-22 ( سیکل ایده‏آل)

سیکل مبرد R-22 را میتوان در نمودار فشار – انتالپی (p-h) مطابق شکل زیر نمایش داد. سیکل ، ایده‏آل بوده و راندمان کمپرسور و افت فشار در لوله‏ها در نظر گرفته نشده است. مقادیر فشار و دما در نقاط مختلف سیکل براساس استاندارد تبرید تراکمی صورت میگیرد. (مخصوص چیلرها)

فرآیندهای مختلف در این سیکل عبارتند از :

فرآیند 1-2 : تراکم بخار مبرد در کمپرسور که در شرایط ایده‏آل و بصورت آیزونتروپیک است.

فرآیند 2-3 : کاهش دمای مبرد در تحول فشار ثابت ( در لوله دیسچارج و کاندنسر)

فرآیند 3-4 : تقطیر یا کاندنس کامل مبرد در یک تحول فشار و دما ثابت

فرآیند 4-5 : تحـول خفقان یا انتالپی ثابت که در وسیله انبساطی صورت می‏گیـرد (اکسپنشن ولو )

فرآیند 5-6 : تحول تبخیر در اواپریتور (CHILLER) که بصورت دما و فشار ثابت انجام می‏گیرد.

فرآیند 6-1 : ناحیه‏سوپرهیت است که در واقع‏برای‏جلوگیری از صدمه‏رسیدن به کمپرسور ، بخار اشباع در اواپریتور را قبل از ورود به کمپرسور کمی گرم می‏کنند تا بصورت بخار داغ (SUPERHEAT) وارد کمپرسور شود.

در محاسبة سیکل تبرید مورد نظر با مبرد R-22 و بصورت ایده‏آل از داده‏های موجود در مرکز اسناد و کاتالوگ شرکت سازنده چیلر (CLIMAVENTA) استفاده شده است. البته لازم به ذکر است که بار حرارتی کاندنسر در محاسبات انجام شده براساس اختلاف دمای 6 درجه (INLET 29°C , OUTLET 35°C) صورت گرفته است درصورتیکه طبق LOG SHEETهای پیوست اختلاف دمای آب ورودی و خروجی کاندنسر چیزی در حدود 10 درجه است که این مسئله باعث افزایش ظرفیت کاندنسر خواهد شد. ( مشخصات فنی و داده‏های سیستم در پایان گزارش پیوست میباشد )

7-2- جزئیات محاسبات سیکل تبرید R-22 ( سیکل واقعی )

از آنجائی که جریان سیال در دو مبدل کاندنسر و اواپریتور دو فازی ( اشباع SATURATION ) میباشد ، افت فشار ناچیزی ایجاد می شود که تأثیر آن در محاسبات قابل اغماض و ناچیز است. همچنین افت فشار لوله‏های رابط نیز در موازنة حرارتی سیکل قابل چشم‏پوشی است.

و تنها عامل مهم در محاسبات سیکل بصورت واقعی ، راندمان ((ηC کمپرسور است.، که میبایستی در نظر گرفته شود.

البته راندمان کمپرسورهای سیلندر پیستونی فرئونی که توسط خود شرکتهای سازنده ارائه میگردد ، چیزی در حدود 70 تا 80 درصد است. لذا به منظور دقت در محاسبات و آنهم برای تعویض R-507 مقدار راندمان 75 درصد در نظر گرفته شده است.

راندمان یک کمپرسور سیلندر پیستونی رابطة مستقیمی با نسبت تراکم آن دارد.

البته با توجه به تمامی LOG SHEET های پیوست در این گزارش که توسط افراد گروه تهویه و در تابستان سال جاری و در شرایط مختلف تکمیل شده است راندمان کمپرسور چیلر مورد نظر بالای 75 درصد است.

8- محاسبات سیستم سردکنندة ساختمان سایت آفیس با R-507

8-1- محاسبات ترمودینامیکی سیکل با مبرد R-507 ( سیکل ایده‏آل )

براساس گزارشات و مقالاتی که از طریق اینترنت دریافت شده است ، درصورت جایگزین کردن R-507 ، فشار دیسچارج کمپرسور در حدود (3.4 BARG ) +50 PSIG نسبت به R-22 افزایش خواهد داشت و بر عکس دمای دیسچارج کمتر خواهد شد.

لذا محاسبات ترمودینامیکـی سیکل با مبرد R-507 براساس داده‏های شرکت سازنده چیلر ( دمای اواپریتور 0°C و 10°C سوپر هیت گاز ورودی کمپرسور ) و با لحاظ کردن افزایش +50 PSIG به فشار خروجی کمپرسور انجام گرفته است.



خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
برچسب‌ها: بررسی، کاربرد، مبردها

بررسی کاربرد فلز سرب

پنج‌شنبه 4 آذر 1395

بررسی کاربرد فلز سرب


سرب در حدود 6 تا 7 هزار سال پیش در مصر و بین النهرین کشف شده است. این فلز در شمار قدیمی ترین فلزهایی است که انسان آن را بکار برده است. به این فلز در زبان انگلیسی Lead در عربی رصاص و در زبان پهلوی سرب گفته می شود. در حدود 4000 سال پیش از میلاد مصری ها و سومری ها از سفید سرب برای آرایش استفاده می کردند. در قرون وسطی از سرب به گستردگی در مصالح ساختمانی استفاده می شده است. در ایران نیز سرب از اواخر هزاره سوم شناخته شده و چون ذوب کربنات های سرب آسان بوده است، معادن کربنات سرب زودتر مورد استفاده قرار گرفته اند.

در حال حاضر مهمترین کاربردهای آن در باطری ها، کابل ها و بلبرینگ ها می باشد. روی در سال 1746 بوسیله شیمیدان آلمانی بنام مارگراف کشف شده است. این فلز برای مدت 2000 سال بعنوان یکی از اجزاء آلیاژ برنج در اروپا و آسیا مصرف می شده است. در حدود 150 سال پیش از میلاد مسیح رومی ها از این فلز و آلیاژهای آن سکه تهیه می کردند. امروزه بیشترین کاربرد روی در صنعت گالوانیزه، ترکیب آلیاژها و الکترونیک است. معمولا سرب و روی با یکدیگر و با فلزاتی چون مس، طلا و نقره همراه می باشند. همچنین کانسارهای سرب و روی با درصدهای متنوعی از این فلزات شناسایی شده اند. (4، ص 5)


2-1 ژئوشیمی و مینرالوژی سرب:

بطور کلی چهار ایزوتوپ پایدار سرب با اعداد جرمی 204،206،207 و 208 وجود دارند که از بین آنها ایزوتوپ 208 با فراوانی 1/52% بیشترین ایزوتوپ سرب است. ایزوتوپ‌های 206،207 و 208 محصولات نهائی متلاشی شدن اورانیوم و توریم می باشند. سرب بطور کلی از لحاظ فراوانی در پوسته زمین در رتبه سی و چهارم قرار دارد، سرب دارای کلارک 3-10*6/1% می باشد، در حال حاضر بطور متوسط حداقل ضریب تجمع سرب برای تشکیل کانسارهای اقتصادی در حدود 2000 می باشد. کلارک سرب از سنگهای باریک به سمت سنگهای اسیدی افزایش می یابد، بطوریکه میزان کلارک در سنگهای اوترابازیک 5-10*1% در سنگهای بازیک 4-10*8% و در سنگهای با منشأ ماگمایی اسیدی 3-10*2% می باشد. (4)

کانی های اصلی سرب و درصد سرب در هر کدام به ترتیب زیر می باشد:

گالن با 6/86% سرب، جیمسونیت با 16/40% سرب، بولانگریت با 42/55% سرب، بورنیت با 6/42% سرب، سروسیت با 6/77% سرب و آنگلزیت با 3/68% سرب.

3-1 ژئوشیمی و مینرالوژی روی:

روی دارای 5 ایزوتوپ پایدار است که اعداد جرمی آن 64، 66، 78، 80 می باشد که در این میان بیشترین ایزوتوپ آن ایزوتوپ 64 با فراوانی 9/48% می باشد. روی از لحاظ فراوانی در رتبه بیست و سوم پوسته زمین قرار دارد. کلارک روی تا حدودی بیشتر از سرب می باشد، میزان کلارک روی 3-10*3/8 و ضریب تجمع آن برای تشکیل کانسارهای اقتصادی 500 می باشد. میزان کلارک روی از سنگهای ماگمائی با منشأ بازی به سمت سنگهای ماگمایی با منشأ اسیدی افزایش پیدا می کند. میزان کلارک در سنگهای اولترابازیک 3-10*3% در سنگهای بازی 3-10*3/1% و در سنگهای اسیدی 3-10*6% می باشد. میزان کلارک در سنگهای اسیدی خیلی نزدیک به میزان کلارک در پوسته است. کانی های اصلی روی و درصد روی هر یک به صورت زیر می باشد:

اسفالریت با 67% روی، ورتزیت با 63% روی، اسمیت زونیت با 52% روی، همی مورفیت با 7/53% روی. (4)

4-1 انواع کانسارهای سرب و روی:

بطور کلی انواع کانسارهای سرب و روی عبارتند از:

3-1) اسکارن

3-2) رگه ای

3-3) استراتاباند

3-4) دگرگونی

1-4-1 کانسارهای اسکارن:

چنانچه در دگرگونی مجاورتی موادی از توده نفوذی به سنگ میزبان افزوده شود، کانسارهای اسکارن پدید می آید. بطور معمول کانی های منطقه اسکارن متنوع و فراوانند. اسمیرنف این کانسارها را با توجه به مبانی مختلف به پنج گروه تقسیم کرده که در این میان به رده بندی بر مبنای ترکیب سنگ های دربرگیرنده توده نفوذی اهمیت بیشتری داده زیرا به اسکارن آهکی، اسکارن منیزیتی و اسکارن سیلیکاته اشاره می کند.

امروزه این کانسارها را که از دیدگاه اقتصادی مورد توجه بسیاری از زمین شناسان قرار دارند بر مبنای نوع غالب و چیره و با ارزش موجود در آنها تقسیم بندی می کنند که در حقیقت دنباله رده بندی این کانسارها بر پایه نوع سنگ در بر گیرنده توده نفوذی است.

اینودیک بورت کانسارهای اسکارن آهکی را به پنج گروه اسکارن های آهن، تنگستن، مس، سرب، روی و قلع تقسیم کرده است. نکته قابل توجه این است که بر عکس کانی های موجود در اسکارن ها که ترکیبی پیچیده و متنوع دارند، کانه ها ، بطور معمول، سولفورها و اکسیدهایی با ترکیب ساده هستند. از مهمترین سولفورهای موجود در اسکارن ها اسفالریت و گالن را می‌توان نام برد. (4، ص 23)

کانسارهای اسکارن بیشتر به شکل ورقه، عدسی و یا رگه وجود دارند و دارای ضخامت چند ده متر و وسعت چندصد متر می باشند. در هر صورت مورفولوژی سولفیدهای سرب و روی بر روی ترکیب اسکارن آهکی تأثیر گذاشته و آنها را بیشتر پیچیده می کند. ماده معدنی در این موارد بیشتر به شکل عدسی، ستونی و یا پاکتی شکل دیده می شود. شکل کانسار چندین صدمتر در طول و در امتداد گسترش پیدا می کند؛ همچنین ضخامت آن نیز 1 تا 10 متر و یا بیشتر می‌تواند وجود داشته باشد.

-3-4-1 تیپ دره می سی سی پی

این کانسارها در حقیقت منابع اصلی سرب و روی دنیا هستند. گسترش آنها بیشتر در اروپا، شمال آمریکا و شمال آفریقا است. نمونه هایی از این کانسارها در دیگر نقاط جهان از آن جمله شمال استرالیا نیز دیده شده است. کانسارهای یاد شده در اروپا در

منطقه آلپ به نام کانسارهای آلپی و در آمریکا در نواحی میانه دره رودخانه می سی سی پی معروف به کانسارهای نوع دره می سی سی پی هستند. این کانسارها بیشتر در رسوب های پالئوزوئیک و مزوزوئیک اختصاص دارند. نوع سنگ میزبان اکثر آنها سنگ های آهکی است.

استانتون (1972) به همین جهت این کانسارها را زیر عنوان همراهی سنگ آهک سرب و روی مورد بررسی قرار داده است. سنگ در برگیرنده کانه ها اکثراً آهک منیزیم دار و دولومیت است. در برخی مناطق کانسار حالت لایه مانند دارد؛ غالباً سولفیدها به صورت رگه ای پر کردن فضاهای خالی را ایجاد کرده و یا بصورت بافت برشی دیده می شوند.

کانی های مشخص این کانسارها عبارتند از: گالن، اسفالریت، باریت و فلوریت به این ترتیب این کانسارها نشانه جدا شدن مقادیر قابل ملاحظه ای از عناصر سرب ، روی، باریم و فلوئور از بخشی از پوسته زمین و تمرکز آنها در بخش دیگر است. از مشخصات اسفالریت این کانسارها رنگ پریدگی و وجود مقدار جزئی آهن و منگنز در ترکیب آن است. استانتون (1972) خاستگاه کانسارهای نوع دره می سی سی پی را به دو گروه تقسیم کرده است.

1- در ارتباط با مراحل رسوبگذاری:

الف ) نتیجه رسوبگذاری از آب دریا:

ب) نتیجه جدا شدن مستقیم از بخارها و گازهای حاصل از فعالیت های توده های نفوذی زیردریایی

ج) نتیجه رسوبگذاری مواد تخریبی

د)‌حرکت مواد موجود در محلول های درون خلل و فرج سنگ ها و رسوبگذاری آنها در شرایط مناسب

هـ) تشکیل رگه ها و جانشینی کانی در مراحل دیاژنز سنگ؛

2- در ارتباط با سیال های وارد شده:

الف ) سیالات با خاستگاه آذرین

ب) سیالات با خاستگاه ژرف

از کانسارهای مهم نوع دره می سی سی پی می توان کانسار سرب و روی سیلیسیای بالایی در کشور لهستان، کانسارهای متعدد آمریکا و تعدادی از کانسارهای سرب و روی ایران از جمله کانسار سرب نخلک را نام برد. (4، ص 26، 27).


2-3-4-1 کانسارهای لایه ای شکل:

کانسارهای سرب و روی لایه ای شکل در مناطق زیر شناسایی شده اند. اتحادجماهیر شوروی، آسیای مرکزی، در نواحی لهستان، بلغارستان، یوگسلاوی، استرالیا، فرانسه، ایتالیا، اسپانیا، ایران، الجزیره، تونس، آمریکا و کانادا.

این کانسارها از سنگهای کربناته بسیار ضخیم تشکیل شده اند که سن آنها پالئوزوئیک و به طور کمتر مزوزوئیک می باشد. ساختارها و تشکیلات این کربنات ها ده ها و صدها کیلومتر وسعت دارد و در پلاتفرم رسوبی و قدیمی اپی هر سینین واقع شده است که روی تشکیلات ژئوسینکلینال را می پوشاند.

ماده معدنی در بیشتر مواقع شبیه صفحات هماهنگ و یک ساختار عدسی شکل می باشد که در دو مرحله شکل گرفته است. بندرت ماده معدنی دارای ساختار رگه ای و یا لوله ای می باشد. ماده معدنی دارای وسعت قابل ملاحظه ای در جهت امتداد از چند صد متر تا چند کیلومتر می باشد، همچنین در جهت شیب نیز دارای طول 800 تا 1000 متر می‌باشد. ضخامت آن نیز دارای رنج متغیر و از 5 تا 200 متر و بطور میانگین 10 تا 20 متر می باشد.

ماده معدنی در ساختار خود دارای عناصر سرب و روی و یا فقط سرب یا روی به طور مجزا می باشد. کانی های اصلی نیز با اسفالریت، گالن و در بعضی مواقع پیریت مشخص می گردد. کانی های گانگ شامل: کلسیت، دولومیت و بندرت باریت می باشد. مارکاسیت، کالکوپیریت و بورنیت کانی های فرعی محسوب می گردند. همچنین کوارتز و فلوریت کانی های فرعی گانگ به حساب می آید.

در مورد پیدایش کانسارهای لایه ای سرب و روی تردید و اختلاف نظر وجود دارد تعدادی از دانشمندان معتقدند که این کانسارها دارای منشأ اپی ژنتیک می باشد در حالیکه گروه دیگر معتقدند که این کانسارها در رسوبات سن ژنتیک پیدایش و تکوین شده اند.



خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
برچسب‌ها: بررسی، کاربرد، سرب

بررسی کاربرد ریخته گری در سیستم های اندازه گیری(متالورژی پودر)

پنج‌شنبه 4 آذر 1395

بررسی کاربرد ریخته گری در سیستم های اندازه گیری(متالورژی پودر)



ریخته گری و متالوژی پودر:

مقدمه: ریخته گری در اشکال مختلف آن یکی از مهمترین فرایندهای شکل دهی فلزات می باشد. گرچه روش ریخته گری ماسه ای یک فرایند متنوع بوده و قادر به تولید ریخته با اشکال پیچیده از محدوده زیادی از فلزات می باشد، ولی دقت ابعادی و تشکیل سطح مختلف ساخته شده به این روش نسبتاً ضعیف می باشد. علاوه بر این ریخته گری ماسه ای عموماً برای حجم تولید بالا مناسب نمی باشد. به ویژه در جایی که ریخته ها احتیاج به جزئیات دقیق دارد، جهت از بین بردن این محدودیت ها فرایندهای ریخته‌گری دیگری که هزینه تولید کمتری هم دارند به وجود آمده اند، این روش شامل:

(i) قالب گیری پوسته‌ای

( ii ) قالب‌گیری بسته‌ای

(iii ) دای کاست یا ( ریخته گری حدیده ای که علاوه برفرآیندهای ریخته گری شکل دهی قطعات با استفاده از پودرهای فلزی نیز شامل این فصل می باشد.

قالب گیری پوسته ای: این فرآیند را می توان به عنوان فرآیند گسترش داده شده ریخته گری ماسه ای دانست. اصولاً این روش از 2 نیمه مصرف شدنی قالب یا پوسته قالب از ماسه مخلوط شده با یک چسب مناسب جهت ایجاد استحکام در برابر وزن فلز ریخته شده، پخته شده است تشکیل می شود.


شکل دهی پوسته:

برای تشکیل پوسته ابتدا یک نیم الگوی فلزی ساخته می شود که معمولاً از جنس فولاد یا برنج می باشد و به صفحه الگو چسبانده می شود. یک الگوی راه گاه بر روی این صفحه تعبیه می شود. بر روی الگو یک زاویه 1 تا 2 درجه برای راحت جدا شدن ایجاد می شود. همچنین بر روی صفحه الگو دستگیره هایی برای جدا کردن صفحات ایجاد می شود.

پخت جزعی: این مجموعه تا درجه حرارت در کوره یا توسط هیترهای مقاوم الکتریکی که در داخل الگو نصب شده اند گرم می شوند. از هر کدام از روشهای حرارت دهی که استفاده شده باشد صفحه الگو به جعبه های ماسه مخلوط شود. با چسب تر متوسط متصل می شود این جعبه سپس وارونه شده تا مخلوط ماسه و چسب بر روی الگوی حرارت دیده ریخته شود تا رزین یا چسب ذوب شده و باعث چسبیدن ماسه شود. پس از 10 تا 20 ثانیه را برگردانده تا یک لایه ( حدوداً نیمه پخته شده پوسته که به الگو چسبیده باقی بماند.

پخت نهایی و ریزش:

مجموعه صفحه الگو به همراه پوسته به داخل کوره براه شده تا پخته نهایی در درجه حرارت 300 الی در مدت زمان 1 الی 5 دقیقه صورت گیرد. زمان و درجه حرارت دقیق جهت این کار بستگی به نوع رزین مصرف شده دارد. پس از پخت پوسته از صفحه الگو جدا می شود هر دوی پوسته ها به این روش ساخته می شود. و قالب به هم چسباندن 2 نیمه توسط چسب یا کلمپ یا پیچ کامل می شود.





قالب همگون آماده ریختن می باشد. در جاهایی که احتیاج به قسمتهای تو خالی
می باشد. فنری قرار داده می شود و این ماسه مشابه روش ریخته گری ماسه ای انجام
نمی شود. مراحل ساخت یک پوسته قالب در شکل (1. 2) نشان داده شده است.

مراحل تهیه و ساخت قالب گری پوسته ای:

در مقایسه با روش ریخته گری ماسه ای قالب گیری پوسته ای دارای مزایای زیر
می باشد:

a) دقت ابعادی بهتر یا تلرانس ( ).

b) تکمیل سطح بهتر یا قابلیت دوباره تولید جزئیات دقیق تر.

c) این فرآیند جهت کارکردهای غیر ماهر یا با مهارت کم می توانند استفاده کنند.

اشکال این روش قسمت بالای الگوها و ماسه قالب گیری آنها می باشد. ( هر چند ) چون فرآیند نیمه مکانیزه می باشد زمان تولید یک پوسته قالب در مقایسه با ساخت یک قالب برای ریخته گری ماسه ای به صورت قالب ملاحظه ای کمتر می باشد. بنابراین این فرآیند جهت تولید ریخته اثر بالا که هزینه های اولیه در آن قابل جبران می باشد مناسب می باشد.

قالب گیری Invesment ) (بسته‌ای)

این روش ریخته گری قدمتی مانند ریخته گری ماسه ای دارد توسط قدیمیان جهت ساخت قطعات با جزئیات دقیق مانند دسته شمشیر و جواهرات مورد استفاده قرار گرفته است. در طول قرن ها این فرآیند محدود شده بود به مجسمه های برنزی و به درستی تنی فرآیندی است که امروزه در این حرفه مورد استفاده قرار می گیرد در پانزده سال اولیه این قرن بوده که قالب گیری Invesmemt جهت فرآیندهای صنعتی به ویژه در جابه جائی که ریخته ها با دقت ابعادی و تکمیل سطح بالا مورد نیاز است مناسب تشخیص داده شده.

اساساً رویه فوم از مراحل ساختن و شکل دادن تشکیل شده است که از مواد نسوز (مقاوم در مقابل حوادث ) برای شکل دادن قالب پوشانده می شود.

وقتی پوشانده سخت می شود فوم مذاب از حفره های قالب بیرون زده و از آهن مذاب پر می شود. زمانی که آهن مذاب به درجه انجماد رسید و قالب نسوز شکسته
شد، چدن ریخته گری ظاهر می شود.

I) مدل ساخته می شود. II) مدل پوشانده می شود. III ) آهن ریخته گری می شود.

ساختن مدل

برای رویه فوم به یک قالب دو نیمه ای لازم است که اساساً از یک یا دو روش زیر ساخته می شود.

1) زمانیکه انتظار دوام طولانی داشته باشیم، قالبها معمولاً از آهن، استیل، برنج، آلومینیوم ساخته می شوند. شکل معکوس قالب را در فلز تراش داده و آن را برای راحتی انقباض مقداری بزرگ می سازند، که مقدار دقت و مهارت در این مرحله خیلی بالاست. دقیقاً مانند مرحله ساخت قالبهای پلاستکی.





2) اگر دوام قالب مهم نباشد. از قالبهای ارزانی که با آلیاژ های نقطه ذوب پائین ساخته شده استفاده می شود. مراحل در شکل (2-2) نشان داده شده است.


اولین لازمه قالب اصلی است که از برنج یا استیل ساخته شده است که از سطح صاف و صیقلی ساخته شده، برای انقباض موم مقداری اندازه آن را بزرگ می سازند. شکل تا

عمق نصف قالب داخل ماسه فرو می رود و قالب استیلی دور بقیه شکل قرار داده میشود و با آلیاژهای بانقطه ذوب پائین 19 درجه سانتیگراد پر میشود.

پس از انجماد شدن آلیاژ دو نیمه قالب از هم جدا می شود و ماسه اطراف آن عوض میشود با همان آلیاژ نقطه ذوب پائین مانند قبل.

هر کدام از روشهای ساخت نوع قالب استفاده شده را معین می کند. و پس از انتخاب موم گداخته شده را داخل آن تزریق می کنیم و آن را مونتاژ می کنیم. بعد از انجماد موم قالب را دو نیمه کرده و موم شکل گرفته را از آن خارج می کنیم.





پوشاندن مدل:

به پوشش نسوزی که به روی شکل کشیده می شود که قالب را تکمیل کند و به آن پوشاننده می گویند. و در دو مرحله انجام می گیرد.

پوشانده اولیه از رنگ کردن یا فرو بردن شکل در آبی که مخلوطی از سدیم سلیکات و اکسید کرومیک و آرد زارگون است تشکیل شده قبل از خشک شدن پوشش معمولاً مقداری پودر خاک نرم روی آن ریخته، برای پوشاندن و زمینه را برای پوشاندن نهائی فراهم می کند. بعد از خشک شدن یک قالب فلزی دور شکل پوشیده شده می گیرند و با پوشش دوم که معمولاً از موادی که آب با آلومینیوم گداخته شده یا خاک رس مذاب تشکیل شده پر می کنند. برای اطمینان مواد نسوز دور اولین لایه پوشش را فرا می گیرد و معمولاً قالب را تکان می دهند. قالب را در کوره با درجه حرارت کم قرار می دهند تا اینکه هم پوشش سخت می شود و هم موم ذوب می شود و از قالب خارج می شود که در دفعات بعد استفاده شود. این مراحل معمولاً 8 ساعت در دمای 95 درجه سانتیگراد طول می کشد. زمان و حرارت دقیقاً به نوع جنس موم بستگی دارد. سپس درجه حرارت تا 1000 درجه سانتیگراد افزایش می یابد. تا اینکه قالب کاملاً سخت شده و هیچگونه اثری از موم باقی نماند. قالب برای قالبگیری آماده است. (در شکل 4-2)





قالب گیری فلز:

زمانیکه قالب گرم است آنرا در کوره ای که با برق گرم می شود و مواد مذاب در آن موجود است قرار می دهند (شکل 5-2) در درجه حرارت مناسب کوره را بر عکس کرده تا مواد مذاب وارد قالب شود. برای اطمینان از اینکه مواد مذاب درون تمام حفره‌ها را پر کرده، معمولاً مواد را با فشار زیاد تزریق می کنند. بصورتیکه تمام جزئیات نشان داده شود. سپس بعد از سرد شدن (انجماد) قالب کوره به حالت اولیه برگردانده می شود و قالب برداشته می شود. سپس با چکش های باید و قلم مواد را از قالب خارج
می کنند.





مزایای پوشاندن قطعه:

برتریهای این رویه بطور خلاصه در زیر توضیح داده شده است.

الف ) این نوع قالب گیری دقت دقیقی دارد و با تلرانس 8/0+ میلی متر ممکن است.

ب ) سطح صیقلی بسیار مناسبی دارد که دیگر به صاف کاری احتیاج ندارد و این در قالب گیریهائی که با فلز درست می شوند و سخت هستند مهم می باشد، برای عملیات دوباره صاف کاری (آلیاژهای کروم و نیکل) در پروانه توربینها استفاده می شود.

برتریهای این رویه بطور خلاصه در زیر توضیح داده شده است.

الف) این نوع قالب گیری دقت دقیقی دارد و با تلرانس 8/0 + میلی متر ممکن است.

ب) سطح صیقلی بسیار مناسبی دارد که دیگر به صاف کاری احتیاج ندارد و این در قالب گیریهائی که با فلز درست می شوند و سخت هستند مهم می باشد، برای عملیات دوباره صاف کاری ( آلیاژهای کروم و نیکل ) در پروانه توربینها استفاده می شود.

ج) از آنجائی که شکل موم دقیقاً مانند قالب نهائی است و تمام قسمتها مشخص
می شود و به قطعات ریز دیگر احتیاجی نمی باشد.

د) قطعات ممکن است در یک واحد درست بشوند. اگر از روش دیگر استفاده
می گردید، ممکن بود قطعه از چند قسمت تشکیل شود و در کنار همدیگر مونتاژ شود.

شکل اصلی این رویه این است که وسایل و هزینه تولید بسیار بالاست ولی چون تراشکاری اضافی احتیاج نمی باشد. مانند قالب گیریهای دیگر این هزینه سنگین با صرفه و مورد قبول است.

قالب ریخته گری فلزی:

در قالب گیری که توضیح دادیم از پوششهای مصرفی استفاده می کنیم. ولی قالبهای ریخته گری بر مبنای استفاده از قالبهای فلزی دائمی است که به اسم قالبها می باشند. از آنجائیکه طراحی و تولیدشان گران است و از ماشین های گران قیمت استفاده می شود. این روش زمانی اقتصادی است که در حجم زیاد تولید شود.

فلزقالب ریخته گری فلز:

فلز مورد استفاده برای قالب ریخته گری بطور کلی محدود به گروهی از فلزات غیر آهنی است، بدین ترتیب برای مدت زیادی عمر می کنند که نقطه ذوب آنها پایین تر از آلیاژها است.

دو شرط در این است که باید سیالیت خوب داشته باشند و در ضمن در برابر «تردی داغ» هم حساس نباشد. تردی داغ عبارتی است که برای توصیف تردی قطعات ریختگی در دمای بالا به کار می رود آلیاژهای مورد استفاده شامل آلیاژهای پایه آلومینوم روی منیزیم قلع و سرب و به مقدار محدودی برنج و برنز هستند تا کنون رایج ترین فلزات مورد استفاده در این روش آلیاژهای پایه آلومینیوم به صورت زیر است:

مس 4% سیلسیم 5% آهن 3% نیکل 2% و منیزیم 5/0% از قطعات ریخته گری تحت فشار آلومینیوم در جاهایی استفاده می شود که نسبت به استحکام به وزن بالایی موردنیاز است یک آلیاژ پایه روی معمولی شامل 4% آلومینیوم 7/2% مس و 3% منیزیم است این آلیاژ خواص ریخته گری خوبی دارد و به علاوه این مزیت را هم دارد که دمای ریخته گری آن در مقایسه با آلیاژهای پایه قلع و سرب محدود است کاربرد اصلی آنها در ساخت یاتاقانهای فشار پایین و قطعاتی دیگر است که در آنها استحکام یک فاکتور با اهمیت نیست آلیاژهای منیزیم که گاهی اوقات با نام تجاری Elektron شناخته می شوند در بین آلیاژهای فوق از همه سبکتر هستند و در جایی استفاده می شود که مسئله وزن و مقاومت در برابر خوردگی بهترین ملاحظات موجود باشند.

فرآیند دای کست (ریخته گری تحت فشار)

ریخته گری تحت فشار به طور عمده شامل دو نوع فرایند است.

1) ثقلی 2) فشار بالا (تحت فشار)



لنزهای موازی

فعالیت این لنز از فشرده سازی منبع نور در میله نوری موازی می باشد، این اندازه‌گیری پرتو افکن برای کار اهمیت بسیاری دارد که با تابش نور روشن شده توسط میله موازی نوری اندازه ثابتی را پرتو افکن می نماید.

با مطالعه تصویر 12. 3 به این اصل پی خواهید برد.





پروژه عدسی

عمل کرد این نوع عدسی ها به این صورت است که یک تصویری از عملکرد وابسته و مناسب بزرگ سازی و توسعه در روی پروژه می باشد.

نوع بزرگ سازی سودمند مفید آن شامل درصدهای یعنی از 10، 15، 25، 50، 100
می باشد در این پروژه عدسی نشان می دهد که در شکل 11. 3 که مشابه عدسی گفته شده می باشد که کفایت کننده آن می باشد.

از نوعی از عدسی های نامناسب برای پروژه های برنامه نویسی استفاده می شود. هر چند که این نوع ممکن است احیاء کننده با ملاحظه توسط فرهنگ نوری باشد که در یک نوع سیستم کلی عدسی به کار می رود که در شکل 13. 3 نمایش داده می شود.




انواع پرتو افکن ها

در ابتدا استحکام و درست شدن پرتو افکن ها از وسایل موجود در کارگاه ها و در میان پیوستگی انجام می شد عدسی ها منبعی برای روشن سازی استفاده می شود. این پرده و عدسی ها ثابت بود و در روی دیوار که پروژه تصویری روی آن انجام می شد مطابق کار پرتو افکن ها ایجاد می شود.

این سیستم یک اشکالی دارا بود که در وضعیت اصلی و در یک مساحت کم بزرگ سازی می کرد که برای دوربین مخصوص فواصل دور استفاده می شد.

پرتو افکن های امروزی هر چند دارای یک نظام بسته کاملاً نوری بودند که در یک محفظه بسته مناسب وجود دارد. که این محفظه ممکن است عمودی یا از نوع افقی باشد که در شکل 14. 3 نمایش داده شده است.






روشهای اندازه گیری

روشهای اندازه‌گیری در این پروژه اندازه‌گیری یک روش ساده بوسیله بکار بردن قانون فولادها می‌باشد. این روش معقول قوانین فولادی می‌تواند بکار برده شود.

برای اندازه‌گیری با دقت از mm 3/0 میلیمتر بکار می‌رود و اگر چه بوسیله این دقت کار به خوبی انجام شدنی می‌باشد که با زیاد کردن دورهای بزرگ سازی می‌توان آن را بهتر کرد.

این بدان منظور است که برای مثال وقتیکه یک بزرگ سازی از ضریب15 را به کار می‌بریم وقت واقعی وابسته به آن انجام می‌شود تا بزرگی آن به 02/0، 15/3 میلیمتر برسد.

برای راحتی و بالا بردن اعتبار معمولاً اندازه‌گیری خطی ابعاد متناسب با پایه انجام می‌شود.

این اختراع واحد اندازه‌گیری برای این کار بود که در یک وسیله حرکت برای کنترل مقدار عددی در دو صورت هدایت کننده می‌باشد که در درجه یکدیگر را در بخش افقی مماس هم می کنند. این کار برد اولین موقعیت در مقابل یک ماخذ و منبع در به شکل درآوردن یک خط عرضی و مارپیچ روی پرده و مطالعه روی یک میکرومتر مناسب می‌باشد و در آن منبع یک میکرومتر دیگری مطالعه می‌شود که تفاوتهایی که در این دو مطالعه وجود دارد که نشانگر دقت ابعاد اندازه‌گیری گوشه‌ای از این ابعاد ممکن است از نظر مقدار مشابه روش قبلی باشد که در این دقت یک پرده سنجش را انجام داده که به طور واحد به کار برده می‌شود. که این کار با یک کنترل کننده مقدار میکرومتر یا درجه‌بندی فرعی تنظیم می‌شود که در شکل 15/3 نمایش داده می‌شود.





پروژه‌ای از نمودارهای پیچیده:

در بازرسی و بازدید پروژة نوری بکار برده شده و رسیدگی کردن اجزائی از شکل پیچیدة e.g که شکل ابزار و نوعی نمودار فرانوری می‌باشد. این کار اغلب دست یابی بوسیله سنجش نمودار با یک الگو می‌باشد. این آمادگی مخصوص بوسیله بزرگی نقشهای نمودار می‌باشد که ( متناظر با بزرگ‌سازی نوری ) وابسته به یک فیلم و اشکال شفاف کننده می‌باشد.که معمولاً نصب می‌شود در روی شیشه برای محافظت از نور نصب می‌شود و عموماً وقتی که این منبع در جلو قرار می‌گیرد انجام می‌شود و تلرانس اجزاء متعلق به آن نمایش داده می‌شود. بنابراین ساختن آن ممکن است با تاریخچه دایر کردن آن یکی شود. اگر اجزاء درون آن در اندازه مخصوص ساخته شده باشد وقتی که پروژه نوری که در شکل وجود دارد مانند پیچاندن باریک خطی می باشد که این کار بوسیله هجوسازی اشکال انجام می‌شود که در شکل 16/3 نمایش داده می‌شود که شکل مورد نظر به دو صورت a b می‌باشد که هر دو شکل در صفحة بعد نمایش داده می‌شود.



روشن است که یکی از مؤثرترین هم تراز کننده یک ریسمان مارپیچ است که این کار با هجوسازی ممکن است. معمول‌ترین کار قبول مدل این پروژه می‌باشد. که اول سنجش شکل خارجی نقطه اثر که از خارج آن اندازه‌گیری می‌شود.

این هجوسازی یک نوع بلعیدگر و همچنین که این حاشیه و لبه پوشیده می‌شود. بعد از این که نشان دادن شکل ممکن شد برای سیمای درونی نقاط و تولید نقاط و پیدا کردن صحیح نمودار می‌باشد.

شکل درونی هر یک از اشکال باریک نمی‌تواند بصورت یک پروژه مستقیم باشد. تنها راه ممکن پیروزی این مسئله در ساختن یک پروژة صحیح و کلی از همان راه برای اشکال باریک می‌باشد. در این روش از اشکال باریک مهم‌ترین عمل آن است که در بخش خارجی آن را غیر جدی گرفته شود و بی‌توجهی همچنین به کوچکترین شکل خطری از تعریف آن می‌باشد.


فهرست مطالب

ریخته گری و متالوژی پودر ۶
شکل دهی پوسته ۷
پخت نهایی و ریزش ۷
مراحل تهیه و ساخت قالب گری پوسته ای ۸
قالب گیری Invesment ) (بسته‌ای) ۹
پوشاندن مدل ۱۲
قالب گیری فلز ۱۳
مزایای پوشاندن قطعه ۱۴
قالب ریخته گری فلزی ۱۵
فلزقالب ریخته گری فلز ۱۵
دای کست ثقلی ۱۶
دای کست تحت فشار (فشار بالا) ۱۷
قالب های ریخته گری تحت فشار ( دای کست ) ۲۰
ویژگیهای مراحل مختلف قالب ریزی ۲۲
متالوژی پودری ۲۲
همگن سازی ۲۴
محدودیت ها و ملاحظات طرح ۲۵
اندازه گیر ۲۸
تطبیق گرها ۲۸
تطبیق گر مکانیکی ۲۹
تطبیق گر با تسمه پیچشی ۳۰
تطبیق گر الکترونیک ۳۲
تطبیق گر نوری ۳۴
روش های اندازه گیری فشار باد ۳۵
روشهای اندازه گیری ۳۷
لنزهای موازی ۴۱
پروژه عدسی ۴۱
انواع پرتو افکن ها ۴۲
روشهای اندازه گیری ۴۳
پروژه‌ای از نمودارهای پیچیده ۴۴
کاربردهای اتوکولیماتور ۴۹
اندازه گیری گوشه‌ها و زوایا ۵۳
زاویه دکور: ( Dekkor ) 54
تراز دقیق ۵۶
اندازه‌گیری سطح تمام شده ۵۷
آرایش ۵۸
سیستم اندازه‌گیری ۵۸
روشهای اندازه‌گیری ۵۹
وسایل ثبت الکتریکی ۶۲
آزمایشات برای مرغک ماشین تراش ۶۴
محور موازنه ماسوره با بخش متحرک ماشین تراش ۶۵
گونیای متحرک لغزنده مقطع ( عرضی ) با محور ماسوره ۶۶
محور موازنه انتهای بدنه تیغه همراه با بستر ۶۷
آزمایش هایی برای ماشین های فرز افقی ۶۷
میز متحرک موازی با تی اسلات مرکزی ۶۷
گونیای محور ماسوره‌ای با تی اسلات مرکزی ۶۸
میز گونیای شکل با استفاده از شیوه‌های عمودی ۶۹
آزمایش‌های ماشین‌های سوراخکاری ۷۰
حدود و انطباق‌ها ۷۲
سیستم های محدودیات و تناسبها ( timit -&-fits ) 76
انحراف اساسی ۷۷
تعیین نوع اندازه مبنا ۷۹
حد اندازه‌گیری ۸۱
تلرانسهای مقیاسی ( نمونه ) و دقت مجاز فرسایشی ۸۳



خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

کاربرد کامپیوتر در معماری

سه‌شنبه 2 آذر 1395

کاربرد کامپیوتر در معماری

مقدمه:

تاریخ بشریت ، حاکی از تلاش بی وقفه آدمی برای تسلط و بهره وری از مادر طبیعت بوده است . وی با اتکا به قدرتهای خدادادای ، عقل ، خرد و خلاقیت همچنین دستانی ماهر همواره تلاش نموده است تا طبیعت سرکش و قدرتمند را مهار نماید و برای تداوم بقای خویش مورد بهره برداری قرار دهد . او سالیان درازی را در غارها و با حداقل امکانات و ابزار گذراند . ضروریات و الزمات محیطی ، جمعی و فردی کم کم او را به کشف رموز و قوانین حاکم بر طبیعت وادار نمود .

او تلاش نمود تا با دستیابی به بهترین و کارآمدترین ابزارها ، آمال و آرزوها و تمنیات مادی و معنوی خود را تحقق بخشد .

آشنایی با ابزار معماری:

معماری نیز همچون دیگر شاخه های علوم و حرف بشری ، اهداف و وظایفی را برعهده گرفته است و بدین منظور ، از مجموعه ای از علوم ، فنون ، روشها و ابزار و امکاناتی برای دست یابی به آن بهره می جوید . تا چندی پیش معماران برای تهیه نقشه ها و طرحهای خود از قلم ، راپید ، کاغذ کالک و نظایر آن استفاده می کردند ، ولی امروزه این ابزارها جای خود را به رایانه ها و برنامه های رایانه ای سپرده اند .

در سیستمهای سنتی ، طراحان ، طرحهای اولیه را در مقیاسهای کوچک( الی ) با دست و یا خط کش تهیه می کردند . سپس دسناتورها ( نقشه کشها ) وظیفة‌ تهیه نقشه های مدادی دقیق و با مقیاس بزرگتر ( تا ) را برعهده گرفتند . در جریان تهیة نقشه ها ، بارها طرح ، از سوی طراحان ، کنترل ، حک و اصلاح می گردید . و سرانجام پس از کنترل نهایی طراح ، اقدام به دسن ( مرکبی کردن ) آن بر روی کالک می نمودند . عموماً جریانات رفت و برگشت بین طراح و نقشه کش در مرحلة مدادی ، زمان بسیاری را به خود اختصاص می داد . چه بسا که نقشه های مرکبی شده ، بار دیگر مورد تجدید نظر قرار می گرفت و نقشه کشها مجبور به تیغ زدن ( پاک کردن ) قسمتهایی از کالک ، و ترسیم مجدد آن می شدند .

امروزه ، دیگر این شیوة کار به دلیل زمانگیر بودن آن ، از دفاتر مهندسی رخت بربسته است همچنین این روشها دیگر نمی تواند روش مناسبی برای ایجاد طرحهای نو ، ابتکاری و پیچیده باشد . به تجربه نیز ثابت گردید طراحانی که خود مستقیماً یا با واسطه با نرم افزارهای ترسیمی یا مدل سازی و یا تخصصی (معماری ) کار می کنند در مدت زمان کمتر و با دقت بالاتری ایده های خود را به صورت نقشه پیاده کرده ، با حداقل سعی و خطا ( رفت و برگشت ) آن را کامل می نمایند . همچنین ، در بسیاری از دانشکده های مهندسی جهان ، تدریس دروس نقشه کشی از ابتدا با رایانه آموزش داده می شود و دیگر لزومی به استفاده از قلم و راپید و کاغذ کالک احساس نمی گردد .



خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
برچسب‌ها: کاربرد، کامپیوتر، معماری

کاربرد پلیمرها در صنعت راهسازی

سه‌شنبه 2 آذر 1395

کاربرد پلیمرها در صنعت راهسازی


مقدمه:

امروزه صنعت راهسازی یکی از مهمترین شاخه های مهندسی می‌باشد که به سرعت در حال رشد است. گسترش سریع شبکه راهها، افزایش ترافیک و بار محوری ناشی از آن، همچنین افزایش تقاضا برای بهبود کیفیت خدمات، سبب تلاش بیشتر مهندسان به منظور بالا بردن کیفیت راهها و نگهداری آنها گشته است.

تا اوایل قرن بیستم جاده ها عمدتا خاکی بودند و راههای داخل شهری سنگفرش می‌شدند، امروزه، با پیشرفت تکنولوژی به روسازی راه بسیار اهمیت داده می‌شود.

در این میان مناسبترین ماده ای که برای روسازی راه به کار می‌رود، آسفالت است. زیرا از مواد دیگری ارزانتر است، در برابر تغییرات شرایط جوی پایدار می‌باشد، خاصیت ارتجاعی دارد، به فراوانی و در همه جا در دسترس است و می‌توان آن را (با اصلاحات لازم) در هر آب و هوایی به کار برد.

تا چندین دهه قبل آسفالت به صورت معمول خود (مخلوطی از قیر و سنگدانه) به کار می‌رفت. ولی امروزه مهندسان بنا به دلایل زیر سعی در بهبود خواص آسفالت دارند:

آسفالت با مشکلاتی نظیر ترک خوردن، شیار شیار شدند (Rutting) فرسوده شده بر اثر نمکها، جمع شدن بر اثر گرما یا شکننده شدن بر اثر سرما و … روبروست.

توجه به ایمنی و راحتی جاده ها از مهمترین اصول راهسازی مدرن است. مثلا سطح جاده باید طوری باشد که اصطکاک لازم را ایجاد کرده از لیز خوردن اتومیبلها جلوگیری نماید. همچنین صدای ناهنجار ایجاد ننماید. یعنی دارای سطحی هموار باشد نیز از جمع شدن آب روی جاده جلوگیری شود.

طراحان و مهندسان در پی یافتن روشها و مواد مناسبی برای اصلاح آسفالت هستند. از جمله مهمترین موادی که تا کنون برای این منظور به کار رفته اند و نتایج بسیار رضایت بخشی به همراه داشته اند. پلیمرها می‌باشند.

در این مقاله سعی شده است به دو کاربرد عمده پلیمر در بهبود خواص آسفالت اشاره شود:

1- استفاده از پلیمر برای اصلح خواص قیر.

2- استفاده از شبکه های (Mesh) پلیمری برای تسلیح آسفالت.

3- استفاده از پلیمر برای اصلاح قیر PMB2

قیر به عنوان چسبنده ای ایده آل برای ساخت آسفالت به کار می‌رود. این ماده در دمای بالا مایع شده می‌تواند با سنگدانه ها مخلوط شود آنها را به هم بچسباند و تشکیل آسفالت دهد. در دمای معمول، قیر به صورت یک ماده ویسکو الاستیک عمل می‌کند به علاوه چسبندگی خوبی داشته، در برابر نفوذ آب مقاوم می‌باشد. با این همه، برخی از مشکلات راهها نظیر خرد شدن آسفالت بر اثر خستگی، ایجاد شیار بر روی آسفالت بر اثر افزایش بار محوری، روان شدن آسفالت در اثر گرما، کنده شدن و خرد شدن سنگدانه ها و … مربوط به قیر مصرفی می‌باشند. بنابراین شیمیدانها سعی زیادی در بهبود خواص قیر دارند.

یکی از راههای اصلاح یک ماده اضافه کردن مواد دیگر به آن می‌باشد مثل ساخت آلیاژهای گوناگون.

پلیمرها از اولین مواد اصلاح کننده ای بودند که برای افزودن به قیر پیشنهاد شدند زیرا:

منشا پلیمرها وقیر هر دو ماده خام واحدی می‌باشد (نفت). بنابراین ساختار اصلی آنها قابل مقایسه است.

با استفاده از فرآیندهای شیمیایی می‌توان پلیمرهای جدید با خواص مطلوب تهیه کرد (تنوع).

پلیمرها موادی پایدار و قابل بازیافت هستند (توجیه اقتصادی).

اواسط دهه 70 میلادی یک شرکت نفتی توانسته با اضافه کردن EVA3 ، به قیری با انعطاف پذیری بهتر دست یابد کمی‌بعد با کشف 4SBS ها شیمیدانها توانستند خواص قیر را باز هم بهبود بخشند.

EVA ها پلاستیک5 و SBS ها الاستومر6 هستند، امروزه، برای اصلاح قیر از هر دو گروه EVA و SBS ها بهره گرفته می‌شود.

اولین آزمایش موفقیت آمیز PMB ها در اواخر دهه 70 میلادی در جاده های انگلستان انجام شد.

فهرست مطالب:


- مقدمه. 1

2-1 بهبود خواص قیر با اضافه کردن پلیمر. 3

2-2 مواردی از کاربرد آسفالت پلیمری.. 5

2-3 مشکلات استفاده از قیر پلیمری.. 7

3 - استفاده از پلیمرها در تسلیح آسفالت... 8

3-1 چگونه مشهای انعطاف پذیر از ترک خوردن آسفالت جلوگیری می‌کنند؟. 9

3-2 مشخصات فیزیکی مشهای تسیلح.. 10

3-3- موارد استفاده 11

3-4 نحوه استفاده از مشهای تسلیح.. 12

4- نتیجه گیری.. 12

مراجع.. 13

ژوتکستایل.. 14

1- مقدمه. 14

2- کاربرد ژئوتکستایلها در جداسازی لایه های خاک (separation) 17

3- کاربرد ژئوتکستایلها در تسلیح خاک... 18

3-1 تسلیح دیوارهای حائل به وسیله ژئوتکستایل.. 19

3-2 پایداری شیروانیهای خاکی توسط ژئوتکستایل.. 22

3-3- تسیلح جاده ها به وسیله ژئوتکستایل.. 24

3-4 افزایش شیب مجاز شیروانیها 25

3-5 پایداری شیروانیهای خاکی بوسیله ژئوتکستایل.. 26

4- کاربرد ژئوتکستایلها به عنوان فیلتر. 27

5- کاربرد به عنوان قالب انعطاف پذیر. 28

6- کاربرد ژئوتکستایلها به عنوان زهکشی.. 31




خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

بررسی کاربرد زبان در ایجاد ارتباط در جوامع مختلف

سه‌شنبه 2 آذر 1395

بررسی کاربرد زبان در ایجاد ارتباط در جوامع مختلف


جامعه‌شناسی، و انسان‌شناسی بر روی شماری از موضوعات آن صورت می‌گیرد که بسیاری از آنها را در این مورد بررسی قرار خواهیم داد.

در این فصل توجه خود را معطوف به کاربرد اصلی زبان ، یعنی ارتباط ، خواهیم کرد. خواهیم دید ارتباط چه مشکلاتی برای کاربرد شناسی ایجاد می‌کند و دارای کدام ساخت است . در نهایت به برخی موضوعات ویژه در کاربرد‌شناسی خواهیم پرداخت.

طرح مسئله

شاید رایج‌ترین ویژگی تعامل انسان که به سختی آن را قابل ملاحظه می‌دانیم، این است که ما صحبت می‌کنیم. بعضی اوقات با اشخاص خاص، بعضی اوقات با هر کس که گوش می‌دهد، و در زمانی که کسی را برای گوش کردن نمی‌بابیم، با خودمان صحبت می‌کنیم. اگرچه زبان انسان، نقش‌های بسیار متنوعی را ایفاء میکند- از بیدار کردن کسی در صبح زود با گفتن تا نامگذاری یک کشتی با گفتن ولی در اینجا به آن کاربرد‌‌های زبان خواهیم پرداخت که برای ارتباط انسان، ابزاری است. برای مثال، متکلمین ماهرزبان انگلیسی حقایقی از قبیل زیر را می‌دانند:

الف- برای سلام به کارمی‌رود.

ب- برای خداحافظی به کار می‌رود.

ج – گروه به طور صحیح می‌تواند توسط متکلم در یک موقعیت خاص برای اشاره به میز خاصی بکار برود.

د – گروه به طور صحیح می‌تواند توسط متکلم در یک موقعیت خاص برای اشاره به میز خاصی بکار برود.

ه - برای درخواست نمک به کار می‌رود.

و - برای پرسیدن سن شخصی به کار می‌رود.

ز - برای بیان اینکه باران می‌بارد، مورد استفاده قرار می‌گیرد.

ح - برای قول دادن مورد استفاده قرار می‌گیرد.

ما از این فهرست می‌توانیم به شمه‌ای از انواع گستردة کاربردهای احتمالی زبان دست یابیم، ولی قبل از مرور این کاربردهای گوناگون، نخست باید بین استفاده از زبان برای انجام دادن کاری، واستفاده از زبان در انجام کاری تمیز قایل شویم، بدون شک یک حقیقت بسیار مهم دربارة انسان این است که ما زبان را در اکثر افکارمان به کار می‌بریم. احتمال دارد که برخی از افکار راکه به آن می‌اندیشیم، و به ویژه افکار مجرد و انتزاعی را، اگر زبانی در دسترس نداشتیم، نمی‌توانستیم به آنها بیاندیشیم. این حقیقت ممکن است برای حیات شناختی ما مهم باشد ، ولی برای مفهوم کاربرد شناختی کاربرد زبان ، یعنی استفاده از زبان برای انجام کارها، مهم نیست . وقتی توجه خود را بر اینکه مردم با استفاده از زبان می خواهند چه بکنند، معطوف می‌کنیم، در واقع توجه خود را معطوف به این می‌کنیم که شخص با کلمات درمواقع خاصی چه می‌مند ، در واقع بر نیات، مقاصد، تاورها ،و آرزوها ‌یی که یک متکلم در صحبت کردن دارد، متمرکز می‌شویم .

صحبت کردن همواره بدون تلاش وامری عادی است، ولی کاربرد موفق زبان عملی فوق‌العاده پیچیده است، همانطور که این موضوع را هرکس به عنوان فردی بزرگسال که سعی کرده است تا زبان دومی را یاد بگیرد، می‌داند. افز‌ون بر این‌، کاربرد یک زبان بیش از دانستن آن وقادر به تولید وفهم جملات آن است. ارتباط همچنین امری اجتماعی است، که معمولاَ در درون بافت نسبتاَ به خوبی تعریف شدة موقعیت اجتماعی صورت می‌گیرد. در چنین بافتی ما به دیگران اتکا می ‌کنیم تا در درک ما از اینکه آن موقعیت چیست، سهیم باشند. با مردمی که می‌شناسیم ، به فهمیدن مشترک متکی هستیم تا ارتباط تسهیل شود. ولی این فرایند ،چگونه فرآیندی است؟ ارتباط زبانی به آسانی حاصل می‌شود ولی مسلم است که به آسانی قابل توصیح نیست، هر نظریه ارتباط زبانی که شایستگی این عنوان را داشته باشد،باید سعی ن‌‌ماید تا به سؤالات زیر پاسخ دهد:

1- ارتباط زبانی (موفق) چیست؟ 2- ارتباط (موفق) چگونه صورت می‌گیرد؟ برای مثال ، فرض کنید‌ که یک متکلم قصد د ارد تا به شنونده‌ای گزارشکند که جاده یخ زده است. چه چیزی متکلم را قادر می‌سازد تا بتواند این موضوع را به شنونده بگوید؟ ‌

( جای تعجب است که این سوالات در پیشینه هیچ رشته اصلی بطور جامع مورد بررسی قرار نگرفته‌اند. زبان‌شناسی با توجه به ویژگی ساختاری زبان، سعی کرده است تا پدیده‌های ارتباطی را در خارج از قلمرو اصلی آنها بداند. به همین منوال ، می‌توان آن علایق فلسفی درباره معنی، صدق، وارجاع را بدون بررسی جزئیات امر ارتباط دنبال کرد. روانشناسی سنتی توجه خود را معطوف به پردازش جمله‌ها می‌کند، اما علاقه زیادی به ویژگی‌‌های پدیده‌های ارتباطی ندارد. در نهایت، برخی جامعه‌شناسان و انسان‌شناسان شروع به بررسی گفتگوها و مکالمات کرده‌‌اند، با این وجود مسئله ماهیت خود ارتباط را نادیده گرفته‌اند (یا فرض کرده‌اند که پاسخ آن را داده‌اند) . بنابراین، چیزی که مورد نیاز است، رویکردی منسجم به پدیدة ارتباط است که در آن مسئله ماهیت ارتباط مرکز تحقیق و بررسی باشد.) فقط در سالهای اخیر شکل یک نظریة بسندة ارتباط شروع به شکل‌گیری کرده است،و.زمان و پژ وهش بیشتری مورد نیاز است تا مفصلاً آن را کشف کند.

(الگوی پیام ارتباط زبانی)

در چهل سال گذشته متداولترین و معروف ترین برداشت از ارتباط زبانی انسان، آن چیزی بوده که ما آن را الگوی پیام می‌نامیم . وقتی الگوی پیام به عنوان یک « فرستنده» و شنونده به عنوان یک گیرنده فر ض می‌شود، و مسیر کلامی – گوشی( یعنی موج صوتی) نیز کانال صحیح می‌باشد الگوی پیام در ارتباط انسانی در شکل 9ـ1 نشان داده شده و در (6 ) خلاصه شده است.

شکل 9ـ1 ( الگوی پیام ارتباط متکلم پیامی در مغزش دارد که می‌خواهد به شنونده انتقا ل دهد و بتابراین متکلم از برخی صورت‌های زبان برای رمزگذاری پیام به منزلة معنای آن سود می‌جوید وآن را تولید می‌کند. شنونده با شنیدن صحبت، شروع به تشخیص اصوات، نحو و معنا می‌کند، و سپس با دانش ربای خود این معانی را به صورت یک پیام رمز‌گشایی شدة‌ موفق تضنیف می‌نماید.

این الگو توجیه‌گر برخی ویژگی‌های متداول گفتگو است: یعنی این الگو پیش‌بینی می‌کند زمانی ارتباط موفق است که شنونده همان پیامی را رمز‌گشایی شده با پیام رمز‌گذاری شده متفاوت باشد، ارتباط مختلف می‌شود. به همین منوال، این الگو، زبان را به منزلة‌ پلی‌بین متکلم و شنونده می‌داند که اندیشه‌های « خصوصی» توسط اصوات « همگانی» منتقلش می‌شود، که در نتیجه این اصوات به عنوان وسیله‌آی برای انتقال پیام مربوطه عمل می‌کند.

الگوی پیام گرچه دارای شمای جدیدی است، ولی حداقل به سه قرن قبل و به فیلسوف معروف جان‌لاک بر می‌‌گردد، که در سال 1691 چنین نوشت:

بنابراین، انسان به طور طبیعی دارای چنان اندامی شد که مناسب تولید اصوات باشد، که آنها را کلمه می نامیم. ولی این به تنهایی برای تولید زبان کافی نبود. چون طوطیان و برخی پرندگان دیگر را می‌توان آموخت تا اصوات را به اندازة کافی قابل تشخیص ادا کنند، به هیچ وجه نمی‌توان آن را زبان دانست.

پس، افزون بر اصوات صوتی، لازم آمد تا بتواند این اصوا را به مثابه علایمی از برداشت های داخلی به کار برد، و آنها را به منزلة‌ نشانه‌هایی برای ایده های ذهنی خود قرار دهد، تا بدین وسیله این ایده‌ها ر بتوان برای دیگران نمایاند و افکار اذهان انسان‌ها بتواند از فردی به دیگری منتقل شود.

جهت راحتی و سود جامعه که بدون انتقال افکار نباشد، لازم شد که انسان برخی نشانه های خارجی قابل فهم وملموس را پیدا کند، که از طریق آن ایده‌های غیر ملموس، که افکارشان آنها را می‌ساخت، برای دیگران شناخته شود.

افزون بر این، بسیاری از گفته های معاصر وجود دارد که اساساً همین ایده را می‌رسانند:

متکلم: بنابه دلایلی که زبان شناختی نیست، پیامی را که مایل است به شنوندگانش منتقل سازد، بر می‌گزیند، یعنی افکاری را که می‌خواهد آنها دریافت کنند. یا دستوراتی را که می‌خواهد به آنها بدهد، با سئوالاتی که می‌خواهد از آنها بپرسد. این پیام به شکل نمایی آوایی از گفته‌ها به واسطة‌ نظام قواعد زبانی، که متکلم مجهز به آن است، رمز‌گذاری می شود. پس این رمز‌گذاری تبدیل به سیگنالی برای اندام‌های تولید گفتار متکلم می‌شود، و او گفته‌ای را بیان می‌کند که دارای صورت آ‌وایی مناسب است، در عوض، اندام‌های شنیداری شنونده این صورت آوایی را دریافت می‌کند. اصوات گفتاری که این اندام‌های تولید گفتار متکلم می‌شود، و او گفته ای را بیان می‌کند که دارای صورت آوایی مناسب است.

در عوض ، اندامهای شنیداری شنونده این صورت آوایی را دریافت می‌کند. اصوات گفتاری که این اندام‌های شنیداری را تحریک می‌کنند، تبدیل به سیگنال عصبی می‌شود که از آن یک نمای آوایی حاصی می شود که معادل با آن نمایی است که متکلم پیام خود را در آن رمز‌گذاری کرده است. این نمای آوایی، توسط نظام قواعد زبانی شنونده به صورت همان پیام که متکلم در اول برای انتقال انتخاب آوایی، توسط نظام قواعد زبا نی شنونده، همان نظام قواعد را برای رمز‌گشایی انتخاب می‌کند که متکلم برای رمز‌گذاری بر می‌گزیند، پس نمونه ای از ارتباط زبانی موفق ایجاد می‌شود. ( کانز 1966 ، صص 103-104 )

تردیدی وجود ندار که این الگو بسیاری از افراد علاقمند به پدیدة‌ ارتباط در انسان را مجذوب و مسحور کرده است، و تا حدودی در زبان ما جایگیر شده است. برای مثال ، ردی (1979، صص 316-311 ) فهرستی از هشتاد استعاره را ارائه داده که براساس تصور زبان به منزلة‌ مجرایی برای اندیشه ها می باشد. در زیر برخی از این استعاره‌ها داده شده‌اند.




ارتباط مستقیم و تحت اللفضلی:

هنگامیکه به صورت مستقیم ارتباط برقرار می کنیم، فقط یک کنش ارتباطی انجام می دهیم، و هنگامیکه به صورت تحت اللفضلی سخن می گوییم، آنچه می گویم هماهنگ و سازگار با منظور ما است.

استراتژی مستقیم

اولین استراتژی ما، یعنی استراتژی مستقیم، شنونده را قادر می سازد تا از چیزی که متکلم بیان کرده و او شنیده است، استنتاج کند که متکلم به صورت مستقیم چه چیزی را می گوید.

(گام اول)

کردار زبانی

شنونده گفته ای را که متکلم بیان کرده، تشخیص می دهد.

اولین نقیصه الگوی پیام، ابهام دخیل در بود. الگوی پیام این حقیقت را در نظر نمی‌گیرد که گفته بیان شده ممکن است مبهم باشد و اینکه معمولاً از شنونده انتظار می‌رود (از سوی متکلم) که باند کدام معنا در آن موقعیت صحیح است. غالباً یک معنا از لحاظ بافتی نامناسب است، و فرض بر این خواهد بود که متکلم فقط معنای مناسب را مد نظر داشته باشد. برای مثال، جمله Give me a cheap gas can می تواند دارای معنای‌بالقوه:Give me a can for cheap gasیاGive me a gas can which is cheap باشد. ما معمولاً معنای دوم را در نظر می گیریم، چون از قوطی های یکسانی برای گازگران قیمت یا ارزان استفاده می شود.

بنابراین، شنونده با شنیدن لفظ باید تصمیم بگیرد که کدام معنای گفته همان معنای مورد نظر است.

(گام دوم)

معنای کاربردی

شنونده تشخیص می دهد کدام معنای گفته، همان معنای کاربردی در آن لحظه است.

حتی پس از اینکه شنونده لفظ را در بافت ابهام زدایی کرد، معمولاً کار دیگری قبل از تعیین آن کنش ارتباطی اجرا شده، باید از سوی شنونده باقی مانده باشد همچنانکه قبلاً ذکر شد، این کار مستلزم تعیین این موضوع است که متکلم به چه چیزی اشاره دارد. (البته اگر به چیزی اشاره داشته باشد).

این موضوع یک مشکل محسوب می شود، چون ارجاع به ندرت فقط با معنای گفته تعیین می شود. این موضوع روشن تر خواهد شد، اگر ما بخاطر بیاوریم که یک پیام غالباً در مورد شخص، مکان، یا چیزی خاصی در دنیای خارج است، اما معنای یک لفظ در زبان، به ندرت (اگر نگوییم هرگز) بطور دقیق مشخص می کند که ارجاع به کدام شخص، مکان، یا شیء بوده است.

در نتیجه گام بعدی استنتاج شنونده، همانا تعیین این خواهد بود که مورد اشاره متکلم کیست یا چیست.



خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

بررسی آندوسکوپی و کاربرد آن

دوشنبه 1 آذر 1395

بررسی آندوسکوپی و کاربرد آن


تاریخچه آندوسکوپی

کلمه آندوسکوپ از 2 کلمه یونانی به معنای « درون » و « دیدن » تشکیل شده است . عبارت endoscopy به معنای استفاده از تجهیزات برای معاینه درون ارگان های حفره مانند بدن به صورت دیداری است . در علم پزشکی از دیر باز تمایل و رغبت برای دیدن اجزای درون بدن نیروی محرکی بوده است تا بدان وسیله بتوان به بیماران کمک کرد . در کنار جراحی باز ، این روش معاینه و جراحی با کمترین تهاجم به بدن ، روشی ظریف و استادانه و ماهرانه البته با کمترین مشکل برای بیمار محسوب می شود .

طبیعت راه رسیدن به این هدف را فراهم آورده است . دستیابی به درون ، از طریق حفرات و سوراخ های بدن انسان امکان پذیر است .

برای اولین بار در سال 1868 ، آدولف کاسمال با وارد کردن لوله ای غیر قابل انعطاف به داخل معده یکی از بیماران خود آندوسکوپی (gastrointestinal) Gl را پایه گذاری کرد . در سال 1881 پزشک اتریشی آقای johann bonmilulioz به دنبال تحقیقات صورت گرفته با همکاری صنعتگران معروف آن زمان مبادرت به اختراع اولین گاستروسکوپ نمود که انتهای دیستال آن (distal tip) نوری داشت که توسط لامپ پلاتینی تامین می شد در ادامه تحقیقات ارزشمند جهت ساخت اولین گاستروسکوپ جایگزینی فرم خاصی از لامپ ادیسونی به لامپ پلاتینی نیز مورد بررسی قرار گرفت . در سال Elsner گاستروسکوپ غیر قابل انعطافی را عرضه نمود که از سیستم لنزی بهره مند بود . به همین سبب امکان استفاده از نوک ابزار دستگاه به صورت لاستیکی میسر و به تبع آن صدمات به حداقل می رسید .

امروزه در مسیر پیشرفت و تکامل علم آندوسکوپی از سیستم های نور پیشرفته ای برای انتقال تصاویر و همچنین انتقال نور و روشنائی بهره گرفته می شود و این در حالی است که حدود 100 سال پیش انتقال تصویر حتی بدون استفاده از لنز و تنها با استفاده از یک تیوپ صورت می گرفته است .

اگر چه ساخت آندوسکوپ های نیمه انعطاف پذیر تحول بزرگ در سیر مراحل تکامل آندوسکوپ ها بود اما عدم توانائی آن ها در برداشتن نمونه های بیوپسی و محدودیت دید تمامی زوایا باعث گردید تا آندوسکوپ های فیبر نوری ارایه شوند . در سال 1965 تیم تحقیقاتی متشکل از Curtis , Hirschowitz موفق شدند اجزاء فیبروسکوپ را مهیا کنند ولی تنها مشکلی که در این زمینه وجود داشت کیفیت پایین دسته فیبرهای نوری بود که به دلیل نشت نور بین پرتو ها به وجود می آمد .

با استفاده از پوشش شیشه ای با ضریب شکست کمتر این مشکل نیز تا حدی
مرتفع گردید و بدین ترتیب اولین فیبروسکوپ در سال 1957 به جامعه پزشکی عرضه شد .

در حال حاضر از آندوسکوپ ها نه تنها در درمان بیماری ها و نه تنها در علم پزشکی بلکه در علم مکانیک ( دیدن اجزا و قطعات درون ماشین آلات مختلف ) و باستان شناسی ( نگاه کردن به سازه های درونی کلیساهای قدیمی با استفاده از تلسکوپ آندوسکوپ ها ) نیز استفاده می شود .


منابع نور

در گذشته منبع نور مورد استفاده در آندوسکوپی ، لامپ های تصویر تنگستن بودند که بر سر تلسکوپ گذاشته شده و به داخل بدن فرستاده می شد ، چون این لامپ ها از ابتدا به منظور خاص آندوسکوپی طراحی آن ها هدر می رفت یا به اصطلاح گم می شد و دلیل آن هم این بود که نقاط نورانی خروجی از لامپ (outpur spot) از نظر اپتیکی با ناحیه فعال الیاف فیبر نوری همخوانی کافی نداشتند . به علاوه نور لامپ های تنگستن زرد رنگ است و این موضوع روی ظاهر رنگ بافت تاثیر می گذارد که این پدیده هم به نوبه خود می تواند ظاهر منطقه ملتهب را عوض کند .


منابع نور با شدت پایین ( منابع نور آزمایشگاهی ) و منابع نور با شدت بالا

یک منبع نور استفاده شده برای آندوسکوپی بایستی شرایط زیر را دارا باشد .


1 ـ روشنائی کافی که بتواند میدان دید را به خوبی روشن کند و همچنین خلوص رنگ بالا که از طریق آن بتوان به معاینات و جراحی های آندوسکوپی در نقاط ظریف و حساس بدن پرداخت .

2 ـ تشعشع مادون قرمز که منجر به انتقال حرارت تشعشعی به داخل حفرات بدن می شود تا حد امکان حداقل گردد ( این تشعشعات ممکن است منجر به سوختن بافت در محل تماس با آن شود )

3 ـ الکتریکی منابع تغییر مبدل ها بایستی از پرسنل اتاق عمل کاملا ایزوله شده باشند طوری که هیچ گونه ارتباطی در این بین برقرار نباشد .

4 ـ فن های استفاده شده برای کاستن حرارت نبایستی حجم خیلی زیادی از فضا را اشغال کنند طور که باعث ایجاد اغتشاش (tubulence) و نویز و سر و صدای اضافی بشوند .

با پیشرفت علم آندوسکوپی تقاضای فرایند هایی برای استفاده از منابع نور با شدت بالا صورت گرفت . این منابع امروزه به طور وسیعی در موارد زیر استفاده می شوند :

1 ) اعمال جراحی که در آن ها از آندوسکوپی فیبرنوری از نوع Flexble ( انعطاف پذیر ) استفاده می شود .

2 ) اعمال جراحی که در آن ها از فیبر های نوری انعطاف پذیر با اتصالات مورد نیاز برای مقاصد آموزشی استفاده می شود .

3 ) کـاربردهای مستند سازی که ممکن است به صورت سینماتوگرافی یا تلویزیونی باشد .

برای منابع نوری از لامپ های مختلفی مانند گزنون ، کوارتز ، هالوژن ، بخار جیوه و غیره استفاده می شود .

لامپ های هالوژن دارای توان 150 وات هستند و نور زدی ایجاد می کنند و برای حالت استفاده با چشمی مناسب هستند لامپ های metal ، توانی تا حد 250 وات ایجاد می کنند و نور آن ها سفید است . لامپ های زنون توان در حدود 300 وات ایجاد می کنند که این مورد آخر بیشتر در آندوسکوپی قفسه سینه و اطراف قلب که رگ های خونی فراوانی وجود دارند استفاده می شود . زیرا خون تیره رنگ بوده و برای دیدن این نواحی ، باید از منبع نور با توان بالا استفاده شود .

این منابع نور کوچک و فشرده می توانند میدان دید حدود 70 درجه را در فیبرهای اپتیک به وجود آورند .

نور از طریق فیبر نوری از منبع نور سرد به تلسکوپ یا فیبروسکوپ منتقل می شود . علت این که به این منبع نور ، واژه سرد اطلاق می شود آن است که نور در محل دیگری ایجاد می شود و از طریق فیبر به محل منتقل می شود ، بنابراین نور مربوطه گرمائی ندارد .این منابع دو وظیفه اصلی بر عهده دارند . وظیفه اول این منابع تامین انرژی روشنائی مناسب برای انتقال داخل بدن و دوم تامین هوای فشرده مناسب و نیز هدایت آب و هوای فشرده به سر فیبروسکوپ به منظور شستشوی لنزهای انتهائی دستگاه می باشد در یک تقسیم بندی منابع نور سرد بر اساس لامپ استفاده شده در آن ها تفکیک و مشخص می شوند که در قسمت قبل توضیح داده شد .

بافت مورد نظر که توسط آندوسکوپ دیده می شود 2 خاصیت مهم جذب (absorption) و پراکندگی ( Scattering ) را در مقابل نور از خود نشان می دهد :

(Absorption) : تبدیل انرژی مکانیکی به گرمائی هنگام عبور نور از بافت را گویند که علت آن نزدیکی ملکول ها کنار همدیگر و اصطکاک آن هاست .

( Scattering ) : وقتی نور به ذرات بافت برخورد می کند ، اگر ذرات نسبت به طول موج دارای ابعاد کوچک تری باشند هر کدام از آنها پرتو را گرفته و خود را مثل یک منبع تولید نور عمل کرده ، به کلیه جهات انرژی می فرستند . این پدیده در داخل هر بافت اتفاق می افتد نه در مرز مشترک بین دو بافت . پس پراکندگی در تمام جهات رخ می دهد هر دو این خاصیت ها به رنگ نور تابیده شده و طول موج آن بستگی دارند . خون ، طول موج های مربوط به رنگ های آبی و سبز را به شدت جذب می کند به همین دلیل تصویر حاصل از آندوسکوپی ، هنگامی که در بافت خونریزی اتفاق افتاده باشد ، تیره می گردد . همچنین هنگام انجام عمل سیستوسکوپی ( معاینه مثانه ) در مثانه ای که از مایع شستشو پر شده است اغلب داخل مثانه تیره و تار به نظر می رسد که علام Scattering شدید نور تابیده شده است .

ساختار برنامه دستگاه SOFTWARE STRUCTUR

READY MODE :

بعد از هر کالیبراسیون ، انجام محاسبات روی نمونه های گاز یا خون ، انجام محاسبات کنترل کیفیت ، راه اندازی دستگاه ، STANDBY پروتئین زدائی ، تخلیه DECONTAMINATION ، پاکسازی CLEANING ، پر کردن مجدد لوله ها TUBING REFILL تنظیمات LS و راه اندازی مجدد آنالایزر ، دستگاه به حالت READY در خواهد آمد .

MENU SOFTKEY :

استفاده از این شاسی ها هر گاه دستگاه در حالت READY بوده و یا کاربرد برنامه های ذیل ( کالیبراسیون ـ برنامه ریزی اطلاعات DATA MANAGEMENT نگهداری ـ UTILTIES ) مقدور باشد ممکن است . هر یک از برنامه های فوق خود مرکب از چند برنامه می باشد .

CALIBRATION :

CAL 1 – موجب آغاز یک برنامه کالیبراسیون خارج از نوبت با PH در یک نقطه PCO2 در دو نقطه و PO2 در یک نقطه می گردد .

CAL 2 – موجب آغاز یک برنامه کالیبراسیون خارج از نوبت با PH در دو نقطه PCO2 در دو نقطه و PO2 در یک نقطه می گردد .

TOTAL CAL – موجب آغاز یک برنامه کالیبراسیون کلی می گردد .

کالیبراسیون های دیگر شامل کالیبراسیون گاز در 1 یا دو نقطه می باشند که می توانند بدلخواه اپراتور براه بیافتند .


DATA MANAGEMENT :

شامل :

A – بایگانی اطلاعات بیمار ( PATIENT REPORTS LOG ) ( مرکب از بایگانی LOG و برنامه محاسبات خاص می باشد )

B – بایگانی کالیبراسیون CALIBRATION

C – بایگانی وضعیت سیستم SYSTEM STATUS

D – DISK OPERATION - ( فقط در صورتیکه DISK بر روی دستگاه نصب و راه اندازی شده باشد ) .

اطلاعات بطور اتوماتیک در بایگانی های مربوطه پس از هر پروسه ضبط میگردد .

MAINTENANCE :

A – اگر چه پس از هر کالیبراسیون ، محاسبات و غیره عمل شستشو صورت می گیرد ، لیکن میتوان بطور دلبخواه نیز دستگاه را شستشو ( RINSE ) نمود .

B - برنامه پاکسازی CLEANING – هم بصورت دستی مقدور بوده و هم با برنامه ریزی .

C – برنامه پروئین زدائی ( PROTEIN REMOVAL ) – جهت تمیز نمودن مجاری انتقال مایع از رسوبات لیپید ( LIPID ) و پروتئین تهیه و تنظیم گردیده .

D – DECONTOMINATION – این برنامه جهت پاکسازی مسیرهای عبور مایع قبل از نصب یا تعویض الکترودها و یا لوله های پمپ مورد استفاده قرار می گیرد .

E - برنامه حفاظت و نگهداری دیگر موجود عبارتند از :

پر کردن مجدد لوله ها ( TUBING REFILL) و تنظیم سنسورهای مایعات
( LS ABJUSTMENT ) .

UTILIES :

A – STANDBY : جهت خاموش کردن موقت ABL 500 مورد استفاده قرار می گیرد .

B – PRINT : جهت دریافت چاپ از اطلاعات ABL مورد استفاده قرار می گیرد ( در صورتکیه در برنامه SETUP شاسی چاپ انتخاب نشده باشد ) .

C – SEND : جهت ارسال اطلاعات به کامپیوتر دیگر مورد استفاده دیگر قرار می گیرد ( در صورتیکه شاسی SEND توسط برنامه SET UP انتخاب نشده باشد ) .

D – OTHER UTILITIES : ( برنامه های جانبی دیگر ) شامل برنامه SET UP
( مرکب از 19 برنامه ) و برنامه سرویس که فقط میبایست توسط متخصصین مجاز مورد استفاده قرار گیرد می باشد .

SYSTEM STATUS :

( وضعیت سیستم ) – شامل اطلاعات ضبط شده زیر می باشد :

پیغامهای اپراتور OPERATOR RECORDS

پیامهای در ارتباط با نمونه SAMPLE RECORDS

پیامهای در ارتباط با ترانسدوسر TRANSDUCERS RECORD

از آخرین شستشو – از آخرین کالیبراسیون – از آخرین محاسبات

پیامهای سیستم SYSTEM RECORDS :

عمومی ـ از آخرین کالیبراسیون ـ از آخرین محاسبات

دکمه مربوط به وضعیت سیستم ( SYSTEM STATUS SOFTKEY ) تنها در صورتی مورد خواهد بود که وضعیت پیامی در این ارتباط وجود داشته باشد .

INSTRUMENT STATUS – ( وضعیت دستگاه ) :

مربوط به یکی از اعمال زیر می گردد که در قسمت INSTRUMEN STATUS روی خط شماره یک صفحه مانیتور نمایان می شود .

START UP : برنامه START UP بعد از روشن شدن ABL 500 اجرا می گردد .

READY : هنگامی روی صفحه ظاهر می شود که ABL 500 آماده برای انجام محاسبات آماده است .

MEASURMENT : هنگامی روی صفحه ظاهر می شود که دستگاه مشغول انجام محاسبات روی نمونه خون و یا گاز و یا محلول های کنترل می باشد .

FLUSH : هنگامی روی صفحه ظاهر می شود که محفظه های اندازه گیری
( MEASURING CHAMBER ) پس از برنامه GAS CAL CHECK توسط یک برنامه شستشوی مختصر تمیز می شوند . ( در حال یکه دستگاه در وضعیت READY قرار دارد چنانچه پس از 60 دقیقه هیچگونه محاسبه یا کالیبراسیونی صورت نگیرد یک FLUSH صورت می گیرد . )

( TOTAL CAL – CAL 1 – CAL 2 – GAS CAL - GAS CAL 2 ) : هر یک از اینها به هنگام انجام کالیبراسیون مختص خود روی صفحه ظاهر می گردد .

( RINSE – CLEANING – PROTEIN REM – DECONTAMINATION – REFILL – LS ADJUST ) :

هر یک از اینها به هنگام اجراء برنامه حفاظت و نگهداری مختص خود روی صفحه ظاهر می گردد .

STANDBY : وقتی که ABL 500 در حالت STANDBY می باشد روی صفحه ظاهر می گردد .

CAL PENDING : بمدت 10 دقیقه پس از خروج از برنامه STANDBY روی صفحه ظاهر می ماند .

HOLD : هر گاه دستگاه در حالت HOLD باشد بر روی صفحه نمایان می شود . ABL 500 بدلایل زیر به حالت HOLD خواهد رفت .

الف ـ برداشتن مادول ورودی

ب ـ برداشتن در پوش مجرای ارائه نمونه و یا در پوش قسمت THERMOSTATTING .

ج ـ فشار دکمه HOLT ANALYZER خارج می شود روی صفحه ظاهر می شود .

RINSE ERROR : هنگامیکه ظرف حاوی محلول شستشو خالی بوده و یا اشکالی در مسیر RINSE قرار داشته باشد روی صفحه ظاهر می شود .

POWER ON : بعد از پیام START UP زمانیکه کنترل RAM ها و ROM ها به پایان رسیده نمایان می گردد .

LOADING : در طول مدت برنامه START UP زمانیکه برنامه های مربوط به قسمت مرطوب دستگاه در حال خوانده شدن هستند روی صفحه نمایان می باشد .


وضعیت کار دستگاه ( OPERATING STATUS )

عبارت از آغاز یک عملیات پس از فشار یک دکمه و یا باز نمودن در پوش ارائه نمونه توسط اپراتور می باشد . بعضی اوقات مولفه های دستگاه
( INSTRUMENT STATUS ) باعث تغییر طرز کارا ( OPERATING STATUS ) می گردند بعنوان نمونه صفحه مشخصات در پایان انجام محاسبات به صفحه نتایج تغییر می یابد .


START UP ( راه اندازی ) ABL 500

به هنگام خاموش شدن ( SWITCHED OFF ) ، دستگاه اطلاعات زیر را خود ذخیره می نماید .

- برنامه SET UP سیستم که عبارت از برنامه SERVICE اطلاعات
BACK GROUND دستگاه می باشد .

- QC STATISTIC , QC PLOT , QC LOG

- اطلاعات مربوط به WARM START UP ( آخرین داده های کالیبراسیون )

- برنامه حفاظت و نگهداری زمانبدی شده و برنامه پروتئین زدائی زمانبندی شده .

- سطح مایعات

- بایگانی وضعیت سیستم SYSTEM STATUS LOG

- هنگامی که دستگاه ABL 500 روشن می گردد می تواند هر یک از برنامه های COLD START UP و یا WARM START UP را آغاز نماید .

- COLD STARTUP ـ در صورتی می بایست انتخاب شود که یکی و یا بیشتر از شرایط زیر برقرار باشد .

- دمای قسمت THEPNMO STATTING خارج از محدوده 36.8 – 37.2 درجه سانتیگراد باشد .

- اطلاعات موجود در برنامه USER SETUP یا برنامه SYSTEM SETUP نامعتبر باشد SCREEN نمایان باشد .

- اطلاعات داخلی مربوط به QC PLOT , QC LOG نامعتبر باشد ـ مثلاً پیغامی وجود نداشته باشد .

- در صورتیکه اطلاعات موجود در برنامه USER SETUP و یا SYSTEM SETUP نامتعبر باشند صفحه ( SCREEN ) زیر نمایان خواهد بود .




خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
برچسب‌ها: بررسی، آندوسکوپی، کاربرد، آن

کاربرد بتن خود تراکم

یکشنبه 30 آبان 1395

کاربرد بتن خود تراکم

مقدمه:

سالهای زیادی است که از بتن بعنوان یک ماده ساختمانی مهم و با تحمل فشارهای بالا جهت ساخت و ساز انواع سازه‌ها استفاده می‌شود. ضعف این ماده مهم و پر مصرف ساختمانی در مقابل کشش با قرار دادن آرماتور تا حد زیادی جبران شده است. در سالهای اخیر و با بررسی دوام سازه‌های بتنی مسلح بویژه در مناطق خورنده و سخت برای بتن نظر اکثر کارشناسان و دست‌اندرکاران کارهای بتنی به این مسأله جلب شده است که مقاومت به تنهایی نمی‌تواند جوابگوی کلیه خواص مربوط به بتن بخصوص دوام آن باشد و لازم است در طراحی بتن برای مناطق مختلف علاوه بر مسأله مقاومت و تحمل بارها در طول مدت بهره‌دهی، پایایی و دوام آن نیز مد نظر قرار گیرد. در حال حاضر با اضافه نمودن مواد مختلف بتن و تغییرات در طرح اختلاط می‌توان به بتن‌هایی دست یافت که بدون تغییر قابل ملاحظه در مقاومت آنها از نقطه نظر دوام به بتن‌هایی با دوام بالا دست یافت.

مسأله محیط زیست وآلودگی آن نیز در سالهای اخیر نظر جهانیان را بخود معطوف ساخته است. کاربرد مواد و مصالحی که در ساخت آن آلودگی کمتری به محیط منتقل گردد و همچنین برداشت مصالح طبیعی که کمتر محیط را تخریب نماید، مورد توجه خاص قرار دارد. در این راستا محدودیت کاربرد سنگدانه‌ها، دستیابی به مواد جدید و نیز استفاده از مواد زائد کارخانه‌ها و آلاینده‌های محیط زیست در بتن در رأس برنامه‌های تحقیقاتی پاره‌ای از کشورهای جهان قرار گرفته است.

علاوه بر خود بتن و مصالح تشکیل‌دهندة آن در سالهای اخیر بر روی آرماتور مصرفی در سازه‌های بتنی مسلح نیز تحولاتی صورت گرفته است. بعنوان مثال و برای پرهیز از خطر خوردگی آرماتور، از فولادهای ضد زنگ و نیز آرماتورهای ساخته شده با الیاف‌ مختلف پلاستیکی و پلیمری در محیط‌های بسیار خورنده استفاده می‌شود. کار بر روی عملکرد دراز مدت چنین موادی هنوز ادامه دارد.

صنعت scc ابتدا درژاپن تولید وهم اینک در بسیاری از کشورهای جهان مورد استفاده¬¬¬¬¬¬.آزمایش و بررسی میباشد . این صنعت هم به صورت بتن درجا وهم به صورت بتن پیش ساخته کاربرد وسیعی دارد .

تعاریف :

•قابلیت روانی: توانایی scc برای جاری شدن و عبورازبین فضاهای کوچک شبکه آرماتور بدون توقف ویا جداشدگی.

قابلیت پراکندگی:توانایی sccبرای برای جریان و پر کردن تمام فضاهای قالب تحت اثر وزن خود .

مقاومت در اثر جداشدگی دانه بندی:توانایی scc برای یکنواخت و هموژن ماندن در طول حمل. قالب ریزی و ...

کارایی:میزان راحتی بتن تازه برای قالب ریزی و فشرده شدن. این این موضوع وجه مختلف چسبندگی انتقال و فشردگی را در بر میگیرد .

بتن خود تراکم(scc) :بتنی است که توانایی جریان تحت اثر خویش را داردو بطور کامل و بدون نیاز به ویبره و حتی تحت تراکم شدید آرماتور در قالب جای گرفته بطوریکه در کلیه مراحل یکنواختی خود را حفظ نماید.

(معرفی بتن خودتراکم (SCC) و تحقیقات انجام شده در مورد آن در ایران){3}

بتن خودتراکم ((Self Compacting Concrete یک فن آوری نوپا در عرصه ساخت و ساز دنیاست. این نوع بتن که کارایی بسیار بالایی دارد میتواند تحت اثر وزن خودش و بدون جداشدن دانه ها در میان انبوه اجزای سازه ای جریان یابد. به عبارت دیگر این نوع بتن بدون نیاز به لرزاننده (ویبره) و به خاطر وزن خودش متراکم میشود. با توجه به فراگیرشدن این صنعت در دنیا و روی آوردن دست اندرکاران عرصه ساخت و ساز به استفاده از بتن خودتراکم، بر آن شدیم تا در طی یک روند ادامه دار به معرفی و ذکر نتایج تحقیقات انجام شده در مورد آن بپردازیم.

بخش مهندسی عمران دانشگاه شهید باهنر کرمان اولین تجلی گاه جدی ظهور بتن خودتراکم در ایران است. تحقیقاتی که توسط دانشجویان کارشناسی ارشد و زیر نظر دکتر مقصودی عضو هیئت علمی این بخش صورت گرفته و میگیرد شایان توجه و قابل تحسین است. در ادامه اولین فصل از این مقوله که به معرفی بتن خودتراکم اختصاص دارد میپردازیم.

تاریخچه :

برای ایجاد سازه های بتنی بادوام، به تراکم کافی تأمین شده توسط نیروی کار ماهر نیاز است. بحران کاهش نیروی کار ماهر در صنعت ساخت و ساز ژاپن در اوایل دهه 80 میلادی از یک سو، تراکم نامناسب ناشی از افزایش حجم آرماتورهای مصرفی به منظور بهبود عملکرد سازه ای و همچنین تمایل به استفاده از آرماتورهای با قطر کمتر به منظور کنترل ترک خوردگی از طرف دیگر باعث کاهش کیفیت کارهای اجرائی انجام گرفته گردید[1]. این موضوع برای چندین سال مورد بحث و بررسی قرار گرفت تا اینکه نظریه بتن خودتراکم (Self Compacting Concrete) به عنوان راه حلی برای رفع مشکل دوام سازه های بتنی توسط Okamura در سال 1986 مطرح گردید[1].

بتن خودتراکم (SCC)، بتنی است که تحت اثر وزن خود متراکم شده و نیاز به هیچ لرزاننده ای (ویبره) برای ایجاد تراکم ندارد. این مسأله باعث صرفه جویی اقتصادی و کاهش زمان ساخت و ساز و در نتیجه بالارفتن راندمان نهایی می شود. بتن خودتراکم با عمر کمتر از 20 سال زمینه‌ساز حل بسیاری از مشکلات سازه های بتنی به خصوص در مقاطع با تراکم زیاد میلگرد گردیده است. از دیگر خصوصیات ویژه این بتن میتوان به کارایی بالا، مقاومت زیاد در برابر جداشدگی و تسریع در عملیات ساخت و ساز اشاره کرد. چنین مشخصاتی باعث شده است تا کاربرد آن به خصوص در اعضا با تراکم بالای آرماتور روز به روز بیشتر گردد.

نوع فایل: word

سایز:29.1 KB

تعداد صفحه: 55



خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
برچسب‌ها: کاربرد، تراکم

بررسی کاربرد ترانسفورماتورها در انتقال انرژی برق

یکشنبه 30 آبان 1395

بررسی کاربرد ترانسفورماتورها در انتقال انرژی برق


پیشگفتار :

پیدایش ترانسفورماتور در صنعت برق دو تحول عمده در این صنعت بوجود آورده است :

1- ارتباط سراسری میان شبکه های مصرف و تولید در سطح یک یا چند کشور

2- امکان طراحی وسایل الکتریکی با منابع تغذیه دلخواه.

گستردگی منابع انرژی در سطح هر کشور و مقرون به صرف بودن تاسیس نیروگاههای برق در نزدیکی منابع انرژی ، همچنین ضرورت تعیین محلی خاص برای احداث سدها سبب می شود که هنگام انتقال انرژی الکتریکی با ولتاژ پایین ، تلفات زیادی در انرژی تولید شده به وجود آید. بنابراین ، یا باید نیروگاههای برق ، محلی طراحی شوند یا به دلیل پایین بودن بازده اقتصادی از احداث آنها صرفنظر شود. بهره گیری از ترانسفورهای قدرت موجب افزایش ولتاژ جریان انتقال و کاهش تلفات انرژی به مقدار زیاد می شود، در نتیجه :

1- مشکل انتخاب محل نیروگاه را بر طرف می کند.

2- ایجاد شبکه سراسری را میسر می سازد.

3- مدیریت بر شبکه مصرف و تولید را به مراتب گسترش می دهد

از سوی دیگر کاهش ولتاژ جریان متناوب شبکه با استفاده از ترانسفورماتور امکان طراحی وسایل الکتریکی ، الکترونیکی ، صوتی ، تصویری و سیستم های کنترل را با هر ولتاژ لازم فراهم می آورد . همچنین به علت طراحی مدارهای فرمان الکتریکی با ولتاژ کمتر، ایمنی تکنیسینها و کارگران فنی مربوطه در هنگام کار افزایش می یابد.


اصول و طرز کار ترانسفورماتور

ترانسفورماتور دستگاه استاتیکی ( ساکن ) است که قدرت الکتریکی ثابتی را از یک مدار به مدار دیگر با همان فرکانس انتقال می دهد . ولتاژ در مدار دوم می تواند بیشتر یا کمتر از مدار اول بشود، در صورتیکه جریان مدار دوم کاهش یا افزایش می یابد.

بنابراین اصول فیزیکی ترانسفورماتورها بر مبنای القاء متقابل می باشد که بوسیله فوران مغناطیسی که خطوط قوای آن اولیه و ثانویه را قطع می کند، ایجاد می گردد.

ساده ترین فرم ترانسفورماتورها بصورت دو سیم القائی است که از نظر الکتریکی از یکدیگر جدا شده هستند ولی از نظر مدار مغناطیس دارای یک مسیر با مقاومت مغناطیس کم می باشد .

هر دو سیم پیچ اولیه و ثانویه دارای اثر القایی متقابل زیاد می باشند . بنابراین اگر یک سیم پیچ به منبع ولتاژ متناوب متصل شود، فلوی مغناطیسی متغیر بوجود خواهد آمد که بوسیله مدار مغناطیسی ( هسته ترانسفورماتور که از یکدیگر عایق شده اند ) مدارش بسته شده و در نیتجه بیشتر فلوی مغناطیسی مدار ثانویه را قطع نموده و تولید نیروی محرکه التریکی می نماید. ( طبق قانون فاراده نیروی محرکه القاء شده ) . اگر مدار ثانویه ترانسفورماتور بسته باشد یک جریان در آن برقرار می گردد و می توان گفت که انرژی الکتریکی سیم پیچ اولیه ( بوسیله واسطه مغناطیس ) تبدیل به انرژی الکتریکی در مدار ثانویه شده است .

تعریف مدار اولیه و ثانویه در ترانسفورماتور.

بطور کلی سیم پیچ که به منبع ولتاژ متناوب متصل می گردد را سیم پیچ اولیه یا اصطلاحاً «طرف اول » و سیم پیچی که این انرژی را به مصرف کننده منتقل می کند ، سیم پیچ ثانویه « طرف دوم » می نامند .

حال می توان بطور کلی مطالب فوق را بصورت زیر جمع بندی نمود:

بنا به تعریف ترانسفورماتور وسیله ایست که :

1- قدرت الکتریکی را از یک مدار به مدار دیگر انتقال می دهد. بدون آنکه بین دو مدار ارتباط الکتریکی وجود داشته باشد.

2- در فرکانس مدار هیچگونه تغییری ایجاد نمی نماید.

3- این تبدیل بوسیله القاء الکترومغناطیسی صورت می گیرد.

4- در صورتیکه مدار اولیه و مدار ثانویه بسته باشند ، این عمل بصورت القای متقابل و نفوذ در یکدیگر صورت می گیرد.

ساختمان ترانسفورماتور :

اجزای یک ترانسفورماتور ساده عبارتند از :

1- دو سیم پیچ که دارای مقاومت اهمی و سلفی می باشند.

2- یک هسته مغناطیسی .

3- قسمتهای دیگری که اصولاً مورد لزوم می باشند عبارتند از :

الف : یک جعبه برای قرار دادن سیم پیچ ها و هسته در داخل آن

ب : سیستم تهویه – که معمولاً در ترانسفورماتورهای با قدرت زیاد، علاوه بر سیستم تهویه می یابد مخزن روغن نیز برای خنک کردن بهتر کار گرفته شود.

ج : ترمینالهایی که باید سرهای اولیه و ثانویه روی آنها نصب شود.

خصوصیات هسته مغناطیسی :

در تمام انواع ترانسفورماتورها هسته از ورقه های ترانسفورماتور ( ورقه های دینامو ) ساخته می شود که مسیر عبور فوران مغاطیسی را با حداقل فاصله هوایی ایجاد نماید و جنس آن از آلیاژ فولاد می باشد که مقداری سیلیس به آن اضافه گردیده است.

با فعل و انفعالاتی که در متالوژی بر روی این نوع فولاد انجام می شود وعملیات حرارتی که صورت می گیرد سبب می شود که پر می ابلیته ( قابلیت هدایت مغناطیسی ) هسته بالا رفته و به عبارت دیگر تلفات هیستر زیس کاهش می یابد و بطور کلی مقاومت مغناطیسی کوچک می گردد.

از طرف دیگر برای کاهش تلفات ناشی از جریان گردابی فوکو هسته ترانسفورماتورها را به صورت ورقه می سازند و اصولاً یک طرف این ورقه ها را با ماده ای که بتواند فوران مغناطیسی را عبور دهد ولی عایق جریان الکتریکی باشد، می پوشانند و بنابراین این ورقه ها باید به ترتیبی چیده می شوند که از یکدیگر عایق الکتریکی باشند.

معمولاً ضخامت ورقه های هسته ترانسورماتورها در فرکانس 50 تا 25 بین 35/0 تا 50/0 میلیمتر می باشد.

این ورقه ها پهلوی هم قرار می گیرند. و اصولاً مقدار آن محاسبه می گردد. همانطوریکه در این شکل مشاهده می شود ، با قرار گرفتن ورقه ها بر روی یکدیگر بین آنها فاصله هوایی بوجود می آید و در نتیجه در سطح مقطع هسته همیشه یک شکاف وجود دارد که اجتناب ناپذیر است .

انواع هسته های ترانسفورماتور

ساختمان هسته ترانسفورماتورهای معمولی بدو صورت کلی ساخته می شوند.

الف : هسته نوع معمولی

ب : هسته نوع زرهی

البته ترانسفورماتور با هسته های حلزونی یا مارپیچ هم ساخته می شود، ولی قسمت عمده را در صنعت تشکیل نمی دهد.

از نظر فیزیکی در ترانسفورماتور با هسته معمولی سیم پیچی اولیه و ثانویه در دو طرف بازوهای هسته و بصورت مجزا پیچیده می شوند. در حالیکه در نوع زرهی که کاربرد بیشتری هم دارد ، این سیم بندی بر روی قسمت وسط ( اولیه و ثانویه ) روی هم پیچیده می شوند . و از نظر اقتصادی راندمان کار بیشتر دارد و ارزان تر تمام می شود . به شکل (4) توجه کنید.

پراکندگی مغناطیسی :

در بحث قبلی فرض بر این بود که تمام فوران مغناطیسی سیم پیچهای ثانویه را قطع می کردند. اما در عمل غیر ممکن است که این شرط قابل تشخیص باشد. بهر حال معلوم شده است که تمام فوران ناشی از سیم پیچی اولیه سیم پیچهای ثانویه را قطع نمی کند بلکه قسمتی از آن یعنی مدار مغناطیسی را در هوا کامل کرده و از هسته نمی گذرد. این فوران پراکندگی موقعی که نیروی محرکه القائی بعلت تحریک آمپر دور اولیه بین نقاط b , a حادث می شود ، تولید می گردد و در امتداد راههای باریکه پراکندگی عمل می کند . بنابراین این فوران بعنوان پراکندگی اولیه معروف است و متناسب با آمپر دور اولیه است.

زیرا که دورهای ثانویه در اتصال مدار مغناطیسی تاثیر ندارد. فلوی با I1 هم فاز است و نیروی محرکه القایی را در اولیه ( نه در ثانویه ) ایجاد می کند . بهمین ترتیب عمل آمپر دور ثانویه( نیروی محرکه القایی ) در امتداد نقاط d, c فوران پراکندگی را ایجاد کرده و دور سیم پیچی های ثانویه ( نه دوره های اولیه ) با آن رابطه ای مستقیم دارد این فلوی با I2 همفاز بوده و نیروی محرکه القایی را در ثانویه تولید می کند ( نه در اولیه ) . در بارهای کم و بی باری آمپر دورهای اولیه و ثانویه کم هستند . و بنابراین فلوی های پراکندگی قابل صرفنظر هستند . اما موقعیکه بار افزایش می یابد از سیم پیچهای اولیه و ثانویه جریانهای زیادی می گذرد و بنابراین نیروی محرکه های آنها در حین عمل روی راههای باریکه بوجود آمده و فوران پراکندگی را افزایش می دهند.

همانطوریکه قبلاً گفته شد فوران پراکندگی متصل به هر سیم پیچ یک نیروی محرکه خود القاء در آن سیم پیچ تولید می کند بنابراین ، این اثر معادل یک مسدودکننده یا کوپل القایی که با هر سیم پیچ سری بوده ولتاژ در هر کدام از کوپل ها سری افت کرده و این مقدار افت ولتاژ معادل تولید شده بوسیلة فوران پراکندگی است.

بعبارت دیگر یک ترانسفورماتور با پراکندگی مغناطیسی معادل یک ترانسفورماتور ایده آل و یک کوپل القایی که با مدارهای اولیه و ثانویه در ارتباط است می باشد ، آنچنانکه نیروی محرکه القائی داخلی در هر کدام از کوپل های القایی معادل فوران پراکندگی است .




خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

بررسی کاربرد انرژی برق

یکشنبه 30 آبان 1395

بررسی کاربرد انرژی برق


مقدمه

به همان اندازه که سلولهای اندام یک موجود زنده به خون نیاز دارد اندام جوامع صنعتی نیز محتاج جریان الکتریکی می باشد. زندگی امروز دیگر بدون شبکه وسیع انرژی الکتریکی که با انشعابات زیاد مجتمعهای بزرگ و کوچک صنعتی و مسکونی را تغذیه می نمایند قابل تصور نیست. انرژی الکتریکی در مقایسه با سایر انرژی‌ ها از محاسن ویژه ای برخوردار است. به عنوان نمونه می توان خصوصیات زیر را نام برد:

1- هیچ گونه محدودیتی از نظر مقدار در انتقال و توزیع این انرژی‌ وجود ندارد.

2- عمل انتقال این انرژی‌ برای فواصل زیاد به سهولت امکان پذیر است.

3- تلفات این انرژی‌ در طول خطوط انتقال و توزیع کم و دارای راندمان نسبتاً بالایی است.

4- کنترل و تبدیل و تغییر این انرژی‌ به سایر این انرژی‌ ها به آسانی انجام پذیر است.

به طور کلی هر سیستم انرژی‌ الکتریکی دارای سه قسمت اصلی می باشد:

1- مرکز تولید نیروگاه 2- خطوط انتقال نیرو 3- شبکه های توزیع نیرو

معمولاً نیروگاهها با توجه به جوانب ایمنی و اقتصادی و به خصوص با توجه به نوعشان (آبی، بخاری و گازی). درمسافتی دور از مصرف کنندگان ساخته می شود. وظیفه خطوط انتقال نیرو با تجهیزات مختلف مربوطه، این است که انرژی تولید شده را به شبکه های توزیع منتقل نمایند.

عمل انتقال نیروهای برق با فشار الکتریکی کم امکان پذیر نیست بلکه جهت انتقال از فشار الکتریکی زیاد استفاده می شود، که بعداً در محل نزدیکی مصرف به فشار الکتریکی کم تبدیل شده و توزیع خواهد شد. اگرچه جهت مصرف کنندگان عمده نیز امکان تغذیه با فشار کم وجود دارد ولی در این گونه موارد بهتر است که مستقیماً انشعاب فشار قوی داد.

خلاصه اینکه در هر مجتمع بزرگ صنعتی و یا در هر شهری حداقل یک شبکه فشار قوی بایستی وجود داشته باشد تا در نقاط مختلف شبکه های فشار ضعیف را تقویت کنند و انتخاب این فشار تابع بزرگی محل و بار شبکه خواهد بود. برای این که بتوان سیستم های مختلف انتقال و توزیع نیروی برق را به یکدیگر مرتبط نمود از فشارهای استاندارد شده زیر استفاده می شود:

v(230-400)

kv(11-20-33)

kv(63-132)

kv(230-400)

فشار ضعیف

فشار متوسط

فشار قوی

فشار خیلی قوی

در ایران جهت استفاده تغذیه مصرف کنندگان عموماً از جریان متناوب فشار ضعیف (v220/v380) استفاده می شود. همچنین جهت استفاد تغذیه پستهای فشار ضعیف (380) ولتی و فشار متوسط kv20 جهت تغذیه پستهای فشار متوسط از فشار قوی 63 کیلو ولت استفاده می شود.

نقش شبکه توزیع (فشار ضعیف و فشار متوسط) یک شهر را چه از نظر حجم و چه از نظر وسعت و چه از نظر ارزش و اهمیت می توان به مویرگهای بدن تشبیه نمود که به مزین و مهتدین فطینو یعنی تغذیه مصرف کنندگان را عهده دار می باشند.

حال برای درک بهتر از مطلب سیستم توزیع نیروی برق و تقسیمات آن به شرح سیستم برق می پردازیم.

انواع سیستم توزیع

قسمتی که تحت عنوان توزیع مورد استفاده در صنعت برق می باشد یعنی از پست تغذیه تا وسایل اندازه گیری واقع در محل مصرف کننده می تواند به دو بخش فرعی تقسیم شود:

1- توزیع اولیه: که در آن بار به ولتاژی بالاتر از ولتاژ مصرف برده شود و از پست توزیع به محلی که در آن ولتاژ به میزان ولتاژ مصرف کننده پایین می آید تا مشترک انرژی مورد نیاز خود را مصرف نماید.

2- توزیع ثانویه: که شامل قسمتی از سیستم است که دارای ولتاژ مصرف کننده بوده و به لوازم اندازه گیری مصرف کننده ها منتهی می شود. سیستم های توزیع اولیه شامل سه نوع اساسی هستند.

1- سیستم شعاعی، شامل سیستم های دو گانه و تبدیل

2- سیستم حلقوی، شامل حلقوی باز و حلقوی بسته

3- سیستم شبکه ای (غربالی)

1- سیستم شعاعی: سیستم شعاعی ساده ترین و یکی از عمومی ترین نوع مورد استفاده است و شامل تغذیه کننده ها و مدارهای شعاعی مجزا بوده که از پست یا منبع منشعب می شود. معمولاً هر فیدر سطح معینی را تغذیه می کند. فیدر شامل قسمت اصلی یا تنه فاشدی است که با ترانس توزیع مرتبط است و از آن جا انشعابات اصلی یا فرعی خارج می شود که در شکل (2) نشان داده شده است.


معمولاً انشعابات فرعی از طریق فیوز به مدارهای فشار متوسط اصلی متصل می‌شود، به طوری که یک اتصالی در انشعابات فرعی، نمی تواند باعث قطع برق در سرتاسر تغذیه کننده باشد. اگر فیوز از رفع اتصالی خط عاجز بماند یا اتصالی در تغذیه کننده اصلی توسعه یابد کلید قدرت درست یا منبع باز خواهد شد و سرتاسر تغذیه کننده را بی برق خواهد کرد. برای پایین نگه داشتن وسعت و مدت قطعی برق تجهیزاتی برای جدا کردن تغذیه کننده در نظر گرفته می شود، به طوری که قسمت‌های سالم هرچه سریع تر دوباره برق دار شود. برای به حداکثر رساندن سرعت برق‌دار کردن مجدد، در هنگام طراحی و ساخت از ارتباط اضطراری به تغذیه کننده های مجاور استفاده می شود.

بنابراین هر قسمتی از تغذیه کننده که مشکلی نداشته باشد، می تواند به تغذیه کننده‌های مجاوز متصل شود. در بیشتر حالات، غیر همزمانی بارها بین تغذیه کننده‌های مجاور به اندازه کافی موجود بوده تا نیازی به نصب ظرفیت اضافی برای مواقع اضطراری نباشد. قطع طولانی برق بیمارستان ها، تاسیسات نظامی و دیگر مصرف کننه های حساس قابل تحمل نمی باشد.

در چنین شرایطی فیدر دوم (اضافی) پیش بینی می شود که گاهی در مسیر جداگانه‌ای قرار می گیرد تا از منبع دیگری تغذیه شود. اتصال از تغذیه کننده عادی به تغذیه کننده جایگزین به وسیله قطع و وصل کننده تبدیلی انجام می گیرد و امکان دارد به صورت دستی یا خودکار عمل نماید. در حالات دو دستگاه کلید قدرت مجزا نصب می شوند تا در هر فیدر یک کلید قدرت با اتصالات الکتریکی به منظور جلوگیری از اتصال اشتباه فیدر سالم به معیوب استفاده شود. شکل (3)

2- سیستم حلقوی: راه دیگری که طول مدت قطعی برق را محدود می سازد، استفاده از تغذیه کننده هایی است که به صورت حلقوی طراحی شده و امکان تغذیه از دو سوار برای مصرف کننده های بحرانی (حساس) فراهم می سازد. در این جا اگر تغذیه از یکسو دچار مشکل شود، تمام بار تغذیه کننده از سوی دیگر جریان می‌گیرد. به شرطی که ظرفیت ذخیره کافی در تغذیه کننده در نظر گرفته شود. این نوع سیستم امکان دارد در حالت عادی به صورت حلقوی باز یا حلقوی بسته عمل کند.

حلقوی باز: در سیستم حلقوی باز، بخش های متعدد تغذیه کننده از طریق وسایل جدا کننده (فیدر، کلید و غیره) به همدیگر متصل شده و بارها هم به بخش‌های فوق متصل شده اند و هر دو نفر تغذیه کننده به منبع تغذیه متصل شده است. در یک نقطه از پیش تعیین شده ای از فیدر، وسیله جدا کننده به صورت باز نصب می گردد.

اساساً سیستم حلقوی باز از دو فیدر تشکیل می شود. که انتهای آنها به وسیله جدا کننده ای مانند فیوز، کلید یا کلید قدرت به هم مرتبط شده اند. به هنگام وقوع اتصالی، بخشی از مدار فشار متوسط که اتصالی در آن رخ داده است از دو طرف قطع می‌شود و سرویس دهی به قسمت سالم به این صورت انجام می شود که ابتدا حلقه در نقطه‌ای که در حالت عادی باز گذاشته شده است، بسته می شود و سپس کلید قدرت در پست دیگر وصل می شود.



شکل (4). چنین حلقه هایی در حالت عادی پست نمی شوند، وقتی اتصالی باعث باز شدن قطع کننده ها در دو طرف شوند سرتاسر تغذیه کننده بی برق شده و معلوم نمی‌شود که اتصالی کجا رخ داده است. وسایل جدا کننده بین بخش ها نسبتاً ارزان هستند.

حلقوی بسته: در جایی که درجه بالاتری از قابلیت اطمینان مورد نظر است، فیدر به صورت حلقوی بسته مورد بهره برداری قرار می گیرد. در این جا معمولاً وسایل جدا کننده کلیدهای قدرت بسیار گران قیمت هستند. قطع کننده ها بوسیله رله هایی تحریک می‌شوند تا فقط برای باز کردن کلیدهای قدرت واقع در دو طرف قسمت معیوب عمل نمایند، بقیه قسمت تغذیه کننده سرتاسری برق دار باقی می ماند. در بیشتر نمونه ها، فعالیت مناسب رله فقط به وسیله سیم های راهنما (پیلوت) صورت می گیرد که از کلید قدرتی به کلید قدرت دیگر کشیده می شود که نصب و نگهداری آن پرهزینه می‌باشد. در برخی نمونه ها، این سیم های راهنما از طریق اجاره خطوط تلفن صورت می گیرد. شکل (5)

گوشی فرکانس یاب و متعلقات آن

همانگونه که در شکل پیداست با کلید شماره 2 و فشار دادن آن باطری دستگاه را آزمایش می کنند که اگر روی خط مشخص شده در روی نشانگر فرکانس قرار گیرد نشان دهنده داشتن باطری لازم برای انجام کار است و با کلید شماره 1 دستگاه روشن می شود.

اتصالی در کابلها و طریقه پیدا کردن اتصالی در کابل

در چه صورتی اتصالی رخ می دهد؟

یکی از مهمترین مسائلی که در عیب‌یابی مطرح است بحث اتصال کابل می‌باشد. زمانی اتصالی رخ می دهد که هادی با سیم سربی زمین شده در تماس باشد در اصطلاح عیب‌یابی به این نوع عیب اتصالی کابل با زمین می گویند و همانطور که در مقدمه ذکر شد از مهمترین عوامل ایجاد اتصالی در کابلها رطوبت- کلنگ خوردگی- ضربات مکانیکی- نفوذ آب در کابل یا مفاصل- پوسیدگی کابل- استفاده نکردن از کابل به مدت طولانی می باشد. عملیات پیدا کردن اتصالی در کابل به ترتیب شماره عبارتند از:


و همانطور که در شکل پیداست تا استفاده از دستگاه تخلیه را «عملیات مقدماتی» و بعد از آن را «عملیات نهائی» گویند اولین مرحله تست کابل توسط دستگاه تستر می‌باشد که نتایج آن عبارتند از:

1) کابل سالم

2) کابل اتصالیک

الف- اتصالی یک فاز با زمین

ب- اتصالی دو فاز با زمین

ج- اتصالی سه فاز با زمین

در اتصالی احتمال اتصال دو فاز با یکدیگر و یا سه فاز با یکدیگر بسیار کم است زیرا هر فاز دارای لایه سربی و عایقهای پی وی سی در اطراف خود هست و نیز معمولاً روی سطح کابل به علت کلنگ خوردگی یا عدم کیفیت کابل صدمه می بیند و نیز تمایل حرکت الکترون بیشتر به طرف زمین است تا به طرف از مقابل بنابراین معمولاً اتصالی بین فازها و لایه سربی زمین شده ایجاد می شود.

همانطور که می دانید پست 63 کیلوولت چندین فیدر خروجی دارد بر روی هر فیدر چندین پست قرار می گیرد (شکل زیر).



که بین هر پست سکسیونر قرار دارد که برای تشخیص عیب کافی است که از یک قسمت تا قسمت دیگر یا از یک پست تا پست دیگر(بین دو سکسیونر) یک سکسیونر را قطع می کنند مثلاً در شکل زیر بعد از قطع سکسیونر هر دو طرف B,A را تست می کنند تا ببینند که در کدام طرف فالت مورد نظر ایجاد شده

خطوط بین دو پست همواره 20 کیلوولت است است (منظور از 20 کیلوولت ولتاژ بین دو فاز است) در پستهای 63 کیلوولت معمولاً اگر فالتی روی خط پیش بیاید رله‌های روی دیزنگتورها فرمان قطع سه فاز را به مدار می دهد اما در پستهای 20 کیلوولت در صورت بروز حادثه خود دیزنگتور عمل کرده و فازها را قطع می کند چگونگی ورود خط 20 کیلوولت و خروجی آن به صورت 380 ولت در پستهای (ولت 380/20 کیلوولت) را در قسمت مربوطه توضیح خواهیم داد.



مسیریابی کابلهای 20 کیلوولت

در بعضی نقاط ممکن است پیمان کاران بخواهند که کابل دیگری را در مسیر قرار دهند و یا کابل مورد نظری را تغییر مسیر دهند بنابراین احتیاج به محل دقیق کابل قبلی دارند معمولاً در نقشه اداره برق کلیه کابلها و مسیر آنها مشخص می باشد در عمل و در گذرگاهها و پیاده روها محل دقق آن ذکر نشده بنابراین احتیاج به پیدا کردن محل دقیق کابل خوابانده شده دارد که این امر به واحد عیب‌یابی مربوط می شود.

برای مسیریابی در اکیپ عیب‌یابی از دستگاه فرستنده فرکانس صوتی استفاده می‌شود که همانطور که مفصلاً در فصول قبل توضیح داده شد باید این دستگاه را مچ کرد معمولاً رنج دستگاه فرکانس صوتی را روی 12 کیلوهرتز قرار می دهند. برای مسیریابی ابتدا کابل رابط را از درون ماشین به داخل پست و به یکی از فازهای کابل بی‌برق مورد نظر متصل می کنیم سپس همان فاز را با یک دو راهی به سیم زمین تابلو متصل می کنیم لازم به ذکر است که برق داخل اتومبیل برای راه اندازی دستگاههای داخل آن را از درون پست می گیرد سپس با دستگاه فرستنده فرکانس صوتی فرکانس مورد نظر را درون کابل اعمال می کنیم سپس با گوشی فرکانس یاب مسیر کابل را می‌توان گوش کرد به همان صورت که در بخش توضیح دستگاه فرکانس یاب ذکر شد. در مواقعی مسیر کابل معین می شود پس از حفاری توسط پیمانکار یا اکیپ مفصل بند ممکن است دو یا سه رشته کابل از محل عبور کرده باشد که در اینجا احتیاج به تعیین کابل توسط اکیپ عیب‌یاب می باشد.




خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
برچسب‌ها: بررسی، کاربرد، انرژی، برق

بررسی کاربرد الکترونیک قدرت،مدارهای برشگر چرخان

یکشنبه 30 آبان 1395

بررسی کاربرد الکترونیک قدرت،مدارهای برشگر چرخان

کاربرد الکترونیک قدرت

از سالها پیش ، نیاز به کنترل قدرت الکتریکی در سیستم های محرک موتورهای الکتریکی و کنترل کننده های صنعتی احساس می شد . این نیاز ، در ابتدا منجر به ظهور سیستم وارد - لئونارد شد که از آن می توان ولتاژ dc متغیری برای کنترل محرکهای موتورهای dc به دست آورد . الکترونیک قدرت ، انقلابی در مفهوم کنترل قدرت ، برای تبدیل قدرت و کنترل محرکهای موتورهای الکتریکی ، به وجود آورده است .

الکترونیک قدرت تلفیقی از الکترونیک ، قدرت و کنترل است . در کنترل ، مشخصات حالت پایدار و دینامیک سیستم های حلقه بسته بررسی می شود . در قدرت ، تجهیزات ساکن و گردان قدرت جهت تولید ، انتقال و توزیع قدرت الکتریکی مورد مطالعه قرار می گیرد . الکترونیک درباره قطعات حالت جامد و مدارهای پردازش سیگنال ، جهت دستیابی به اهداف کنترل مورد نظر تحقیق و بررسی می کند . می توان الکترونیک قدرت را چنین تعریف کرد : کاربرد الکترونیک حالت جامد برای کنترل و تبدیل قدرت الکتریکی .ارتباط متقابل الکترونیک قدرت با الکترونیک ، قدرت و کنترل در شکل نشان داده شده است .

الکترونیک قدرت مبتنی بر قطع و وصل افزارهای نیمه هادی قدرت .با توسعه تکنولوژی نیمه هادی قدرت ، توانایی در کنترل قدرت و سرعت و وصل افزارهای قدرت به طور چشمگیری بهبود یافته است . پیشرفت تکنولوژی میکروپرسسور / میکروکامپیوتر تاثیر زیادی روی کنترل و ابداع روشهای کنترل برای قطعات نیمه هادی قدرت داشته است . تجهیزات الکترونیک قدرت مدرن از (1) نیمه هادیهای قدرت استفاده می کند که می توان آنها را مانند ماهیچه در نظر گرفت ، و (2) از میکروالکترونیک بهره می جوید که دارای قدرت و هوش مغز است .

الکترونیک قدرت ، جایگاه مهمی در تکنولوژی مدرن به خود اختصاص داده است و امروزه از ان در محصولات صنعتی با قدرت بالا مانند کنترل کننده های حرارت ،نور ، موتورها ، منابع تغذیه قدرت ، سیستم های محرک وسایل نقلیه و سیستم های ولتاژ بالا (فشار قوی) با جریان مستقیم استفاده می کنند . مشکل بتوان حد مرزی برای کاربرد الکترونیک قدرت تعین کرد ، بویژه باروند موجود در توسعه افزارهای قدرت و میکروپروسسورها ، حد نهایی الکترونیک قدرت نا مشخص است . جدول زیر بعضی از کاربردهای الکترونیک قدرت را نشان می دهد .

تاریخچه الکترونیک قدرت

تاریخچه الکترونیک قدرت با ارائه یکسو ساز قوس جیوه ای ، در سال 1900 شروع شد . سپس ، به تدریج یکسو ساز تانک فلزی ، یکسو ساز لامپ خلاء با شبکه قابل کنترل ، اینگنیترون ، فانوترون ، و تایراترون ارائه شدند . تا دهه پنجاه برای کنترل قدرت از این افزارها استفاده می شد .

اولین انقلاب در صنعت الکترونیک با اختراع ترانزیستور سیلیکونی در سال 1948 توسط باردین ، براتین ، و شاکلی ، درآزمایشگاه تلفن بل ، آ‎غاز شد . اغلب تکنولوژی های الکترونیک پشرفته امروزی مدیون این اختراع است . در طی سالها ، با رشد و تکامل نیمه هادیهای سیلیکونی ،‌میکروالکترونیک جدید به وجود آمد . پیشرفت غیر منتظره بعدی نیز ، در سال 1956 در آزمایشگاه بل به وقوع پیوست ، اختراع ترانزیستور تریگردار PNPN ، که به تایریستور یا یکسوساز قابل کنترل سیلیکونی (SCR) معروف شد .

انقلاب دوم الکترونیک در سال 1958 با ساخت تایریستور تجاری توسط کمپانی جنرال الکتریک ، شروع شد . این آغاز عصر نوینی در الکترونیک قدرت بود . از آن زمان ، انواع مختلف افزارهای نیمه هادی قدرت و تکنیکهای گوناگون تبدیل قدرت ابداع شده است . انقلاب میکروالکترونیک توانایی پردازش انبوهی از اطلاعات را با سرعتی باورنکردنی به ما داده است . انقلاب الکترونیک قدرت ، امکان تغییر شکل و کنترل قدرتهای بالا رابا راندمان فزاینده ای فراهم ساخته است .

امروزه با پیوند الکترونیک قدرت ، ماهیچه ، با میکروالکترونیک ، مغز ، بسیاری از کاربردهای بالقوه الکترونیک قدرت ظهور می کند و این روند به طور مستمر ادامه خواهد یافت . در سی سال آینده الکترونیک قدرت انرژی الکتریکی را در هر نقطه از مسیر انتقال، بین تولید و مصرف ،‌تغییر شکل می دهد و به صورتی مناسبی تبدیل می کند . انقلاب الکترونیک قدرت از اواخردهه هشتاد و اوایل دهه نود تحرک تازه ای یافته است .

الکترونیک قدرت و محرکهای الکتریکی چرخان

از سالهای 1950 به بعد تکاپوی شدیدی در توسعه ، تولید ، و کاربرد وسایل نیمه هادی وجود داشته است . امروزه بیش از 100 میلیون وسیله در هر سال تولید می شود و میزان رشد آن بیشتر از 10 میلیون وسیله در سال است . این تعداد به تنهایی مشخص کننده اهمیت نیمه هادیها در صنایع الکتریکی است .

کنترل بلوکهای بزرگ قدرت توسط نیمه هادیها از اوایل سال های 1960 شروع شد .بلوکهای بزرگ قدرت که قبلاً به چندین کیلو وات اطلاق می شد ، امروزه متضمن چندین مگا وات است .

اینک تولید تعداد نیمه هادیهایی که قادرند جریانی بیشتر از 5/7 آمپر از خود عبور دهند بالغ بر 5 میلیون در سال است که ارزش کل انها در حدود 5/8 میلیون لیره استرلینک یا 20 میلیون دلار (و یا 5/1 میلیارد رسال ) است . نرخ رشد نیمه هادیهای قدرت که به تیریستور موسومند به پای نرخ رشد ترانزیستور رسیده است .

عمده ترین جزء مدارهای الکترونیک قدرت تریستور است ، و آن یک نیمه هادی سریعاً راه گزین است که کارکردش مدوله کردن قدرت سیسمتهای الکتریکی جریان مستقیم و جریان متناوب است . عناصر دیگر مورد استفاده در الکترونیک قدرت تمامی به منظور فرمان و محافظت تریستورها به کار گرفته می شوند . مدوله کردن قدرت بین 100 وات تا 100 مگا وات با روشن و خاموش کردن تریستور با ترتیب زمانی خاص امکان پذیر است .

رگولاتورهای کاهنده

در رگولاتورهای کاهنده متوسط ولتاژ خروجی Va کمتر از ولتاژ ورودی Vs است . بنابراین نام «کاهنده » بسیار مناسب است . این نوع رگولاتور کاربرد زیادی دارد واین رگولاتور مشابه برشگر کاهنده است . کار مدار را می توان به دو حالت تقسیم کرد . حالت 1 هنگامی آغاز می شود که ترانزیستور Q1 و t=0 روشن شود . جریان ورودی که در حال افزایش است از طریق سلف فیلتر C و مقاومت بار جاری می شود . حالت 2 وقتی شروع می شود که ترانزیستور Q1 و t=t1 خاموش شود . دیود هرز گرد Dm در اثر انرژی ذخیره شده در سلف هدایت می کند و جریان سلف از طریق L,C بار دیود و Dm ادامه می یابد . جریان سلف تا هنگامی که ترانزیستور Q1 دوباره در سیکل بعدی روشن شود افت می کند . بسته به فرکانس سویچینگ سلف فیلتر و ظرفیت خازن جریان سلف می تواند ناپیوسته باشد .

رگولاتورهای کاهنده که فقط به یک ترانزیستور احتیاج دارد ساده است و راندمان بالایی بیش از 90 %دارد یلف L di.dt جریان بار را محدود می کند . با وجود این چون جریان ورودی ناپیوسته است معمولاً فیلتری در ورودی مورد نیاز است . ولتاژ خروجی این رگولاتور دارای یک پلاریته و جریان آن نیز یک طرفه است . در ضمن به دلیل احتمال اتصال کوتاه شدن دو سر دیود نیاز به مدار محافظ است .

رگولاتورهای افزاینده

در رگولاتورهای افزاینده ولتاژ خروجی بزرگتر از ولتاژ ورودی است . بنابراین نام «افزاینده » برای ان انتخاب شده است . کار مدار را می توان به دو حالت تقسیم کرد . حالت 1 هنگامی آغاز می شود که ترانزیستور M1 در t=0 روشن شود . جریان ورودی که در حال افزایش است از طریق سلف L و ترانزیستور Q1 جاری می شود . حالت 2 وقتی شروع می شود که ترانزیستور M1 در t=t1 خاموش شود . جریانی که از ترانزیستور عبور می کرد حال از طریق L,C بار دیود Dm جاری می شود . جریان سلف تا هنگامی که که ترانزیستور M1 دوباره در سیکل بعدی روشن شود افت می کند . انرژی ذخیره شدهدر سلف L به بار منتقل می شود .

رگولاتور افزاینده بدون ترانسفورمر می تواند ولتاژ خروجی را افزایش دهد . این رگولاتور به علت استفاده از یک ترانزیستور راندمان بالایی دارد . جریان ورودی پیوسته است . ولی باید جریانی با پیک بالا از ترانزیستور قدرت عبور کند . ولتاژ خروجی نسبت به تغییرات دوره کار کرد K بسیار حساس است و این باعث مشکل بودن تثبیت رگولاتور می شود . متوسط جریان خروجی با ضریب (1-K) از متوسط جریان سلف کمتر است و مقدار موثر جریان عبوری از خازن فیلتر بسیارزیاد است . این امر باعث کاربرد فیلتر خازنی و سلفی بزرگتری نسبت به خازن و سلف رگولاتور کاهنده می شود .



خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

مقاله کامل بررسی اثرات تجدید ارزیابی و نحوه عمل و کاربرد آن در شرکتهای تولیدی و صنعتی

شنبه 29 آبان 1395

مقاله کامل بررسی اثرات تجدید ارزیابی و نحوه عمل و کاربرد آن در شرکتهای تولیدی و صنعتی




خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
( تعداد کل: 343 )
   1       2       3       4       5       ...       23    >>