X
تبلیغات
رایتل

معماری اقلیم گرم وخشک و یزد

چهارشنبه 10 آذر 1395

معماری اقلیم گرم وخشک و یزد



معماری گذشته

معماری مناطق کویری در عین پاسخگویی به نیازهای انسان و شرایط محیط، جلوه هایی از تجلی کالبد بخشیدن به ارزش ها و باورهای فرهنگی جامعه را نیز به نمایش می گذارد مانند

بهره گیری از سلسله مراتب، که در عین اینکه توجه به درون و بطن را به زیبایی نشان میدهد، با ایجاد قلمروهای مختلف (خصوصی، عمومی، نیمه عمومی و...) محرمیت، خلوت و

خصوصیت و امنیت مورد نیاز اهل خانه و حرمت خانواده و تجلی ارتباط انسان و طبیعت و فضای زندگی را در حد اعلایی فراهم می کند.

در معماری سنتی، جایگزینی و استقرار عناصر و اجزاء در رابطه ای هماهنگ و منطقی و تکمیل کننده با سایر اجزا است. این هماهنگی در مقوله تناسب ها،‌اندازه ها ، رابطه انسان و

طبیعت و عناصر طبیعی قابل تعریف و شناخت است. در این مناطق با وجود شرایط نامطلوب محیطی (عدم وجود رطوبت مناسب، دمای بهینه و ... ) بهره گرفته شده و هم از مفاهیم و

نمادهای معنوی در ایجاد فضاها به زیبایی و زیرکی خاصی استفاده شده است که جنبه سلامت روانی و باورهای دینی را در بطن خویش نهفته دارد. سیستم حیاط مرکزی با آب

نماها،‌درختان و بازی نور و سایه،‌نمونه هایی از این دقت و توجه به ایجاد شرایط بهینه برای آسایش در این مناطق است.

در معماری کویری به مسئله انرژی، منابع طبیعی و بهره برداری درست از آفتاب، جهت ها، باد و ... (به عنوان منابع پایدار انرژی در مقابل سوخت های فسیلی ناپایدار) توجه خاص شده

است تا حدی که، یکی از ویژگیهای بارز معماری این مناطق می باشد. شاید بتوان گفت دوری از اسراف و بطالت، استفاده از مصالح بومی، انتخاب رنگ و اشکال مناسب،‌توجه به نوع و

روش بهره گیری از منابع طبیعی،‌انتخاب منابع انرژی مناسب ، تلفیق جنبه های معنوی و مادی حیات به عنوان بنیاد و حتی مسلط بر فعالیتهای انسان و نتایج حاصله از آنها، احساس

مالکیت انسان بر اشیاء و فضاها به عنوان عاملی در جهت حفاظت و بهره برداری بهتر از آنها، توجه به روح جمعی به جای فردگرایی و نمایش، کمال جویی انسان و کمال بخشی به آن و

بسیاری ویژگیهای دیگر را میتوان شاخصه های اصلی معماری بومی دانست.

2- سابقه شهر یزد (سیر تحولات زیستی و کالبدی در یزد)

به طور کلی در سرزمین های اسلامی، شهر اسلامی را میتوان مجموعه ای از مناطق و محلات متجانس و همگن دانست. گروههایی که در این مناطق می زیسته اند،‌هویت،‌مذهب و

قومیت خود را برای قرن ها همچنان حفظ کرده اند. بررسی ها نشان میدهد که در گذشته، شهر یزد دارای محلات متعددی بوده است. محلات شهر، جایگاه زندگی طبقات اجتماعی

مختلف، صاحبان مشاغل گوناگون و پیروان ادیان مختلف بوده است. روابط نزدیک اقتصادی، اجتماعی، نظام محله ای ویژه شهرهای سنتی و شیوه تولید کارگاهی بر سازمان اجتماعی

فضایی شهر تأثیر داشته است، بطوریکه در یک محله، بخش های اعیان نشین،‌صاحبان کارگاههای خصوصی و فقیرنشین کنار هم قرار داشته و یا دو محله متعلق به اعیان و تهیدستان

شهری کنار هم قرار می گرفته است. خانه های اعیان نشین معمولاً مشخص و مانند مراکز محلات در تقاطع و یا در مسیر گذرگاههای اصلی قرار داشته است.

در محلات شهر یک نفر از بزرگان محله از طرف اهالی انتخاب می شد که نقش رئیس محله را داشت. بزرگ محله را گاهی،‌کلانتر می نامیدند که در این صورت نقش وی مهمتر بود.

رابطه تولید و کار به صورت رابطه بین استادکار و شاگرد در صنایع وجود داشت و معمولاً کار طاقت فرسا به صورت میراث به فرزندان و شاگردان منتقل می شدند.

کارگاهها در مسیر گذرگاههای اصلی شهر و یا در تقاطع آنها قرار داشت. برخی نیز از خانه های خود به صورت کارگاه استفاده می کردند که در این صورت تولید شکل خانگی پیدا میکرد،

کارگاههای نساجی که با شرکت زنان و فرزندان اداره می شد نقش اساسی در اقتصاد خانه داشت و خانواده را به عنوان یک سازمان اقتصادی فعال می نمود. اساس اقتصاد شهر را به

ویژه صنعت نساجی کارگاهی تشکیل می داده است.

امروزه اشکال پیچیده روابط اجتماعی – اقتصادی و دگرگون شدن تولید شهری در یزد و تسلط وجه تولید کارخانه ای بر کارگاهی و قرارگیری شهر در شبکه ارتباطات اجتماعی اقتصادی، در

سطح کشور، باعث شده که نظام محله ای در شهر از میان برود و محله به عنوان یک واحد زندگی شهری به شکل گذشته اهمیت خود را از دست بدهد.

شهر یزد، مانند بسیاری از شهرها از زمان قاجار و شروع روابط ایران و اروپا شروع به تغییراتی نمود. هر چند این تغییرات چندان باعث به هم ریختن سیستم های کالبدی و روابط اجتماعی

– اقتصادی شهر نشد. تغییرات در نظام های شهری و محله ای به صورت مشخص از دوران پهلوی اول و خصوصاً در دهه های چهل و پنجاه به وقوع می پیوندد.

ورود ماشین به سیستم های ارتباطی شهر،‌ سرعت تحولات،‌گسترش ارتباط و یک نوع تجدد خواهی و شیفتگی در برابر غرب باعث ایجاد شبکه های دسترسی جدید یعنی خیابان ها با

سیستم شطرنجی و شبکه ای،‌همچنین ایجاد محلات جدید در حاشیه شهر با سیستم های ساخت و ساز نوین گردید. این حرکات همراه با تغییر در سیستم روابط اجتماعی و ایجاد

ادارات دولتی و ایجاد کارخانه ها و کارگاههای جدید و بزرگ همراه بود که به صورت عمده تغییر سیستم سکونتی و کالبدی را از حالت سنتی ودر بافت قدیم و الگوهای گذشته به سیستم

شهرسازی جدید و فارغ از روابط اجتماعی – اقتصادی گذشته طلب می نمود.


3-1- مقدمه

هر واحد جغرافیایی در مقیاس کوچک (micro) و چه با مقیاس کلان (macro) بعنوان یک سامانه زیستی و حیاتی از عناصر متشکله جاندار و بیجان که هر یک روابط متقابل و پیچیده ای دارد تشکیل میشود در این میان اقلیم نه تنها بعنوان یک جزء بلکه به صورت یک عامل هویت و ماهیت بخش ویژگیهای عمومی سایر اجزاء متشکله یک اکوسیستم یا زیست بوم را نیز تعیین می کند. بطوریکه بسیاری از خصوصیات طبیعی اکولوژیکی انسانی مانند پوشش گیاهی، وضعیت آبهای سطحی و زیرزمینی، ساز و کار فرسایش و حتی معیشت انسانها نیز تا حدود زیادی به ویژگیهای آب و هوایی و اقلیم شناسی بستگی دارد این مسئله در زیست بوم های خشک و بیابانی و مناطق کویری نیز صادق است و همین عوامل محیطی هستند که در تعیین نحوه پراکندگی، چگونگی سازگاری موجود زنده با محیط و نیز ساختار اجتماعات زیستی نقش اساسی را برعهده دارند. بطور مثال هر گیاه یا جانور برای مقابله با عامل اقلیم که تأثیر آن از حدود امکانات موجود زنده خارج است باید خود را با شرایط اقلیمی سازگار کند و هر چه توانایی یک سیستم زنده در دفع اختلالات وارده بیشتر باشد به همان نسبت در تعادل اکولوژیکی آن تأثیرگذار بوده و آن سیستم پایدارتر خواهد بود.

لذا شناخت هر چه دقیق تر و همه جانبه مسائل اقلیمی میتواند به نوعی در پایداری زیست بوم‌ها (بخصوص در مناطق خشک و بیابانی ) نقش مؤثری داشته باشد.




خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
برچسب‌ها: معماری، اقلیم، وخشک، یزد

پیشنهاد معماری برای شهر سنندج

چهارشنبه 10 آذر 1395

پیشنهاد معماری برای شهر سنندج


پیشنهاد معماری برای شهر سنندج

در شهر سنندج طبق نتایج همدمای مؤثر 77 درصد اوقات سال احساس سرما وجود دارد و حدود 3 درصد شرایط گرم وجود دارد و حدود 20 درصد آسایش حرارتی برقرار است . بنابراین اولویت معماری در شهر سنندج مقابله با سرمای هوا در طول سال مخصوصاً فصل پاییز و زمستان می باشد . در مرحله دوم باید تا حد امکان با گرمای طاقت فرسایی تابستان مقابله نمود. بجز پیشنهادات که در معیار ماهانی برای شهر سنندج شده است می توان پیشنهادات زیر را برای بیشتر کردن محدوده آسایش حرارتی بکار برد .

الف )‌در خصوص مقابله با سرما پیشنهادات زیر را می‌توان بکار برد :

پیشنهاد اول :

فضاهای داخلی ساختمان از همدیگر تفکیک شود و هر کدام به اندازه‌ مورد نیاز گرم شوند – مثلاً لزومی ندارد که به طور دائم اتاق خواب یا حمام و بعضی فضاهای غیر ضروری را گرم نگه داریم . همچنین می توانیم به وسیله نصب در ، در بین فضای داخلی منزل و راه پله‌ای که به بالا می رود از اتلاف گرما جلوگیری نمود.

پیشنهاد دوم :

استفاده از پنجره های که در سقف منازل تعبیه می شوند برای ورود به نور خورشید در فصل زمستان مفید هستند ولی شکل استفاده از این پنجره ها در فصل تابستان با عبور نور و انرژی خورشید به داخل منازل باعث گرم شدن فضای داخلی ساختمان می شوند. برای ا مقابله با گرمای ورودی از این پنجره ها در فصل تابستان باید از سایه بانها استفاده شود . البته تعبیه یک دریچه قابل باز و بسته شدن در این پنجره ها می تواند جهت ایجاد کوران در فضای ساختمان برای فصل گرم مؤثر باشد .

پیشنهاد سوم :

استفاده بهینه از وسایل گرمای زای داخل ساختمان می تواند اتلاف انرژی را به حداقل برساند برای نمونه می توان امتداد لوله را در فضای منزل طولانی تر کرد تا هوای گرم تر دیرتر به خارج منزل هدایت شود یا میتوان با گذاشتن یک مخزن آب کنار بخاری از گرمای مخزن آب استفاده کرد . در نهایت با درزگیری روزنها و استفاده از پنجره های دوجداره می توان اتلاف حرارت را به حداقل رساند .

ب) درباره مقابله با گرما در ماههای تابستان نیز می توان روشهای زیر را به کار برد :

اول : می توان با کاشت درختان خزان دار در فصل تابستان از سایه مناسب آنها استفاده نمود و نیز با تعیین محل مناسب غرس درخت از قدرت خنک کنندگی آن در فصل تابستان بهره مند شده و از چشم اندازی زیبا آن استفاده کرد . در غرس درختان باید فضای بین آنها در نظر گرفته شود تا در طول شب اشعه موج بلند زمین بدون برخورد با مانعی حرارت را دفع کند . برای جریان بهتر هوا در فصل تابستان بهتر است زیردرختان خلوت نگه داشته شوند.

دوم: ساخت منازل دو یا چند طبقه برای کمتر شدن مساحت سطوحی که در معرض نور خورشید قرار می گیرند مفید است همچنین ایجاد بافت بهم چسبیده و متراکم جهت دریافت هر چه کمتر انرژی خورشیدی مؤثر است ضمناً با ایجاد برآمدگی روی لبه بام و پنجره ها می توان از نفوذ بیش از حد نور و حرارت خورشید به منازل جلوگیری کرد .

نتیجه گیری نهایی درباره میزان آسایش اقلیمی

برای بدست آوردن میزان آسایش اقلیمی در شهر مورد مطالعه از 3 معیار آسایش روش اولگی ، گیونی و ماهانی استفاده گردیده در شاخص آسایش اولگی مواقع نسبتاً‌ناراحت تا کاملاً ناراحت به عنوان ناراحتی حرارتی تلقی می گردد.

و مواقع نسبتاً سرد تا کاملاً‌سرد به عنوان منطقه سرد سال و بقیه مواقع سال نیز منطقه آسایش شناخته می شود در معیار ماهانی و میزان طول سال با 3 قسمت آسایش ، گرم ، و سرد ارزیابی می شود.

نتیجه گیری نهایی با استفاده از روش اولگی

برای اینکه نتایج به دست آمده شاخص آسایش دما – نم در شهر مورد مطالعه تمام اوقات سال را به 3 منطقه گرم و سرد و آسایش تقسیم شده است و نتایج نهایی در جدول ( ) ( ) ارائه شده است .



خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
برچسب‌ها: پیشنهاد، معماری، برای، سنندج

پاورپوینت بررسی جامع معماری گنبد

جمعه 5 آذر 1395

پاورپوینت بررسی جامع معماری گنبد

کاخ یا آتشکده فیروز آباد
نیازهای ساختمانی


گنبد، یکی از انواع پوشش‌هایی است که برای پوشاندن سقف یک مکان می‌تواند مورد استفاده قرار بگیرد. پس در درجه اول، کاربردی کاملا ساختمانی دارد. اگر بخواهیم بحث را ساده کنیم باید بگوییم سقف یا پوشش یک فضای معماری، می‌تواند تخت یا منحنی (قوس دار) باشد. پوشش تخت یا مسطح، همین پوششی است که هم اکنون به طور معمول در ساختمان‌های مسکونی عادی مورد استفاده قرار می‌گیرد. پوشش غیر تخت، انواع گوناگونی دارد، مثل گنبد و انواع دیگر پوشش‌هایی که در آن از قوس‌ها و منحنی‌های دیگر استفاده می‌شود.
گنبد از نظر هندسی از دوران یک قوس حول محور عمود به وجود می‌آید. اما ضرورت استفاده از این نوع پوشش در گذشته چه بوده‌است؟


گنبد فیروز آباد
کمبود مصالح مناسب


همان طور که گفتیم برای پوشاندن یک فضا، یا باید از پوشش‌های تخت استفاده شود و یا پوشش‌های منحنی. معمار برای استفاده از پوشش تخت به تیر که عنصری افقی برای انتقال نیروهای سقف است احتیاج دارد و این دقیقن همان نکته‌ای است که باعث شد در مناطقی خاص، گنبد رواج پیدا کند. یعنی کمبود چوب مناسب برای استفاده در سقف در مناطقی مانند فلات ایران و میانرودان، باعث شد تا پوشش‌های منحنی شکل و گنبدها، که بدون استفاده از تیر می‌توانند دهانه‌های وسیعی را بپوشانند به وجود آید


کاخ سروستان


از چند محل متفاوت به عنوان نخستین مکان‌هایی که پوشش‌های منحنی شکل در آنجا به کارفته، نامبرده می‌شود. ازجمله روستایی هشت هزارساله و مربوط به دوران نوسنگی در قبرس ، کلده در میانرودان و عراق امروزی و همچنین مناطقی در مصر و جنوب ایران در حوالی شوش و هفت تپه.
پلان آزاد
تاق و گنبد در معماری ایرانی توانست به عنوان پوشش اصلی فضای معماری، به تکامل برسد. در حقیقت استفاده وسیع از پوشش‌های تخت، مانند نمونه تخت جمشید در دوران هخامنشی یک استثناء در این زمینه محسوب می‌شود. در آن دوران به دلیل وسعت و توانایی فراوان امپراتوری هخامنشی، چوب لازم برای استفاده در تیرهای سقف از نقاطی دیگر مانند لبنان به ایران آورده می‌شد. اما در دوره‌های دیگر، استفاده از مصالح بومی ‌مانند خشت و آجر، بیشتر به صرفه بود و بنابراین فرم گنبد توانست رشد کند و به تکامل برسد



خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

پاورپوینت بررسی مفهوم و معماری مدرسه

جمعه 5 آذر 1395

پاورپوینت بررسی مفهوم و معماری مدرسه


تاریخ نخستین گونه


مدرسه را به طور خلاصه می‌توان: مؤسسه‌ای برای آموزش عالی تعریف کرد که در آن علوم سنتی اسلامی- حدیث، تفسیر، فقه و جز آن – آموزش داده می‌شود. این نوع مؤسسات آموزشی به طور مرسوم مسکونی هستند. مدرسه، بر خلاف انواع عمده بناهای اسلامی، حاصل دست و پنجه نرم کردن فرهنگ نوپای اسلامی با تمدن‌های همجوار در آن قرن (قرن اول هجری) نیست. آنگونه که سنت‌های هزار ساله دنیاهای کلاسیک و خاور نزدیک کهن از طریق امپراطوری‌های بیزانس و به روی معماری مسجد، مناره و مقبره بر جا گذارده بودند. ولی مدرسه، پاسخی به نیازهای معینی از جامعة اسلامی بود؛ مدرسه طراحی شده بود تا در خدمت یک نهاد کاملا ابداعی قرار گیرد. افزون بر آن، مدرسه مخلوق تمدنی خودباور، شکل یافته و نزدیک به اوج توفیق خود بود: نخستین مدارسی که از آنها در متون یاد می‌شود مدارس قرن دهمی خاور ایران است.

در این زمان معماری اسلامی سبک‌های خود را توسعه داده و فکر تبدیل‌پذیری انواع بنا به یکدیگر نیز – با همین درجه اهمیت امری شناخته شده بود که رباط‌های تونسی نشانگر آن است. از این رو معماران قرن دهم برای الهام، اختیار جستجو در معماری خود را داشتند. ممکن است این تبدیل‌پذیری، همانگونه که می‌توان از حدیث منقول از ابوهریره استنباط کرد، در اعتقاد فرد مسلمان ریشه دوانده باشد: «هر کس به قصد تعلیم و تعلم نیکیها به مساجد ما گام نهد بسان مجاهدان فی سبیل‌الله است». بدین طریق فعالیتهای آموزشی، عبادی و به خصوص جهادی به یکدیگر پیوسته‌اند. عملا، بعضی از ریشه‌های مبهم مدرسه چنین به ذهن متبادر می‌سازد که نمونه‌های اولیه این مدارس چیزی جز نهادهای دولتی نبوده‌اند، که برای این امر خاص طراحی شده و در همین جهت عمل می‌کردند.

این نهاد به آرامی و با گامهایی طبیعی رشد کرد، و احتمالا متداول شدن آن به واسطة تغییر عمده‌ای بود که در شیوة آموزش به وجود آمد. در سده‌های نخستین اسلام اطلاعات صرفاً به طریق دیکته به شاگردان منتقل می‌شد. از قرن دهم، اگر پیش از آن نباشد، این شیوه آموزش همراه با تشریح و تفسیر «تدریس» شد که به نوبة خود با مباحثه و مناظره توأم بود. بدیهی است که مسجد برای چنین امری، فضایی مناسب نبود و این هم درست نبود که طلاب فقیر در مناره مسجدی بخوابند که در آن درس می‌خواندند.

در آغاز، مدرسه اطاقی در خانه خود مدرس بود و طبعا مراد از آن صرفا فراهم آوردن فضایی برای درس خواندن طلاب بود نه اینکه در آن بخوابند. نمی‌توان به دقت گفت که چند سال طول کشید تا این حالت منتهی به تدبیری تا حدی رسمی و دائمی گردید. ولی شواهد بدست آمده از کاوشهای مورخین امروزی که بر روی دوره‌های پیش از عهد سلجوقی کار می‌کنند، دلالت بر این امر دارد که دورة حیات «پیش ازتاریخ» مدرسه حداقل به یک قرن و نیم پیش از زمانی برمی‌گردد که سلاجقه به مدرسه شکل یک نهادی رسمی دادند. به هر حال، بسیار بعید به نظر می‌رسد که این مدارس اولیه اساساً بناهایی عمومی بوده باشند. تعداد آنها خود دلالت بر این واقعیت دار. به سال 416/6-1025 بیش از بیست مدرسه در شهر کوچک ایالتی ختال گزارش داده شده که هر کدام از آنها دارای موقوفاتی نیز بوده‌اند. حرکت تبلیغی کرمیه، که در سدة دهم و یازدهم در بخش خاوری ایران از قدرت زیادی برخوردار بود، تمایلات سیاسی و مذهبی مشخصی داشت و مدارس و خانقاههای متعددی از سوی پیروان آن فرقه ساخته شد. غزنویان نیز موقوفاتی را به مدارس اختصاص می‌دادند تا اسلام را در سرزمین معاندین کافر غور، احتمالا از طریق اعزام هیئت‌هایی از سوی کرمیه، انتشار دهند.

این گونه بنیادها، بیش از همه باید در بستر سنت پایدار شده مدرسه‌سازی در شهرهای بزرگ ایران شرقی دیده شود. بهترین مورد مستندسازی شده آن نیشابور است که در آنجا حدود سی و هشت مدرسه پیش از تأسیس نظامیه بزرگ آن شهر (حدود 450/1068) گزارش شده است. ظاهرا قدیمی‌ترین آنها، که در منابع از آن یاد شده، مدرسه میان داهیه است. این مدرسه احتمالا در پایان قرن نهم بنیان گذارده شده و بولیه (Bulliet) دلایل قانع‌کننده‌ای آورده تا ثابت کند که آن نخستین مدرسه نبوده است. بعضی از این بناها یا توسط معلمینی بر پا شده که در آن آموزش می‌داده‌اند، یا توسط اهل تصوف، یا توسط ثروتمندان برجسته‌ای که گاه تولیت مدرسه را در طول قرنها به اعضای خاندان خود می‌سپردند. اتصال مدرسه به خانة بانی آن امری معمول بود و گاه خود خانه تبدیل به مدرسه می‌شد. غالبا مدرسه در جوار و یا درون مسجدی قرار می‌گرفت و بانی و یا مدیر آن می‌توانست در آن دفن شود. برخی از مدارس نیشابور چون تحت توجهات حاکم وقت بوده‌اند، لذا دارای اهمیت خاصی هستند. مثلا پیش از سال 372/3-982، مدرسه این فورک را حاکم سیمجوری ایجاد کرد؛ برادر محمود غزنوی مدرسه السعیدی/ سعدیه را به سال 390/1000-999 بنیان گذارد؛ طغرل بیگ، سلطانی سلجوقی، مدرسه سلطانیه را به سال 437/6-1045 ساخت. در قرن بعد نیز می‌باید دیگر شاهزادگان سلجوقی مدارسی را در مرو، بغداد، اصفهان و همدان ساخته باشند. بدین ترتیب بنظر می‌رسد که مقدم بر سرمایه‌گذاری حکومت، این نوع بناها دارای سابقه‌ای قابل توجه بوده‌اند و نمونه‌هایی که شاید قدیمی‌ترین مدارس باقیمانده از گذشته باشند- نظیر بنای سمرقند منتسب به 3/4 ابراهیم اول قره‌خانی (60-444/68- 1052)، مدرسه معروف خواجه مشهد در تاجیکستان که مشابه و شاید هم عصر بنای قبلی است- نمایانگر این نکته هستند، ولی برنامه ساختمانی در مقیاس عظیم و با اهداف سیاسی مشخص، که توسط نظام‌الملک آغاز شد، اساسا پدیده‌ای نو بود.


ریشه‌های معماری


خاستگاه مدرسه در شرق ایران است و همین امر جستجوی ریشه‌های معماری این نهاد را در آن منطقه روشن می‌کند. دو شق محتمل وجود دارد، که اگر یکی را بپذیریم آن دیگری را باید کنار بگذاریم.

اولی، شصت سال پیش توسط بار تولد و با زیرکی خاص او ابراز شده است که می‌خواهد مدرسه را با Vihars بودایی مرتبط سازد که در آسیای میانه و افغانستان دیده شده است. مکتب بودایی در سده‌های پیش از فتح مسلمانان این منطقه را اشباع کرده بود و دور از ذهن نیست که نهادی بودایی که کارکردهای عبادی، آموزشی، زندگی اجتماعی و تدفینی را در هم آمیخته، توانسته باشد در ارتباط با شکل‌گیری مدارس اولیه مؤثر گردد. پیش‌گویی بار تولد با کشف یک چنین محوطه‌ای در ادژینه تپه Tepe Adzhina واقع در شمال بلخ تأیید شد. این محوطه مشتمل بر یک مجموعة مرکب از دیر و استوپا است که کلا از دو قسمت مساوی تشکیل شده و بوسیلة گذرگاهی به یکدیگر مرتبط هستند. هر یک از این قسمتها حدود پنجاه مترمربع مساحت دارد. هر دو عنصر دارای نقشة چهار ایوانی و یک حیاط مرکزی است. قسمت مربوط به دیر، علاوه بر حجره‌های متنوع فرعی، مشتمل بر بناهای جدید، حجره‌هایی برای راهب‌ها و تالار اجتماعات بزرگی است که همگی آنها با یک راهرو به یکدیگر مرتبط می‌شوند.

با این که تأکید مسلمین بر آموزش تا حدی مشخص‌تر است، مع‌ذالک روح این بنای قرن هفتم- هشتم میلادی در اصول و حتی از نظر طرح چهار ایوانی، به طور قابل ملاحظه‌ای نزدیک به یک مدرسه است. در دو دهة اخیر محوطه‌های متعدد دیگر بودایی در آسیای میانه کاوش شده است که از آن میان می‌توان از اق‌بشیم Ak-Beshim، آیرتم Airtam، قلعه کافر میگن حالیست که در ایران مهمترین محوطة بودایی احتمالا در جنوب آمودریا- نوبهار بلخ – بوده است.

منبع معماری دیگری که برای مدرسه ایرانی پیشنهاد شده، خانه متداول خراسانی، همانند نمونة قرون وسطایی بامیان است. مدافع این نظریه گدار است. او اول بار مجبور شد تداوم سنتی پیوسته‌ای را بین خانه‌های قرون وسطایی و هم عصر منطقه فرض کند. سپس این شکل مسکونی را با مدارس بعدی مقایسه کرد و نتیجه گرفت که بنای خانه شخصی مبنای به وجود آمدن بنای عمومی شده است. با این که شواهد نوشتاری بسیاری وجود دارد که بهره‌گیری از خانه‌ای شخصی برای کاربری‌های مدرسه را محرز می‌کند، هیچ نمونه‌ای از یک چنین خانه‌ای در دست نیست. بدین ترتیب نظر گدار یا اینکه نغز است ولی جز حدس و گمان نیست.


1. مکتب‌خانه:

مکان خاصی نداشته است و معمولاً در خانه، بالاخانه، سرکوچه یا در خانه ملا بوده و مقدمات الفبا، قرآن و خواندن را در آن فرا می‌گرفتند.

2. مدرسه:

در دو سطح بوده است:

یکی، سطح مقدماتی: شامل صرف و نحو، ادبیات فارسی و علوم فقهی که در این واقع حکم مدرسه مدرسه متوسطه را داشته است.

دوم، درس خارج: در بعضی از قسمت‌های مدرسه برای درس خارج یا درس تخصصی مکانی درنظر گرفته شده است. درس خارج منحصر به مباحث مذهبی نبوده و درس‌هایی مثل ریاضیات، موسیقی و ... نیز در آنجا تدریس می‌شده است. افرادی مثل بوعلی سینا، زکریای رازی و صدها دانشمند بزرگ اسلامی از این مدارس بیرون آمده‌اند.



خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

هنر معماری ایران اسلامی

پنج‌شنبه 4 آذر 1395

هنر معماری ایران اسلامی

شیوه های بنیادی در معماری اسلامی عبارتند از: الف) شیوه مصری(این شیوه از معماری کهن مصر ریشه گرفته و در کشورهای اسلامی شرق آفریقا مصر، سودان و حجاز می باشد). ب) شیوه شامی (این شیوه از هنر و معماری بیزانس ریشه گرفته و کشورهای سوریه، فلسطین، لبنان، اردن و بخشی از ترکیه را در بر گرفته و دارای ویژگی مشترکی با شیوه مصری است). ج) شیوه مغربی (این شیوه بسیار چشمگیر و پیشرفته است و در بر گیرنده کشورهایی مثل مراکش، الجزایر و جنوب اسپانیا می باشد. د) شیوه ایرانی (این شیوه از همه ارزشمندتر و گسترده تر بوده و در برگیرنده کشورهایی مثل عراق، ایران، افغانستان، پاکستان، ازبکستان، تاجیکستان، هند و اندونزی می باشد و بخشی از شیخ نشینان خلیج فارس)

سبک شناسی معماری ایرانی در طی شش شیوه بررسی می شوند که عبارتند از :

1- پارسی 2- پارقی (دو مورد اول پیش از اسلام است) 3- خراسانی 4- رازی 5- آذری 6- اصفهانی (4 مورد دیگر پس از ظهور اسلام می باشد).

هنر معماری ایران از دیر باز دارای چند اصل بوده که عبارتند از : 1- مردم واری 2- پرهیز از بیهودگی 3- نیارش 4- خود بسندگی و درون گرایی

مردم واری چیست : مردم واری به معنای رعایت تناسب میان اندام های ساختمانی با اندام های انسان و توجه به نیازهای او در کار ساختمان سازی است.

برای جلوگیری گرما به به درون ساختمان، از ارسی بهره می بردند یا دیوار و سقف را دو پوسته می ساختند تا لایه ای عایق جهت جلوگیری از گرما باشد «کلمه اُرسی به معنای گشاده یا باز می باشد»

پرهیز از بیهودگی چیست : در معماری ایرانی تلاش شده کار بیهوده در ساختمان سازی نکنند و از اسراف پرهیز کنند، این اصل هم پیش از اسلام و هم پس از آن مراعات شده است. گره سازی با گچ و کاشی و خشت و آجر و اندود، بخشی از کار بنیادی ساختمان است. مثلاً اگر نیاز باشد در زیر پوشش سقف، عایقی در برابر گرما و سرما ساخته شود، یا افزار بنا که ناگزیر پُر و پیمون است و نمی تواند به دلخواه معمار کوتاهتر شود، تنها با افزون کاربندی می توان آنرا کوتاهتر و «بِاندام» و مردم وارد کرد. اگر ارسی و روزن با چوب یا گچ و شیشه های رنگی گره سازی می شده، برای این بوده که در پیش آفتاب تند و گاهی سوزان، پناهی باشد تا چشم را نیازارد و اگر گنبدی از تیزه تا پاکار با کاشی پوشیده می شود تنها برای زیبایی نیست، وانگهی باید دانست که واژه «زیبا» به معنی زیبنده بودن و تناسب داشتن نه قشنگی و جمال.

نیارش چیست : نیارش به دانش ایستایی، فن ساختمان و مصالح شناسی گفته می شود. معماران گذشته به نیارش ساختمان بسیار توجه می کردند و آنرا از زیبایی جدا نمی دانستند.

خود بستدگی چیست : معماران ایرانی تلاش می کردند مصالح مورد نیاز خود را از نزدیک ترین جاها بدست آورند و چنان ساختمان می ساختند که نیازمند به مصالح جاهای دیگر نباشد و خود بسنده باشند، بدین گونه کار ساخت با شتاب بیشتری انجام می شد و ساختمان با طبیعت پیرامون خود ساز وارتر در می آمده است و هنگام نوسازی آن نیز همیشه مصالح آن در دسترس بوده است. معماران ایرانی بر این باورند که مصالح باید « بوم آورد» یا «ایدری» (اینجایی)باشد. به گفته دیگر فرآورده (محصول) همان جایی باشد که ساختمان ساخته می شود و تا آنجا که شدنی است از امکانات محلی بهره گیری شود. یک نکته مهم در معماری ایرانی این است که اساساً یکی از انگیزه های بنیادی در ساخت سقف های خمیده و گنبدی و بهره گسترده از آنها، این بود که چوب مناسب برای ساختمان سازی در همه جا یافت نمی شده، ولی خشت و آجر بسیار و در دسترس بوده، و معماران هم دست به نوآوریهایی زدند که با خشت و آجر بتوان دهانه های بزرگ را پوشش داد.

درونگرایی چیست : یکی از باورهای مردم ایران ارزش نهادن به زندگی شخصی و حرمت آن و نیز عزت نفس ایرانیان بوده که این امر بگونه ای معماری ایران را درونگرا ساخته است. معماران ایرانی با ساماندهی اندامهای ساختمان در گرداگرد یک چند میانسرا، ساختمان را از جهان بیرون جدا می کردند و تنها یک هشتی این دو را به هم پیوند می داد. خانه های درونگرا در اقلیم گرم بسته است و از هر سو رو به درون دارد. خانه های درونگرا در نقاط میانی کشور و گرم و خشک و مناطق کویری ساخته می شده، خانه های درونگرا، پاسخ در خوری برای خشکی هوا، بادهای آزار دهنده، شن های روان و آفتاب تند هستند.

نکته : کوشک ها ساختمانهای بی برونگرا هستند که گرداگرد آن باز بوده و از هر سو به بیرون راه دارد، خانه های برونگرا در برخی از نقاط ایران مثل کردستان، لرستان و شمال ایران ساخته می شده «کوشک برابر همان پاویون فرانسوی است»

شیوه پارسی :

معماری پیش از شیوه پارسی عبارتند از : 1- محوطه تاریخی مراغه (دشت قزوین) 2- تپه سیلک 3- چغازنبیل (ایلام) 4- هگمتانه، نوشیجان تپه (مادها، آریائیها)

بناهای معروف دوره پارسی : 1- پاسارگاد 2- آرامگاه کوروش در پاسارگاد 3- کاخ شوش 4- تخت جمشید 5- آرامگاههای نقش رستم .

شیوه پارسی نخستین شیوه معماری ایران است، نام این شیوه از قوم پارس برگرفته شده است، تپه زاغه یکی از مراکز اولیه استقرار کشاورزی در ایران است. « در این شیوه» از ویژگی های این مکان بافت متراکم، ترکیب انواع خانه ها و ساخت معابر می باشد. در این تپه خانه ها بصورت مستطیل شکل بوده و عرض کم در مسیر باد بوده که دارای سطح کمتری بوده و در نتیجه باد نمی توانسته خرابی ببار آورد.

نوع فایل: word

سایز:20.7 KB

تعداد صفحه:33



خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
برچسب‌ها: معماری، ایران، اسلامی

پاورپوینت بررسی مبانی برنامه ریزی معماری و شهرسازی

پنج‌شنبه 4 آذر 1395

پاورپوینت بررسی مبانی برنامه ریزی معماری و شهرسازی


تعاریف برنامه ریزی


فرآیند تعیین فعالیت های مناسب در آینده، با کاربرد مجموعه ای از گزینش هاست. (دیویدف و راینر)

گزینش هایی که فرآیند برنامه ریزی را تشکیل می دهد 3 سطح است:

1- گزینش هدف های نهایی و معیارها

2- شناخت مجموعه از راه ها برای دستیابی به اهداف و انتخاب راه حل بهینه

3- چگونگی عمل برای دستیابی به اهداف نهایی

تعریف فرهنگ واژگان:

1- بیان فیزیکی چیزی از طریق طرح و رسم و یا نقشه

2- روش انجام کار

3- آرایش منظم بخش های گوناگون یک هدف



خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

پاورپوینت معرفی وتحلیل انواع سازمان های فضایی در مجموعه های معماری

پنج‌شنبه 4 آذر 1395

پاورپوینت معرفی وتحلیل انواع سازمان های فضایی در مجموعه های معماری


مقدمه


طراحی شهری و شهرسازی ، به منظور ایجاد محیط مناسب جهت زندگی انسان و نظام دادن ( واقعی ـ عملکردی) به فضای زیست او ، انجام می گیرد. همچنین جهت دستیابی به استفاده بهتر از فضای زیستی به عملیاتی به منظور ایجاد فرمی مناسب با عملکرد مناسب نیاز داریم و به مناسبت همین مباحث به دو عامل ظاهری و عملکردی بر می خوریم.

ـ رابطۀ انسان با محیط زیست او که فرم شهر (فضایی که فعالیتهای گوناگون شهری اعم از اقتصادی و اجتماعی و استخوان بندی شهر در آن شکل می گیرد و نمایانگر زندگی تمام شهر است) را در بر دارد. عامل ظاهری است و معیاری که متناسب با آن مطرح می گردد هنری و ذهنی است . ( شهرسازی هنر است و علم است و تکنیک)

ـ عامل شکل دهندۀ محیط زیست دربردارندۀ فعالیتهای شهری است که عامل عملکردی گفته می شود و روشی که متناسب با آن اعمال می گردد علمی و گاه هنری و ذهنی است.

فرم شهر می تواند در حس جهت یابی ، راحتی، امنیت ، راندمان و شکل دادن به سیمای شهر مؤثر واقع می گردد.

معمولاً فرم شهر را بر اساس شبکه ها و شریانهای ارتباطی تعریف می کنند، شهر می تواند دارای فرمی ، شطرنجی، خطی و ... باشد البته فرم شهر از نظر معیارهای دیگر از قبیل جغرافیایی، اقلیمی، اقتصادی و ... نیز ممکن است مطرح شود مثلاً مجتمع زیستی واقع در اقلیم گرم و خشک با توجه به معیارهای خاص خود ممکن است دارای فرم و بافتی متراکم باشد و یا شهری از نظر جغرافیایی فرم و یا بافت پلکانی داشته باشد، یا ...




خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

چهار یادداشت درباره معماری اخیر پیتر آیزنمن

پنج‌شنبه 4 آذر 1395

چهار یادداشت درباره معماری اخیر پیتر آیزنمن

ایگناسی دسولا موراله

چنین به نظر می رسد که معماری آیزنمن در سالهای اخیر، بر موقعیت تبعیدی اش پای می فشارد؛ آن هم نه در معنی ساده جا به جایی مؤلفه های زبان روزمره با عملکرد جدید و متفاوت آن، بلکه درمفهومی عالی تر به معنی جا به جا شدن، آگاهی بر از دست دادن وطن، وطن به آن معنی که درآنجا معمار بتواند کاملا طبیعی و ارگانیک رشد کند و تکامل یابد.

این معماری اعم از آنکه در شهرها ساخته شود یا در محیطهای دانشگاهی و یا در توابع و حومه های شهری، در آنچه که خلق می کند ریشه ندارد. به عبارتی دیگر، نه تنها از تداوم منطق درونی - با تمام براهین و مظامین قومی و تاریخی که ظاهرا باید نقطه عزیمتشان از توپوگرافی و خاطره ها کشف شود- ناشی نمی شود؛ بلکه بر عکس، نخستین وظیفه عبارت است از: دریافت و شناخت این غریبگی و این غریبگی و غیبت مناسبات سمپاتیک بین معماری و مکانی سمپاتیک بین معماری و مکانی که این معماری در آن ساخته می شود. با این حال، هنوز هیچ چیز مالیخولیایی درباره دریافت و شناخت فاصله ای که جبراً مکان و طرح را از هم جدا می کند، وجود ندارد.

فروید در مقاله 1917 خود با نام عزا و مالیخولیا، می کوشد نشان می دهد که آگاهی و تجربه غیبت و هجران است که مالیخولیا را باعث می شود. همچنین عجز وضعفی را سبب می شود که از جایگزینی تملک عدم حضور شخص، نقطه عزیمتی است به مناسبات جدید و غیر واقع. مناسباتی که در پاسخ به تحریک در حدود جایگزینی معشوق غایب با اشیاء است. پس البته، اشیاء موضوع های فتیشیستی به چیزهایی بدل می شوند که تلوسه ( نگرانی ها) و اضطرابهای فرهنگ مدرن، خلاء و تهی شدگی اش را در آن می تاباند؟

در مورد آیزنمن، که لامکانی رو در روست، مسئله فرق می کند. پاسخ در حد مالیخولیا باز نمی ماند، بلکه فراتر می رود تا به فعالیتی غنی و پر حرارت ذهن برسد. فعالیتی که افسردگی را با تحریک-تفکر و حرکت-به مفهومی که هلنسیم قرون وسطی درک می کرد، پاسخ می دهد: بازی تصویرها به مفهوم رویای بیدار ( Réve éveillé) لئون دوده، تحریک فانتزی به مفهوم تحرک بخش فانتاسماتا، یا فیگورهای ذهنی، نفی هر نوع شمولیت، استقرار یا روش، پذیرش ناپایداری و واپس زنی.

جورجوآگامبن در پارالل های بین تحلیل های روان-جهان شناختی فلسفه قبل از اسکولاستیک و یافته های روان تحلیلی، مورد متقاعد کننده ای یافته است که تقابل و تأثیرهای بسیاری از مقوله های آنها را در یکدیگر نشان می دهد. معماری آیزنمن می کوشد تا در سایه تحریک تخلیل و تصور و پذیرش نا متعارفها، از دام مالیخولیا بگریزد. بدین ترتیب که اینهارا به عنوان عناصری مثبت در ساختن مکان جدیدی برای لامکانها یا مأمنی که در آن معمار اراده فرماتیو خود را باز شناسد، تلقی می کند.

این محصول مصنوعی مکان، بنابر همه آن دلایل ، پاسخ اوست به لامکانی و به مالیخولیای فقدان واز دست دادنهایی که پیوسته در کمین و همراه با این لامکانی است. در کارهای اخیر آیزنمن، نشان از تو هم ذهنی حتی از کمترین و دقیق ترین نشانه ای از خود گول زنی نیز؛ چرا که هنرمند مدرن-از تبار آیزنمن و بودلر-آگاهانه و هشیارانه مسخ شدگی غیر واقعیت را می پذیرد. استراتژی نهفته در غوطه وری عمیق تحلیلی در هندسه، که پایه های طرحهای آیزنمن را می سازد، هرگز نباید به عنوان بازی صرف فرم برداشت شود.

در ورای این هندسه ها که پیوسته ابعاد خود را تکثیر می کنند و یا مدلاسیون هایشان را کاهش یا افزایش می دهند، شکفتگی و سرشاریی وجود دارد که بدان وسیله گریز از متعارفها، ساختار حفاظتی اشراقی خود را پی می ریزد. امروزه آنچه که در پیتر آیزنمن ، معمار فرمهای مکعبی و سری طرحهای خانه های 1تا 10 ، تغییر کرده ، آنجاست که مسئله مکان در پیش زمینه قرار گرفته است. و با این حال، او کاری به دیگران ندارد که با روح نوستالژیک هوشمندانه ونبوغ آسای خود خیال می کنند که می توانند مکان را در تسلط خویش در آورند و معماری خویش را بر آن بنا نهند.

نوع فایل: word

سایز:12.9 KB

تعداد صفحه:16



خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

چگونگی مفهوم معماری ها

پنج‌شنبه 4 آذر 1395

چگونگی مفهوم معماری ها

معماریهای مفهوی چگونه اند

1- انتزاع در تفکر معماری

کاملا امکان آن هست که کلیه فرمها را در ذهن ساخت بدون آنکه هیچ ماده ای را وارد جریان کرد، با طراحی کردن و تعیین مدارهای ثابت و ارتباط خط های گوناگون و زاویه ها. (لئون باتیستا آلبرتی. 1755b.1. 1. چیز سختی نیست تصور کردن اینکه دو تا بچه نمی توانند با همدیگر تقسیم کنند کیک شگریشان را وخش خشر rattle خشر و مابقی خرت و پرت های کوچکشان را، تا زمانیکه آنها ابتدا با همدیگر تعداد زیادی اجزای جدا از هم را تلفیق نکنند، بنابراین در ذهن آنها ایده های انتزاعی کلی شکل می گیرد، و آنها را با هم پیوند می دهند با هر اسم معمولی که آنها از آن استفاده می کنند. (جورج برکلی) اصل دانش بشری. 146

دلیل و هدف هنر شامل نگه داشتن سوژه ها و اشیاء در نهایت درستی و زیبایی آنهاست، و جمع آوری آنها در تعداد کمی نظرات کلی که تمامی نظرات و ایده ها را به روشنی بیان کند، و سازمان دهی استوار حقایق در اطراف آنها (آلفرد نورت وایت هد). 1914 نشانه های برگزیده برای سازمان ریاضیات شاخه لندن – ثبت شده در لاوسن 1980: 146.

بدون انتزاع هیچ چیزی از هر نوعی وجود ندارد که فکر بتواند روی آن جمع شود و مهارت انجام کاری را داشته باشد. علاقه خاص من استفاده کردن از قطعات آشناست، بیشتر قطعات ارزان و کم ارزش، و قرار دادن آنها در کنار همدیگر به شیوه ای که قبلا هرگز نبوده است. بنابراین به چیزی برسم که عجیب و انقلابی (آوان گارد) و ذهنی و اغلب دیریاب باشد، اما تنها با استفاده از قطعات و وسایل معمولی. من فکر می کنم که بهترین روش است برای درست کردن چیزهای نو و انقلابی. در مقایسه با خلق صرف یک مجموعه کاملا نو از اشکال دیوانه وار.

چارلز مور – در آشپزی و کلوتز، 1973: 235

البته، انتزاع همیشه جزء جدایی ناپذیر شکل های هنری بوده و قطعا خواهد بود، حتی در قوی ترین و بیشترین اثرهای هنری طبیعت گرا، کاملا فاقد انتزاع نیستند و در میان عاملهای ترکیبی و عینیت زیبایی شناسی وجود دارند – انتزاع و هنر عناصری نه تنها مفهومی بلکه عملا غیر قابل تقسیم هستند. آنها متعلق به antinomoise هستند که هنر دیالکتیک مدیون وجود آنهاست. پیدایش آبستره قطعاً، مانند دبرک های مخالف آن، در درجات مختلف و موقعیت های تاریخی متفاوت، اجبار اجتماعی، و جنبش های سبکی اتفاق افتاده است. آنورلد هاوستر 1974: 691

هنگامیکه ساختمان سازی در روند تکنولوژیکی نثر است، معماری شعر است، و ضرورتاً یک برنامه انتزاعی به خودی خود یک تشیبه ناشی از آن است برای تصویری از جهان و بودن (آلبرتو – پریز – گومز 226-1984 اثر – انتزاع (آبستره) واژه ای است که به راحتی مشخص شود با پیدا کردن آن در فرهنگ لغت، اگرچه از لحاظ ریشه شناسی از لاتین ab – به معنی off خاموش و +trahere به معنی طراحی است.

لویی کان

سکوت و نور

سکوت چندان چیز خاموشی نیست. مثل اینست که بگویید بی نوری، ناتاریکی، اینها کلماتی ساختگی هستند. ناتاریکی با چنین ترکیبی وجود ندارد. اما چرا؟ بی نوری و ناتاریکی می خواهند که باشند می خواهند اظهار شوند. آیا مرزی میان این دو کیفیت (نور و سکوت) – قابل اندازه گیری و غیر قابل اندازه گیری وجود دارد. آیا یک مرز می تواند به اندازه ای نازک باشد که مرز میان این دو نیرو و کیفیت در نور باشد؟ هر چیزی که مرز قرار دهید خود ضخامتی دارد حتی اندیشه ها و فکرها هم ضخامتی دارند. اما می شود گفت در تابش نور بر سکوت و سکوت بر نور این مرز محقق می شود و آن لحظه الهام است.

هنر زبان انسان است. زبانی ناشی از یک تمایل فراتر از نیازهای اولیه تمایل به بودن به ابراز شدن.

من اعتقاد دارم ما زندگی می کنیم برای اینکه ابراز شویم. تمام انگیزه وجود، بیان شدن است و آنچه طبیعت به جا می دهد، ابراز این بیان است.

نوع فایل: word

سایز:24.0 KB

تعداد صفحه:33



خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
برچسب‌ها: چگونگی، مفهوم، معماری، ها

معماری

پنج‌شنبه 4 آذر 1395

پروژه معماری

مقدمه:

لزوم احیای ارزش‌های بافت‌های تاریخی از دیرباز مورد توجه بوده و کشورهای پیشرفته جهان با اجرای برنامه ها و دستورالعمل‌های خاص، به رونق بافت‌ها و نواحی باارزش قدیمی خود همت گماشته و هویت فرهنگی گذشته خود را دوباره زنده کرده‌اند.

امر احیا و حفاظت از بافت‌های باارزش تاریخی از اجزای پیکره فرهنگی جامعه به شمار می آید و تحقق آن به فعالیتهای فرهنگی مداوم نیاز دارد، زیرا میراث تاریخی تبلور فرهنگ گذشته و صیانت‌ آینده هر جامعه است. در این نوشتار سعی شده تا با تأکید بر بهسازی و مناسب‌سازی محیط‌های شهری طی برنامه‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت به نقش سازندة سازمانهای ذیربط اشاره شود، تا با روشن شدن مسئولیت‌های مرتبط و همکاری‌های مستمر آنها کار احیای ارزش های تاریخی (که در این گفتار بیشتر تأکید بر احیا و مرمت بافت‌ها و بناهای باارزش است)، در چارچوب ضوابط و دیوان سالاری متداول و دست و پاگیر دستخوش مشکل و معضل نشود.

بدون شک، نقش و مشارکت مردم در امر بازسازی و احیای ارزش‌ها اهمیت خاصی داشته و بدون مشارکت مردم امر بازسازی موفق نخواهد بود و سرمایه‌گذاری‌های کلانی را طلب می‌کند. چنانچه در امر بازسازی خود مردم شریک و همراه باشند. اجرای برنامه‌ها سریع‌تر به نتیجه می‌رسد، تجربه جهانی نشان می‌دهد که هرچه مردم به ارزش این اثار آگاه باشند در اجرای برنامه ها سریعتر به نتیجه می رسد جهت احیا و نگهداری آن بیشتر می‌کوشند. در واقع، هسته تاریخی شهرها و بافت‌های با ارزش علاوه بر محتویا فرهنگی و معنوی خود به منزله سرمایه‌های عظیم اقتصادی شمرده می‌شوند و در این سرمایه مردم شریک و سهیم اند و مشارکت آنها می‌تواند امر بازسازی را به نتایج چشمگیری هدایت کند.

احیا و هویت بخشیدن به آثار باارزش باعث رونق و پویایی گذشته خواهد شد. لازم است دولت به سرمایه گذاریهای لازم همراه با مشارکت مردم همت گمارده تا ارزش‌های اقتصادی، اجتماعی و کالبدی دوباره در هسته تاریخی شهرها زنده و فعال شوند. باید گفت که در روند تنوع‌بخشی و تجدید سازمان در این مکان‌ها باید چنان عمل شود که هویت و اصالت آنها از دست نرود. در این مقاله،‌ سعی شده رابطه فرهنگ، میراث تاریخی و احیای ارزش‌های گذشته و تجدید حیات و امر بهسازی مناسب‌سازی محیط و ارزش‌های اقتصادی مورد بحث قرار گیرد.

واژه‌های کلیدی:

صیانت فرهنگ معماری، محیط مصنوع، ضرایب مستور، توسعه درون شهری، هویت‌بخشی، سیاستهای فراگیر.

پیشینه حفاظت آثار تاریخی و میراث فرهنگی به بیش از پانصد سال پیش از میلاد مسیح باز می گردد داریوش شاه در کتیبه ای از آیندگان می‌خواهد که آنچه را او برجای نهاده است تخریب نکنند. کتیبه‌هایی نیز به عنوان نمونه های دیگر در ستونهای کاخ آپادانا در تخت جمشید، برای اطلاع آیندگان از احوال، حفظ آثار و شرایط فرهنگی و آداب و رسوم و زندگی مردم آن زمان در اعماق دو متری زمین یافت شده است.

در دوران گذشته، اعتقاد و باورهای مردم، نگهداری و حفظ بناها و آثار باارزش را تضمین می کرده است. روشهای گوناگونی در زمینه نگهداری آثار تجربه شده است، یکی از این روش‌ها، فرهنگ وقف است که روش‌ های آن در وقف نامه ها آمده است. نخستین تکلیفی که برای متولی در این وقف‌نامه‌ها منعکس شده، همانا حفاظت، نگهداری و مرمت مورد بحث است.

رابطه فرهنگ و میراث تاریخی

میراث تاریخی، در واقع صورت ظاهری کالبدی فرهنگ است، فرهنگ رکن و اساس هر جامعه پیشرفته را تشکیل می دهد چنان چه فرهنگ در جامعه گسترش یافت، میراث آن نیز حفظ خواهد شد. در صورتی که جامعه ای به اصل پیشرفت فرهنگ آن توجه نداشته باشد، آحاد آن جامعه نمی‌توانند ارزش‌های خود را باور کنند و نگهداری و مرمت و ارزش های بافتها و آثار خود را جدی نمی‌گیرند و اعتقادی هم به آن نخواهند داشت. توجه کشورهای پیشرفته به حفاظت از اثار خود، نشانه رشد فرهنگی و ارج نهادن به میراث کهن و نهایتاً احیا و مرمت آثار باارزش است. در این رهگذر، ارزش های پر دامنه نهفته در بطن میراث فرهنگی کشف می‌شود و آگاهی و رهیافت‌های ارزش‌های علمی و فرهنگی به شناخت این ارزشهای نهفته و پایدار در میراث تاریخ منجر خواهد شد.

به این ترتیب، بهره‌وری فرهنگی کارآمد از فضاهای احیا شده، با توجه به مراتب اجتماعی شهروندان می توانند محیط ها و فضاهای شهری را زنده و پویا کند و جان و روح دوباره در کالبد آنها بدمد. برگشت علاقه و دلبستگی شهروندان به فرهنگ و فضاهای باارزش شهری سبب می‌شود که هویت مکانی و اجتماعی دوباره زنده شود. در این صورت است که با رشد فرهنگ و اعتقاد و باورهای مردم، آمادگی برای احیا و مرمت شتاب می‌گیرد و نوآوری از دل جامعه جوانه خواهد زد. لاجرم، احیا و مرمت توسعه درون شهری در بافت‌های باارزش، به جلب سرمایه و ایجاد تحرک اقتصادی و رویکرد جهانگردان و پژوهشگران به کشور خواهد انجامید.

پیشینه تاریخی

از دهه 1960 ارزش محیط‌های سنتی به گونه‌ای فزاینده در تقابل با محیط‌های نوگرا باز شناخته شد، در این میان، به خصوص شناخت مشخصه‌ها و کیفیت‌های محیط مصنوع و ویژگی‌های فرهنگی و تاریخی آن به خوبی نمایان شد که این توجه، سرانجام به هواداری از حفاظت محیط‌زیست و فعالیت در این حوزه انجامید. در این امتداد گرایش فزاینده‌ای نیز در محدوده‌های زیستگاهی نسبت به مرمت در مقابله با تخریب شکل گرفت.

به واسطه این‌گونه مرمت‌ها در محله‌ها، در کنار پرداختن به مرمت مسکن به جای تخریب از نوساختن آن، بحث های اقتصادی همزمان نیز درگرفت. سیر این تحول تاریخی به این‌جا کشید که ارزش‌های معماری باید حفظ شوند.

در هر حال وقتی صحبت از تک بناها مطرح باشد، آنها باید حفظ شوند و چنانچه بر سر هسته کامل بافت‌های باارزش شهری باشد، باید جمله آنها به طور کامل حفاظت و بهسازی شوند. در این ارتباط، کسانی نیز نظیر جان راسکین و ویلیام موریس و هنرمندان و صاحبنظران دیگری، به تشکیل جمعیت حفاظت از بافت‌ها و بناهای تاریخی اقدام کردند، از سوی دیگر، در منشور آتن نیز در نگهداری و صیانت ارزش‌های تاریخی تأکید شده و در پی آن، پایه‌گذاران منشور آتن و کنگره سیام در چارچوب تاکیدها و مفاد منشور آتن، فعالیت و اقدامات مهمی را انجام دادند که از آن جمله می‌شود فعالیت‌ها و نظرهای لکوربوزیه‌ را برشمرد.

احیای ارزش‌ها و جلوه‌های گذشته.

برای احیا و نگهداری ارزش‌های گذشته، باید آنها را شناخت و در فهم ضرایب مستور این‌ جلوه های وصف ناشدنی کوشید، زیرا معماری هر مرز و بومی بی‌گمان پاسخ منطقی و کارکردی به طبیعت و اقلیم آن دیار است. در همه دوره ها آسایش و تضاد مطرح بوده است. حضور عوامل آسایش‌زا در چارچوب معماری،‌ جلوه‌های معمارانه یافته اند معماری از حضور باد برای تأمین آسایش بهره‌ برده است. می‌توان به کمک جلوه‌ها و مشخصه‌های معماری کهن، ویژگی‌های بصوری را به عنوان شاخصه های چشمگیر نام برد.

نور، چشم‌انداز، جهت و مقیاس تناسبات جملگی از جلوه‌های شگفت‌انگیز معماری با ارزش گذشته به شمار می‌آیند. جلوه‌هایی که تداوم یافته و روحی در کالبد معماری نامیده‌اند تا جان بگیرد و خلاقیت و هویت وصف ناشدنی خود را تکرار کند. این همان هویت خاص متفاوت معماری ایران است. طبعاً این تفاوت‌ها زاییده نوع ادراک معمار از مسئله و توانایی او در ارایه پاسخ است، وقتی طراح پل خاجو عبور ساده از روی آب را به یک سمفونی فضایی تبدیل می کند.

عمق دریافت و توانایی عرضه حداکثر جمال، جلال و کمال در اثر خویش است و جالب این است که این کار را با طعمی ایرانی انجام می‌دهد که از راه غور در ساختمان‌های گوناگون روح و فرهنگ ایرانی مشاهده می‌گردد، غور در ادبیات، مشق چشم با آثار، مأنوس شدن با نواها، تعمق در خلقیات و هر تلاش دیگری که امکان چنین حضوری را فراهم نماید تواند بود. بزرگترین مشخصه معماری ایرانی، ایرانی بودن آن است و برای ایرانی بودن باید عمیقاً و تنها ایرانی بود.

نوع فایل: word

سایز:112 KB

تعداد صفحه: 256



خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
برچسب‌ها: معماری

آب و معماری

چهارشنبه 3 آذر 1395

آب و معماری

چکیده

با توجه به شرایط خاص اقلیمی ایران و کمبود منابع آب در بخش عمده ای از این سرزمین موضوع کشف و تأمین آب، جلوگیری از هدر رفتن آن و استفاده حساب شده از این پدیده زندگی بخش و آبادکننده از دورترین زمانها مورد توجه بوده است. در تمامی زمینه ها و نمودهای زندگی مردم این سرزمین، به روشنی می توان نشانی ارجمندی این مائده آسمانی را مشاهده نمود و پیوند ژرف آنرا با تمامی مظاهر فرهنگ، هنر و تمدن مردم این مرز و بوم لمس کرد. معماران و مهندسان ایرانی به پیروی از این فرهنگ عمومی از دیرباز دست به تجربه های چشمگیر و فراموش ناشدنی در زمینه کیفیت حضور اب در معماری، بهینه سازی مصرف آب و... زده اند.

در فصل نخستین، به این موضوع پرداخته شده است و بستر تئوریک پروژه را شکل داده است. علاوه بر این به علت نوع موضوع پروژه در نوشتار دوم این فصل به موضوع فراغت و گذران آن توجه شده است.

در فصل دوم که بستر فیزیکی پروژه است، در ابتدا چند نمونه از آثار معماران ایرانی و ژاپنی در زمینه موضوع پروژه معرفی شده است. پس از این بررسی مختصر در نوشتار دوم و سوم به استانداردها و برنامه فیزیکی پروژه پرداخته شده است.

در فصل سوم به بازشناسی شهر کرج پرداخته شده است. مطالعات بستر کالبدی پروژه بر پایه «طرح جامعه شهرستان کرج» شکل گرفته است. مطالعات مختلف جمعیتی، اقتصادی و توسعه و ... به طور خلاصه در این فصل آمده است.

در فصل طراحی معماری نیز نخست، مطالبی در راستای «کانسپت» کلی پروژه و توضیح روند طراحی ارائه شده است و در ادامه، کروکیهای اولیه و سپس نقشه های معماری پروژه آمده است.

کلید واژه ها:

آب، آناهیتا، معماری ایرانی، باغ ایران، مسکن، آب نما، فراغت، تفریح، باغ، موزه، معماری ژاپن، معبد آب، مشهد، دسترسی، کاربری، ایده، فلسفه طراحی.

پیش گفتار

انسان در طول زمان می زید و آنچه در این راه می اندوزد و می آموزد را، شکل هایی به تدریج ساده تر می بخشد؛ تا مفهوم یا مفهوم های ژرف آن را با روانی بیشتر در دسترس داشته باشد. ایرانیان دست یابی انسان به برتری هایی در جهان معنوی از راه بهره وری از توشه اندوخته ها و آموخته هایش را، به مثابه پدیده ای دانسته اند، همزاد با انسان و فعال در طول زندگی فردی و اجتماعی وی.

بشر قرنها تلاش کرد، اندیشه نمود، ابزار ساخت، به اکتشاف و اختراع دست زد و حاصل این تجربه ها و دستاوردها راب ه فرزندان خود سپرد و آنان نیز به سهم خویش این میراث را با تغییر و کاستن و افزودن به نسل بعد سپردند و بدین روال هر که آمد بر آن مزید کرد تا بدین غایت رسید و «فرهنگ» هر فرد، جامعه و گروهی چیزی نیست جز همین میراث به جای مانده از پشتیبان.»

فرهنگ تمام حیات اجتماعی انسان را در بر می گیرد، ویل به ندرت خود را آشکارا بر افکار و اعمال او تحمیل می کند. به عبارت دیگر انسان از بدو تولد، رفتار و اعمال قشر و طبقه و اجتماعی را که محل رشد و نمو است می آموزد؛ باقی نمی ماند و مختار است که پا فراتر نهد. بی گمان اگر جز این بود، انسان در محدوده فرهنگ زمان خود می ماند. در واقع، اگر تعریف فرهنگ مزد یک فرد یا جامعه، پویایی در تحریک فکری شناخته شود، عامل های زمان و مکان در آن ملحوظ اند.

فرهنگ معماری نیز به مثابه دیدگاه یا خواستگاهی که آبشخور از فرهنگ دارد و در واقع از مظاعر هر فرهنگ به شمار می آید، در طول زمان دگرگونی و تحول می پذیرد.

امروزه و کمی دقیقتر در سده آخر قرن بیستم، ایدئولوژی متکی بر تکنولوژی با استفاده از ابزارهای خود نظیر رسانه ها، مرزهای فکری و اندیشه ای فرهنگ های مختلف را پشت سر گذارده و آنچه را که خاص جوامع بوده به عام جوامع تبدیل کرده است. امروزه با تکیه بر ابزارهای گوناگون، تغییر فرهنگها مسیری نامتوازن و سرعتی ناخواسته یافته است.

آنچه که از اوایل قرن تا کنون در شهرهای گوناگون کشورمان و طی چند ساله اخیر در روستاهایمان نیز، ساخته می شوند؛ به عنوان دو لحظه جدا از یک پدیده واحد، بیانگر فرهنگ معماری معاصر جامعه امروز ماست. بر این اساس چگونه معماری خواستن و چگونه آن را ساختن به عنوان یک پدیده فرهنگی و تکنولوژیک شکل دهنده فرهنگ معماری امروز ماست.

معمارزی ایران که در بستر فرهنگ و ادب ایرانیان از هزاران سال پیش تا امروز بالندگی و فروغی کم نظیر داشته است، محصول بلافصل اندیشه هایی متعالی در باب معماری و به تبع آن فضای زندگی است که ریشه و نگاهی فراتر از منطق دارند.

معماری کهن ایران و معماری دوره اسلامی تاریخ ایران هرگز به درستی و کمال تحلیل نشده است. سنجش و کاوش در جهت شناخت معماری ایران و زمینه های فیزیکی و متافیزیکی حاکم بر آن می تواند زمینه ساز بستری مناسب در جهت گذر از تکرار و تقلید و رسیدن به آفرینش و بازآفرینی تازه و ناب باشد.

فرهنگ را می توان مجموعه ای از داشته های گونه گون فرض کرد؛ که بی انگیزه هایی خارجی و نیز بی تلاشهای درونی فهم نمی باشند. فرهنگ به مثابه دریای به ظاهر آرامی است با درونی پرماجرا باید از این سرچشمه اصلی حرکت کرد و از آن دور شد و با «نماده ای نو» به آن بازگشت.

نوع فایل: word

سایز:939 KB

تعداد صفحه: 82



خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
برچسب‌ها: معماری

انسان ، طبیعت و معماری

چهارشنبه 3 آذر 1395

انسان ، طبیعت و معماری

پایداری نگرشی است که از تغییر نگاه انسان به جهان متولد شده است. و این تغییر نگاه چیزی نیست جز هماهنگی منطقی با طبیعت. در واقع معماری پایدار، شامل ترکیبی از ارزش‌های مهم و سازنده می‌باشد که در نهایت محصولی هماهنگ با محیط ارائه می‌دهد. ارزش‌هایی چون زیبایی‌شناسی، جامعه، سیاست، محیط، اخلاق و ... همگی در کنار هم و با بهره‌گیری از دانش‌ها و تجربیات سازنده، به ارائه محصولی بادوام، متعادل، هماهنگ با محیط و پایدار می‌پردازد. ساختمانی که بر اساس اصول معماری پایدار ساخته می‌شود انعطاف پذیر و تا حدودی سیال است.

شناخت پایداری به عنوان نگرشی اخلاقی، به منظور تعبیر و شناخت صحیح از معماری مبتنی بر این نگرش، حایز اهمیت فراوان است. از آن جا که معماری به تعریف رابطه میان «انسان» و «محیط» می‌پردازد، برای پایدار بودن می‌بایست از جایگاه ارزشی – اخلاقی مبتنی بر تفکر پایداری تبیین شود. شرط اساسی در نیل به پایداری محیطی برقراری تعادل پویا میان نظام‌های متفاوت محیط است، یعنی تعادل میان نظام‌های بوم‌ شناختی، نظام‌های اجتماعی – فرهنگی و نظام‌های اقتصادی. بنابراین «معماری پایدار» نیز به عنوان رویکرد ایجاد محیط پایدار بر «معماری حساس به محیط» مبتنی است. تعابیر و تعاریف متفاوتی از «حساسیت محیطی» ارائه گردیده است. تعدد این تعاریف نشان از عدم وفاق بر مفهومی واحد از پایداری دارد که می‌تواند به دلایل متفاوت سیاسی، اقتصادی و زیست محیطی باشد. امروزه اصطلاح معماری پایدار برای گسترة وسیعی از رویکردهای حساس به محیط بکار می‌رود: از معماری سنتی که به عنوان نوعی از معماری با گرایش به سمت پایداری بوم شناختی و اجتماعی شناخته می‌شود، تا برخی دیگر که «با ایجاد آشتی و تعامل میان فن‌آوری و زیست بوم کوشیده‌اند ویژگی‌های مفید هر دو را به کار گیرند. اگر چه هر یک از این رویکردها را افرادی متفاوت مطرح کرده‌اند، در کل، همه آنها در مورد یک موضع باهم توافق دارند، این که ساخت محیط مصنوع باید با در نظر گرفتن منابع طبیعی موجود و حفظ آنها برای آیندگان انجام پذیرد.

- «خلق محیط انسان ساخت و مدیریت متعهدانة آن بر مبنای اصول بوم سازگاری و بازدهی منابع. این اصول عبارتند از: کمینه کردن مصرف منابع تجدید ناپذیر، ارتقاء و بهبود شرایط محیط طبیعی و کمیته آسیب‌های بوم شناختی بر محیط»

- بر اساس طرح "OECD" بناهای پایدار، بناهایی تلقی می‌شوند که «کمترین تأثیرات مخرب را بر محیط‌های ساخته شده (مصنوع)‌ و طبیعی مجاور و بلافصل خود و نیز ناحیة اطراف‌شان و همچنین زمینة کلی خود داشته باشند. ساختمان‌های پایدار به تمام چرخه حیات ساختمان، محیط با کیفیت، کارکرد مطلوب و آینده توجه می‌کند.»

- «طراحی پایدار و همگن، طراحی‌ای تلقی می‌شود که در آن هر جزیی به عنوان بخشی از کل بزرگ‌تر به خوبی مورد توجه قرار گیرد.»

- «معماری پایدار دربردارنده آمیزه‌ای از ارزش‌های زیبایی شناختی، محیطی، اجتماعی، سیاسی و اخلاقی است.»

- «طراحی پایدار به مفهومی درونی و اساسی از مکان منتج خواهد شد. فرآیندی که به احیا شدن بیش از تحلیل بردن می‌انجامد و در واقع علم و هنر برقراری ارتباطی مناسب بین محیط انسانی و جهان طبیعت است.»

با توجه به این تعاریف و بسیاری موارد مشابه می‌توان به طور خلاصه معماری پایدار را معماری دانست که: نسبت به ویژگی‌ها و شرایط محیطی و مکانی خود پاسخگو و کنش‌مند است و از قابلیت‌های بستر بوم‌شناختی برخوردار خواهد بود، یعنی کمترین صدمات را بر محیط زیست دارد. علاوه بر این نسبت به تغییرات، شرایط و نیازها، انطباق پذیر و در نتیجه تداوم پذیر است و به واسطه برخورداری از ویژگی‌های مکانی، متمایز و قابل تفکیک است.

نوع فایل: word

سایز:939 KB

تعداد صفحه: 14



خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
برچسب‌ها: انسان، طبیعت، معماری

معماری عامیانه و جایگاه آن در تاریخ معماری ایران

چهارشنبه 3 آذر 1395

معماری عامیانه و جایگاه آن در تاریخ معماری ایران

کشور بزرگ ایران دارای گنجینه هایی غنی از معماری عامیانه می باشد که بخش بزرگی از آن تا به حال ناشناخته مانده است. هر چند که از حدود دهه 60 میلادی شناخت معماری عامیانه به عنوان بخشی از فرهنگ معماری معاصر به شکلی منظم آغاز شده و تاکنون مورد توجه گرفته است، اما این مباحث آنگونه که باید در ایران مطرح نشده است.

یکی از ویژگی های عامیانه، ناشناخته بودن و گمنام بودن آن است، تا جایی که آنرا در برابر معماری یادمانی قرار میدهد. بانگاهی به منابع نگاشته شده درباره معماری گذشته کشور های مختلف خواهیم دید که معماری نوع دوم یا یادمانی بیشتر مورد توجه تاریخ نگاران معماری بوده است، هر چند که در کشورهای غربی در سالهای اخیر درباره معماری عامیانه مشکل تاریخ گذاری بناها بوده در کنار مشکلات دیگر تغییرات و کمبود مدارک و اسناد.

در این مقاله سعی بر این است که تا به جایگاه معماری عامیانه ایران در تاریخ معماری ایران، بر اساس منابع موجود اشاره شود و به برخی سئوالات اساسی در دو زمینه ابزار و روش که باعث می شود معماری عامیانه نتواند جایگاه مناسب خود را در تاریخ معماری ایران بیابد، پرداخته شود.

برای اینکه بتوانیم تصویر روشن از جایگاه معماری عامیانه در تاریخ معماری ایران داشته باشیم در آغاز مقاله مروری بر تاریخچه بحث معماری عامیانه و تعاریف مختلف آن داریم. سپس به تاریخ معماری پرداخته و رابطه این دو با هم مقایسه می کنیم. پس از آن به مشکلات و موانع موجود خواهیم پرداخت.

حدود قرن است که معماری به عنوان بخشی از مباحث نظری و جزئی از تحقیقات تجربی معماری مطرح می باشد. پیش از این در سده نوزدهم نیز معماری عامیانه که کمی جلوتر به تعاریف مختلف آن خواهیم پرداخت، از طرف اشخاصی چون وی.لکحخ لئ.گ . سیدنی نه تحت عنوان نوع معماری بلکه به عنوان بخشی از یک دایره المعارف معماری و کتابی درباره تاریخ تکامل مسکن در انگلستان مورد بحث قرار گرفته بود. این دو نویسنده در کتابهای خود معماری غیر یادمانی مانند خانه های ساده با نقشه چهار گوش و مدور و یا گونه های مختلف خانه در نقاط مختلف به خصوص کوهستانی فرانسه و مناطق مختلف انگلستان را به بحث گذاشته اند. به هر حال تا پس از جنگ جهانی دوم نمی توان گفت که معماری عامیانه جایگاه ویژه ای در مباحث معماری داشته است.

با مروری به نوشته های مختلف درباره معماری عامیانه متوجه می شویم که نویسندگان مختلف واژه های گوناگونی برای این نوع معماری به کار گرفته اند. معماری بومی، مردمی، ناشناخته و عامیانه برخی از این واژه های می باشند. واژه معماری بومی یکی از واژه ه ایی است که در فارس به عنوان معادل انگلیسی آن به کار گرفته می شود.

هر چند که این واژه برگردان مناسبی می باشد، اما با مقایسه با تعاریف ارائه شده از «معماری بومی» گویای آن نمی باشد. معماری بومی یا سرزمینی می تواند به هر نوع معماری که به یک مکان خاص تعلق داشته باشد، گفته شود. این می تواند معماری ساختمانهای ساده روستایی شهری تا ساختمانهای بزرگ و حتی بناهای یادمانی را در بر می گیرد. این موضوع بخصوص در ایران که چه بناهای کوچک و چه بناهای بزرگ جوابگوی نیازهای محلی و هماهنگ با محیط اطراف بوده، کاملاً صادق است. برای نمونه می توان از معماری مساجد و امازداه آن نیز هر چند که دارای حیاط مرکزی می باشند، اما فضایی تالار مانند نیمه باز در بخش رو به قبله آن پیوند بسیار زیبایی با محیط اطراف دارد.

اما تعاریف ارائه شده برای این نوع معماری با واژه معماری بومی سازگار نیست. راپاپورت یکی از پیش کسوتان این بحث در دنیا، معماری بومی تعریفی مشخص تر ارائه می دهد. او معماری بومی را معماری می داند که در برابر معماری رسمی شاخص شناخته شده و یادمانی قرار می گیرد.به عبارت دیگر معماری مظلوم تر، ساده تر، مردمی تر و در مجموع معماری که جوابگوی نیازهای قشر عام جامعه باشد او همچنین اعتقاد دارد که معماری یادمانی یا «والا» می تواند ریشه در معماری عامیانه داشته باشد. بحث درباره ویژگیهای مختلف نظری معماری عامیانه در محافل علمی غرب بسیار گسترده تر است و مراکز و نشریات متعددی به تحقیق و ارائه نوشته های مختلف درباره آن پرداخته است.

معماری عامیانه در ایران هیچگاه نتوانسته است یک جایگاه مشخص در مباحث معماری و بخصوص بخشی از مباحث معماری سنتی داشته باشد. تا پیش از اینکه اولین کتاب در دهه 60 خورشیدی به عنوان «معماری بومی» به چاپ برسد معماری عامیانه نه تحت این عنوان بلکه به عنوان بخشی از مطالعات مسکن، تحقیقات مردم شناسی، اجتماعی و جغرافیایی مورد توجه قرار گرفته است. برای نمونه می توان تحقیقات انجام شده درباره کندهای میمند و کندوان اشاره که در نیمه اول دهه پنجاه خورشیدی ارائه شدند.

بحث معماری عامیانه با معماری بومی به معنای «سرزمین» آن در اواسط دهه60 خورشیدی از طرف تعدادی از متخصصین معماری به بحث گذاشته می شود.

نوع فایل: word

سایز:120 KB

تعداد صفحه: 60



خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

معماری اثار تاریخی ایران

چهارشنبه 3 آذر 1395

معماری اثار تاریخی ایران

مقدمه : ملاحظات کلی

معماری در ایران بیش از 6000 سال تاریخ پیوسته ، دست کم از 5000 ق.م تا به امروز، با نمونه های اختصاصی که در ناحیه پهناوری از سوریه تا شمال هند و مرزهای چین ، قفاز تا زنگبار پراکنده است. بناهای ایرانی متنوع است، از کلبه‌های دهقانی ، قهوه خانه ها، کوشکها تا زیباترین و شاهانه ترین ساختمانهایی که جهان به خود دیده ، بگذریم از برخی پلهای عظیم و با شکوه ممیزه معماری ایران در طول تاریخ شکلهای ساده و موقری با آرایشهای غنی است.

معماری آثار تاریخی ایران در وهله اول دارای مفهوم و هدف دینی و خصلت جادویی و دعایی است. طرح راهنما و شکل دهنده نمادگرایی کیهانی بود که انسان به وسیله آن با نیروهای آسمانی انبازی و پیوند می یافت. این مایه ، که تمام آسیا در آن معناً شریک بود و حتی در عصر جدید هم دوام یافت، نه تنها به معماری ایران وحدت و استمرار بخشید، بلکه سرچشمه ماهیت عاطفی آن هم بود.

مصالح ساختمانی موجود شکلهای بزرگی را القا می کرد. خاک رس ، که در نقاط مختلف در دسترس بود، رشد ابتدایی ترین فنون ساختمانی را تشویق کرد- ساختن خشت خام ترا ، که از گل قالبی تهیه و در آفتاب خشکانده می‏شود.این شیوه از قدیم در ایران مرسوم بود و هرگز کاملاً متروک نشد. فراوانی گل کاملاً خمیری ، همراه با ملاط آهک هم به تکوین خشت کمک کرد. نخستین خشتها، با اینکه در آفتاب خشکانده می شدند، وقتی اندود می یافتند ، مصالح ساختمانی بادوامی بودند و در شکلهای ساختمانی متعدد و مهمی مورد استفاده قرار می گرفتند. بی شک ، سنگ و چوب هر دو گاهی به کار می رفت- در بناهای معروف هخامنشی و برای طبقات زیر زمین و پلها- ولی حتی در دوره های پارتی و ساسانی هم استفاده از لاشه سنگ رایجتر بود. چنین سنگی درست مانند آجر با سرعت و با سانی در ساختمان به کار می رود. ساختمانهای آجری فاقد نماهای تیز و گوشه دار است، حال آنکه ساختمان سنگی معمولاً دارای اثری حاکی از سختی و سنگینی است، ولی در عوض به جرمهای بزرگ و خوش طرح امکان می‌دهد که سطح صاف و وسیعشان آماده پذیرش آرایشهایی باشد که با سنگ مناسب نیست یا حتی غیر ممکن است. شیوه ها همانند مصالح متنوع است و از کلبه های کوچک و سست تا بناهای عالی همچون مقبره الجایتو در سلطانیه، گنبد شمالی مسجد جامع اصفهان و برخی طاقهای استادانه و بادوام را شامل می‏شود.

برخی عناصر طراحی در معماری ایران بیش از 3000 سال دوام یافت. تکان دهنده ترین جنبه این عناصر تمایل نمایانی به عظمت مقیاسها، بهره گیری هوشمندانه از شکلهای ساده و حجیم، پایداری کاملاً خیره کننده سلیقه های تزیینی، یعنی سردرهای باطاق بلند در فرورفتگی دیوارها، ستونهایی با سرستونهای مشتی و انواع تکراری نقشه و نما بود. در طی اعصار، این عناصر در اقسام بناهایی تکرار شد که برای منظورهای متفاوت و تحت حمایت سلسله های متعددی از فرمانروایان تکوین یافت. بی شک برخی از قدیمیترین سبکها هنوز باقی است. تالار، که که در گورهای صخره ای نزدیک تخت جمشید دیده می‌شود، در پرستششگاههای ساسانی دوباره پدیدار شد و در اعصار اسلامی اخیر به عنوان ایوان کاخ یا مسجد به کارگرفته شد. و حتی و معماری قهوه خانه های کنار جاده هم مورد اقتباس قرار گرفت.به همین ترتیب، سقف چهار طاقی که از ویژگیهای عصر ساسانی است، هنوز در بسیاری از گورستانها و امامزاده های کوچکی به چشم می خورد که در سراسر ایران پراکنده اند. حتی طاق عظیم تخم‌مرغی تیسفون سرمشقی بود که اینک در شده بیستم هم ممکن است در یک بنای روستایی تکرار شود. صحن چهار ایوان که در عصر اشکانی پدید آمده بود، حتی پیش از سده دهم به صورت سبکی جا افتاده و مسلط در آمد. تصویر برجهای خاکی که سربه آسمان کشیده برای پیوستن با برجهای فلکی تا سده نوزدهم دوام یافت. درحالی که حیاط اندرون و حوض و مدخل گوشه‌دار و آرایشهای فراوان خصوصیاتی کهن، ولی هنوز متداول است.

معماری ایران دارای استمراری بوده، که هر چند بارها بر اثر کشمکشهای داخلی یا هجوم خارجی دستخوش فترت یا انحراف موقتی شده ، با این همه به سبکی دست یافته که با هیچ سبک دیگری قابل اشتباه نیست. این مطلب، حتی در مواردی هم که جزئیات براثر ضرورت یا اوضاع و احوال تغییر کرده ، باز درست است. مقیاس همیشه بخوبی درک شده و ماهرانه مورد بهره برداری قرار گرفته، ولو اینکه ایرانیان بر خلاف یونانیان ظاهراً هیچ تحقیق کاملی در مورد نسبتهای تألیفی نداشتند. نتیجه این که در آنجا ساختمانهای مبتذل وجود ندارد، حتی کلاه فرنگیهای باغها از وقار و عظمتی برخوردار است، اغلب بناهای ایرانی روشن- و حتی گویاست. ترکیب جدیت و سادگی شکل موجب ایجاد اندیشه ای آنی می‌شود، حال آنکه درک آرایش و اغلب نسبتهای دقیق مستلزم ملاحظات بیشتری است.

تحقیق در معماری گذشته ایران

امروزه معماری سنتی ما در جهان شناخته شده است ولی تا نیم قرن پیش معماری ما ناشناخته بود. برای نمونه روش تحلیل و تفسیر مستشرقین از بناهای پیش از اسلام و پس از اسلام ما متفاوت با آنچه امروزه مطرح می شود، بود. بنایی مانند تخت جمشید و نظیر آن را در دسته بندی با بناهای سومر، آکاد و آشور می دیدیم. به این ترتیب بناهای پس از اسلام ایران را نیز با بناهای دیگر کشورها در یک دسته قرار می دادند و حتی برخی نیز به دوره ای از آن معماری عربی می گفتند.

همانگونه که می دانید معماری ایرانی با معماری عربی بسیار متفاوت بوده است. البته این به معنی عدم پیشرفت معماری اعراب نیست زیرا در آن زمان کشورهایی چون مصر و شام دارای معماری غنی بوده اند. در شمال آفریقا نیز معماری مغرب که شامل دو بخش اسپانیا و مراکش می‏شود بسیار غنی بوده است.

یکی از مکاتب بزرگ معماری اسلامی هم از حیث پرکاری در آثار و هم از جهت تعداد بناهای ساخته شده و دامنه نفوذ گسترده آن که حوضه نفوذی از عراق کنونی، هندوستان تا اندونزی داشته، معماری ایران است. البته بعضی ] مانند پروفسورگالدیری[ نیز تأثیر معماری ایرانی را تا شمال آفریقا و حتی بعضی بناهای آندلس می دانند. برای اینکه از تأثیر معماری ایرانی و اسلامی بر معماری دیگر کشورها تصویری داشته باشیم کافی است که بعضی از کتب نوشته شده درباره معماری هند را ورق بزنیم، هنگامی که از معماری پیش از اسلام آن به پس از اسلام می رسیم ناگهان تغییرات اساسی در معماری آنها مشاهده می‌کنیم. از استوپه های یکنواخت (به جای دخمه استوپه داشته اند) به آثار علی گرد و تاج محل می رسیم تو گویی صبح می دمد و واقعاً همه چیز تغییر می‏کند. من در اینجا قصد تنقید از معماری باستانی هند را ندارم زیرا در نوع خود با ارزش است و با دیدن همین معماری است که ما به تغییر و تحول در معماری پس از اسلام این کشور پی می بریم.

با وجود ویژگیهای معماری ایرانی، متأسفانه تا کنون چیز در خوری درباره آن نوشته نشده است. گاهی من فکر می کنم شاید تأسفی نیز نداشته باشد، شاید بدین گونه بهتر است زیرا امکان داشته است که بعضی از روی غرض درباره آن بنویسند همانگونه که شده است و شاید هم بعضی با عدم شناخت درباره آن مطالبی بنویسند. اما در هر حال تأسف بار این است که ما ایرانیان نتوانسته ایم هیچ کاری در این زمینه انجام دهیم. من در حال حاضر جوانان زیادی را می‌شناسم که به معماری ایران علاقه‌مند هستند. این جوانان بهتر است به بررسی معماری کشورمان بپردازند و واقعاً با عشق بررسی کنند تا این معماری را خوب بشناسند و کار آنها صرفاً تکرار نظرات چند نویسنده غربی نباشد. البته همانگونه که بارها گفته ام و در ادامه نیز خواهم گفت بعضی از این نویسندگان غربی مانند مرحوم ماکسیم سیرو معماری ایران را خوب می شناختند و آنچه درباره معماری ایران نوشته اند فوق العاده است. اما از بعضی کارهای محققان دیگر بوی غرض به مشام می رسد و استناد به این نوع کارها چندان صحیح نیست.

انتخاب موضوع

در بحثهای مربوط به معماری ایران باید به بعضی موضوعات کاربردی توجه خاص شود. چیزی که با کمال تأسف در دانشگاههای ما نادیده گرفته می‏شود. از طرف دیگر به موضوعاتی تا حدی خیالی نیز پرداخته می‏شود برای مثال «ایستگاه قطار در کره زهره!» و چیزهای دیگری نظیر این البته علت آوردن این مثال ، نشان دادن جنبه غیر کاربردی و صرفاً خیالی بعضی موضوعات است. ما می‌توانیم درباره موضوعاتی کار کنیم که به جنبه کاربردی آن بیشتر توجه شود.

موضوع مسکن درحال حاضر از بزرگترین مشکلات و گرفتاریهای جامعه است. نداشتن مسکن دغدغه بزرگ قشر عظیمی از جامعه بخصوص جوانان است و این مشکل به وضع خطر ناکی تبدیل شده است. در گذشته یک روستایی با مصالح بوم آورد و دم دستی، خانه خود را می ساخت و هر وقت نیاز بود آن را تعمیر می کرد. ولی حالا بعضی از مصالح مانند آهن و سیمان از دور دست برای او بار می‏شود و خانه‌ای با دو یا سه اتاق برای او ساخته می‏شود. حال اگر گوشه ای از خانه او خراب شود چه باید بکند؟ آیا دوباره باید از تهران برای او مصالح فرستاده شود؟! باید این مشکل را حل کرد. البته من نمی گویم که باید استفاده مجدد از خشت و طاق داشته باشیم، بخصوص در مناطقی که یکبار زلزله آمده است اصلاً نباید از طاق استفاده کرد. اما در بسیاری از مکانها هنوز می توانیم از مصالح بومی برای رفع مشکل مسکن استفاده کنیم و نیازی را که داریم بخوبی بر طرف نماییم. این کارها باید از دانشکده های معماری ما شروع شود.

نوع فایل: word

سایز:132 KB

تعداد صفحه: 185



خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
برچسب‌ها: معماری، اثار، تاریخی، ایران

معماری فضای سه بعدی

چهارشنبه 3 آذر 1395

معماری فضای سه بعدی

فضای سه بعدی یک مکعب تعریف شده یا حتی از یک فضای داخل رایانه می‌باشد که توسط max نیز می توان یک شی را در فضای مجازی مفقود کرد.

20

گرافیک سه بعدی یعنی که باید در یک محیط سه بعدی شامل عرض (width) و عمق (depht) و ارتفاع (height) کار کنید. صندلی میز و ساختمان و هر چیز که در اطراف ما هستند همگی سه بعدی هستند. در واقع گرافیک سه بعدی رایانه‌ای نوعی معرفی دو بعدی از یک دنیای سه بعدی مجازی و هستند برای توصیف این حالت فرض کنید که با یک دوربین فیلمبرداری و ویدئوئی مشغول فیملمبرداری از اطراف اتاق هستید. وقتی از دریچه دوربن به اطراف اتاق نگاه کنید اشیا سه بعدی متعددی مشاهده می کنید اما وقتی فیلم ویدئوئی را روی دستگاه نمایشگر قرار می دهید با یک تصویر تخت و دو بعدی مواجه می شوید که معرف دنیای سه بعدی واقعی است.

صحنه به خاط رنورها و رنگها و سایه‌هایی که به آن صحنه زندگی و عمق سه بعدی می دهند به صورت واقعی ظاهر می شود. اگر همجنان یک صحنه دو بعدی است.

در گرافیک رایانه ای اشیا فقط در حافظه رایانه وجود دارند اما آنها فاقد هر نوع شکل فیزیکی می باشند آنها فقط فرمولهای ریاضی هستند چون شایا خارج از رایانه وجود حقیقی ندارند لذا تنها روش برای ضبط آنها افزودن فرمولهای بیشتر برای معرفی نورها و دوربین ها می باشد.

پس از خلق و موقعیت دهی اشیا در صحنه می توانید مواد پیش تعریف شده را از کتابخانه مربوطه انتخاب نموده و به اشیاء گوناگون نسبت دهید. همچنین با استفاده از ویرایشگر مواد در برنامه max می توانید موارد دلخواهتان را بسازید. هنگام ساخت مواد امکان کنترل و تغییر رنگ، درخشندگی و شفافیت وجود دارد. بعد از افزودن مواد به صحنه می توانید دوربین ها را ایجاد نموده و با استفاده از آنها صحنه را ضبط مشاهده نمایید با تغییر تنظیمات مشاهد دوربین مجازی ایجاد آثار زاویه گستر یا تمرکز به داخل (zoomin) روی یک جزء کوچکتر به راحتی میسر است موقعیت دهی به دوربین ها سبب افزایش حالت دراماتیک و یا واقعگرایی صحنه خواهد شد.

درک مفهوم فضای سه بعدی

فضای سه بعدی یک مکعب تعریف شده یا حتی از یک فضای داخل رایانه می‌باشد که توسط max نیز می توان یک شی را در فضای مجازی مفقود کرد.

مختصات coordinates

در فضای سه بعدی کوچکتری نحیه ای که اشغال می شود. را نقطه point می‌نامند.

هر نقطه با مجموعه منحصر به فردی از اعداد یعنی مختصات آن تعریف می شود به عنوان مثال نقطه o,o , o معرف نقطه مرکزی فضای سه بعدی که مبدا نامیده می شود.

هر نقطه در فضای مجازی دارای سه مختصات است که معرف ارتفاع و عمق آن نقطه می باشد به این ترتیب هر نقطه معرف یک محور منفرد در فضای مجازی می‌باشد.

محور Axes

محور خطی فرضی در فضای مجازی است که جهت خاصی را تعریف نموده و نشان می دهد سه محور استاندارد در برنامه max وجود دارند که همان محور z ارتفاع hight شیء است.

درک مفهوم نمای دید

اشیا در max مستلزم نمای دید هستند. نمای دید موقعیتی است داخل با اطراف فضای مجازی که معرف مکانی کاربران خواهد بود. نماهای دید مشابه درگاههای دید در برنامه max می باشند که نمایی به طرف فضای سه بعدی از نمادهای دید تصویر بوجود می آورند.

«فهرست مطالب»

عنوان شماره صفحه

مقدمه

گرافیک سه بعدی در 3D max 4

مختصات vooordiates 2

محور Axes 3

درک مفهوم نمای دید در 3D max 3

نورها Lights 4

روشن وند Rendering 7

قلمرو ها Rogions 8

منجمد کردن اشیاء 9

کار با گروهها 9

درک مفاهیم مربوط به مدلسازی 10

ساختن خانه 17

ساختن درب 18

نسبت دادن مواد به اشیاء 19

ساختن کوه‌ها 20

گاردهای دور باغ

نوع فایل: word

سایز:20.0 KB

تعداد صفحه: 23



خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
برچسب‌ها: معماری، فضای، بعدی
( تعداد کل: 665 )
   1       2       3       4       5       ...       45    >>