X
تبلیغات
رایتل

بررسی مفاهیم و تعاریف جرم سیاسی

سه‌شنبه 2 آذر 1395

بررسی مفاهیم و تعاریف جرم سیاسی


مبحث اول- تعریف جرم سیاسی:

تا به حال در مورد جرم سیاسی تعریف کامل و جامعی نشده و تعریفی که خالی از تعرض و ایراد باشد ارائه نشده است و همچنین هیچ تعریفی نیست که بعد از اعلان مورد ایرادات و انتقادات وارد نشود و همچنین مصادیق جرم سیاسی مشخص نشده بنابراین ممکن است حقوق افراد ضایع شود و چه بسا افرادی با انگیزه شرافتمندانه و به قصد اصلاح جامعه مرتکب جرم سیاسی شده اند ولی چون حد و مرز و تعریفی برای جرم سیاسی وجود ندارد اشتباهاً به جرائم دیگری محکوم شده اند که این مشکل جامعه می باشد و باید مجلس شورای اسلامی این مسئله را حل کند که حق کسی ضایع نشود .

اصل 168 قانون اساسی در مورد تعریف جرائم سیاسی مطالبی را مقرر کرده است که چنین می باشد جرائم سیاسی باید با حضور هیأت منصفه رسیدگی شود که تا کنون به این اصل توجه نشده که باید مطالبات اجتماعی افراد افزایش پیدا کند و سعی در تثبیت نظام سیاسی کشور شود و همچنین احزاب سیاسی فعال شوند و این احزاب سیاسی باید به سوی روابط مسالمت آمیز و حل شدن مسائل و مشکلات و از بین بردن چالش‌های غیرقانونی و خشونت بار گام بردارند و احزاب برای رسیدن به این اهداف باید تعریف جامع و کاملی را برای جرم سیاسی ارائه کنند و نحوه برخورد با مجرمان سیاسی در قانون مطرح شود چون شایسته جامعه اسلامی نمی باشد که با مجرمان سیاسی که انگیزه شرافتمندانه و قصد بهتر کردن جامعه را دارند همانند مجرمین جرائم دیگر برخورد شود.

همچنین در برنامه سوم توسعه اقتصادی و اجتماعی مصوب 79 و در اصل 188 قانون اساسی تلاش برای ارتقاء کیفی و همچنین افزایش کارایی محاکم و تخصصی کردن آنها از اهداف نظام می باشد و لذا تعریف جرائم سیاسی نیز از موارد برنامه سوم توسعه می باشد .

در اصل 168 ق.ا بدون اینکه تعریفی از جرم سیاسی شود مقرر می دارد که رسیدگی به جرائم سیاسی باید با حضور هیأت منصفه و به صورت علنی در محاکم دادگستری صورت گیرد و تعریف جرم سیاسی بر اساس موازین اسلامی در قوانین عادی می باشد ولی هنوز در قوانین عادی کشور ما تعریفی از جرم سیاسی نشده و همچنین حقوقدانان هر کدام از زاویه دید خود جرم سیاسی را تعریف کرده اند یک عده معتقدند جرم سیاسی جرمی است که به منافع سیاسی و به حقوق سیاسی لطمه وارد یم کند و عده ای دیگر معتقدند جرم سیاسی جرمی است که هدف از ارتکاب آن واژگون کردن نظام سیاسی و اجتماعی و همچنین هدف برهم زدن نظم و امنیت کشور را دارند و یک عده دیگر معتقدند جرم سیاسی جرمی است که در آن هدف بر هم زدن نظم و امنیت کشور و اختلال در نظام سیاسی و اجتماعی و همچنین اخلال در مدیریت و صدمه به مقالات سیاسی و رئیس کشور می باشد این جرم ممکن است به تنهایی یا همراه با جرائم عمومی سیاسی و امنیتی دیگر صورت گیرد. ولی تعریف کامل تر دیگری که از جرائم سیاسی به عمل آمده جرم سیاسی که در آن قصد لطمه زدن به مبانی سیاسی و امنیتی کشور و اخلال در نظام سیاسی و امنیتی و اقتصادی و اجتماعی مملکت باشد و لایحه ای در مورد جرم سیاسی و تعریف و نحوه رسیدگی به آن در محاکم دادگستری وجود دارد که ماده 1 این لایحه از جرم سیاسی تعریف کرده است که چنین مقرر می دارد: «جرم سیاسی فعل یا ترک فعلی که مطابق قوانین موضوعه قابل مجازات است هرگاه با انگیزه سیاسی علیه نظام سیاسی مستقر و حاکمیت دولت و مدیریت سیاسی کشور و مصالح نظام جمهوری اسلامی ایران و یا حقوق سیاسی اجتماعی و فرهنگی شهروندان و آزادی های قانونی آنان ارتکاب یابد جرم سیاسی به شمار می آید مشروط بر آنکه مقصود از ارتکاب ان نفع شخصی نباشد» در ابتدای این ماده از انگیزه سیاسی ذکر شده و در آخر ماده گفته شده مجرم هدفش از ارتکاب جرم نفع شخصی نباشد یعنی اگر انگیزه مجرم از ارتکاب جرم نفع شخصی باشد هرچند که انگیزه ای که او را به سمت ارتکاب جرم سوق داده سیاسی باشد جرم سیاسی محسوب نمی شود پس در جرم سیاسی نیاز به انگیزه سیاسی برای ارتکاب و همچنین هدف از انجام جرم نفع شخصی نباشد که با این دو شرط جرم سیاسی محقق می‌شود .

فصل اول- مصادیق جرائم سیاسی:

مبحث اول- جرم بغی:

توضیح مختصری در مورد بغی در فقه اسلامی آمده است بغی در لغت به معنی تجاوز از حد و ظلم و بلندپروازی و خواستن چیزی می باشد و در عرف و شرع به بغی به معنی خارج شدن از اطاعت امام می باشد در اصطلاح فقه سیاسی بغی به معنی مخالفت کردن شخص باغی با جامعه اسلامی می باشد و دست به نافرمانی زده و بر علیه امام قیام می کند بر مسلیمن واجب می باشد که با شخص باغی جنگ کنند و در شرح لمعه ثمیه ثانی کتاب الجهاد بیان شده که شخصی که از امام معصوم خارج شود و اطاعت نکند به عنوان باغی است که ممکن است باغی یک نفر یا اینکه چند نفر باشند و جنگ و جهاد با او مانند جنگ با کافران واجب می باشد تا اینکه امام معصوم را اطاعت کند یا اینکه کشته شود و آن باغیانی که دارای فرقه و گروه می باشند کشتن آنها باید سریع تر صورت گیرد و اگر از آن فرقه ضخی فرار کرد او را تعقیب می کنند و باغیان اسیر را باید بکشند بعضی از حقوقدانان دلیل اینکه با باغیان باید جهاد کرد و آنها را به قتل رساند آیه قرآن می دانند که در این رابطه بیان شده است که: «فقاتلوا لتی تبغی حتی تغیء الی امرالله» که به این معنی که یک قومی که بر دیگران ظلم بیش از حد میک ند با آن طائفه جنگ کنید تا به فرمان خدا بازگردند یا اینکه کشته شوند.

حال نظرات متفاوتی برای جرم بغی است که آیا بغی یکی از مصادیق جرم سیاسی است یا اینکه خود جرمی سیاسی می باشد و با جمع بندی نظرات می توان فهمید که جرم بغی به عنوان مصداقی از مصادیق جرائم سیاسی می باشد مثل جاسوسی، خیانت به کشور، ارتکاب جرائمی بر علیه امنیت داخلی و خارجی کشور و غیره .

در اسلام بغی به عنوان بارزترین مصداق جرم سیاسی می باشد ولی گروهی از فقها معتقدند بغی یکی از مصادیق جرم سیاسی نمی باشد چون در اسلام جرائم دیگری همچون جاسوسی، خیانت به کشور و غیره را به عنوان جرم سیاسی شناخته اند و همچنین برای وقوع جرم بغی شرایطی لازم است که دیگر جرائم این شرایط را ندارد پس شرایط جرم بغی از جمله مسلمان بودن، گروهی بودن جرم و همچنین خارج شدن از اطاعت حاکم عادل و غیره می باشد ولی در جرائمی مانند خیانت به کشور و جاسوسی چنین شرایطی لازم نمی باشد مگر اینکه بغی را به معنای مخالفت با حکومت اسلامی باشد.

در این صورت جرم بغی قابل انطباق با دیگر جرائم سیاسی می باشد زیرا وجه مشترک جرائم سیاسی مخالف با کشور و حکومت می باشد ولی با تحقیقات مشخص می شود که هر مخالفتی به عنوان جرم بغی نیست بلکه برای تحقق بغی شرایط لازم است .

گفتار اول- مستندات جرم بغی:

1- قرآن: در قرآن آیات متعددی برای احکام و مسائل مربوط به جرم بغی وجود دارد که عبارتند از:

آیه 9 سوره حجرات که این آیه مصداق بارز جرم بغی است که فقها در مورد آن نظراتی داده اند ولی یکی نظریاتی در مورد این آیه است که نشان می دهد این آیه در مورد جرم بغی نمی باشد و عده ای معتقدند این ایه مربوط به جرم بغی نیست چون باغی به شخص کافر گفته می شود و در صورتی که این آیه مربوط به دو گروه از مؤمنان است .

فهرست

عنوان

صفحه

بخش اول- احکام و مسائل جرم سیاسی........................................................... 1

فصل اول – تعریف جرم سیاسی و ماهیت و ضوابط تشخیص آن..................................................... 1

فصل دوم- تاریخچه جرم سیاسی................................................................................................................ 29

بخش دوم- جرائم سیاسی............................................................................................................................. 42

فصل اول- مصادیق جرائم سیاسی............................................................................................................... 42

فصل دوم- رسیدگی به طرح جرائم سیاسی و تصویب موادی از آن................................................. 56

فهرست تحلیلی عنوانها

صفحه

بخش اول- احکام و مسائل جرم سیاسی

فصل اول- تعریف جرم سیاسی و ماهیت و ضوابط تشخیص آن

مبحث اول- تعریف جرم سیاسی

گفتار اول- مفهوم جرم سیاسی در نزد علمای حقوق

مفهوم جرم سیاسی در حقوق فرانسه

گفتار دوم- جرائم مرکب یا مرتبط با جرم سیاسی

مبحث دوم- ضوابط تشخیص جرم سیاسی

1- ضابطه افکار عمومی

2- ضابطه کیفیت وقوع جرم

3- ضابطه عینی

4- ضابطه ذهنی

5- ضابطه ارفاقی یا تشدیدی

1- ضابطه دادرسی

2- ضابطه مجازات

3- ضابطه احصای جرائم سیاسی

4- ضابطه مرجع رسیدگی

5-ضابطه استرداد و عدم استرداد

گفتار اول- عدم قبول تقاضای استداد در مورد جرائم سیاسی

استرداد در مورد جرائم مرکب و مرتبط با جرم سیاسی

گفتار دوم- فواید تشخیص جرم سیاسی و جرم عادی

مزایای مجرمین سیاسی نسبت به مجرمین عادی

فصل دوم- تاریخچه جرم سیاسی

مبحث اول- تحویل تاریخی مجازات جرائم سیاسی

1- تاریخچه جرم سیاسی در حقوق ایران

1- تاریخچه جرم سیاسی در حقوق اسلام

مبحث دوم- راههای جلوگیری از وقوع جرم سیاسی

1- رعایت آزادی در مقابل یکدیگر و رعایت اصول قانون اساسی

2- شکایات و رسیدگی به شکایات مردم

مراجع رسیدگی به شکایات مردم

3- انتخاب افراد صالح برای اداره حکومت

4- نظارت و کنترل دقیق عملکرد کارگزاران

5- مشورت با مردم در اداره امور

6- اجرای عدالت

بخش دوم- جرائم سیاسی

فصل اول- مصادیق جرائم سیاسی

مبحث اول- جرم بغی

گفتار اول- مستندات جرم بغی

مبحث دوم- جرم جاسوسی

تعریف و خصوصیات جاسوسی

خیانت به مملکت

مبحث سوم- جرائم علیه امنیت داخلی و خارجی کشور

مبحث چهارم- محاربه

فصل دوم- رسیدگی به طرح جرائم سیاسی و تصویب موادی از آن

مبحث اول- تعریف جرم سیاسی

1- تفاوت جرائم سیاسی با جرائم عادی

مبحث دوم- مصادیق جرائم سیاسی


بخش اول- احکام و مسائل جرم سیاسی

فصل اول- تعریف جرم سیاسی و ماهیت و ضوابط تشخیص جرم سیاسی :



خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
برچسب‌ها: بررسی، مفاهیم، تعاریف، سیاسی

اینترنت و امنیت فرهنگی ـ سیاسی (بررسی ‌ها و راهبردهایی برای جمهوری اسلامی ایران‌)

شنبه 29 آبان 1395

اینترنت و امنیت فرهنگی ـ سیاسی (بررسی ‌ها و راهبردهایی برای جمهوری اسلامی ایران‌)

شاید آنگاه که یک پژوهشگر آفریقایی در کنفرانس باشگاه رم تحت عنوان «جهان در آستانه قرن بیست و یکم» گفتار خود در باره «عصر نوین فرهنگ و ارتباطات » را با این جملات به پایان برد کسی سخنان او را چندان جدی نگرفت؛ او معتقد بود: «دوران کنونی تمام می شود و عصر تازه ای آغاز می گردد.

تاکنون در هیچ زمانی بشر برای بقا تا این حد به قدرت انطباق و تخیل نیاز نداشته است. عصر جدید فرهنگ و ارتباطات، در مرحله نخست عصری است که انسان باید در آن شجاعت خود را متحول کند.» (پچی155:1370) اما سرعت تغییرات ارتباطی و فرهنگی در پایان قرن گذشته و سالهای آغازین سده جدید، اهمیت سه مفهوم کلیدی قدرت تخیل، قدرت انطباق و شجاعت تحول را برای تداوم حیات دولتها، فرهنگهای ملی و حتی -در سطحی انتزاعی تر- تمدنها بخوبی نشان داده است.

حکومتها و حاکمانی که توانایی آینده‌نگری، ارایه هویت فرهنگی مناسب در عرصه جهانی و شجاعت ترک پاسخهای کهنه به پرسشهای نو را نداشتند با جهل مرکب ، ملتشان را به جای دروازه های تمدن بزرگ به آستانه انقلاب سوق دادند و لا جرم خود به حاشیه تاریخ رانده شدند. انقلاب اسلامی پاسخ خلاق، متناسب و شجاعانه مردم ایران به الزامات تمدنی و تاریخی خودبود.



خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

بررسی توسعه سیاسی و تاثیر آن بر امنیت ملی

شنبه 29 آبان 1395

بررسی توسعه سیاسی و تاثیر آن بر امنیت ملی

کلیات

طرح مسئله

توسعه سیاسی و امنیت ملی دو متغیر کلیدی این تحقیق را در بر می گیرند در متغیر مستقل توسعه سیاسی بعنوان یک اصل مهم در جامعه شناختی سیاسی دول تلفی گردیده بطوریکه کم و کیف آن تعیین کننده نوع حکومت و ساختار تصمیم گیری در آن و چگونگی تعامل مردم با حکومت و بالعکس محسوب می شود و اساس دموکراسیهای معاصر را در بر می گیرد . گرچه ابعاد توسعه سیاسی متعدد و متنوع می باشد و گستردگی آن مانع از توجه به تمام ابعاد آن در یک تحقیق خاص می گردد به همین سبب در این تحقیق نیز شاخصه های چون مشارکت و رقابت سیاسی ، احزاب سیاسی و مطبوعات مورد بررسی قرار می گیرد و از سوی دیگر امنیت ملی بعنوان متغیر وابسته از موضوعات کلان روابط بین المللی به شعار می رود به طوری که حیات با اضمحلال حکومتها تا حد بسیارزیادی در قالب تهدید یا تأمین امنیت ملی مورد بررسی قرار می گیرد اگر چه این مفهوم از ابهام و پیچیدگی خاص برخوردار می باشد و نظامهای سیاسی مختلف بر اساس نگرش کلان خود ابعاد متفاوت ، اقتصادی ، نظامی ، اجتماعی و فرهنگی و یا سیاسی را تهدید یا تضمین کننده امنیت ملی می دانند و مقتضیات زمان و تحولات در عرصه سیاست بین الملل نقش اساسی در تعقیر این نگرشها داشته است به گونه ای که اگر در مقطعی ترس از حمله نظامی و قدرت تهاجمی دولتها از منظر تجهیزات و جنگ افزارهای نظامی اساسی تهدید ملی مدنظر سایر دولتها را تشکیل می داد امروزه این مسئله تعدیل شده و ابعاد دیگر امنیت ملی اهمیت بیشتری یافته اند و در واقع از جنبه سخت افزاری به سمت عوامل نرم افزاری جهت پیدا کرده است و مضافا علاوه بر عوامل فرامرزی صرف ، بسیاری از مسائل داخلی نیز جنبه فراملی یافته است و به تبع امنیت ملی را متأثر ساخته است . زیرا که مرزهای ملی تا حدود بسیار زیادی نفوذپذیر گردیده و بسیاری از مطالبات داخلی جنبه بین المللی یافته است و به صورت قواعد و ارزشهای فراملی درآمده است و به نسبت پذیرش یا عدم پذیرش نظامهای سیاسی با این قواعد بر امنیت ملی واحدهای سیاسی تأثیر گذاشته است که درخواست مردم جهت برخورداری از حقوق قانونی و مدنی ، آزادیهای اساسی ، حق انتخاب کردن و … در بحث توسعه سیاسی مدنظر محقق می باشد و این تحقیق درصدد موشکافی این مسئله است که توسعه سیاسی با شاخصه های مطرح شده و نقش روزافزون اهمیت این شاخصه ها در جهان امروزه که حکومتها دموکراسی را یک ارزش بالا برای خود مدنظر دارند و مردم نیز نسبت به حقوق خویش بسیار آگاهتر شده اند و خواهان مطالبه آنها می باشد چگونه بر امنیت ملی تأثیر می گذارد و این موضوع در خصوص جمهوری اسلامی ایران تا چه حدودی مصداق پیدا می کند .

سوال تحقیق:

تأثیر توسعه سیاسی بر امنیت ملی در ایران ( با تأکید بر فاصله زمانی 80-1376 ) چیست؟

فرضیه تحقیق :

با گسترش توسعه سیاسی در ایران ( 80-1376 ) امنیت ملی نیز تقویت شده است .


تعریف مفاهیم و متغیرها :

توسعه سیاسی : تعاریف متعدد و متنوعی از توسعه سیاسی به عنوان متغیر مستقل تحقیق صورت گرفته است که مهمترین تعاریف به زعم تعدادی از اندیشمندان عنوان
می­گردد :

الموند پاول معتقد است توسعه سیاسی عبارت از پاسخی است که سیستم سیاسی به تحولات محیط اجتماعی یا بین المللی خود می دهد و به ویژه پاسخی است در مقابل مبارزه جوییهای دولت سازی ، ملت سازی ، مشارکت و توسعه سیاسی را توزیع سه معیار شامل تنوع ساختاری ، خودمختاری در خرده سیستم و دنیایی شدن فرهنگی می داند .

مارک گاز یورسکی توسعه را نشان دهنده پویشی ترقی جویانه برای نیل به یک هدف می داند و با تاکید بر این موضوع معتقد است توسعه سیاسی مفهومی سیاسی و غایت گراست که هدفی سیاسی را مفروض می داند و واجد بار ایدئولوژیک می باشد .

سیرین بلاک معتقد است برای رسیدن به توسعه سیاسی جوامع باید چهار مرحله را پشت سربگذرانند که این چهار مرحله عبارتند از 1- سیتره بتدایی در برابر نوگرانی .

2- تثبیت رهبری نوسازانه . 3- انتقال افتصادی و اجتماعی از وضعیت کشاورزی روستایی به یک وضعیت شهری . 4- همگرائی و یکپارچه شدن جامعه شامل نظم دوباره دادن و بنیادی به ساختار اجتماعی .

لوسین پای توسعه سیاسی را عبارت از تغییر وضع مردم از صورت اطاعت کنندگان پرشمار به صورت شهروندان مشارکت کننده در تعداد زیاد می داند و در پایان هانینگتون توسعه مطلوب سیاسی را در شرایطی می داند که نظام سیاسی بتواند با تمرکز منابع قدرت نهادهای انعطاف پذیر ، پیچیده و خودمختار و همبسته را بوجود آورد . که در بحث توسعه سیاسی در این تحقیق شاخصه های نظیر مشارکت و رقابت سیاسی ، احزاب سیاسی و مطبوعات مورد بررسی قرا می گیرد .

امنیت ملی :

چند تعریف عمده در خصوص امنیت ملی بعنوان متغیر وابسته به شرح زیر می باشد .

مایکل لوه امنیت ملی را شامل سیاست دفاع ملی و نیز اقدامات غیرنظامی دولت برا ی تضمین ظرفیت کامل بقای خود ( بعنوان یک موجودیت سیاسی ) به منظور اعمال نفوذ و حصول اهداف داخلی و بین المللی می داند .

کالج دفاعی کانادا : امنیت ملی را حفظ راه و روش زندگی قابل پذیرش برای همه مردم و مطابق با نیازها و آرزوهای مشروع شهروندان می داند و این امر شامل رهائی از حمله یا فشار نظامی ، براندازی داخلی و نابودی ارزشهای سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی که برا ی کیفیت زندگی ضروری هستند می داند .

ولفرز امنیت ملی را بطور عینی به معنای فقدان تهدید نسبت به ارزشهای مکتسبه و بطور ذهنی به معنای فقدان ترس از حمله به این گونه ارزشها تلقی می نماید و پیترسون و سبینوس با استفاده از تعریف کاربردی شورای امنیت ملی امریکا ، امنیت ملی را حفاظت از لطمه خوردن به نهادها و ارزشهای بنیادی آن جامعه می داند .

در نهایت تعریف تقریبا جامعی که می توان از امنیت ملی عنوان کرد شامل تعقیب روانی و مادی ایمنی است و اصولا جز مسئولیت حکومتهای ملی است تا از تهدیدات مستقیم ناشی از خارج ، نسبت به بقای ژیم های نظام شهروندی و شیوه زندگی شهروندان خود ممانعت به عمل آورند . ( در این تعریف نوع تهدید مشخص نشده است چون فراتز از تهدیدات نظامی است و شامل تهدیدات منابع محیطی ، اقتصادی و سیاسی و فرهنگی می شود . البته در صورتی که این تهدیدات بقای کل حکومت ، مردم یا شیوه زندگی ملت را مستقیما تهدید کند .

در متغیر وابسته ( امنیت ملی ) شاخصه های چون فشار های اقتصادی و سیاسی مورد بررسی قرار می گیرد .

ضرورت و اهمیت تحقیق :

متناسب با تغییر و تحولات صورت گرفته در عرصه نظامهای سیاسی از شیوه حکومتی خودکامگی و اقتدار گرایانه فردی به سمت نظام های سیاسی دموکراتیک و مردمی که با انقلابهای اندیشه ای و فکری همراه بوده است ، توسعه سیاسی با ارکان و شاخصه هایش که جز لاینفک نظامهای دموکراتیک به شمار می رود روزبه روز گسترش بیشتری پیدا کرده است و تمام حکومتها اعم از اینکه برخی براساس قانون اساسی عمده خود را مقید به اصول توسعه سیاسی می دانند و برخی حداقل در شعار و حفظ و یا افزایش اعتبار در سطح نظام جهانی ، سیستم حکومتی خود را دموکراتیک و پایبند به قواعد توسعه سیاسی می بینند و انگونه به ذهن متبادر می شود که توسعه سیاسی از ملزومات اساسی نظام دموکراتیک به شمار می رود . در جمهوری اسلامی ایران هم با توجه با اینکه با اندیشه حکومت مردمی و زمینه سازی جهت احقاق حقوق انسانی و سیاسی مردم پایه ریزی گردیده است در اوایل انقلاب به سبب کشمکشهای تثبیت انقلاب و سپس جنگ تحمیلی و پس از آن تلاش در جهت ترمیم خرابیها و ویرانیهای جنگ زمینه جهت توجه به برخی از شاخصه های توسعه سیاسی مطرح شده در این تحقیق با تأخیر روبرو شد و متناسب با آن شرایط امنیت ملی نیز به معنای حفظ تمامیت ارضی و استقلال سیاسی و جلوگیری از تهاجم نظامی صرف معنا می گردید . در حالیکه دولت خاتمی در خرداد 1376 توسعه سیاسی به کلیدی ترین مبحث درسیاست داخلی دولت تبدیل گردید و از سوی دیگر فراتر از بعد نظامی امنیت سایر ابعاد آن نیز مورد توجه جدی قرا گرفت .

در دوره جدید که همراه با تغییر و تحولات اساسی نگرش نسبت به سیاست داخلی و خارجی ارزیابی می شود زمینه را جهت توجه بیشتر به شاخصه های اساسی توسعه سیاسی که در این تحقیق به برخی از آنها پرداخته می شود فراهم نمود که متعاقب توجه ویژه دولت به چنین مسئله ای موضع گیریها و اندیشه های درصدد تخریب یا تصدیق اهمیت ویژه آن برآمده اند .

توسعه سیاسی

توسعه سیاسی از الزامات جوامع دموکراتیک در جهان معاصر می باشد که تعاریف متعدد و متنوعی از سوی اندیشمندان مختلف در خصوص آن صورت گرفته است که هر اندیشمندی به زعم خویش و مطابق شرایط و مقتضیات زمانی و مکانی بر یک سری از ابعاد توسعه سیاسی اهمیت بیشتری داده است که برای روشن شدن بحث تعاریفی که از سوی مهمترین اندیشمندان عنوان شده بیان می کنیم .

الموند پاول معتقد است توسعه سیاسی عبارت از پاسخی است که سیستم سیاسی به تحولات محیط اجتماعی یا بین المللی خود می دهد و به ویژه پاسخی است در مقابل مبارزه جوئیهای دولت سازی ، ملت سازی ، مشارکت و توزیع سه معیار برای توسعه سیاسی شامل تنوع ساختاری ، خود مختاری در خرده سیستم و دنیایی شدن فرهنگی . 29

مارک گازیوروسکی توسعه را نشان دهنده پویشی ترقی جویانه برای نیل به یک هدف می داند و با تاکید بر این موضوع معتقد است توسعه سیاسی مفهومی سیاسی و غایت گرا که هدفی سیاسی را مفروض می داند وواجد بار ایدئولوژیک می باشد .30

سیریل بلاک معتقد است برای رسیدن به توسعه سیاسی جوامع باید چهارمرحله را پشت سر بگذارند این چهار مرحله عبارتند از : 1- ستیزه ابتدایی در برابر نوکرائی . 2 – نثبیت رهبری نوسازانه . 3- انتقال اقتصادی و اجتماعی از وضعیت کشاورزی روستائی به یک وضعیت شهری . 4 – همگرائی و یکپارچه شدن جامعه شامل نظم دوباره دادن و بنیادی به ساختار اجتماعی .31

لوسین پای درصدد برآمده است با ترکیب معانی و تعاریف متفاوتی که در باب توسعه سیاسی مطرح شده است که به یک تعریف ترکیبی دست یابد و بر همین اساس توسعه سیاسی را حرکت به سوی 1- برابری فزاینده میان افراد در سیستم سیاسی 2- ظرفیت فزاینده سیستم سیاسی در ارتباط با محیط خود . 3- تنوع فزاینده در نهاد ها و ساختارها در درون سیستم سیاسی که در قلب فزاینده توسعه سیاسی نهفته بودند .

لوسین پای توسعه سیاسی را عبارت از تعقیر وضع مردم از صورت اطاعت کنندگان پرشمار به صورت شهروندان مشارکت کننده در تعداد زیاد ؛ گسترش مشارکت توده ها ، حساسیت بیشتر به اصل برابری و پذیرش روزافزون قوانین و حقوق جهانشمول . و در جای دیگر عنوان می کند توسعه سیاسی برای رهبران کشورهای سابقا مستعمره به معنای گونه ای از بیداری ملی بود که طی آن تابعان و فرمانبران پیشین به صورت شهروندان فعال و متعهد درمی آیند .32

هانینگتون توسعه مطلوب سیاسی را وقتی محقق می داند که نظام سیاسی بتواند با تمرکز منابع قدرت نهادهای انعطاف پذیر پیچیده ، خود مختار و همبسته بوجود آورد .محورهای اساسی توسعه سیاسی حول سه محور مردم ، سیستم سیاسی و سازمان حکومت تقسیم می شود . نخست در ارتباط با مردم توسعه سیاسی یعنی تغییر از وضعیت پراکندگی و سیع مردم به نوعی انسجام در حال گسترش از شهروندان فعال . دوم در ارتباط با عملکرد سیستماتیک دولت و بخش عمومی توسعه سیاسی یعنی گسترش ظرفیت سیستم سیاسی برای اداره امور عمومی ، کنترل اختلافات و برآمدن از عهده تقاضاهای عمومی . سوم در ارتباط با سازمان حکومت . توسعه سیاسی یعنی افزایش تمایز ساختاری و تخصصی تر شدن کارکردها و متمرکز کردن همه سازمانها و نهادهای مشارکت کننده .33

شروط اساسی که می توان برای کل جامعه توسعه یافته سیاسی بیان کرد به گونه ای که نظام اجتماعی . اقتصادی متصل به آن را از هم جدا سازیم سه شرط اساسی می توان عنوان کرد 1- وجود رقابت فراگیر و معنی دار گروههای سازمان یافته ( بویژه احزاب سیاسی ) برای احراز کلیه مقامهای دولتی در درون ساختار قدرت سیاسی به گونه ای که این رقابت باید در فواصل زمانی منظم و متناوب انجام گیرد و شامل استفاده از زور و خشونت نگردد . 2- سطح فراگیر مشارکت عمومی در فرایند انتخاب نخبگان و گزینش خط مشی های سیاسی ( انتخاب منصفانه و بدون کنار گذاشتن هیچ گروه سیاسی )3- سطحی از آزادیهای اجتماعی و سیاسی نظیر آزادی بیان . مطبوعات ، عضویت و تشکیل سازمانها ، میزان این آزادیها باید در سطحی باشد که از تمامیت و احترام رقابت و مشارکت سیاسی اطمینان حاصل شود . از این روست که نظامهای توسعه یافته سیاسی لزوم وجود احزاب سیاسی قانونی ، محدود و مسئول بودن قدرت زمامداران ، مطبوعات و رسانه های گروهی مستقل را نیز می پذیرند .34

علاوه بر موارد فوق لازمه یک جامعه توسعه یافته سیاسی فرهنگ سیاسی غنی میباشد که این فرهنگ سیاسی درجوامع توسعه سیاسی یافته دارای چند ویژگی 1- باور به حق مشارکت همگانی ( تعیین رهبران و خط مشی آنها ) 2- اعتماد به نفس سیاسی ( افراد می توانند تغییر کنند ) 3- فرهنگ تسامح و مدارا و عدم حذف و تخریب غیر دموکراتیک . 4- پرهیز از خشونت . 5- زمینه فرهنگی جهت سازش ، مذاکره و همپذیری وجود دارد .35

نهادمند شدن جامعه مدنی نه تنها هدف توسعه سیاسی بلکه عین توسعه سیاسی و متضمن ابزارها و هدفهای آن است و درفرایند توسعه سیاسی برخی عوامل و زمینه ها موجبات تحقق و تکوین جامعه مدنی را فراهم می آورند و برخی زمینه ها و شرایط دیگر از نهادمند شدن جامعه مدنی جلوگیری می کنند نوسازی و تحولات ساختاری در حوزه های اقتصادی و اجتماعی در کشورهای در حال توسعه معمولا شرایط مساعد تکوین جامعه مدنی را فراهم می آورند و از سوی دیگر نهادهای قدرت و ایدئولوژی سیاسی در مقابل فرایند تکوین و نهادینگی جامعه مدنی و توسعه سیاسی مقاومت ها وموانعی ایجاد می کنند.36

وقتی در جامعه ای ایدئولوژی دچار بحران شود و بحران مشروعیت گسترش پیدا کند در آن صورت گرایش به جامعه مدنی و توسعه سیاسی اجتناب ناپذیر خواهد بود و با تاکید می توان عنوان کرد میان ایدئولوژی و اقتدار گرائی دولت از یک سو و گسترش حوزه عمومی و جامعه مدنی از سوی دیگر همواره تعارض وجود دارد تحولاتی که اخیرا کم و بیش به بحران تضعیف ایدئولوژیک و اقتدارگرایانه دولتها انجامیده لاجرم مجال بیش

برای حوزه عمومی جامعه مدنی پدید اورده است .37

تنش زدائی و تاثیر آن بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران بعد از خرداد 1376 :

مجموعه شاخصهای توسعه سیاسی دولت اقای خاتمی در داخل و اصرار بر ملزومات ان در خارج ، زمینه را برای اصلاح و یهود روابط ایران با سایر کشورهای دنیا تحت عنوان سیاست تنش زدائی فراهم نمود که این مسئله زمینه برای تقویت امنیت ملی و کاهش تهدیدهای فراملی ایحاد نمود به گونه ای که رئیس جمهور در چارچوب این سیاست با سفر به کشورهای اروپائی چون ایتالیا و فرانسه روابط ایران در عرصه خارجی با غربیان را وارد مرحله تازه ای نمودند که علاوه بر کشورهای غربی این سیاست تاثیر عمده ای در زدودن تشنج با کشورهای منطقه و همسایه نیز ایفا نمود که همکاریهای روبه افزایش در عرصه های سیاسی و اقتصادی با گشورهای عربستان سعودی ، لبنان ، سودان ، یمن ، عمان و … گواه این مدعا می باشد و روابط تیره ایران با مصر در این دوره به میزان قابل توجهی بهبود یافت . و متعاقب اتخاذ این سیاست روابط ایران و امریکا بحث روز مراکز علمی ، فرهنگی ، روزنامه ها و سمینارها بود واقای خاتمی از افکار عمومی دو ملت برای کاهش تشنج بین دو کشور کمک گرفت و با تعریف و تمجید از تمدن امریکائیان مخالفت خود را با جریحه داردنمودن احساسات مردم امریکا از طریق سوزاندن پرچم این کشور و شعار مرک بر امریکا اعلام نمودند که به تناسب این اقدامات ، پاسخ مثبت کارگزاران امریکائی را جهت انجام مذاکره رسمی با جمهوری اسلامی واداشت . همچنین در این مقطع با اعتراض ایران نسبت به رفتار ناشایست اداره مهاجرت امریکا با تیم ملی کشتی ایران ، وزیر امور خارجه امریکا ضمن استقبال ازتبادلات فرهنگی بین دو کشور قول داد که مقررات ورود اتباع ایرانی به امریکا را مورد بازنگری قرار داده و در پاسخ به پیام آقای خاتمی تعداد زیادی از مقامات اسبق ، مردم و بازرگانان امریکائی از ایران دیدن کردند .159

به دنبال سخنرانی مارلین البرایت وزیر خارجه امریکا مبنی برایجاد حسن اعتماد بین دو کشور در خرداد 1377 روابط بین دو کشور وارد مرحله تازه ای شد و امریکا علاوه بر سازمان مجاهدین خلق ، شورای مقاومت ملی ( NCR ) یکی از گروههای مخالف حکومت اسلامی ایران را نیز در فهرست گروههای تروریستی قرار داد .160

رفع ممنوعیت صادرات خاویار ، فرش ، پسته ایران به امریکا از واکنشهای مثبت دیگر امریکا در برابر تعقیر رفتار ایران در این دوره می باشد . همچنین در این مقطع توماس مانیردر راس هیاتی مرکب از دوازده بازرگان امریکائی برای بحث پیرامون شرایط همکاری در توسعه صنعت نفت و گاز اسیای میانه از ایران دیدن کرد .161



خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

بررسی اندیشه سیاسی سید قطب و تأثیر آن بر جنبشهای اسلامی معاصر

شنبه 29 آبان 1395

بررسی اندیشه سیاسی سید قطب و تأثیر آن بر جنبشهای اسلامی معاصر

بسمه تعالی

پیشگفتار:

انسان بدون تعریف،تنها پوچی و از خود بیگانگی را تجربه می کند اما یک فرد مسلمان با یک پشتوانه فکری قوی ،بدون شک از خود تعریف دارد،تعریفی جامع و کامل که او را هدفمند می سازد .تعریفی که برای او چارچوب ارائه می دهد و راه کمال وسعادت را فرا راه او می گشاید،و او را به سوی هدف متعالی رهنمون می سازد.مشکل جوامع اسلامی امروزه آن است که وابسته به فرهنگهای بیگانه هستند و چرا خود را باور ندارند،به نظر نگرنده ناشی از همان فقدان (تعریف)می باشد. نه به این معنی که در اسلام تعریفی لز انسان وجود ندارد بلکه این فرد مسلمان است که تعریف خود را از خویشتن نمی داند،و همانطور که گفته شد،انسانی که از خود تعریف ندارد ، ناچار تعریف دیگران را بر خود پذیرفته و در چارچوبی خلاف ادعای خویش گام بر خواهد داشت.همه ادعای مسلمانی دارند اما همه به اسلام عمل نمی کنند بنابراین ملتهای مسلمان قبل از هر اقدامی وظیفه دارند ،تکلیف خود را ذست کم با خود رو شن کنند ،واین سئوال مهم را بی جواب نگذارند که آیا واقعا همانگونه که ادعا می کنند،هستند یا خیر؟و اگر نیستند ،آیا می خواهند بر طبق ادعای خویش عمل کنند یا نه؟بدون جواب به این سئوال ،انتظار هرگونه پیشرفت و کمال ،خیال خام واندیشه باطل بیش نخواهد بود.


مقدمه (طرح تحقیقاتی)

1- طرح موضوع:

به دنبال کاهش نفوذ استعمار غرب در اوایل قرن بیستم و گسترش موج استقلال طلبی در جهان سوم ، دیدگاههای متفاوتی نیز در مورد دین و سیاست در بین ملل اسلامی ظهور کرد. گروهی که مشحون پیشرفت غرب شده بودند اینگونه تصور می کردند که دین عامل عقب ماندگی مسلمانان است.در مقابل گروهی نیز عقب ماندگی ملل مسلمان را نه به خاطر اسلام، بلکه ناشی از عدم اجرای شریعت اسلام ،دور شدن از اسلام واقعی و روی آوردن به مکاتب بیگانه می دانستند.این طرز تفکر ایشان را وا داشت تا اسلام را دوباره به عنوان یک دین کامل و جهان شمول معرفی کرد و در کنار آن نیز برای بر قراری حاکمیت تعالیم شریعت واسلام بر زندگی سیاسی و اجتماعی خود وارد عمل شوند. تلاش این متفکران اصول گرا را می توان در جنبشهایی همچون اخوان المسلمین در مصر، جماعت اسلامی پاکستان و برخی جنبشهای اسلامی در ایران و دیگر کشورهای اسلامی مشاهده کرد.از جمله این متفکران می توان به حسن البناء، مودودی ،سیدقطب، امام خمینی و دکتر شریعتی اشاره کرد که نقش رهبری فکری و عملی این جنبشها را بر عهده گرفتند.

از طرف دیگر امروزه مساله بنیاد گرایی اسلامی و جنبشهای اصول گرایی اسلامی،نه تنها یک موضوع منطقه ای، یا مربوط به جهان اسلام نمی باشد بلکه موضوعی است جهانی و به خصوص بعد از وقایع یازدهم سپتامبر و حمله آمریکا به افغانستان و عراق،روزی نیست که خبری از آن در رسانه های گروهی جهان منتشر وپخش نگردد.ریشه های بنیاد گرایی اسلامی امروزی را بایذ در اندیشهه های اخوان المسلمین مشاهده کنیم.سید قطب رهبری تبدیل بنیاد گرایی محافظه کارانه اخوان المسلمین به افراط گرایی جوان سازمان آزادی بخش اسلامی (التکفیروالهجره)وسازمان (الجهاد)را بر عهده داشته است.بنابراین شاید بتوان ادعا کرد که شناخت اندیشه های وی تا حدودی راه شناخت جنبشهای نوین اسلامی دهه 70به بعد راهموار می سازد.

علل انتخاب موضوع:

مهمترین مسئله ان است که تفکرات سید قطب وبرداشت های او از اسلام و تشکیل حکومت اسلامی (شیوه مبارزه با دستگاه حاکم) بسیار شبیه به تفکرات امام خمینی می باشد.به نظر اینجانب بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران مدتها قبل از پیروزی انقلاب اسلامی با تفکرات رهبران اخوان المسلمین به ویژه سید قطب آشنایی داشتند .از این لحاظ این موضوع برایم جالب و حائز اهمیت بوده است.

سئوال اصلی:

اندیشه سید قطب چه بوده و چه تاثیری بر جنبشهای اسلامی بعد از خود داشته است؟

سئوالات فرعی:

1- سید قطب در چه محیط سیلسی اجتماعی می زیسته ونقش آن در شکل گیری افکار و اندیشه های او چه بوده است؟

2- چارچوب ایدئولوژی اسلامی از دیدگاه سید قطب چیست؟

3- سید قطب چه تاثیری بر جنبشهای اسلامی اخیر در مصر و احیانا در دیگر بلاد اسلامی داشته است؟


فرضها:

این پژوهش شامل دو فرض است:

1- سید قطب از جمله متفکران اسلامی می باشدکه معتقد به لزوم رستاخیز یا احیای اصول اسلامی می باشد.

2- سید قطب از اعضای جنبش اخوان المسلمین بوده و همانطور که خود می‌گوید به اهداف وآرمانهای این جنبش وفادار است.

فرضیه تحقیق:

سید قطب نقطة انشعاب در جنبشهای اسلامی معاصر به حساب آمده ورهبری تبدیل جنبشها از یک شیوة محافظه کارانه به شیوة انقلابی و جهادی را برعهده داشته است.

روش تحقیق:

روش تحقیق ما منابع کتابخانه ای می باشد.

سازماندهی تحقیق :

این پژوهش شامل سه فصل است.پس از مقدمه که به بیان وطرح موضوع پرداخته شده در فصل اول زندگی سید قطب و محیط سیاسی و اجتماعی که وی درآن می زیسته اشاره می کنیم ودر فصل دوم به اندیشه ی قطب در باب جامعة ایده آل ،ایدئولوژی اسلامی و نظر او در مورد مکاتب فکری دیگر از جمله کمونیسم و سرمایه داری پرداخته و راه حل انقلابی که سید قطب برای رسیدن به این جامعه ایده آل ارائه می دهد مورد بررسی قرار می گیرد. در فصل سوم نیز ضمن اینکه مروری خلاصه وار بر اندیشه های سید قطب خواهیم داشت ،به تأثیر اندیشه های وی بر جنبشهای اسلامی معاصر در مصر ودیگر کشورهای اسلامی خواهیم پرداخت ودرپایان به یک نتیجه گیری کلی می رسیم.

فصل اول : زندگینامة سید قطب

فصل دوم:

اندیشه های بنیادگرایانه قطب:

قبل از اینکه ما در این فصل به بررسی اندیشه قطب بپردازیم،توضیح یک نکته ضروری به نظر می رسد:با توجه به اینکه این تحقیق قصد دارد،تأثیر اندیشه قطب را بر جنبشهای اسلامی بررسی کند،بدین خاطر ما آن قسمت از اندیشه سید قطب را مورد بررسی قرار خواهیم داد که تأثیری مستقیم بر این جنبشها دارد.از طرفی،بی شک کتاب((معالم فی الطریق))بهترین اثر سید قطب،در تأثیر گذاری بر جنبشهای اسلامی به شمار می رود.

تا آنجائیکه برخی آن را مانیفست جنبشهای اسلامی دهه 70در مصر و دیگر کشورهای اسلامی خوانده اند.این فصل شامل سه مبحث است.

مبحث اول- بررسی جامعه ایده آل از دیدگاه سید قطب.

مبحث دوم- تحلیل نظام کنونی حاکم بر جهان از دیدگاه سید قطب.

مبحث سوم- رستاخیز اسلامی،راه حل قطب برای رسیدن به جامعه ایده آل.

سید قطب به عنوان یک ایدئولوگ قبل از هر چیز دارای یک دیدگاه آرمانی و عقیدتی است که جامعه ایده آل وی بر مبنای این عقیده و آرمان شکل می گیرد و همانطور که می دانیم از ویژگیهای اصلی هر ایدئولوژی، ارائه یک جامعه ایده آل است که معتقد است این جامعه تنها جامعه ای است که در بردارنده سعادت انسانی بوده و تنها در این جامعه می توان به حقیقت دست یافت،و هیچ جامعه دیگری غیر از خودش قادر نیست، انسان را به حقیقت برساند.سید قطب خواستار تأسیس مجدد چنین جامعه ای است،جامعه ای که زیر بنای آن را ایدئولوژی اسلامی تشکیل می دهد. قطب بر این باور است که نظام حاکم بر جهان در دنیای امروز بر مبنای ایدئولوژی اسلامی نبوده.بلکه این نظام بر اساس اندیشه های جاهلی بر پا گشته است.قطب با اقتباس مفهوم جاهلیت از قرآن،این گونه استدلال می کند که هیچکدام از جوامع کنونی جامعه اسلامی به معنای واقعی آن نبوده، بلکه همه جزءجوامع جاهلی محسوب می شوند. بنابراین جامعه ایده آل او در تقابل با جامعه جاهلی قرار می گیرد.در نهایت،سید قطب راه حل خود را برای رسیدن به این جامعه ایده آل ارائه می دهد که همان رستاخیز اسلامی است.رستاخیز اسلامی از دیدگاه قطب به معنای بریده از جاهلیت و قدم نهادن در همان راهی است که مسلمانان نخستین،در جامعه نمونه صدر اسلام در آن گام برداشته اند و آن مسیر را با تلاش و جهاد،ملی کردند.جان کلام آن است که جامعه ایده آل قطب در حال حاضر وجود ندارد و یا با به عبارتی از میان رفته است، وظیفه یک مسلمان از دیدگاه قطب رستاخیز برای احیای این جامعه می باشد.

‹‹فهرست مطالب››

عنوان صفحه

پیشگفتار ................................................................................................... 1

مقدمه ( طرح تحقیقاتی )............................................................................. 2

طرح موضوع ............................................................................................ 2

علل انتخاب مو ضوع................................................................................. 3

سؤال اصلی .............................................................................................. 3

سؤالات فرعی ........................................................................................... 3

فرضها ...................................................................................................... 4

فرضیه تحقیق............................................................................................ 4

روش تحقیق ............................................................................................. 4

سازماندهی تحقیق..................................................................................... 4

فصل اول : زندگینامة سید قطب ............................................................... 5

شرح حال سید قطب تا پیش از پیوستن به اخوان المسلمین ..................... 5

سید قطب و اخوان المسلمین .................................................................... 7

منابع فصل اول.......................................................................................... 9

فصل دوم : اندیشه های بنیاد گرانه ی سید قطب .................................... 10

مبحث اول: جامعه ایده آل از دیدگاه سید قطب ........................................ 11

«امت اسلامی » و ویژگی های آن ............................................................ 11

جامعه ایده آل صدر اسلام و تقابل آن با جاهلیت .................................... 12

فلسفه و تضاد آن با ایدئولوژی اسلامی .................................................. 13

«عبودیت» و «الوهیت » زیر بنای ایدئولوژی اسلامی ............................... 13

دیدگاه قطب نسبت به مسلکها و ایدئولوژیهای دیگر ................................ 14

ناسیونالیسم .............................................................................................. 14

کمونیسم و سرمایه داری.......................................................................... 14

مبحث دوم : «جاهلیت » از دیدگاه سید قطب............................................. 15

جاهلیت و غیر قابل اصلاح بودن آن ......................................................... 15

مبحث سوم : رستاخیز اسلامی راه حل سید قطب ................................... 16

دعوت و شرایط دعوت کننده به اسلام .................................................... 16

جهاد از دیدگاه سید قطب ......................................................................... 17

منابع فصل دوم ........................................................................................ 18

فصل سوم : تأثیر سید قطب بر جنبشهای اسلامی معاصر ...................... 19

جماعة المسمین (التکفیر والهجره)............................................................. 21

منظمه التحریر اسلامی (سازمان آزادیبخش اسلامی ).............................. 22

الجهاد ....................................................................................................... 22

منابع فصل سوم ....................................................................................... 24

نتیجه گیری ............................................................................................... 25

منابع ومأخذ............................................................................................... 28





خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

مقاله بررسی سیاسی منطقه جنوب آسیا

شنبه 29 آبان 1395

مقاله بررسی سیاسی منطقه جنوب آسیا

مقدمه

از بعد دیرینه‌شناسی پیشینه منطقه‌گرایی به سالهای دهة 1960 و 1970 بر می‌گردد که توجه دانشمندان را به خود جلب کرد. اوج روی آوری به منطقه‌گرایی در دهه 1980 و به خصوص در زمینه اقتصادی می‌باشد که با فروپاشی شوروی این روند از سرعت بیشتری برخوردار گردیده و کشورها سعی در حل مشکلات و مسائل خود در چارچوب مناطق جغرافیایی می‌نمایند. از همین روی منطقه جنوب آسیا به عنوان یکی از مناطق مهمی که در چارچوب نظام بین‌الملل با توجه به ویژگیهای استراتژیکی و جمعیتی که دارد از اهمیت زیادی برخودار گردد.

در این پژوهش ما سعی در شناخت و بررسی ویژگیهای این منطقه خواهیم نمود و به لحاظ اهمیت دو کشور هند و پاکستان، این دو را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

تحقیق حاضر از چهارفصل تشکیل گردیده‌است که در فصل اول به معرفی منطقه جنوب آسیا پرداخته می‌شود. در فصل دوم به معرفی کشور پاکستان پرداخته و ویژگیهای آن از نظر جغرافیای طبیعی، انسانی، سیاسی، اقتصادی، مورد بررسی قرار می‌گیرد، سپس سیاست و حکومت در پاکستان و روابط خارجی آن با جمهوری اسلامی ایران مورد بررسی قرار می‌گیرد و به منازعات هند و پاکستان در انتهای این فصل پرداخته خواهد شد. در فصل سوم به معرفی کشور هندوستان پرداخته می‌شود و جغرافیای طبیعی، انسانی، سیاسی و اقتصادی آن مورد بررسی قرار می‌گیرد، سپس بحث سیاست و حکومت در هند، روند اتمی‌شدن هند و سیاست خارجی و روابط ایران و هند مورد بررسی قرار می‌گیرد. در فصل چهارم به مسئله همکاری در منطقه جنوب آسیا پرداخته می‌شود و عوامل واگرایی و همگرایی در اتحادیه همکاری‌های جنوب آسیا (سارک) مورد بررسی قرار می‌گیرد و سپس به بحث جنوب آسیا و نظام بین‌الملل پرداخته می‌شود و روابط این منطقه با چین، روسیه و آمریکا مورد بررسی قرار می‌گیرد.

فصل اول: معرفی منطقه جنوب آسیا

منطقه جنوب آسیا شامل کشورهای پاکستان، هند، بنگلادش، سریلانکا، نپال، بوتان و مالدیو است. خرده سیستم جنوب آسیا نزدیک به 3/3 درصد خشکی‌های جهان را به همراه دارد. در میان کشورهای جنوب آسیا بوتان و نپال محصور در خشکی و سریلانکا و مالدیو جزیره هستند. مهمترین منابع طبیعی منطقه رودخانه‌های پرآب آن می‌باشد که به کشاورزی منطقه کمک فراوانی می‌کند ولی عدم استفاده صحیح از آنها و سیلهای فراوان در طول سال موجب شده که این منبع طبیعی خسارتهایی را همراه داشته باشد.(1) از جمله منابع مهم درآمد ارزی منطقه منابع ماهیگیری و نیز محصولات کشاورزی بخصوص چای و برنج است. به دلیل جمعیت زیاد منطقه جنوب آسیا نیروی انسانی نیز یکی از منابع اصلی درآمد ارزی برای این کشورها است.

مساحت و جمعیت کشورهای منطقه عبارتند از: پاکستان 943/803 کیلومتر مربع و جمعیتی در حدود 000/000/150 نفر هند، با 263/287/3 کیلومتر مربع و جمعیتی در حدود 000/000/100/1 نفر، بنگلادش با 998/143 کیلومتر مربع و جمعیتی در حدود 000/000/120 نفر، نپال 800/140 کیلومتر مربع و جمعیتی در حدود 000/000/23، بوتان 620/46 کیلومتر و 000/000/2 نفر جمعیت، سریلانکا با 610/65 کیلومتر مربع و جمعیتی در حدود 000/000/18 نفر و بالاخره مالدیو 298 کیلومربع و جمعیتی در حدود 000/330 نفر، که مساحت جنوب آسیا تقریباً 532/488/4 کیلومتر مربع و جمعیتی بالغ بر 000/000/500/1 نفر است.

جنوب آسیا از حیث نژادی دو نژاد سفید پوست و سیاه پوست را در بر می‌گیرد. نژاد سفید پوست به دو دسته اسلاوها و آریایی‌ها تقسیم می شود. مردم جنوب آسیا از نژاد آریایی‌ها هستند. نژاد سیاه پوست که به آنها دراویدی می‌گویند به نسبت دو نژاد سفید پوست و زرد پوست کمتر هستند و تنها در جزیره سیلان و جنوب هند زندگی می‌کنند.(2)

از کشور‌های منطقه گاهی تحت عنوان بازیگران جهان سوم یاد می‌کنند و گاه از دو قدرت هسته‌ای هند و پاکستان به عنوان دو قدرت ژمونیک منطقه که دیگر بازیگران تحت‌الشعاع سیاستهای آنها می باشند نام برده می‌شود. فضای حاکم بر محیط منطقه بگونه‌ای است که کشورهای منطقه‌ از بی‌ثباتی و ناامنی حاصل از گسترش تروریسم و تسلیحات واهمه دارند چرا که هزینه‌های زیادی را به جهت فضای جنگ سرد صرف امور دفاعی کردند که خود این امر گسترش دهنده هرچه بیشتر فقر و نداری در جنوب آسیا است.

درگیر شدن هندو پاکستان در سه جنگ در سالهای 48-1947، 1965، 1971 و احتمال بروز جنگ در سالهای 1984، 1987، 1990، 1999 و 2001 مؤید بی‌ثباتی این منطقه و داشتن آثار منفی بر صلح و امنیت جهانی است. (3)

هندوستان در شکل‌دهی جنبش عدم تعهد و پاکستان در شکل‌‌دهی سازمان آر. سی‌. دی نقش داشتند.

در پایان قرن بیستم آزمایشات هسته‌ای هند و پاکستان کشورهای 8- G را وادار به اعمال تحریمهای اقتصادی علیه این دو کشور کرد اما تمام محاسبات استراتژیک و ارزیابی‌های متعارف سیاسی در مورد منطقه به هم ریخت و محیط امنیتی جدیدی بوجود آمد که این منطقه را به خطرناک ترین محل در جهان تبدیل ساخت.(4)

مسائل و منازعات منطقه‌ای

مهمترین مسئله در روابط دو قدرت کلیدی منطقه یعنی هند و پاکستان مسئله کشمیر است. این سرزمین که بین هند و پاکستان و چین و افغانستان قرار دارد پس از استقلال هند و جدایی پاکستان همواره مورد منازعه این دو کشور بوده‌است. کشمیر پس از فروپاشی شوروی مورد توجه آمریکا هم واقع شد‌ه‌است. زیرا هم از نظر اقتصادی و هم از نظر استراتژیک دارای اهمیت خاصی است چرا که هم با هند، پاکستان، چین و افغانستان هم مرز است و هم دروازه آسیای مرکزی و ماوراء آن محسوب می‌شود.(5) منطقه دیگری که بین هند و چین حایل است و از موقعیت استراتژیک بهره می‌برد منطقه تبت است. مشکلاتی که هند و پاکستان با آن درگیر هستند و در نتیجه فضای امنیتی نامساعدی را در منطقه ایجاد کرده‌است عمدتاً شامل فقدان توسعه انسانی، فقدان نهادینگی ملت‌سازی و عدم امنیت ملی به جهت تمایز دکترین‌های نظامی است.

دستیابی هند و پاکستان به تکنولوژی هسته‌ای و بویژه‌ سلاحهای اتمی باعث شده که حفظ صلح در این منطقه اهمیت حیاتی بیابد و اکنون دو کشور با تکیه بر بازدارندگی هسته‌ای که محور حفظ امنیت میان هند و پاکستان است به همزیستی هسته‌ای تن در داده‌اند. بیش از سه چهارم فقرای جهان در جنوب آسیا زندگی می‌کنند که قسمت اعظم آنها در هند و پاکستان سکونت دارند.

4- سیاست خارجی هند

هند هدف خود را تبدیل به کشوری توسعه‌یافته و قدرت بزرگ بین‌المللی تا سال 2020 قرار داده‌است. این کشور در این مسیر، اتصال به اقتصاد جهانی و تبدیل شدن به یک قطب مهم در تولید کالا، تولید دانش وخدمات و صدور آن را ضروری می‌داند و برای رسیدن به این هدف، مشارکت استراتژیک با روسیه، توسعه روابط همه جانبه با آمریکا، حل و فصل معضلات مرزی با چین، تقویت روابط با کشورهای آسه آن، تشدید روند گفتگو با اتحادیه اروپا، حفظ روابط سنتی با کشورهای آسیای غربی، مرکزی و آفریقا و مذاکره پاکستان برای دستیابی به راه‌حلی پایدار از جمله مبانی و ماموریت هند در زمینه سیاست خارجی می‌باشد.

هند همچنین در تلاش است تا متحدین مناسب در بین دارندگان منابع انرژی جهان پیدا کند و به ایران از این زاویه می‌نگرد. هند روند سیاست و اقتصاد بین‌المللی را در جهت منافع این کشور دانسته و سعی دارد تا به قطب تولید جهانی در زمینه‌های اقتصادی و دانش پایه تبدیل شود.

سیاست خارجی هند در بدو استقلال از ماهیتی ارزشی و جهت‌گیری خاص برخوردار بود و نزدیک به پنج‌دهه پایه سیاست آن را تشکیل می‌داد، حمایت هند از مبارزات ضد استعماری در اندونزی، مصر، کشورهای آفریقایی و جنوب‌شرقی آسیا و پایه‌گذاری نهضت عدم تعهد کارکرد سیاست بود.

وقوع یک سلسله حوادث داخلی و بین‌المللی هند را ملزم به تحول و تغییر در سیاست خارجی در اواخر دهه هشتاد کرد، اقتصاد هند در دهه 80 روبه‌ رکود رفت. در سال 1990 تزار پرداختهای این کشور منفی شد. این مشکل خارجی بهمراه بی‌ثباتی داخلی دولت، همزمان با فروپاشی شوروی شد که هند از نظر بین‌المللی و اقتصادی شوروی را تکیه‌‌گاه خود می‌دانست و مبادلات زیادی با شوروی داشت. این مبادلات کمتر توجیه اقتصادی داشت و ناشی از همکاری سیاسی و امنیتی بود. این وضعیت این کشور را مجبور به تغییر در سیاست اقتصاد خارجی و حرکت به طرف اقتصاد بازار نمود، تغییرات عمده در اقتصاد خارجی هند باعث تغییر در سیاست خارجی شد که به تعامل بیشتر با غرب و به ویژه آمریکا انجامید. (35)

هند در زمینه همکاری‌های بین‌المللی و عضویت در سازمانهای جهانی یکی از فعالترین کشورها بوده‌است. مثل سازمان ملل، WTO، گروه 77 و … .

5- روابط با جهوری اسلامی ایران:

پیوندها و علایق ایرانیان و مردم شبه قاره هند به روزگاری می‌رسد که این دو قوم با برخورداری از یک ریشه آریایی با همدیگر می‌زیسته و فرهنگ واحدی داشتند. دو ملت ایران و هند علاوه بر مشترکات شرقی و آسیایی با توجه به برخوداری از تمدن کهن، رهبری فرهنگی این منطقه را نیر دارا بوده‌اند.

تا مرداد 1326 که هند استقلال خودرا به دست آورد روابط و مناسبات سیاسی ایران وهند در حقیقت در چارچوب روابط سیاسی ایران و انگلستان متمرکز بود. در 24 اسفند 1328 قرارداد مودت بین دو دولت انعقاد یافت که ضمن تاکید بر اصل دوستی، روشهای صلح‌جویانه را برای رفع اختلافات پیش‌بینی می‌نماید. علی‌رغم دیدار و بازدیدهای سطح بالای مقامات، دو کشور از روابط قابل اعتمادی برخودار نبودند. حمایت ایران از پاکستان، همچنین ناخشنودی هند از مواضع ایران در سازمان کنفرانس اسلامی، گسترش قدرت هند در اقیانوس هند که با تمایل ایران برای ایفای نقش فعالتر در منطقه به دلیل نزدیکی هند به شوروی در تضاد بود از جمله موارد علل این بی‌اعتمادی می‌توان ذکر کرد. (36)

ظهور انقلاب در ایران از تنش روابط هند با ایران کاست بعد از انقلاب ایران به جنبش عدم تعهد پیوست و رابطه آن با آمریکا قطع شد. با این اقدامات هند نفس راحتی کشید. در زمان جنگ هند خواستار خاتمه جنگ از طریق مذاکره شد. علی‌رغم تاثیرات جنگ بر روابط سیاسی دو کشور، همکاری‌های اقتصادی دو کشور گسترش یافت. در 1372 رائو نخست وزیر هند به تهران سفر کرد همچنین آقای‌ هاشمی در سال 1374 به هند سفر کرد. وقایعی چون اختلاف ایران و پاکستان بر سر افغانستان و ظهور طالبان، تحریکات آمریکا برای رقابت منطقه‌ای ایران و پاکستان موجب شد تا هندیها از این فرصت برای بهبود روابط با تهران بهرة لازم را ببرند، چنانچه واجپایی رهبر حزب بی‌جی‌پی در 1995 ایران را متحد استراتژیک هند خواند و قراردادهای دوجانبه‌ای بین دو کشور امضاء شد. وقوع حادثه تخربی مسحد بابری در دسامبر1992 توسط هندوهای افراطی و عکس‌العمل ایران نسبت به آن حوادث روابط اقتصادی دو کشور را تحت تاثیر قرارداد و مانع از اجرای برخی از قراردادهای مهم بین دو کشور شد. (37)

پس از سفر نخست وزیر هند به تهران در سال 1380 شاهد گسترش روابط سیاسی و بین‌المللی و افزایش حجم روابط اقتصادی بین دو کشور بودیم. دعوت هند از آقای خاتمی در 5 بهمن 1381 برای بازدید از هند و شرکت در مراسم روز ملی آن کشور به عنوان مهمان ویژه سمبل بنای نوین در روابط دو جانبه و آغاز حرکت دو کشور به سمت همکاریهای استراتژیک در سطوح دوجانبه و مسائل خارجی بود.

مهمترین محور همکاری هند و ایران در بخش ترانزیت، عبور کالاهای هندی از طریق ایران به افغانستان، کشورهای مشترک‌المنافع، روسیه و شمال اروپا می‌باشد. همچنین بازار یک میلیاردنفری هند می‌تواند بازار خوبی برای کالاهای صادراتی ایران باشد. صادرات نفت خام به هند وو اردات بنزین و گازوئیل از آن کشور رقم عمده حجم روابط اقتصادی را تشکیل می دهد. در سال 2003 حجم مبادلات بازرگانی دو کشور به 3 میلیارد دلار ارتقاء‌ یافت. (38)

فهرست مطالب

عنوان صفحه

مقدمه.....................................................................................................................

فصل اول: معرفی منطقه جنوب آسیا...................................................................

مسائل و منازعات منطقه‌های.................................................................................

فصل دوم: پاکستان..............................................................................................

1- ویژگیهای پاکستان...........................................................................................

الف: جغرافیای طبیعی و انسانی پاکستان..............................................................

ب: جغرافیای سیاسی پاکستان..............................................................................

ج: جغرافیای اقتصادی پاکستان.............................................................................

2- حکومت و سیاست در پاکستان.......................................................................

3- روابط پاکستان با جمهوری اسلامی ایران......................................................

4- منازعات هند و پاکستان..................................................................................

الف: علل منازعه دو کشور و جایگاه کشمیر در آن..............................................

ب: صف‌آرایی هند و پاکستان................................................................................

ج: علل اتمی شدن هند و پاکستان..........................................................................

فصل سوم: هند.....................................................................................................

1- ویژگیهای هند..................................................................................................

الف: جغرافیای طبیعی و انسانی.............................................................................

ب: جغرافیای سیاسی.............................................................................................

ج: جغرافیای اقتصادی...........................................................................................

2- حکومت و سیاست در هند...............................................................................

3- روند اتمی شدن هند........................................................................................

4- سیاست خارجی هند........................................................................................

5- روابط با جمهوری اسلامی ایران....................................................................

6- همکاری‌های نفت و گاز و پتروشیمی ایران و هند.........................................

فصل چهارم: همکاری‌های منطقه‌ای در جنوب آسیا............................................

1- اتحادیه همکاری‌های منطقه‌ای جنوب آسیا (سارک)........................................

2- جنوب آسیا و نظام بین‌الملل............................................................................

الف: چین................................................................................................................

ب: روسیه..............................................................................................................

ج: آمریکا................................................................................................................

نتیجه گیری............................................................................................................

فهرست منابع.........................................................................................................



خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

ترجمه فصول 1و4 کتاب آموزش و پرورش سیاسی و ثبات Political Education and Stability

شنبه 29 آبان 1395

ترجمه فصول 1و4 کتاب آموزش و پرورش سیاسی و ثبات Political Education and Stability

معرفی:‌ در زیر اثری از هربت‌هایمن در (سال) 1959، چاپ شده است. سیاست اجتماعی به سرعت گسترش یافته است. نظم زیر گروهی داخل تحقیقات سیاسی می‎باشد. امروزه این تحقیقات مخصوص در حال پایان هستند و شاید بهتر و به صرفه‌تر بود اگر یک گزارش در مورد آن نوشته می‌شد تا اینکه یک کتاب دیگر در این موضوع پوشش داده شود. هر چند من به طور اخص توضیح نمی‌دهم چرا سیاست اجتماعی و تحقیق آن در سالهای 1960 گسترش یافت، نه حتی دلایل سقوط آن را، من به تأثیرات بعضی از پیشرفت های اصلی مربوط ساخته ام. من هم چنین به بعضی از تالیفات مرکزی برای نشان دادن این که کدام برای آنالیز جامعه سیاست معاصر در داخل دموکراسی‌های انگلو- آمریکا است. نیز توجه کرده ام چنانچه این کتابی است که سعی می‌کند شماری از چیزهای مختلف را بررسی کند. بین یک دولت رقابتی است که در آن تغییرات کارکترهای فرهنگ سیاسی آنگلو- آمریکایی را آزمایش می کند. در زمانی که ما نزدیک هستیم تا سالگرد انقلاب امریکا را جشن بگیریم این به نظر می رسد که هر دو در این زمان مهم است. فرهنگ سیاسی دوباره ارزیابی افکار به عنوان حرکات است که ماندگاری دو سیاست را تهدید می‎کند. همچنین نشان می‎دهد توجهات جامعه شناسی سیاسی را برای استفاده از تاریخ معاصر در راستای هدفش. این کتاب بنابراین مجموعی از مواد خام متضاد است و هر چند محصول نهایی شاید به سلیقه ی همه کس نیاید، آن عکس العمل سنتی در جامعه دارد که من آن را می‌پذیرم.

این کتاب «پایان ایدئولوژی» دانیل بل در یک زندگی سیاسی است. «تعریف دموکراسی کاپیتالیستی»، که در دوره پیشرفت بخش‌های صنعتی بود. این زاویه دید دیگری از آن زندگی سیاسی است. که البته با سودمندی از تجربیات تاریخی بیشتر نوشته نشده است. سال‌های 1960 شاهد،‌ سقوط توافقات سیاسی و ایدئولوژی بود. اما در مقایسه سیاست‌های مانده در بریتانیا و ایالات متحده، هر چند بعضی ها ترس‌ها و امیدهاشان را ابراز کردند،‌ هیچ کدام از دولت‌های ریاست جمهوری مدار و پارلمان مدار هنوز به پایان نرسیده‌‌اند. در حالی که من مخالفم با آنالیز بل، ولی با بسیاری از نکوهش های او از چپ سیاسی، جنگ نمی‌کنم. بخش کاپیتالیست ترتیبی ساده از توافقات برای حکم رانی از یک سطح (طبقه) به سطح (طبقه) دیگر نیست. هم زمان جدایی طبقات تنها جدایی پتانسیل نیروها هستند در بخش مدرن صنعتی و نه لزوما مهم. در واقع آن حرکت‌های اجتماعی سیاست است که آزمایش شده اند. این کتاب قابل توجه و دربرگیرندة مثال‌هایی از تضادهای غیر طبقاتی نیست. حرکت‌های پنج بخش نخست بعضی از مشکلات مرکزی داخل سیاست اجتماعی سنتی را بررسی می‌کند. بخش (1) توضیح می دهد ارتباط میان پردازش اجتماعی کارکتر سیاست در حالی که بخش (2) نشان می‌دهد که چگونه آن رفتار بدست آمده است. نتایجی دارد که نه تنها برای شخص اما برای سیستم سیاسی کاربرد دارد. در بخش سوم من بحث کردم تحصیلات نرمال ابزار اصلی تحصیلات سیاسی است و آن قابل دسترس می‎باشد. ولی در بریتانیا، و ایالات متحده ایجاد نشد،‌ و مورد توجه قرار گرفتند گونه‌های شهروندی. در بخش چهارم و پنجم الگوهای مشارکت سیاسی مورد توجه قرار گرفته‌اند و پاسخ آن‌ها خوب می‎باشد به ساختارهای ارائه شده، و نقش اجتماعی نیز بررسی شده است. قسمت دوم کتاب بر پایه‌ی مواد پرونده‌ای کشیده شده از حرکتهای معاصر سیاست – اجتماع است. این حرکتها اساسا برخلاف الگوی درونی قابل ارزیابی هستند. هدف این است که ببینیم چه مفهوم‌هایی را آنها نگه داشته‌اند برای پردازش آموز‌ه‌های سیاسی و چگونه این مفاهیم ادراک ما را از فرهنگ سیاسی انگو- آمریکایی در بر می‌گیرد. بخش کارکردی روی کلاس مقاومت از نوع تحقیق‌اند.

برای در نظر گرفتن شخص که پذیرفته شده است در این موقعیت، دریافت این مسئله مشکل است زیرا در آن خوب تحقیق نکرده است از نقش سیاست اجتماعی و بر خلاف اینکه کاملا متفاوت از هرنوع تحقیق است این مسئله درک نشده است در انواع مشاهده توسط دانشمندان اجتماعی بسیاری از مردم به من در آماده‌سازی این کتاب کمک کرده‌اند. روس گراهام، روبرت داوس، خواندند وتوجهی نکردند، در حالی که کوین مک کومریک ،‌ روبرت بنویک،‌ بریان ساتر، سوزاناهندلی، ماری وارنر، نایچل بولس، آلن گرامی، تونی دویسون، مارگوس کانلایف و روبرت ویلکسنیون نظرات خودشان را در مورد بخش‌های خاص ارائه دادند. کوین مک کومریک و اندی رید به اندازه‌ای کافی مهربان بودند که مبادا با این مخالفت کردن در موضوعات مختلف، مشکل برای من ایجاد کنند. برای بعضی سال ها من فکر می‌کردم در مورد یک رشته در تحصیلات سیاسی در دانشگاه ساسکس ایجاد کنم و دانش آموزان موفق به من نشان دادند بسیاری از دیدگاه‌های ارزشمند ونظرات مقصور در این کتاب و دانشگاه ساسکس مرا تشویق به درس دادن کرد و مرا با سازمان ها کمک کرد و نوشتن این کتاب را سریع کرد در نهایت من مایلم که سپاسگزاری کنم از ناشر جان ویلی و پسران برای مهربانی‌هایشان و حرفه‌ای گری‌شان البته من مسئولیت قصور در متن نهایی را برعهده می‌گیرم.

بخش یک تئوری پشتیبانی اجتماعی. درک کردن تغییرات اجتماعی

استفادة اصلی از مطالعه سیاست این است که بر روی ساختار تغییرات سیاسی حساب نشود این استفاده از افتخارات گذشته است و هم چنان که پاسخ‌‌ها در هر دو صورت بسیار و متفاوت هستند. یکی از شاخه‌های اصلی از جامعه‌شناسی مدرن اشاره می‌کند به پاسخی که به رفتار شخص از ساختار سیاست مربوط است. مواد خام اساسی در این ارتباط پشتیبانی شهروند از تغییر ساختار است. پشتیبانی شهروند چیزی نیست که بخش‌های معین بتوانند آنها پشت گوش بیاندازند. بنابراین سازمان‌ها ایجاد شده‌اند ولی مشخص نشده است که هدف آنها حمایت و پشتیبانی است. این پردازش‌ها بی‌گونه‌ای ارجاع داده می‌شوند. چنانچه جامعه سازان به عنوان نماینده های اجتماع در پایه‌ی تئوری تغییرات سیاسی هستند. بدین گونه آن نتیجه‌ای از پردازش اجتماعی است که در ساختمان پشتیبانی شهروند موثر است تحقیق گذشته در سیاست اجتماعی در مورد کارکرد این تئوری به وسیلة پلاتو شروع شد.

یادگیری رفتارهای سیاسی

مراحل یادگیری علوم سیاسی

گرچه داخلی است که رفتارهای سیاسی یادگیری رفتارهایی است وقتی هومن در سال 1959 تست جامعه سیاسی پیشرفته خود را نوشت توانست بنویسد او انسان بطور گسترده‌‌ از رفتارهای سیاسی وقتی آنها را آموخت رنج می برد. علیرغم این حقیقت که مدت منحصرا که دودلی آشکار دانشمندان برای یادگیری مراحل آن همه جمعا غیر قابل تصور نیستند. و انواع مهارت‌های که شامل این مطلب می‌شود کاملا شبیه آنها نیستند که مورد نظر روانشناسان است بلکه مورد روانشناسان است بلکه مورد نظر دانشمندان علوم سیاسی است.

گرین استین گفته است که این مطلب دارای رموزی است که در آن نهفته است و دانشمندان علوم سیاسی استحقاق آنرا دارند که به تنهایی آنها را مورد بررسی قرار دهند.

بعضی مسائل مشکوک در حین یادگیری علوم سیاسی پیش می‌آید یک پروسز است و باعث بوجود آوردن مسائل مترولوژی « شناسی» و تئکوریی می‌شود.

حقیقت اینکه یادگیری علم سیاست با گذشت زمان وبا مشاهدات مسائل پیچیده همراه است. این مشاهدات بر پایه رمانهایی است که از احتمالا از اهمیت بیشتری برخوردارند.

رابرت لان در میان بقیه دریافت که در میان راههای مسائل سیاسی یک راه با برخوردهای طولانی وعمیق و بحث‌هایی با بزرگتران وجود دارد. سایز نمونه بهرحال کوچک است ولی پاسخ بر است در سطح بالایی قرار دارد.

طبیعتا هیچگونه تجزیه و تحلیلی ازمواردی که اتفاق بیافتد نیست ولی برای جمع آوری مطالب گسیخته است و اینکه رفتارهای سیاسی را روشن نمایند. در این مسیر با اعتبار می کنند که جنبه‌های عجیب اطلاعاتی وسازان شخصیتی را با هم جمع بندی کنند.

هر چه از تکنیک های معمولی بیشتر استفاده کنند و رفتارهای مستقل را مورد بررسی قرار دهند مخصوصا وضعیت اقتصادی اجتماعی، ‌سکس، مذهب و تابعیت و سن را برای

تئوری جامعه پذیری سیاسی و مشارکت سیاسی:

علوم سیاسی تجربی زمان زیادی را وقف خود نموده است وبرای مطالعه آن انرژی زیادی بکار رفته : تمام مراکز تحقیقی خود را وقف این مسئله کرده‌اند که اگر یک مسئله فراتر از دیگران باشد آنست که بیشتر شهروندان دموکراسی‌های آمریکایی قاطعانه نسبت بدانی بی تفاوت هستند.

بنابراین بیشتر آنها در رده به علاقگی قرار دارند وتوجهی به تئوری دمکراتیک ندارند با این نتیجه که هر دو جنبه‌های این مسئله هم تئوری هستند وهم تجربی وجود طبقات مختلف که در این مقوله مشارکت دارند وبه این موارد علاقه هستند نشان دهنده نقش سیاسی جامعه پذیری است. یکی از نقش‌های عادتی تئوری دمکراتیک این است که مردم باید در کار جامعه دخالت داشته باشند. این مسئله به وسیله دانشمندان تجزیه تحلیل شود و بی توسط مردم مورد توجه قرار نگرفته است. بنابراین سطحا بین شرکت کنندگان و سطوح آشکار بی علاقه نکته‌ای وجود دارد.

وظیفه اصلی این فصل اینکه با تحقیقات جامعه ای برخوردهای این چنین را بررسی نماید. بهرحال فصل بعدی به تجزیه و تحلیل بکارگیری هم زمان انتقادهای تئوری جامعه شناسی می‌پردازد. که اصل آن روی تئوری سیاست های انگلیسی امریکایی و یک رشته آداب و رسوم تحقیقاتی متمرکز است.

در فصل قبل من بحث کردم که اهداف غیر ثابت تحصیلی اثر تحصیلات رسمی روی رفتارها را مشکل کرده است. یک در این فصل روی تئوری دمکراتیک وجود دارد که برای شرکت کنندگان است و ممکن است در رابطه با رفاه افراد جامعه باشد یا مربوط به وضعیت شخصی باشد و هیچکدام لزوما کامل نیستند.

وقتی تحقیقات جامعه‌ای را امتحان کنیم که از آن درک داشته باشیم و اخلاف بین عادات و رفتارها را پیدا کنم. این محتوای تئوریکی قابل چشم پوشی نیست گرچه ممکن است شامل تعدادی نقص‌هایی در مورد تئوری دمکراتیک باشد. این شامل مشاهدات کلی جامعه شناسی در حوزه وسیعی است.



خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

تحقیق اندیشه سیاسی هانر

شنبه 29 آبان 1395

تحقیق اندیشه سیاسی هانر


زندگی نامه ی هابز

تامس هابز در سال 1588 میلادی در یکی از شهرهای کوچک انگلستان زاد و در سال 1679 در گذشت. تحصیلات خود را در دانشگاه آکسفورد به پایان رسانید ولی نسبت به فلسفه ی اهل مدرسه و علوم دینی که در آنجا تدریس می شد شوق فراوانی نشان نداد. بعدها زیر تأثیر افکار علمی زمان خود واقع شد. وقتی در سن چهل سالگی با هندسه آشنا شد سخت فریفته ی روشنی منطق و استحکام استدلال آن گردید.

پس از اتمام دوره دانشگاه در خانواده ی کوندیش یکی از خانواده های اشرافی انگلستان معلم خصوصی شد و سفرهایی به قاره ی اروپا کرد. در پاریس به تحصیل علوم طبیعی و ریاضی پرداخت و با دانشمندان آن شهر دوستی گزید و در آنجا بود که معلم چارلز شاهزاده ی انگلستان گردید که بعداً با عنوان چارلز دوم، پادشاه انگلستان شد. هابز در 1640 وقتی هنوز در انگلستان بود رساله ای در دفاع از حقوق مطلق پادشاه نوشت ولی آن را به چاپ نرسانید. در پاریس در سال 1642 کتاب اصول فلسفه ی سیاسی را به زبان لاتین نوشت و در سال 1651 کتاب لوایتان یا ماده ی صورت و قدرت حکومت را که شاهکار اوست منتشر کرد. هابز در 1652 به انگلستان برگشت و بقیه ی عمر را در آنجا زیست و آثار دیگر خود را به زبان لاتین و انگلیسی در لندن به چاپ رسانید.

شاهکار هابز کتاب لوایتان است. لوایتان کلمه ای است از اصل عبری که در تورات مکرر آمده و منظور از آن حیوان آبی قوی و وحشت انگیزی است که برحسب وصفی که از آن شده است گاه به اژدها و اغلب به نهنگ مانند است. منظور هابز از انتخاب این نام برای کتاب خود آن است که برساند دولت یا حکمران جسمی است فوق جسمها، و شخصی است نیرومندتر از اشخاص طبیعی به صورتی که اشخاص طبیعی مقهور و منکوب اویند.

کتاب لوایتان خصومت دسته اهی مختلف و مخالف را برانگیخت. هرچند موضوع آن دفاع از قدت نامحدود دولت و اختیارات مطلق سلطان است، سلطنت طلبان انگلستان از او خوشدل نشدند چه آنها مسلم بودن اختیارات مطلق را برای سلطان موهبتی الهی می دانستند و حال آنکه او با هر نوع بیان خارج از طبیعت از قبیل « موهبت الهی » مخالف بود و اساس قدت سلطان را بر توافق و رضایت مردمان مبتنی می دانست و رعایت آن را لازمه ی حفظ صلح و آرامش و عدل در اجتماع می پنداشت. بی اعتنایی هابز به خدا و دین و بخصوص استدلال او که دین باید تابع دولت و خدمتگزار اجتماع باشد، کسانی را که حکومت دین در نظر آنها فوق حکومتها بود، سخت برآشفت. از این گذشته هابز برای روشن کردن اصول کردار و اخلاق را از اصولی فوق عقل ناشی می دانستند می کاست. اما مخالفان سلطنت و کسانی که حکمرانی را حق ملت می دانستند و با شاه مستبد مخالف بودند او را دشمن راه و روش خود پنداشتند چه او از قدرت سلطان و نامحدود بودن اختیارات او دفاع کرده بود. با این همه حکیم از خصومت فراوانی که برانگیخته بود آسیبی ندید و بقیه عمر را در خاک وطن به آسودگی گذرانید.

اساس فلسفی عقاید هابز

به نظر هابز همه ی وقایع عالم را می توان با اصل ساده ی « حرکت » بیان کرد. فلسفه ی معرفت از علت به معلول و از معلول به علت است و چون رابطه ی علت و معلول جز حرکت چیزی نیست فلسفه در حقیقت « علم حرکت » است.

هابز مبتکر این عقیده نبود و عقیده ی پیشوایان علمی زمان خود را در این باب پذیرفته بود اما این اصل ساده و ابتدایی را شامل نفس آدمی و اجتماع نیز کرد. از این روست که او را پیرو فلسفه ی مکانیزم و ماتریالیزم خوانده اند. در نظر او نفس آدمی مجموعه ای از حرکات است و حیات اجتماعی نیز چنین است. هشیاری را نیز بر حرکت مبتنی می داند و به نظر او هشیاری جز تصویری از حرکاتی که در سلسله ی اعصاب صورت می گیرد چیز دیگر نیست. بنابراین اساس معرفت آدمی را باید در تاثرات حسی جست و جو کرد.

اما اهمیت واقعی هابز نه در فلسفه است و نه در روان شناسی بلکه در رشته ی علم اجتماع و علم سیاست است. در این دو رشته نیز اهمیت او در درجه ی اول از لحاظ نتایجی که به دست آورده است نیست بلکه در به کار بردن روش دقیق استدلال علمی است.

هابز کسان را متوجه کرد که برای شناختن اجتماع و دستگاه سیاست باید از روان شناسی آدمی شروع کرد و خود چنین کرد و دستگاه فلسفی او درباره ی اجتماع و سیاست نتیجه ی دقیق اصولی است که درباره ی نفس آدمی به دست آورده است. اگر این اصول صحیح نباشد و ما اکنون می دانیم که صحیح نیست نتایجی که هابز از آن می گیرد نادرست خواهد بود. اما اهمیت او از این لحاظ که روش علمی را در شناختن سیاست و اجتماع به کار برده است همچنان به جا می ماند. ا زاین رو لوایتان یکی از معتبرترین کتابهای جهان درباره ی اجتماع و سیاست است و در زبان انگلیسی معتبرترین کتاب نوع خویش است.

پیمان اجتماعی و تشکیل اجتماع و دولت

افراد می توانند از حقوق طبیعی خود طرف نظر کنند و آن به دو صورت ممکن است: اول اینکه حق خود را ساقط کنند ودوم آنکه آن را به دیگری منتقل نمایند. وقتی فردی به یکی از این دو ترتیب حق خود را ساقط کرد، دیگر دارای آن حق نیست؛ چه درغیر این صورت اجتماع نقیضین لازم می آید و عقلانی نیست که فرد در عین حال که حقی را به دیگری انتقال داد او را صاحب آن حق بشناسد و خود دیگر ادعایی نسبت بدان نداشته باشد.

اما اگر، چنانکه هابز معتقد است، محرک فرد تنها جلب سود ودفع زیان است چگونه می توان پذیرفت که ممکن است فرد حق خود را به دیگری انتقال دهد؟ پاسخ او این است که فرد از حقی می گذرد و از آزادی خود از این بابت طرفنظر می‌کند به امید اینکه نفع بزرگتر و بادوام تری به دست آورد. اغلب بدان منظور از حق خود می گذرد که برای خود ایمنی از آسیب دیگران تأمین کند. این داد و ستدی که میان افراد صورت می گیرد که حقی را بدهند و سودی بستانند، هابز پیمان اجتماعی می خواند و چنانکه دیده می‌شود مبتنی بر حسابگری عقلی است و غایت آن تأمین سود بیشتر و پایدارتر فرد است.

امامعلوم نیست پیمان افراد با یکدیگر راسخ و پابرجا بماند و از یک طرف یا دو طرف شکسته نشود. هابز می گوید:

پیمانها بدون ضمانت شمشیر، کلماتی بیش نیستند و نمی توانند بقای خود را تأمین کنند.


فهرست

زندگی نامه ی هابز.................................................................................................. 1

اساس فلسفی عقاید هابز......................................................................................... 3

وضع طبیعی آدمیان................................................................................................. 4

انسان مصنوعی، دولت – لویاتان............................................................................ 5

پیمان اجتماعی و تشکیل اجتماع و دولت.................................................................. 7

مطلق بودن حاکمیت یا مطلق بودن حاکم................................................................. 9

نظریه هابز و وضع بین المللی.............................................................................. 13

از « لویتان » تا «‌ اراده عمومی »‌.......................................................................... 16

خلاصه.................................................................................................................. 18

منابع:..................................................................................................................... 20






خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
برچسب‌ها: تحقیق، اندیشه، سیاسی، هانر

بررسی اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران در زمان جانشینان نادرشاه افشار

شنبه 29 آبان 1395

بررسی اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران در زمان جانشینان نادرشاه افشار

چکیده:

دوام تمدن بشری و قوام حیات ملل در اعصار طولانی تاریخ متکی به رشادتها و جانبازی‌های مردمی است که از موجودیت فردی خود صرفنظر کرده‌اند. تا ثبات و بقای کل جامعه و افراد آن جامعه برقرار بماند. در حقیقت دوام و بقای همه جوامع بشری و تعالی و پیشرفت افراد جوامع بشری و پیشرفت افراد جوامع بشری به تعداد مردم فداکار و از خود گذشته منوط است، ک از منافع فردی خود چشم پوشی می کنند. به مصالح و منافع اجتماع خود کمک و مساعدت قابل توجهی انجام داده‌اند. چنین کسانی عنوان «قهرمان» قوم و جماعت خود می شوند.[1]

در دوره‌های مختلف ستایش جماعات انسانی کثیری را به خویش جلب کرده‌اند. اساساً پیدایش نادر معلول شرایطی است که ایجاب می کند تا چنان مردی با آن گونه کفایت عظیم بدرخشد. و با گردآوری توده‌های مردم مستعد، شمشیرزن و مجاهد، در راه رهایی ایران، نشان دهد که نمایندة روح حقیقی و توان رزمجویی و افتخار آفرینی هموطنان خویش است.[2]

همه مورخان و کلیة استادان علم تاریخ به این نکته واقفند، که مادر دهر تا کنون کمتر مرد بزرگی مانند نادر بوجود آورده باشد، نبوغ فرماندهی، استعداد کشورگشائی، و هوش خداداری نادر، نمی توان شک کرد.[3]

نادر طفل بود که پدرش از دنیا رفت، نادر به دلیل کمی سن نتوانست حاکم قلعه کلات شود به همین دلیل عمویش به این مقام رسید.[4]

وقتی نادر به سن جوانی رسید عمویش این مقام را به او تعویض نکرد، به بهانه جوان بودن نادر، و نادر از طایفه خود فاصله گرفت، و وارد مشهد شد و حاکم خراسان او را به نیابت ایشیک آقاسی باشی معین کرد. و با رشادت و شجاعتی که داشت در ظرف چند سال به منصب مین باشی گری رسید و تا سن سی سالگی بر این مقام بود و همیشه آثار شجاعت و عزم متین از او دیده میشد.

با حملات ترکمن‌ها به خراسان نادر به فرماندهی قشون منصوب شد و رشادتهای زیادی از خود نشان داد و ترکمنتن را شکست داد.[5]

اگر چه نادر در ایام سلطنت خویش درب طلائی بریا حضرت امام رضا (ع) بنا نکرد و او می خواست مشهد را پایتخت دائمی خود سازد.[6]

اما در قسمت سیاست و کشورداری نادر چندان استعدادی نداشت و هر چه بنا کرد بی اساس و بی پایه بود. چنانکه امپراتوری وسیع وی در نتیجه همین ضعف تشکیلات پس از مرگش در هم پاشید.[7]

باید به خاطر داشت که منصبی که نادر به آنها می داد پاداش شجاعت آنها یا به مناسبت اطلاع آ‎نها بر طرق پول گرفتن از مردم با زور بود، و ربطی به عقل یا شایستگی آنها نداشت. و از اینجا طبعاً می توان دریافت که چرا اشخاص پست در خدمت او به مقامات عالی رسیدند.[8]

همه کسانی که تاریخ نادر را نوشته‌اند متفق القولند که در پنج سال آخر سلطنت نادر، ظلم بی اندازه بر ایرانیان رفته است، تا آنجا که در پنج سال آهر سلطنت نادر، ظلم بی اندازه‌ای بر ایرانیان رفته است، تا آنجا که می توان گفت هیچ دولت متجاوز و غارتگر بیگانه‌ای نیز، در یک سرزمین به استعمار کشیده شده مرتکب آن نوع فجایع بی اندازه نگردیده است. برخی بر این عقیده‌اند که ثروت سرشار هند، زمام هوسهای نادرشاه را سست کرد. او که از خاندان فقیری بود به مجرد دیدن آن همه دفینه و جواهرات آزمند‌تر و حریصتر گردید، و اندیشه‌ای جز بر افزودن سیم و زر و انباشتن آنها در کلات نداشت. نادر در ابتدای امر گشاده دستی وسعة صدر نیز داشت و بکرات دیده میشد که پول را تنها ابزاری برای تحقق اهداف خود در نظر می آورد. حق این است که بگوییم شدت بیماری او که پس از کوری دلاورش رضا قلی میرزا محسوس شد. ابتدا به نوعی خودآزاری و آنگاه مردم آزاری منتهی شد. جمع‌آوری ثروت و زجردادن مردم بیگناه و گناهکار مجاری نمایش هیجانهای روحی وی گشت. بیماری اختلال فکری نادر خود عامل اصلی کشته شدن نادر بدست یارانش گردید.[9]

علی قلی خان برادر زاده نادر شاه او را بقتل رساندند. علی قلی خان تمام فرزندان نادرشاه را بقتل رسانید. و شاهرخ میرزا را که فرزند رضا قلی میزرزا بود را در مشهد زندانی نمود.[10]

علی قلی خان در بیست و هفتم جمادی الثانی سال 1160 هجری، قمری در مشهد مقدس تاج گذاری کرد، و خود را علیشاه نامید. سکه و خطبه بنام خود خواند.

علی شاه بدلیل اینکه به حکومتش مشروعیت بخشد، فرمانی صادر کرد و از ظلم و ستم نادر ابراز انزجار کرد و خود را عادلشاه نامید. تا قلوب مردم ایران را به خود جلب نماید[11]. علی شاه در آغاز سلطنت به باده گساری پرداخت، و گنجینه‌ها و ثروت نادر و اشیای نفیس که پانزده کرور نقد مسکوک که هر کروری بالغ بر پانصد هزار تومان بود را از کلات به مشهد آورد و به این و آن بخشید.[12]

1-1- مسئله تحقیق:

براساس و مدارک و با دسترسی به منابع دست اول بصورت توصیفی و تحلیلی این تحقیق انجام گرفته است.

اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران در زمان جانشینان ایران در زمان جانشینان نادر شاه افشار توسط هیچ پژوهشگر و محققی مورد بررسی و تحلیل قرار نگرفته است. و نگارنده تصمیم گرفت، در این زمینه به تحقیق و پژوهش بپردازد.

اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران در اواخر دوره صفویه مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است.

در میان هرج و مرج و اشک و خون و چپاول و غارت، نادر قلی خان ظهور می کند، در مرحله نخست خدمات ارزنده‌ای به کشور و ملت ایران انجام می‌دهد.

دولت نادرشاه خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود.

نادرشاه در اواخر سلطنت خود تعادل سیاسی اش را از دست داد. نادرشاه در اثر شکست از مردم داغستان تعادل روحی و روانی خود را از دست داد، و بد اخلاق گردید، این کج خلقی نادرشاه باعث شد انتقام سختی از مردم ایران بگیرد.

ای کاش نادرشاه به وضع زندگی مردم ایران رسیدگی می کرد، و فقط به فکر جهانگشای نبود.

طلاها و جواهرات هندوستان در کلات انباشته شد، و صرف آبادانی ایران نگردید.

محصلان مالیاتی نادرشاه مالیاتهای سنگین‌و زیادی از مردم مطالبه می کردند، و در صورت تمکین نمودن توده‌ها و دهقانان از مالیات، به وضع فجیعی به هلاکت می رسیدند.

انحصار تجارت و بازرگانی در اختیار نادرشاه و شاهزاده رضا قلی میرزا قرار داشت.

نادرشاه فرزند شمشیر، و استراتژیست نظامی بود.

حکئمت نادرشاه کوتاه بود، یعنی از سال 1148 هجری، قمری تا سال 1160 هجری، قمری پس پی می بریم که نادرشاه سیاستمدار کاملی نبود.

نادرشاه در بیشتر سالهای زمامداری خود در حال جنگ بود، و کمتر به امور مملکتداری می پرداخت.

هر بنا و بنیادی که با خشونت بوجود آید زود ویران و سرنگون می‌گردد. بعد از نادرشاه برادرزاده‌اش علی شاه نیز همه ثروت نادر را بباد داد و تمام کوشش و زحمات نادر از بین رفت.

مردم ایران بعد از ظلم و ستم نادرشاه انتظار زیادی از علی شاه داشتند، اما علی شاه و ابراهیم شاه نتوانستند عدالت و آرامش را برای ملت ایران به ارمغان آوردند.

علی شاه و ابراهیم شاه نیز با جنگ و خونریزی به درد و آلام مردم ایران افزودند، و با بذل و بخشش ثروت نادرشاه به فرومایه‌گان و افراد سفله موجب انقراض سلسله افشاریه گردیدند.

شاهرخ میرزا نیز نتوانست بر تمام نواحی ایران حکومت مقتدر و فراگیر تشکیل دهد، حکومت شاهرخ میرزا بر ناحیه خراسان محدود بود. سرانجام سرداری کار آزموده بنام کریمخان زند به جنگ‌ها و خونریزی‌ها در ایران پایان داد.

1-2- ضرورت اهداف تحقیق:

هدف از تحقیق نمودن سلسله افشاریه، استفاده از منابع معتبر و مأخذ جهت شفاف نمودن بعضی از مسائل اواخر دوران سلسله افشاریه، و روشن شدن بعضی از ابهامات در مورد این سلسله می‌باشد.

همچنین این تحقیق بعنوان مأخد در اختیار دانش پژوهان قرار خواهد گرفت.

1-3- فرضیه‌ها:

1- سابقه ایل افشار و تبار نادر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.

2- اوضاع سیاسی ایران در زمان نادرشاه، بحرانها و شورش‌های دوران نادرشاه بطور خلاصه مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است.

3- علل سقوط سلسله افشاریه بطور کامل مورد بررسی، و تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.

بسم الله الرحمن الرحیم

فهرست مطالب:

چکیده

معرفی منابع

مقدمه

فصل اول:

1-1- مسئله تحقیق

1-2- ضرورت و اهداف تحقیق

1-3- فرضیه‌ها

1-4- روش تحقیق

فصل دوم:

2-1- اوضاع ایران قبل از روی کار آمدن نادر

2-2- سابقة ایل افشار و تبار نادر

2-3- ایران در عصر نادرشاه (بطور خلاصه)

2-4- بحرانها و شورش‌های دوران نادرشاه

2-5- مرگ نادر و علل آن

2-6- اوضاع ایران بعد از نادر و آشفتگی اردوی نادری

فصل سوم: جانشینان نادر

3-1- اوضاع سیاسی و اجتماعی در ایران در زمان علی شاه

3-2- اوضاعسیاسی و اجتماعی در زمان ابراهیم شاه

3-3- اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران در زمان شاهرخ میرزا

3-4- اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران در زمان میر سید محمد (شاه سلیماشانی)

3-5- علل فروپاشی سلسله افشاریه

نتیجه گیری

فهرست منابع و مآخذ

ضمایم

428



خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

بررسی سیره اخلاقی و سیاسی امام سجاد(ع)

شنبه 29 آبان 1395

بررسی سیره اخلاقی و سیاسی امام سجاد(ع)



مقدمه

«یا غایَة امالِ الْمُحِّبینَ، اَسْئَلُکَ حُبَّکَ وَ حُبَّ مَنْ یُحِبُّکَ وَ حُبَّ کُلَّ عَمَلِ یُوصِلُنی اِلی قُرْبِکَ وَ اَنْ تَجْعَلَکَ اَحَبَّ اِلَیَّ سواکَ.

ای انتهای آرزوی دوستان از تو خواستارم، محبت خودت و محبت آنکه ترا دوست می دارد و دوست داشتن هر عملی را که مرا به قربت رساند و اینکه قرار دهد تورا محبوبتر بمن از آنچه غیرتوست.»[1]

«او فرزند حسین بن علی(ع) سومین امام شیعیان جهان، مادرش شهربانویه و مشهورترین لقبش زین العابدین و سجّاد است. امام سجّاد (ع) در سال سی و هشت قمری دیده به جهان گشود و دوران کودکی خود را در شهر مدینه سپری کرد. حدود دوسال از خلافت جدش امیر مومنان (ع) را درک نمود و پس از آن مدت ده سال شاهد حوادث دوران امامت عموی خویش امام مجتبی (ع) بود. و پس از شهادت امام مجتبی (ع) در سال پنجاه هجری به مدت ده سال در دوران امامت پدرش حسین بن علی (ع) که در اوج قدرت معاویه در ستیز و مبارز با او بود در کنار حضرت قرار داشت. در محرم سال شصت و یک هجری درجریان قیام و شهادت پدر(ع) درسرزمین کربلا حضور یافت. پس از فاجعه کربلا بود که حضرت عهده دار رهبری و هدایت امت گردید و در آغاز این راه که همراه دیگر اسیران اردوگاه حسینی به اسیری به کوفه و شام برده شد، سرپرست و تکیه گاه اسیران در کوران مصائب و گرفتاریها بود و با سخنرانیهای آتشین خود ضمن رسوائی یزید و حکومت وی به معرفی خود و طریق هدایت پرداخت.»[2]

اما در دوران امامت خویش بدلیل وجود خلفای ظالم و ستمگر، فرصت و مجالی چون صادقین برای تبلیغ راه هدایت نیافت، لذا سیره هدایتی این امام بزرگوار بیشتر از طریق دعاها و مناجاتها و سخنان ایشان به جهان بشریت ارائه شده است. امام شاهد بود که تمام ارزشهای اخلاقی و دینی از ناحیه حکومت اموی در حال نابود شدن است. این بود که به اصلاح جامعه و تهذیب اخلاق اجتماعی آن پرداخت و نفوس بیمار مردمی را که به پیروی از امرای خود تسلیم شهوات و هواهای نفسانی شده بودند با فضائل اخلاقی و کرامات برجسته خود معالجه نمود.



از آثار اخلاقی و تربیتی این امام بزرگوار کتاب با ارزش صحیفه سجّادیه یا زبور آل محمد (ص) یا انجیل آل محمد (ص) می‎باشد که پس از قرآن کریم و نهج البلاغه در درجه دوم اهمیت است و نیز رساله حقوقیه که تمام حقوق واجبه یک انسان را در تمام مراحل زندگی بیان می کند و همچنین دعای ابوحمزه ثمالی و مناجات خمس عشر و نیز سخنان گرانقدر این امام بزرگوار و بدین وسیله بود که امام توانستند مردمی که سرگشته و پریشان در بیابانهای خطرناک مادیت و جهنم سوزان جنگلها و عطش جان و دلها به سر می بردند و سخت به استنشاق حیات بخش فضای هدایت عترت پاک پیامبر (ص) نیازمند بودند را بهره مند سازند.

این تحقیق پایانی، بررسی اجمالی است در سیره هدایتی امام سجّاد (ع) در معارف اسلامی در سه محور اعتقادات، اخلاق و احکام که هر یک ازاین بخشها نیز دارای فصلهایی می‎باشد. بخش اعتقادی شامل فصل توحید و مباحث الوهیت خالقیت، ربوبیت، عبادت، امید و ناامیدی و دعا و فصل دوم شامل مبحث نبوت، فصل سوم، مبحث امامت، فصل چهارم، مباحث جزای رب العالمین و شفاعت هست. بخش دوم، اخلاق است، مقدمه در زمینه محاسبه و مراقبت نفس سخن می گوید و فصل اول حسنات را بررسی می کند و شامل مباحث ذکر، شکر، تقوی، پارسائی، یقین، زهد، صبر، رضا و تسلیم، توکل، حسن ظن به خداوند متعال، فقر وغنی، قناعت و کفاف در رزق، حسن سلوک و خوش رفتاری با مردم و عفو و اغماض می‎باشد و در فصل دوم سیئات شامل، دنیا، پرهیز از محرمات، طمع، غفلت، نیت، ریا، بخل، حسد و خشم و غضب در آخر توبه مورد بررسی قرار می‎گیرد. و بخش احکام نیز شامل مباحث نماز، روزه، زکات، دین.، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر و در انتها رعایت حدود الهی که تاکیدی بر این بخش می‎باشد مورد بررسی قرار گرفته است.

با مطالعه سیره هدایتی امام سجّاد (ع) در می یابیم که این امام بزرگوار در این قالب جدید با توجه شرایط زمان به زیباترین شیوه، هدایت را برای مردم ارائه نمودند و هر چند این قالب با سیره هدایتی امامان عظیم الشان دیگر متفاوت می‎باشد لکن حلقه ای است در کنار سایر حلقه های پیوسته که کشتی طوفان زده بشریت را به ساحل نجات رهنمون می سازد.



فصل توحید

1- الوهیت

«ای پروردگار من خویش را به بی نیازی ستودی و کائنات را در پیشگاه الوهیت خویش مسکین و محتاج شمردی.»[3]

«ای پروردگار من؛ ملکه قدرت و وحدت و حدانیت ترا باشد و حول و قوت تنها از جانب الوهیت تو به ما رسد و آن تو باشی که علو و رفعت داری و به بندگان خویش رفعت و اعتلا بخشی.»[4]

از بارزترین خصلتها و خصوصیات امام سجّاد (ع) در بخش اعتقادات و بیان الوهیت، توجه به خدا و گسستن از خلق می‎باشد و این ویژگی در مناجاتها و دعاها و عبادات و سخنان آن حضرت که بیانگر نهایت ارتباط ایشان با خداوند آفریدگار و هستی بخش می‎باشد تجسم یافته است.

و اما در باب الوهیت حضرت حق، اولین گام شناخت خداوند و توصیف اوست. لذا امام چنین می فرمایند: «اما حق خدایت که بزرگتر از حد توصیف است این است که او را بندگی کرده، کسی یا چیزی را شریک وی نسازی، هر گاه این حق خداوند را لباس عمل پوشانده و به زیور اخلاص آراستی، خداوند بزرگ بر خود واجب می کند که امر دنیا و آخرتت را کفایت کند.»[5]

و نیز امام پاسخگوی سئوالاتی در این زمینه است آنجا که در باب معنی «صمد» در سوره «توحید» وقتی از امام سجّاد (ع) سوال می نمایند، حضرت پاسخ فرمایند: «صمد کسی است که شریک ندارد. برای نگهداری چیزی خسته و رنجور نمی گردد، چیزی بر او پنهان و پوشیده نیست



درون و داخلی ندارد در نهایت عظمت و آقائی است، نمی خورد و نمی آشامد. به خواب و استراحت نمی رود. زوال و فنا نداشته است و نخواهد داشت.»[6]

در ویژگیهای خداوند می بینیم امام با سخنان و دعاهای خودشان و یا در پاسخ به سوالاتی که از محضر ایشان شده، حق مطلب را ادا نموده اند:

«ثابت بن دنیار» می گوید: از امام زین العابدین (ع) پرسیدم: آیا برای خدای متعال می‎توان مکانی تصور نمود؟

امام فرمود: خداوند از اینگونه توصیفها منزه است و برای او مکانی نمی توان در نظر گرفت.

گفتم: پس برای چه نبّی خود «محمد (ص)» را به آسمان و معراج برد؟ فرمود: برای اینکه آثار جلال و قدرت و عجائب و اسرار خلقت خویش را بدو نشان دهد. گفتم: منظور از «آنگاه نزدیک آمد و بر او نازل شد که به قدر دو کمان یا کمتر از آن نزدیک بود» چیست؟

فرمود: پیغمبر اکرم (ص) به مرزها و پرده های نور نزدیک گردید و عظمت و جلال آسمانها را مشاهده نمود و باز نزدیک تر شد و از پس آن پرده های نور به ملکوت و عظمت زمین نظر کرد تا اینکه پنداشت به زمین نزدیک شده و به اندازه دو کمان و یا کمتر به زمین فاصله داشت.»[7]

«یک روز امام زین العابدین (ع) به مسجد مدینه وارد شد، گروهی را مشاهده کرد، که مشغول بحث و مناظره بودند، حضرت فرمود: در چه موضوعی بحث و گفتگو می کنید؟

پاسخ دادند: موضوع بحث ما «توحید» است.

حضرت فرمود: از اینگونه مباحث خودداری کنید؟

کسی گفت: آخر خدا را از اینکه آسمانها و زمین را خلق فرموده، و در هر مکانی نیز هست، باید شناخت؟

امام فرمود: برای معرفی خدای عالم بگوئید: خدا نوری است که در او ظلمت تاریکی راه ندارد، زنده ایست که دستخوش مرگ و نابودی قرار نمی گیرد بی نیازی است که کسی در او نفوذ و دخالت ندارد.



سپس اضافه فرمود: خدا کسی است که چیزی مانند او وجود ندارد، سمیع و بصیر است، صفات او هم شباهت به صفات دیگر موجودات ندارد، آری، آفریدگار جهان هستی چنین است.»[8]

«توئی خداوندی که پیش از همه چیز و همه کس عرش جلال اریکه الوهیت تو بود.»[9]

آن ستایش بدرگاه خداوند آوریم که شایان قبول باشد و رضایت ذات الوهیت را برای ما تأمین کند.»[10]

«پروردگار من؛ به من کمک کن تا ترا بشناسم و به پیشگاه الوهیت تو گردن طاعت و عبادت فرو بشکنم. و بر قسمت خویش که با رضای تو مقرون است قناعت کنم، همواره شیوه من شکر تو و عادت من ذکر تو باشد و با اطمینان و اعتماد سرنوشت خود را دریابم و آنچه تو بخواهی بخواهم.»[11]

«پروردگار من؛ این منم که جاهلانه عصیان تو را روا داشته ام و نباید از فرمان تو سر می پیچیدم و گرنه الوهیت تو شایسته عبادت و اطاعت من بود.»[12]

«ای پروردگار من! که سلطنت و محمدت برازنده الوهیت توست، از تو می خواهم به روان مقدس محمد (ص) که بنده تو و پیامبر تو و حبیب تو و برگزیده از کائنات است و به روان فرزندان پارسا و پاکدامن و نیکوکار رحمت فرستی، رحمتی که جز تو هیچکس به شماره اش توانا نباشد و ما را هم از بندگان صالح خویش شماری و از آنچه آنان خواسته اند به ما نیز بهره ای عطا فرمائی.»[13]

«پروردگارا! چنان کن که در مقام عبودیت خویش از الوهیت تو بیمناک باشم آنچنانکه دوستان مخلص تو در مقام عبودیت خود بیمناکند.»[14]

«پروردگار من! نیکو میدانم که اگر از گناهان من درگذری اهلیت گذشت و مغفرت داری و اگر برقبایح اعمال من پرده اغماض فرو افکنی سنت الوهیت تو چنین اقتضا کند.»[15]

«ای خداوند بزرگ و مهربان! اگر کائنات سراسر سر به کفر و الحاد گذارند و به تو پشت کنند باکی نیست، به سلطنت تو آسیبی نرسد و الوهیت ترا زیانی نیاورد، از تو روی برگردانند و پیامبران ترا دروغگو شمارند ولی به هر سوی که روی آورند جز تو نیابند و جز نهیب قدرت و عظمت تو نشنوند.»[16]



فصل نبوت

1) نبوّت

خدای متعال، پیامبران را برای انجام رسالت خود برگزیده و آنان را خزانه دار علم خود و نگهبانان دین خود و خلفای خود در زمین و حجتهای خویش بر بندگان مقرّر فرموده و به ایشان مقام والایی در پیشگاه خود داده است، پس ایشان وسیله ارشاد مردم به سوی خدا و راهنمایان به سوی بهشت برین و درهای رحمت الهی هستند.

امام سجّاد (ع) درباره نبوت حضرت رسول اکرم (ص) می فرمایند:

«بدرگاه پروردگاری حمد و سپاس می گذارم که با بعثت بنده ی برگزیده ی خویش محمد (ص) بر ما منت بزرگی گذاشت در صورتیکه اقوام و ملل پیشین، از چنین شرافت و کرامتی محروم بودند چنین فروغ هدایت و پیشوای راستینی را خداوندی برگزید که قدرت و شوکتش هرگز شکست نمی خورد و به بنیاد اراده اش خلل نمی رسد. آری، محمد (ص) را به رهبری و ارشاد فرستاد، و او را خاتم انبیاء قرار داد، وبدین ترتیب ما را به ملل و اقوام گذشته سیادت و برتری بخشید، ما را بر عصیان و آشکار گمراهان گواه گرفت و بشمار اندک ما، بر گروههای انبوهی که در اعصار و قرون می زیستند افزونی داد.

خداوندا! به روان پاک محمد و آل او درود با دکه امانت وحی ترا ببندگان تو رسانید محمد (ص) به شایستگی از میان بندگان تو مبعوث شد و خلعت مقدس نبوت را پوشید، وی پیشوای مرحمت، رهبر خیر و سعادت، کلید نعمت و برکت بود که در راه دین مقدس تو آنچنان فداکاری نمود که جان عزیز خود را بخاطر رضای تو در کف گرفت و در طوفان حوادث و مشقت و رنج جهاد کرد. وی پیشانی بندگی در پیشگاه عظمت تو برخاک نهاد، و دست تضرّع و التجاء بدرگاه تو برافراشت. دودمان خویش را برای اعتلا و عظمت کلمه ی توحید به قربانگاه گسیل داشت و به خویشاوندان خود که همچنان به مکابره و عناد ادامه می دادند و از انحراف به ارشاد و استقامت نمی گرائید ند حمله برد، و رشته ی خویشی و رحم را با دم شمشیر برید، بیگانگان مومن و صالح را برخویشتن نزدیک ساخت و خویشاوندان ملحد و منافق را به جرم الحاد و نفاق بیگانه شمرد واز جوار خویش آنان را طرد کرد.

محمد (ص) با کمال فداکاری به تبلیغ وحی تو و اعلای قانون تو و تعلیم قرآن تو پرداخت، تا آنجا که از شهر و دیار خویش آواره ماند و خاک «بطحاء» را به امید اینکه در ادامه تبلیغ آزادتر و قوی تر گردد، ترک گفت و رو به جانب «یثرب» گذاشت. محمد (ص) از مکه که زادگاه و معبد و مسجد و خانه ی آباء و اجدادش بود به مدینه بطور غریب و ناشناس هجرت کرد، تا قرآن مجید را همچون خورشید تابان برآسمان حیات بشری برکشد و سراسر زوایای جهان را از فروغ این مشعل آسمانی گرم و روشن بدارد. محمد (ص) ازاین فداکاری عظیم و راستین جز اعظام دین تو و اعلای کلمه ی توحید و سرکوبی دشمنان تو هدفی نداشت و بدین ترتیب در خانه ی هجرت به تجهیزات و تسلیحات مسلمانان همّت گماشت و از آنجا به امید اینکه درخت کفر را از ریشه برکند و برجایش نهال راستی و درستی بنشاند برضد بتخانه ها به جنگ برخاست.

همه جا دست توانای تو به پشتیبانش بود و لوای ظفر و سعادت از آسمان رحمت بر سر او سایه افکند تا آنکه بت پرستان قریش را در خانه هایشان از پای در آورد و بتخانه ها را بر سرشان ویران ساخت و فرمان و احکام گرانمایه ترا با وجود اینکه مشرکین انکار و کراهت داشتند، در زندگی آنان جاری نمود.»[17]

«وقتی از زین العابدین (ع) سوال شد: چرا نبی اکرم (ص) در کودکی یتیم شد؟

حضرت فرمود: برای اینکه حق مخلوق بر ذمه او نباشد.»[18]

و همچنین امام سجّاد (ع) درباره پیامبر اسلام می فرمایند:

«اگر چنین است که پدران به فرزندان خویش حق بزرگی دارند، چون به آنها احسان و نیکی نموده اند، پس احسان محمد (ص) و علی (ع) که درود خدا برآنها و فرزندان آنها باد، نسبت به این امت از دیگران بزرگتر و بالاتر است بنابراین سزاوار است که آندو پدران این امت باشند، و امت نیز حق پدرانه آنان را رعایت نمایند.»[19]

پروردگارا! بروح مقدس محمد که خاتم النبیین و سید المرسلین است رحمت بی منتها فرست و فرزندان طیبین وطاهرینش را خشنود بدار.»[20]

پروردگارا! به روان مقدس محمد و ارواح مقدسه فرزندانش رحمت فرست، رحمتی که ابتدایش را ابتدائی نباشد و مدتش پایان نپذیرد و نهایتش همچون ابدیت تو بی انتها باشد.»[21]

«آنچنانکه پروردگار من ! قلب ما را مخزن اسرار قرآن داشته ای و از برکت رحمت خویش شرف و عظمت قرآن را در خاطر نشانیده ای به روان مقدس محمدی که لب به آیات بیناتش گشوده و به روان فرزندان وی که نگهبانان امین و صدیق قرآنند درود و رحمت فرست.»[22]

پروردگارا! آنچنان برمقام و منزلتش بیفزای که ازمخلوق تو کسی همسنگ و هم وزن او نباشد و برفرشتگان مقرب و پیامبران مرسل تو نیز برتری و مهتری جوید. مقام عظیم او و اهل بیت پاکش را بما بیشتر بشناسان و امت صالح و صادق او را از شفاعت و محبتش بهره مند ساز و بیش از آنچه ما را به اکرام و انعام وعده فرموده ای، اکرام و انعام فرمای.»[23]

«خدایا مرا ملحق کن و محشور گردان با اولیاء صالح خود محمد و خاندان نیکو و پاک و پاکیزه و خیراندیشان، که درود تو و رحمت و برکاتت بر آنان باد.»[24]


5) یقین

امام سجّاد (ع) در مراحل بعد از تقوی و ورع، خواستار یقین در عقیدت بودند.

و اما در حقیقت یقین چنین گفته اند: «یقین عبارت است از آن که همه چیز را از خدای سبب ساز بدانی و به وسائط توجّه نکنی، بلکه همه را مسخر او و حکم خدا بدانی، اگر انسان اینها را بداند و واقعیت برایش روشن شود به ضمانت خدای تعالی در مورد روزی اطمینان پیدا می‎کند و طمعش از مال مردم قطع می‎شود و می داند که هر چه برایش مقدّر شده حتما به دستش می رسد، سپس اگر قلبش این معنی را بفهمد که هرکس به قدر ذره ای عمل نیک یابد انجام دهد آن را می بیند و بداند که درهر حال از او مطلع و بر اندرونش عالم، و بر ضمیرش آگاه است، و تمام خطورات درونی و خفی ا ورا شاهد است،پس در جمیع احوال و اعمال متأدّب می شود، زیرا همیشه خود را در محضر حق تعالی می بیند و خدا را چنان عبادت می‎کند که گوئی او را می بیند و می داند که خدا او را می بیند و در آبادانی باطن و تطهیر و تزئین آن در مقابل چشم بیدار و مراقب خدا، بیش از تزئین ظاهرش در مقابل دیدگان مردم سعی می‎کند.

نشانه یقین قوی در مؤمن این است که از هر قوت و قدرتی جز از خدا بیزای جوید. و بر امر خدا استقامت ورزد، در ظاهر و باطن او را بپرستد و بود و نبود، زیادت و نقصان، نکوهش و ستایش و عزت و ذلت در نظرش یکسان باشد زیرا آنکه یقین قوی یافت همه را با یک چشم می نگرد.»[25]

امام سجّاد (ع) در دعاهای خویش در باب یقین این چنین روشنگر راه ما هستند که: «پروردگار من! ایمان مرا به میزان تمام و کامل برسان و آنچنان کن که یقین من در عقیدت من برمقام برتر و والاتری قرار گیرد، ای پروردگار متعال! یقین مرا نسبت به عقیدت من با صحت و سلامت بیارای.»[26]

«خشنودی بنا دلخواه قضای الهی، بلندترین درجه های یقین است.»[27]

«خدایا می دانم که برای اعتمادم به کرم تو و آرامشم به راستی وعده ات و پناه آوردنم به ایمان و توحید و یکتا پرستیت و یقین داشتنم به شناختت از من، پروردگاری نیست برایم جز تو.»[28]


«خدایا! همانا یقینی می خواهم که بدانم به من هرگز نخواهد رسید، جز آنچه تو برایم نوشته ای و مرا راضی و خشنودساز از زندگی به آنچه قسمتم کرده ای. خدایا از یقین من به من عطا کن به آن اندازه که برمن مصیبتها و گرفتاریهای دنیا آسان گردد. معبودا ! ما را از آنانی قرار ده که آسوده خاطر شده اند به بازگشت به رب الارباب، به پیروزی و رستگاری ارواح و جانشان به یقین رسیده است.»[29]

«ای خدای بزرگ! شیطان خبیث فریبم داد و زمام اختیار مرا به مشت گرفت و در خاطر آرام و آسوده ام دغدغه افکند، یقین استوار من به لرزه افتاد و قوت ایمان من به ضعف گرائید.»[30]

پس امام درجهت ثبوت یقین و عدم نفوذ شیطان در این زمینه چنین بیان می دارند: «روامدار ای پروردگار من! که جان من از روشنائی یقین بدور ماند و در بیداری تردید و حیرت سرگردان بماند. پروردگارا! وسوسه ابلیس را از ما بدور دار و دستخوش شبهه و تردیدمان مفرمای و آن یقین و ایمان به ما موهبت کن که ویژه بندگان حق بین تو باشد.»[31]

«ای خدای جلال و اکرام! همی خواهم توفیقی عنایت فرمائی که در پیشگاه تو به عبادت برخیزم و عبادتی بجای آورم که به دوستی تو دست یابم، عبادتی که محبت تو را دریابم و یقینی که حق الیقین باشد ودر دو جهان سودم دهد.»[32]

«پروردگار من! ایمان ما را با یقین و اخلاص بیارای.»[33]


6) زهد

یکی از صفات بارز امام سجّاد (ع) زهد است. حضرت زهد را چنین تعریف می نمایند: زهد دارای ده درجه است، بالاترین درجه زهد، کمترین درجه ورع و بالاترین درجه ورع کمترین درجه یقین و بالاترین درجه یقین، پائین ترین درجه رضاء و تسلیم است.»[34]

به راستی بهترین معنی زهد دراین آیه قرآن کریم آمده است:

«لکیلا تاسوا عالی مافاتکم و لا تفر حوابما، اتیکم»

و تا بدانچه از دست داده اید افسوس نخوریدو به آنچه بدست شمارسیده خوشحال نگردید.»[35]

زاهدان هم از زبان امام چنین به تصویر کشیده شده اند: «نشانه زاهدان در دنیا مشتاقان و به آخرت، ترک هر معاشرت و دوستی و همصحبتی است با کسانی که با آنها هماهنگ نیستند، آنکه برای آخرت کار کند هم آنست که در خوشی نقد دنیا، بی رغبت است وآماده برای مرگ می باشد و پیش ازگذشت عمر زودگذر و آمدن مرگی که چاره ندارد به کار آخرت اندر است و پیش از مرگ برحذر است.»[36]

خداوند در قرآن کریم می‎فرمایند: «حَتّی اِذا جاءَ اَحَدَهُمْ الموت قالَ رَبّ ارجعون لعّلی أعمل صالحاً فیما ترکت.» هنگامی که آمد احدی از ایشان را مرگ، گوید: پروردگارا! مرا برگردان تا شاید کارهای خوبی را که ترک کردم، بکنم!»[37]

«امام خود بهترین سرمشق در این زمینه است چنانکه به لقب الزاهد مشهور است معاصرین حضرت، ایشان را اینگونه توصیف می نمایند؛ «از زهری پرسیدند که زاهدترین مردم کیست؟ گفت: علی بن الحسین (ع).

البته زهد امام بخاطر تحمل فقر یا از باب اعتراف به عجز و یا قناعت بدون کار و کوشش نبود. بلکه بر اساس تقوی و پرهیز از محرمات الهی بود و بخاطر آن که درامور دینی سخت جانب احتیاط را داشت. روش آن


حضرت درست همان راه و روش جدش و پدر بزرگوارش بود که دنیا را طلاق داده بود و جز به مقداری که برای عبادت و در راه رسیدن به فضیلت و پشتیبانی از حق لازم بود به امور دنیا اهمیت نمی دادند.»[38]

امام زین العابدین (ع) راجع به زهد در دعاهای خویش نیز مردم را راهنمایی می‎فرمایند: «ای نفس تا چند و تا به کی به حیات و زندگی دنیا دلبسته ای و به این جهان و عمارت کردن آن رکون و میل نموده ای؟ آیا عبرت نمی گیری به گذشتگان از پدرانت و آنان که پنهان کرد زمین از دوستانت و کسانیکه مصیبت ایشان را دریافتی از برادرانت و اشخاصی که به گور سپردی از همگنانت!!!. همانا ایشان در شکم زمین شدند بعد از آنکه در روی زمین بودند و محاسن ایشان پوسیده و کهنه شد. خالی شد از ایشان خانه ها و عرصه های خانه هایشان. و راند ایشان را به سوی مرگ تقدیرات و بگذاشتند آنچه را که از آن جمع کرده بودند و در زیر خاک گور پنهان شدند.»[39]

«پروردگارا! به من فراغتی نصیب کن، تا به زهد و پارسائی بپردازم.»[40]

«پروردگار من! چنان اشتیاقم ده که زهد، بر دنیای من چیره شود و برای آخرتم رغبت و مواظبت در عمل، بندگی برای خودت روزیم فرما تا اینکه بی رغبتی در دنیا بر من غالب شود.»[41]


فهرست مطالب

عنوان صفحه

مقدمه..................................................................................................................................... 1

بخش اول؛ اعتقادات

فصل اول؛ توحید.................................................................................................................... 3

1-1-1. الوهیّت..................................................................................................................... 3

1-1-2. خالقیت..................................................................................................................... 7

1-1-5. ربوبیّت..................................................................................................................... 10

1-1-4. عبادت...................................................................................................................... 14

1-1-5. امید و ناامیدی............................................................................................................ 18

1-1-6. دعا........................................................................................................................... 21

فصل دوم؛ نبوت.................................................................................................................... 26

1-2-1. نبوت........................................................................................................................ 26

فصل سوم؛ امامت................................................................................................................... 29

1-3-1. امامت....................................................................................................................... 29

فصل چهارم؛ جزای رب العالمین............................................................................................. 36

1-4- 1. جزای رب العالمین (معاد)........................................................................................... 36

1-4-2. شفاعت..................................................................................................................... 41

بخش دوم؛ اخلاق

مقدمه؛ محاسبه و مراقبه نفس..................................................................................................... 43

فصل اول؛ حسنات.................................................................................................................. 46

2-1-1. ذکر ........................................................................................................................ 51

2-1-2. شکر......................................................................................................................... 53

2-1-3. تقوی........................................................................................................................ 56

2-1-4. پارسائی.................................................................................................................... 59

2-1-5. یقین......................................................................................................................... 60

2-1-6. زهد.......................................................................................................................... 62

2-1-7. صبر......................................................................................................................... 64

2-1-8. رضا و تسلیم.............................................................................................................. 66

2-1-9. توکل....................................................................................................................... 68

2-1-10. حسن ظن به خداوند متعال......................................................................................... 70

2-1-11. فقر و غنی............................................................................................................... 72

2-1-12. قناعت و کفاف در زرق............................................................................................ 74

2-1-13. حسن سلوک و خوش رفتاری با مردم......................................................................... 76

2-1-14. عفو و اغماض......................................................................................................... 83

فصل دوم؛ سیئات................................................................................................................... 86

2-2-1. دنیا........................................................................................................................... 86

2-2-2. پرهیز از محرمات....................................................................................................... 90

2-2-3. طمع......................................................................................................................... 94

2-2-4. غفلت....................................................................................................................... 96

2-2-5. نیت.......................................................................................................................... 98

2-2-6. ریا........................................................................................................................... 100

2-2-7. بخل......................................................................................................................... 102

2-2-8. حسد........................................................................................................................ 103

2-2-9. خشم و غضب............................................................................................................ 105

2-2-10. توبه....................................................................................................................... 107

بخش سوم؛ احکام

3-1. نماز.............................................................................................................................. 110

3-2. روزه............................................................................................................................. 113

3-3. زکات........................................................................................................................... 115

3-4. دین (قرض)................................................................................................................... 119

3-5. حج.............................................................................................................................. 120

3-6. جهاد............................................................................................................................. 123

3-7. امر به معروف و نهی از منکر............................................................................................ 125

3-8. رعایت حدود الهی.......................................................................................................... 126

نتیجه..................................................................................................................................... 128

فهرست منابع و مآخذ .............................................................................................................. 129

کتابنامه ................................................................................................................................. 130



خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

اهداف و اصول نظام سیاسی

جمعه 28 آبان 1395

اهداف و اصول نظام سیاسی

مـقدمـه

هدف اصلی نظام سیاسی اسلام

هدف اصلی در نظام سیاسی اسلام، توسعه ی بستر تقرب الهی است که تنها انسان به عنوان جزئی از نظام هستی و اشرف مخلوقات ، مسیر از او (انا الله) و به سوی او (الیه راجعون) را طی می کند و منزلگاه نهایی اش، با رفتن در جوار قرب الهی خواهد بود. «قرآن کریم» ، بیان این حقیقت می فرماید: 0اِنّ المتقین فی جناتٍ و نَهَر فی مقعد صدقٍ عند ملیکٍ مقتدر)؛ به راستی که تقوا پیشگان در باغ های خرم و باشکوه و با نهرهای روان ، در جایگاهی راستین نزد پادشاهی با اقتدار ، منزل می کنند.

کمال این منزلت و موقعیت ، مرتبه ای است که انسان ، محبوب خدا قرار گرفته و عمل او خدائی می شود.

در جامعه اسلامی ، همه چیز در خدمت تعالی انسان قرار می گیرد. این تعالی با تقرب به خداوند حاصل می شود و حکومت نیز زمینه ساز این تقرب تعالی بخش است.

البته تحقق این مهم به این معنا، نیست که اختیار و آزادی انسان ها سلب می شود و جبر و زور حکومتی ، همگان را به سمت و سوئی معین می کشاند که اساساً در این صورت؛ قربی حاصل نمی شود؛ زیرا تقرب در انسان و پذیرش اختیاری قرب ، بیش از آنکه جسمی و فکری باشد روحی است. نزدیکی با دوستی حاصل می شود و این رفتاری قلبی و پیرو اراده و اختیار انسان است.

در مقدمه قانون اساسی جمهوری اسلامی آمده است: «هدف از حکومت ، رشد دادن انسان در حرکت به سوی نظام الهی است (والی الله المصیر) تا زمینه ی بروز و شکوفایی استعدادها، به منظور تجلی ابعاد خداگونگی انسان ، فراهم آید».

پیشگفتار:

بی شک انقلاب اسلامی ایران ، یکی از با ارزشترین ، بزرگترین و عمیق ترین انقلاب ارزشی ، فکری و دینی در عصر حاضر یعنی عصر غیبت است.

و بنیانگزار این نظام عمیق و مقدس امام خمینی (ره) با رهبری هوشیارانه و پیامبر گونه اش ، اشلام را از انزوای سیاسی بیرون آورده است و جهان اسلام و به ویژه مسلمانان را بر قله عظمت و عزت نشاند و غرور و تکبر و سردمداری قدرت های استکباری را در هم شکست. و این گونه بود که ایران و انقلاب ایران بزرگ و این بیشینة شیران در جهان به عنوان پایگاه اسامی در جهان شناخته شده و صدای دلنشین حق طلبی و آزادگی در دورترین نقاط جهان طنین افکنده است و چه به حق و چه به جا مقام رهبری حضرت آیت الله خامنه ای را راهبر و راهنمای صدیق بعد خود معرفی نمود و ایشان چه با درایت و حساب شده هر سال را با نامی که برآزندة آن سال است انتخاب فرمودند بخصوص امسال را که سال اتحاد و انسجام امت در نظام بین المللی معرفی نمود به امید اینکه انشا الله ملت اسلامی به این سخن رهبر ارزش و بها دهند و آن را سر لوحة زندگی قرار دهند تا به وسیلة اتحاد و انسجام امت اسلامی بتوانند مشکلات اتحاد و همدلی در برابر ظلم و ستم ابرقدرتان ایستادگی کرده و به یاری مظلومان بشتابند به امید روزی که جهان بر پایة عدل و عدالت استوار گردد و منجی بشریت قدم بر چشم ما نهند و عدالت الهی را برقرار سازند انشا الله به امید آن روز.



خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
برچسب‌ها: اهداف، اصول، نظام، سیاسی

خلاصه کتاب جامعه شناسی سیاسی نوشته دکتر بیوک محمدی

جمعه 28 آبان 1395

خلاصه کتاب جامعه شناسی سیاسی نوشته دکتر بیوک محمدی

فهرست مطالب

عنوان صفحه

خلاصه کتاب جامعه شناسی سیاسی................................................................................. 1

تعریف دولت و حکومت................................................................................................. 3

دولت: state و حکومت: governmernt................................................................... 3

منشأ دولت و حکومت تطور و تکامل آن................................................................... 4

انواع حکومت و دولت در گذشته و حال.................................................................... 5

اولین مطالعات سیاسی....................................................................................................... 6

بازشناخت جامعه از حکومت در تفکر سیاسی............................................................ 8

دولت وحکومت از نظر اسلام.......................................................................................... 9

اشکال مختلف حکومت................................................................................................ 12

طبقات اجتماعی و دولت و حکومت............................................................................. 13

قدرت............................................................................................................................. 17

بحران و سرپیچی مردم از قوانین حکومتی................................................................. 19

نهضت های انقلابی آزادی بخش................................................................................... 24



خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

جامعه مدنی و جامعه سیاسی

جمعه 28 آبان 1395

جامعه مدنی و جامعه سیاسی

مقدمه : انسان اجتماعی

اول – جامعه مدنی

انسان با استعدادهای دوگانه تنهایی و معاشرت جویی خود ، ذهن فلاسفه را همواره به خود مشغول ساخته است . این دو استعداد اگر چه ظاهرا ضد یکدیگر به نظر می رسند ، در حقیقت با هم در ارتباط و متلازمند . بدین معنی که از یک طرف ، تنهایی انسان در استعداد فردی و خود مشغولی او است و از طرف دیگر میل به معاشرت در بین افراد مستقل زندگی جمعی را به وجود می آورد . این دو حالت که هر یک در جای خود اصالت دارد ، نه تنها یکدیگر را نفی نمی کنند ، بلکه دو قطب هستی بخش جامعه بشری به شمار می آیند .

با قبول ملازمه مذکور ، انسان اجتماعی مجموعا دربرگیرنده پدیده ای به نام جامعه می باشد . این جامعه ، یا برآیند معاشرت جویی طبیعی انسانها است که آن را جامعه طبیعی می نامند و یا انسانها به خاطر علایق و منافع مشترک و گوناگون اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی و حتی عقیدتی که دارند با به کار انداختن اندیشه و هنر خود آن را بنا می نهند که اصطلاحا " جامعه مدنی " نامیده می شود . این جامعه ممکن است همسان یا نقطه مقابل " جامعه سیاسی " نامیده شود .

دوم – جامعه مدنی در اندیشه های سیاسی

جامعه مدنی محور اصلی مطالعه اندیشمندان ژرف بین خصوصا فلاسفه سیاسی از گذشته های دور تاکنون بوده است که پیرامون نقش آن در انسجام جامعه سیاسی و در مقابل حکومت به تجزیه و تحلیل پرداخته اند . فلسفه سیاسی اندیشه خردمندانه ای است که درباره جامعه سیاسی و پدیده ها و گروههای متنوع اجتماعی مربوط به آن به کار می رود . غرض اصلی و عمده فلاسفه سیاسی شرح و وصف تحلیلی و ارزیابی جوامع سیاسی و آئین زندگانی سیاسی و شیوه زمامداری است . جدال فلاسفه در مورد ظهور جامعه و دولت و یا مساله قدرت و بحث در تنازع و تضاد و یا تلازم بین اصالت فرد و اصالت جمع مجموعا متکی به اهدافی است که سعادت بشریت در آن ملحوظ می شود . پدیداری جوامع و دولتها ، رابطه مستقیم یا با واسطه فرد و دولت ، حاکمیت و حکومت ، حقوق و قانون ، حقوق و آزادیهای فردی و گروهی و نقش مثبت و منفی مردم در امر زمامداری ، از موضوعات قابل توجه در جامعه سیاسی به شمار می رود که فلاسفه به تفاوت از آن سخن گفته اند .

الف – فلاسفه قدیم یونان و جامعه سیاسی

یونان قدیم گونه ای از زندگی شهری سامان یافته را نوع تکامل یافته زندگی شهری به نام " دولت – شهر " در نظر می گرفتند و آن را مایه زندگی خوب و شایسته می دانستند .

افلاطون و ارسطو این اشتراک را در نظر داشتند که چون انسان ذاتا حیوان اجتماعی است ، جامعه سامان یافته شهری یک نهاد شهری به حساب می آید .

به نظر افلاطون ، کشور و دولت برای این وجود دارد که در خدمت نیازهای انسان باشد . زیرا آدمیان از یکدیگر بی نیاز هستند و یار و یاور یکدیگرند . در مدینه مورد نظر افلاطون " خیر و مصلحت عموم " منظور اصلی است و بدین منظور وجود حکومت و قانون ضروری می باشد .

حکومت می تواند در اختیار یک تن ، تنی چند و یا عامه مردم باشد . در صورت رعایت قانون حکومت فردی بهترین نوع ، حکومت تنی چند در مرتبه دوم و حکومت عام بدترین نوع خواهد بود . برعکس اگر جامعه بی قانون باشد ، بدترین نوع ، حکومت فرد خود کامه و ستمگرا است ، در حالی که حکومت عامه کمترین بدی را داراست .

بدین ترتیب از نظر افلاطون ، دموکراسی از همه حکومتهای قانون مند بدتر و از همه حکومتهای بی قانون بهتر است .

از نظر ارسطو نیز انسان مدنی الطبع است . وی به جای آنکه حکومت را حاصل بند و بست های زودگذر میان افراد پندارد ، آن را پدید آورنده کشش پنهانی سرشت آدمی با همانندان خد می داند . بر اساس این اعتقاد خانواده جامعه ابتدایی است که برای زندگی روز مره به وجود می آید .

با پیوند چند خانواده دهکده و با پیوند چند دهکده مدینه ( شهر ) پدیدار می شود . این پدیداری آفریده طبیعت است و انسان بالطبع حیوان سیاسی است . به این ترتیب کسی که نمی تواند با دیگران زیست کند یا چندان به ذات خویش متکی است که نیازی به همزیستی با دیگران ندارد ، عضو شهر نیست و از این رو ، یا باید " دد " باشد یا " خدا " .

شهر جامعه سیاسی مطلوبی است که برآورنده زندگی کامل و تامین کننده غایات طبیعی انسان است و دولت به عنوان مجری ، وظیفه خدمت به غایات انسانی ، تشکیل می گردد . بنابراین غرض دولت یا جامعه سیاسی عبارت از تحصیل بزرگترین خیر در بالاترین صور آن برای اعضای جامعه سیاسی است . حکومت که بالاترین مرجع قدرت در تشکیلات قدرت است ، به ناچار باید در دست شخص واحد ( پادشاهی ) عده معدودی از اشخاص ( آریستوکراسی ) یا عده کثیری از همان اشخاص ( جمهوری باشد ) .

در تمام این اشکال ، اگر قصد اعمال قدرت تامین منافع شخصی باشد همه شان منحرف هستند .

شکل منحرف پادشاهی تورانی ، آریستو کراسی الیگارشی و جمهوری دموکراسی افراطی است . حکومت ستمگر آن است که فقط به راه تامین منافع فرمانروا کشیده شود . الیگارشی فقط به اصطلاح توانگران و دموکراسی فقط به صلاح تهیدستان نظر دارد .

ارسطو در مقام مقایسه بهترین نوع حکومتها از حکومت دموکراسی دفاع مشروط می کند و با توجه به نظام طبقاتی موجود در زمان خود می گوید : اگر چه توده مردم هر فردشان از فضیلت کامل بی بهره باشد ، چون گردهم آیند مجموعا و نه یکایک بیشتر از گروه دارای فضیلت می شوند .

البته واگذاری مناصب عالی به توده مردم کار خطرناکی است ، زیرا بی انصافی آنان مایه زیانکاری و بی داد می شود . از سوی دیگر محروم کردن ایشان از حکومت نیز خطر دارد .

زیرا در کشورهایی که مردم تهی دست بسیار باشند دشمنان بسیار برای حکومت به وجود می آورد . اما مردم عادی بی آنکه خود برای اشتغال مناصب مجاز باشند ، حق دارند فرمان روایان را برگزینند و در پایان خدمت از آنان گزارش بخواهند . زیرا مردم چون گرد هم آیند و با نیکان و برگزیدگان درآمیزند می توانند به حکومت بیشتر سود برسانند و بهتر داوری کنند .

به هر حال برای جلوگیری از حکومتهای خودکامه ( فردی ، گروهی و عمومی ) ارسطو حاکمیت قانون را تجویز می کند و فرمانروایان را ، به جای تبعیت از هوا و هوس شخصی ، به تبعیت از قانون دعوت می نماید . زیرا قانون خردی است از همه هوسها پیراسته است .

در یونان باستان ، شهروند به همه افراد بالغ اطلاق نمی شد و زنان و بردگان از آن مستثنی بودند . از طرف دیگر ، دموکراسی به خاطر محدودیت جغرافیایی به عنوان " دولت – شهر " و با مجموعه محدود شهروندان آن به طور مستقیم اعمال می شد . در چنین جامعه کوچکی مناسبات اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی در ساده ترین سطح خود قرار داشت تا جایی که " جامعه مدنی " صرفا در غالب " جامعه سیاسی " متظاهر می شد .

ب – فلاسفه جدید ( قرار داد اجتماعی ) و جامعه مدنی

قریب دو هزار سال پس از " جامعه سیاسی " و " دولت – شهر " یونان و گذر تاریخ از سلطنت مطلقه ، از قرن شانزدهم به بعد اندیشه های سیاسی و مبارزات و مقاومت های جسته و گریخته مردمی در هم آمیخت و دموکراسی را با جلوه ای متمایز از دموکراسی باستان متظاهر ساخت و مردم را با آهنگ نوین خود به مشارکت در تعیین سرنوشت سیاسی خویش فراخواند .

در انگلستان ، بعد از انقلاب 1688 قدرت سلطنت فرو شکست و آیین مرجعیت سیاسی مردم بر حق الهی پادشاه پیروز شد . در فرانسه نیز انقلاب 1789 سلطنت مطلقه را بر سلطنت مشروطه و آنگاه به دموکراسی مطلق مبدل ساخت .

در این دوران ، اراده و خواست مردم پایه اساسی تشکیل حکومت قرارداد گردید و این اراده و خواست ، بار دیگر پس از سوفسطیان ، توسط فلاسفه ای هم چون توماس هابز ، جان لاک و ژان ژاک روسو تحت عنوان " قرار داد اجتماعی " عبارت بندی شد . وجه مشترک صاحب نظران این فلسفه سیاسی در " توجه به قدرت سیاسی بر مبانی نفع افراد و خرسندی عقلی آنان " بود .

بدین معنی که افراد مردم ، برای جبران کاستی های جامعه طبیعی ، بنابر مصلحت و اراده خویش قراردادی را می پذیرند که به موجب آن جامعه مدنی پی ریزی شود و صلح و آرامش را برای همه افراد به ارمغان می آورد .

01 هابز در کتاب لویاتان زندگی انسانها را درنده خویانه و گرگ صفتانه توصیف می کند و معتقد است که برای رهایی از چنین وضعی ، افراد با یکدیگر موافقت می کنند که اختیار زندگیشان در دست حاکم با کفایت و قدرتمندی قرار گیرد تا امنیت را برای افراد تامین و نظم را در جامعه مدنی برقرار نماید .

بنابر این تشکیل حکومت قرارداد اجتماعی و اراده گروهی شهروندان است . هابز میان " حکومت تاسیسی " و " حکومت اکتسابی " فرق می گذارد .

در حومت تاسیسی گروهی از انسانها از ترس یکدیگر خود را به تبعیت از حاکم برگزیده برمی آورند و در حکومت اکتسابی آنان به تبعیت کسی درمی آیند که از او بیمناکند . با این ترتیب از نظر هابز ترس عمومی بنیانگذار حکومت است .

02 لاک در رساله دوم در باب حکومت مدنی بر عکس هابز ، معتقد به حس انصاف فطری و وضع طبیعی ، انسانها مبتنی بر " قانون اخلاق طبیعی " بوده است .

بر این اساس ، انسانها طبیعتا آزادند و نه بی بند و بار . این وضع طبیعی دارای قانون طبیعی است که همگان را ملزم می دارد و عقل که همان قانون طبیعی است به همگان می آموزد که چون برابر و مستقل اند ، هیچکس نباید گزندی به سلامت ، جان و مال دیگری بزند . اگرچه انسانها به طبع اختیار دار مشترکی ندارند ، اما طبیعتا به یکدیگر نیازمندند و به درون جامعه سوق داده می شوند . این جامعه ابتدا از خانواده شروع می شود و سپس جامعه مدنی و سیاسی تشکیل می گردد .

هر چند که افراد اخلاقا مقیدند که به حقوق دیگران احترام بگذارند ، اما عملا و واقعا چنین احترامی کاملا صورت نمی پذیرد . از این رو به مصلحت انسانها است که برای حفظ موثرتر حقوق و آزادیهایشان " جامعه سازمان یافته " تشکیل دهند که همان جامعه مدنی یا سیاسی است .

بنابراین تنها وقتی جامعه مدنی بوجود می آید که عده ای از آدمیان در یک اجتماع گرد آیند و هر یک از آنها از آن قسمت از حق خود که مربوط به اجرای قانون طبیعت اجتماعی است ، درگذر و آن را برعهده عموم بگذارد .

03 روسو در کتاب قرارداد اجتماعی چنین عنوان می کند که انسان " آزاد " زاده شده است . اما در روابط خود با دیگران همواره " در بند " است . آزادی ناشی از خصلت فردی و در بند نبودن ناشی از خصلت اجتماعی انسان می باشد . در روابط اجتماعی ، هر شخص خود را خواجه دیگران می پندارد که نتیجه آن تعرض به آزادی یکدیگر است . به همین جهت ، در روابط اجتناب ناپذیر انسانی نظم اجتماعی ضرورت پیدا می کند .

این نظم ضروری وقتی موجه خواهد بود که مبتنی بر توافق و قرارداد باشد . عصاره میثاق یا قرارداد اجتماعی آن است که همه افراد ، شخص و همه نیروی خود را بالاشتراک تحت هدایت و اراده کلی می گذارند و در پیکر اجتماعی که تشکیل می شود ، هر عضو جزو تجزیه ناپذیری ا کل را دریافت می کند .

این اتحاد و اجتماع یک هیات اتلافی و یک شخصیت حقوقی را پدیدار می سازد که در حالت انفعالی نام " کشور و در حالت فعال نام " حاکم " به خود می گیرد . این اجتماع متحد همان " ملت " است که فرد فرد اعضای آن ، به اعتبار این که در قدرت حاکمه شریکند " شهروند " و به اعتبار اینکه مطیع قوانین کشورند " تابع " به شمار می روند . به عقیده روسو ، حکومت صرفا یک قدرت اجرایی است و در اعمال قدرت تابع مجمع حاکم یا هیات اجتماعیه است .

در قرارداد اجتماعی روسو ، انتقال انسان از حالت طبیعی به حالت مدنی تغییر قابل توجهی صورت می گیرد . بدین معنی که در جامعه مدنی عنوان " عدالة " جانشین " غریزه " می شود و آزادی " طبیعی " جای خود را به آزادی " مدنی و سیاسی " می دهد .

آزادی طبیعی در روابط غیر سازمان یافته افراد به خاطر ناتوانی و ضعف فردی محدود می شود ، در حالی که آزادی مدنی و سیاسی را اراده کلی محدود می کند که خود ناشی از اراده حقیقی اعضای جامعه است .

روسو نتیجه می گیرد آزادی که انسان در جامعه بدست می اورد بسیار والاتر از آزادی است که در حالت طبیعی از آن برخوردار خواهد بود . در چنین جامعه مدنی است که افراد ، ضمن مشارکت در اداره امور در یک نظام منطقی اجتماعی از آزادی های متنوع فردی و اجتماعی برخوردار خواهد شد .

سوم – ارتباط جامعه مدنی و دموکراسی

سیر اندیشه های سیاسی نشان می دهد که جامعه مدنی بر محوریت اعتلاف افراد انسانی دور می زند . این اعتلاف یا نشات گرفته از طبیعت اجتماعی انسانها می باشد که در این صورت ، جامعه مدنی همان جامعه طبیعی است که به صورت متکامل " دولت – شهر " در آمده است و یا این که جامعه طبیعی اولیه با ابتکار خردمندانه اعضای خود مبدل به جامعه سازمان یافته ای شده است که افراد در اندرون آن احساس امنیت ، آزادی و آرامش خاطر کنند .

از نظریات اندیشمندان قرون هفدهم تا نوزدهم چنین بدست می آید که افراد انسانی ، در عین آنکه اجتماعی و نیلزمند حکومتند ، آنچنان ضعیفند که توان مقابله با این قدرت کبریایی را ندارند . با این ترتیب ، نباید فرد را در مقابل حکومت تنها گذاشت . بر لین اساس ، حضور هیئتهای حایل بین توده های بی نام شهروندان اجتناب ناپذیر خواهد بود تا به این وسیله زمینه مشارکت گروهی و موثر شهروندان در امور اجتماعی و سیاسی فراهم شود .

این هیئتها ، در عین حال ، به متزله روابط و وزنه تعادلی هستند که می توانند افکار و اندیشه های متنوع و مطرح در یک جامعه را نهادینه سازند و به این وسیله راهگشای گفتگوی منطقی و مسالمت آمیز در نظام کثرت گرا و دموکراتیک باشند . انجمن ها ، مجامع شغلی و صنفی ، احزاب سیاسی و شورای محلی ، نمونه های برجسته این هیئتهای واسطه به شمار می روند که در صورت استقلال ، می توانند سد محکمی در مقابل اقتدار حکومتی باشند .

دکترین هیئتهای واسطه خصوصا در قرن نوزدهم در ارتیاط با توسعه مفاهیم دموکراسی و سوسیالیسم مطرح شده است . علاوه بر آن ، حوادث سختی هم چون بحران اقتصادی جهانی سالهای 1929 – 1932 با جریانهای فکری متعدد جلوه جدیدی به این دکترین داد .

به نظر آلکسین تودوکویل ( 1805 – 1859 ) یکی از نظریه پردازان اندیشه لیبرال و مولف کتاب دموکراسی در امریکا بدون هیئتهای واسطه که وی آنها را " هیئتهای ثانوی " می نامد ، همچون مجامع و شوراهای محلی ، دموکراسی واقعی وجود نخواهد داشت . وی دمو.کراسی را عبارت از حکومتی میداند که مردم از طریق عضویت در هیاتهای واسطه به صورت متشکل سرنوشت سیاسی خویش را رقم می زنند .

بر اساس اندیشه علمی مسیحیت ، گروههای طبیعی انسانی ، هم چون گروههای خانوادگی و شغلی و انجمن های مذهبی و علمی وجود دارد که هر یک در هیات اجتماعی جایگاهی دارد . منفعت عمومی که در واقع دولت باید آن را تامین کند ، از طریق همین گروهها تامین

که مسئولیت خاص آنها مکمل مسئولیت دولت است .

اندیشمندان مسیحی از آن تحت عنوان " اصل معاونت " یا اصل " تکامل " یاد کرده اند . به این معنی که دولت قادر نیست همه کارها را به تنهایی انجام دهد .

پس هیئتهای واسطه دقیقا بر آن هستند تا فراهم کننده رابطه فرد و دولت و به این وسیله تامین کننده منافع عمومی باشند .

لازمه هیئتهای واسطه تنوع ائدئولوژی است و اصلا دموکراسی مستلزم تعدد هیئتهای واسطه می باشد ، بدون آن که هیئت برتری وجود داشته باشد . البته ، این هیئتها باید منافع عمومی را هدف نهایی خود قرار دهند تا به این وسیله فضایی متعادل تمامی جامعه را در برگیرد .

در نظامهای سیاسی معاصر ، هیئتهای واسطه در اشکال گوناگون متظاهر می شوند که از بین آنها احزاب سیاسی ، سندیکاها و گروههای فشار موثرترین نقش را بازی کننده . این هیئتهای واسطه را می توان مبنای بنیانگذاری نهادهای دموکراتیک دانست که کشورهای مغرب زمین طی دو قرن گذشته آن را تجربه کرده و بسیاری از دیگر کشورها نیز تدریجا به این اردوگاه سیاسی و فکری پیوسته اند .

با این ترتیب ، جامعه مدنی و دموکراسی مفاهیم متداخلی به نظر میرسند که به عنوان یک دستاورد مطلوب ، برخی جوامع آن را تجربه می کنند و برخی دیگر برای تحقق آن با موانع سنتی و فرسوده پیرامون خود دست و پنجه نرم می کنند .

جمهوری اسلامی ایران که ترکیبی از اعتقادات اسالمی و حاکمیت مردم است ، با درک مراتب همسازی دین و دموکراسی ، به نظر میرسد که جامعه مدنی ساخته و پرداخته اندیشمندان غیر اسلامی بی ارتباط با جامعه اسلامی نباشد .

در این مقال مختصر ، ضمن نگرشی کوتاه بر حدود ارتباط جامعه مدنی با هر یک از دو کانون فکری دموکراسی و اسلام ( بخش اول ) جایگاه آن را در نظام جمهوری اسلامی ایران که از التقا این دو کانون تاسیس شده است ( بخش دوم ) مورد بررسی قرار دهیم :

بخش اول

جامعه مدنی در نظامهای نمونه سیاسی

با توجه به محورهای اساسی جامعه مدنی ، نظامهای سیاسی را می توان با آن ارزیابی نمود . به همین جهت ، موضوع جامعه مدنی را در دموکراسی های آزاد و در نظام سیاسی به بررسی می گذاریم :

بند اول

جامعه مدنی و دموکراسی های آزاد معاصر

قدمت دموکراسی به همان قدمت جامعه مدنی است و ملاحظه کردیم که نظریه پردازان فلسفه جدید ( از رنسانس به بعد ) نوعا در تبیین جامعه مدنی آن را پایه گذار دموکراسی دانسته اند و هر جا که جامعه مدنی را مطرح نموده اند ، از دموکراسی و اوصاف آن یاد کرده اند .

با توجه به زمینه فکری مشترک بین این دو مفهوم ، چنین به نظر میرسد که جامعه مدنی ذهنیتی است که با دموکراسی به مرحله عمل در آید . به این خاطر می توان با برسی مبانی و مختصات دموکراسی و سازماندهی حقوقی و سیاسی مردم جلوه عینی جامعه مدنی را مشاهده نمود .

اول – مبانی و مختصات دموکراسی

الف – آزادی

یک - مفهوم آزادی

آزادی عبارت از حقی است که به موجب آن ، افراد بتوانند استعدادها و تواناییهای طبیعی و خدادادی خویش را به کار اندازند ، مشروط بر آنکه آسیب یا زیانی به دیگران وارد نسازند . آزادی افراد انسانی از جهات فلسفی ، اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی مورد تعبیر و تفسیر قرار گرفته است :

01 از نظر فلسفی ، انسان موجودی است که فطرتا آزاد خلق شده و آزادی جزو خصایل غیر قابل انفکاک از طبیعت اوست . به این اعتبار هر فرد دارای مجموعه حقوق بنیادی است که از خصلت عالی طبیعی او ناشی می شود . با این توصیف قانون گذاران با تدوین قوانین موضوعه ، حق سلب یا محدودیت آزادی افراد را ندارند و دولتها نیز نباید مانعی در مقابل این حقوق طبیعی ایجاد نمایند .

02 از نظر اجتماعی ، علاوه بر خصلت آزادی و استقلال فردی ، انسان موجودی اجتماعی است . در این معنا افراد از یک سو آنچنان خلق شده اند که با به کار انداختن همه استعدادهای طبیعی خویش ، قادر به ادامه حیات مطلوب می باشند ( اصالت فرد ) و از سوی دیگر اعمال و حرکات و رفتارهای فردی در مقابل امنیت و آسایش دیگران ، با موانع اجتماعی روبرو می شود که چاره ای جز رعایت آنها نیست . در این صورت با وجود آزادی و استقلال طبیعی ، اجتماع قهری انسانها افراد را به صورت جز و تابعی از جامعه در می آورد . ( اصالت جامعه ) .

بدین ترتیب ، منافع فردی و اجتماعی رو در روی یکدیگر قرار می گیرند . از دیدگاه اصالت فرد حق مطلب در تامین آزادی افراد و برای تحقق خواسته ها و تامین استقلال فکری و عملی انها است . بنابر این ، ایجاد محدودیت ، صرفا برای تامین حداقل نظم اجتماعی لازم است . برعکس ، از دیدگاه اصالت جامعه ، منافع جامعه مقدم بر منافع افراد تشکیل دهنده آن است . البته جامعه برای افراد برخی از آزادیها را می پذیرد . اما این آزادیها محدود به منافع اجتماعی خواهد بود .

03 از دیدگاه سیاسی آزادی یکی از پایه های اصلی دموکراسی محسوب می شود . در نظامهای دموکراتیک ، قدرت سیاسی در آزادی افراد مردم نهفته است و حکام از طریق آرا آزاد عمومی ، نمایندگی مردم را به دست می آورند . در چنین حالتی است که حکام مردمی ، در اعمال قدرت سیاسی ، باید حقوق فطری و آزادی و استقلال افراد را محترم شمارند . بر عکس در نظامهای استبدادی که مبتنی بر تفوق و سیطره حاکم بر مردم است ، اهالی کشور فاقد آزادی و اختیار لازم می باشند . بدیهی است که در چنین حالتی ، طرح آزادی عنوان بیهوده ای خواهد بود .

04 از نظر اقتصادی ، آزادیهای فردی با آزادیهای اقتصادی نیز در ارتباط است . اما تجربه نشان داده است که آزادیهای کامل اقتصادی و عدم مهار آن ، موجب بروز و ظهور طبقات در جامعه شده و برابری افراد را تحت شعاع قرار می دهد و زمینه را برای سلطه طبقاتی که یکی از پایه های محو آزادیهاست ، فراهم می سازد . بدین خاطر است که گرایش جدیدی ، برای بنیاد اقتصاد در مجموعه آزادیها پایدار شده است . بر اساس این گرایش ، فعالیتهای اقتصادی تحت ضوابط قانونی قرار می گیرد تا از بروز و ظهور نابرابری های فاحش اقتصادی جلوگیری شود و بدین وسیله ، آزادیهای مردم دچار بحران نگردد .

دو : ماهیت آزادی

آزادی در جوهره وجود آدمی است و فلاسفه نوعا معتقدند که انسان آزاد متولد شده است . با این ترتیب طبع اولیه افراد مبتنی بر آزادی است . اما از آنجا که فرد در جامعه زندگی می کند آلودگی های اجتماعی افراد را آرام آرام از طبع اولیه دور می سازد و گرفتار طبع ثانوی می کند . دوران طولانی استبداد و اختناق ملتها را از ارزش واقعی شان دور می سازد تا آنجا که با گذشت زمان ایمان و اعتقاد خود را نسبت به این ارزشها از دست می دهند . آزادی از جمله ارزشهایی است که در چنگال استبداد به زوال کشیده می شود و در نتیجه مردم نسبت به ان احساس بیگانگی می کنند و به تدریج خصلت آزادی خواهی را از دست می دهند . با این ترتیب ، برای بازیافت اگاهی ها تلاش و کوشش فکری و فرهنگی لازم به نظر می رسد .

به هر حال برای نفس آزادی موجود در جامعه تضمینی وجود ندارد . این آزادی خواهی است که به عنوان ماهیت و جوهره اصلی منجر به استقرار دموکراسی پایدار خواهد شد . به عبارت بهتر اعتقاد به آزادی تعادل اجتماعی را به دنبال می آورد . آزادی توام با آزادی خواهی متکی بر سه اصل مسلم است :

01 تقدم اصالت فرد بر اصالت جامعه

علی رغم انکه فرد بوسیله جامعه احاطه می شود برای آنکه بتواند به حیات فردی خود در جامعه ادامه دهد باید از استقلال لازم و کافی برخوردار شود و جامعه نیز به این استقلال احترام بگذارد .

02 تحمل

اجتماعی بودن افراد ، انسانهای عدیده ای را رو رد روی یکدیگر قرار می دهد . استقلال و آزادی کامل هر یک تزاحم متقابل را پدیدار می سازد . طبع اجتماعی اقتضا می کند که افراد با صرف ظر کردن از قسمتی از آزادی خود زمینه را برای همزیستی فراهم آورند . و به این ترتیب یکدیگر را تا آن حد تحمل کنند که هم جامعه پایدار بماند و هم فرد موجودیت خود را حفظ نماید .

03 رد هر گونه استبداد

تحمل متقابل انعطاف فردی را اقتضا می کند که به موجب آن افراد باید این انصاف را در خود بپرورانند تا رای و اندیشه یکدیگر را احترام بگذارند . در غیر این صورت ، آزادی رخت برخواهد بست و سلطه فردی جایگزین آن خواهد شد .



خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
برچسب‌ها: جامعه، مدنی، سیاسی

مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان

جمعه 28 آبان 1395

مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان

چکیده :

غالب جوامع شناخته شده در طول تاریخ در چنبره قدرت و سطیره مردان قرار داشته اند مردان بودند که به وظایف و نقش ها را توزیع می کردند و به رفع حقوق و مقررات می پرداختند و اداره سیاسی و اقتصادی جوامع را به عهده داشتند ظهور اسلام در محیطی که زن را مایه ننگ و شرمساری می دانست تلاش این دین تازه برای زدودن و غبارهای شرک و جهالت و نجات انسانها بویژه جنس زن از غل و زنجیرهای گران جاهلی مدفوعی است که بخشی جداگانه می طلبد عقب ماندگی زنان را باید بیش از هر چیز در فرهنگ مرد سالارانه حاکم بر جوامع گذشته دانست زنان ایران پس از انقلاب در پرتو سیره و سخنان امام به صورت مثبت نسبت به ابعاد مختلف نظام سیاسی حساسیت نشان دادند و رابطه فعالی با آن برقرار کردند امام خمینی ابعادی از مشارکت سیاسی را به عنوان تکلیف مطرح کردند و این حقوق سیاسی را با وظایف شرعی پیوند زدند .

فهرست مطالب

عنوان

1 – چکیده – مقدمه

2 – جهان مردی

3 – وضعیت مشارکت زنان در جوامع امروز

4 – امام و مشارکت سیاسی – اجتماعی زن

5 – ابعاد و زمینه های مشارکت سیاسی – اجتماعی زن

6 – نتیجه گیری

7 – منابع

مقدمه

با پی گیری خط سیر اندیشه حکومتی و رفتار علمی امام چه بینش از انقالب و چه پس از آن به این تقسیم می رسیم که امام از ژرفای عقیده و اندیشه خویش به اصل دخالت انسانها در عرضه سرنوشت ایمان و التزام داشته اند امام به این نکته دقیق تر توجه داشتند که بحران مشارکت بحران مشروعیت را هم از پی خواهد داشت و نظام سیاسی ای که وقار به پیشگیری از پدید آمدم بحران مشارکت نباشد باید منتظر فرو ریختن پایه های مشروعیت خویش و در نهایت فروپاشی خود باشد امام در این اندیشه حکیمانه خویش متاثر از روح آیات وحی است که انسان را مسول سرنوشت خویش و سرنوشت انسان را در گروه اراده و حرکت و اقدام فردا می داند می رسیم به این مساله که آیا در ضرورت مشارکت سیاسی – اجتماعی تعادل بین زن و مرد وجود دراد یا خیر ؟ ما را بر آن داشت که در این باره به جمع آوری گفته های امام (ره ) و بزرگان در این زمینه بپردازیم

نوع فایل:word

سایز :45.7 KB

تعداد صفحه : 20



خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
برچسب‌ها: مشارکت، سیاسی، اجتماعی، زنان

تدبیرهای کاربردی برای به دست آوردن قدرت سیاسی

جمعه 28 آبان 1395

تدبیرهای کاربردی برای به دست آوردن قدرت سیاسی


قدرت و سیاست

رهبران جملگی با قدرت و سیاست سروکار دارند. قدرت، توانایی نفوذ بر دیگران و بر رویدادهاست. قدرت همانند سهامی است که هر رهبری در شرکت خود دارد، و راه نفوذ وی را بر دیگران بازمی‎گشاید. قدرت با اختیار تفاوت دارد، زیرا اختیار از مدیریت بالاتر واگذار می‎شود. از سوی دیگر، قدرت را رهبران، خودشان بر پایة شخصیتشان، کوششهایشان، و موقعیتهایی که در آنها به کار می‎پردازند به دست می‎آورند.

سیاست به شیوه‎هایی گفته می‎شود که رهبران قدرت به دست می‎آورند و به کار می‎بندند. این ضرورت وجود دارد که به رهبر یاری داده شود تا «بر موقعیت مسلط شود». و رویدادها را به سوی هدفهای دلخواه هدایت کند. سیاست به زمینه‎هایی از این دست باز می‎گردد: توازن قدرت، حفظ آبرو، «‌زد و بند»، «مرمت کردن خرابیها»، سازشهای ابتکاری، داد و ستد، و شمار گوناگونی از کوششهای دیگر. سیاست یک کوشش باستانی و دیرینة انسانی است که از آغاز تمدن وجود داشته است، از این رو چیزی نیست که یگانة سازمانهای امروزین باشد. ولی سازمانهای امروزین، زمین باروری برای پرورش و رشد سیاست است. صاحب‎نظران بر این گمانند که رهبران توانا و شایسته اگر از مهارتهای بنیادی سیاسی بی‎بهره باشند، برای دستیابی به نوک هرم سازمانهای امروزین با دشواری رودررو خواهند بود. به سخن یکی از این صاحب‎نظران، قدرت سیاسی « یکی از سازوکارهای اندکی است که سازمان را با موقعیت خود همراه می‎سازد». به سخن ساده، مهارتهای سیاسی برای رهبران ضروری است، چه برای کامیابی خودشان و چه برای هموار کردن راهی که کارکنان به کارکرد خود می‎پردازند.

گونه‎های قدرت

قدرت به راههای گوناگون پرورش می‎یابد. نمونه‎های عمدة قدرت سازمانی و سرچشمه‎های پدید آمدن آنها چنین‎اند.

قدرت شخصی: قدرت شخصی ‎- که به نام قدرت مرجع، قدرت خردمندی، و قدرت شخصیتی نیز خوانده می‎شود ‎- سرچشمه‎اش در هستی خود فرد است. قدرت شخصی توانایی رهبران است که پیروان خود را بر پایة نیرومندی شخصیتشان می‎پرورانند. این رهبران از جاذبة شخصی، اعتماد، و باور به هدفهایی که پیروان را جذب و پابرجا می‎دارد، بهره‎مندند. مردم بدان سبب پیروی می‎کنند که می‎خواهند پیروی کنند؛ عواطف آنان به آنها می‎گوید که چنان کنند. رهبر نیازهای مردم را احساس می‎کند و وعده‎های کامیابی برای رسیدن به آن نیازها را می‎دهد. نمونه‎های تاریخی این رهبران «ژاندارک» در فرانسه، «مهاتما گاندی» در هند،‌ و «فرانکلین روزولت» در ایالات متحد آمریکا هستند.

قدرت مشروع: قدرت مشروع که به نام قدرت جایگاه و قدرت رسمی نیز خوانده می‎شود، سرچشمه‎اش پایورانی در پایگاه بالاتر است. این قدرت از فرهنگ جامعه برمی‎خیزد که از راه آن به روشی مشروع و قانونی از سوی پایوران بالاتر به دیگران داده می‎شود. این اختیار به رهبران قدرت نظارت بر منابع و پاداش و کیفر دادن به دیگران را وامی‎گذارد. مردم این قدرت را می‎پذیرند، زیرا آن را به دلخواه می‎پندارند و برای استقرار نظم و پیشگیری از هرج و مرج در جامعه آن را بایسته می‎شمارند. فشار اجتماعی از سوی همالان و دوستانی که آن را می‎پذیرند، و ارد می‎شود و توقع آن است که دیگران نیز بدان گردن نهند.

قدرت کارشناسی: قدرت کارشناسی که به نام اختیار دانش و شناخت نیز خوانده می‎شود، از دانشهای تخصصی سرچشمه می‎گیرد. این قدرت از درون دانش شخص و اطلاعات وی درباره موقعیتی پیچیده برمی‎خیزد. این قدرت به آموزش و پرورش، آموزش ویژه، و تجربه و آزمودگی بستگی دارد، و از این‎رو گونة مهمی از قدرت در جامعة‌فن‎شناختی امروزین ماست. برای نمونه، اگر همسر شما به دلیل نوعی از حمله در اتاق معالجة فوری بیمارستان خوابیده باشد و در این هنگام پزشک و خدمتکار بیمارستان هر دو به اتاق وارد شوند احتمال آن خواهد بود که شما به پزشکی که درمان همسر شما را در پیش خواهد گرفت بیشتر توجه کنید تا به خدمتکاری که ملحفه‎های تازه به اتاق آورده است.

قدرت سیاسی: قدرت سیاسی از پشتیبانی گروه‎های مردم پدید می‎آید. این قدرت از توانایی یک رهبر در کار کردن با مردم و نظامهای اجتماعی برای به دست آوردن وفاداری و پشتیبانی آنان سرچشمه می‎گیرد. این گونه قدرت در همة سازمانها پدید می‎آید.

گونه‎های قدرت از سرچشمه‎های گوناگونی پدید می‎آیند، ولی آنها در عمل به هم پیوسته‎اند. هنگامی که یک پایگاه قدرت از دست سرپرستان گرفته شود، کارکنان می‎پندارند که دیگر پایگاه‎های قدرت و نفوذ نیز رو به کاهش هستند. بررسی‎های دیگری که صورت گرفته نشان می‎دهند که بهره‎گیری از یک پایگاه قدرت برای آنکه کارساز باشد، باید با بافت سازمانی سازگاری و تناسب داشته باشد. قدرت سیاسی زمانی رونق می‎یابد که پیرامون سازمانی فنی و نامعین است. اکنون به توضیح بیشتر این‎گونه از قدرت می‎پرازیم.

تدبیرهای کاربردی برای به دست آوردن قدرت سیاسی

چندین تدبیر کاربردی در دست است که رهبران می‎توانند برای به دست آوردن قدرت سیاسی آنها را به کار گیرند. دو نمونة‌همگانی آن عبارتند از دادوستد اجتماعی و اتحادها از گونه‎های متفاوت. داد و ستد اجتماعی بدین معنی است که «اگر شما برای من کاری بکنید، من نیز برای شما کاری خواهم کرد». داد و ستد اجتماعی بر «هنجار داد و ستد متقابل» در جامعه استوار است که بر پایة آن دو تن در یک پیوند پیوسته تعهد توانمندی برای بازپرداخت «دیون» خود به یک دیگر احساس می‎کنند. هنگامی که این داد و ستد با کامیابی برگزار شود، هر یک از دو تن چیزی را که می‎خواستند به دست می‎آورند. داد و ستد پیوسته به مدت زمانی دراز به طور معمول به اتحادی خواهد انجامید که در آن دو کس یا بیشتر در یک گروه قدرت بلند مدتی شرکت خواهند کرد تا بهره‎هایی را که به طور برابر طلب می‎کنند، به دست آورند.

یکی دیگر از راه‎های دست‎یابی به قدرت سیاسی همانند شدن با یک پایور بالاتر و یا با شخصیت مهمی در درون سازمان است. آنگاه، چنانکه گفته می‎شود، بخشی از قدرت وی نیز ‌«نصیب» شما خواهد شد. اغلب این همانندی امتیازهای ویژه‎ای برای شما خواهد داشت، و در بسیاری از حالتها شما به نام نماینده یا سخنگوی شخصیت مهم‎تر سازمان شناخته می‎شوید. دیگران دشواریهای خود را به شما خواهند گفت، به این امید که شما به آنان یاری خواهید داد تا به پایور بالاتر دسترسی پیدا کنند. یک نمونه از همانندی حالت دستیار شخصی رئیس شرکت است که به نمایندگی از سوی وی با دیگران تماس برقرار می‎کند.

نمونه‎هایی از تدبیرهای کاربردی برای کسب قدرت سیاسی

تدبیر کاربردی

نمونه‎ها

داد و ستد اجتماعی

در یک معاملة دوسویه سرمهندسی کارخانه یاری می‎دهد تا یک دستگاه را که تازه تصویب شده است به دست آورد، به شرط آنکه مدیر کارخانه نیز یک طرح مهندسی را پشتیبانی کند.

اتحاد

مدیر نظام اطلاعاتی و دستیار رئیس شرکت در امور مالی با هم کار می‎کنند تا یک نظام رایانه‎ای تازه را فراهم آورند.

همانندی با پایور بالاتر

دستیار شخصی رئیس شرکت برخی تصمیمهای کوچک را از سوی او می‎گیرد.

نظارت بر اطلاعات

مدیر بخش پژوهش و توسعة اطلاعات بر فرآوردة تازه‎ای که مدیر بازاریابی به آنها نیاز دارد، نظارت می‎کند.

خدمت ویژه

مدیر خرید به طور انتخابی خدمات سریع‎تری به همکاران همراه‎ خود ارائه می‎دهد.

نمادهای قدرت و جایگاه

بازرس تازه اندازة دفتر کار خود را دو برابر می‎کند، تزئینات آن را فزونی می‎بخشد، و یک دستیار شخصی برای خود برمی‎گزیند.

بازیهای قدرت

مدیر (الف) با دستیار رئیس شرکت تبانی می‎کنند تا قسمتی از بخش (ب) به بخش (الف) انتقال داده شود.

شبکه‎ها

یک مدیرجوان به باشگاه چوگان مدیران باسابقه می‎پیوندد. در یک شرکت، دستیار شخصی رئیس شرکت به نام «هاوارد یانوس» به عنوان نماینده وی در سراسر شرکت شناخته شد. او به دیگر مدیران دستورهایی به نام رئیس می‌داد و آنان نیز این دستورها را دستور ئیس می‎شناختند. وی، در مأموریتهای ویژه به نمایندگی از سوی رئیس شرکت می‎رفت. او بر دیدار این کسان از رئیس شرکت نظارت داشت، و تا اندازه‎ای بر جریان رفت و آمد اطلاعات در دفتر رئیس نظارت می‎کرد. و نیز به گونه‎ای کارساز قدرت را به کار می‎بست و اندک اندک به صورت یک مقام پرنفوذ در شرکت درآمد. هنگامی که رئیس شرکت بازنشسته شد، او در جایگاه یک مدیر اجرایی عمده به کار پرداخت و دیگر مدیران هم او را پذیرفتند.

راه همگانی دیگری برای به دست آوردن قدرت سیاسی دادن خدمت ویژه به هواداران است. برای نمونه، مدیر خرید برای یاری دادن به کسانی که از فعالیت واحد خرید پشتیبانی می‎کنند، خدمت سریع‎تری به آنان می‎کند و در این راه از «نادیده گرفتن دستورها و مقررات» خودداری نمی‎کند. تدبیر کاربردی دیگر به دست آوردن نمادهای قدرت و جایگاه است که دلالت بر آن دارد که شما در سازمان ، شخص مهمی هستید. گرچه اگر شما نتوانید قدرت برابر با نمادهای آن به دست آورید، از وقوع پی‎آمدهایی ناپسند گزیری نخواهد بود.

برخی از مدیران از تدبیر پرخاشگرانه بازیهای قدرت برای ربودن قدرت از دیگران بهره می‎گیرند. این روش می‎تواند مخاطره‎آمیز باشد،‌ زیرا دیگران ممکن است به شیوه‎هایی که قدرت مدیر قدرت طلب را سست می‎کنند به تلافی برخیزند.

یک تدبیر همگانی برای افزایش قدرت پیوستن به گروه‎های هم سود دارای هدف مشترک یا تشکیل چنین گروه‎هایی است. این شبکه‎ها بر پایة دوستی و آشنایی‎های شخصی به کار می‎پردازند، و می‎توانند جایگاهی برای مردم با نفوذ باشند. مدیر جوانی که به اتاق بازرگانی می‎پیوندد یا در یک باشگاه چوگان وارد می‎شود،‌ راه را برای پیوندهای تازه که می‎توانند سودمند باشند می‎گشاید.

چنانکه در نمونة بعد شرح داده شده است، قدرت و سیاست بخشی بنیادی از کامیابی رهبری در هر سازمان است.

مدیریت یک دفتر دولت ایالتی در این اندیشه بود که آیا فعالیت خاصی را از یک بخش به بخش دیگر منتقل کند. سرانجام مدیر اصلی سازمان بر آن شد تا برای تصمیم‎گیری دربارة جای این فعالیت نشستی با شرکت همة مدیران ارشد برپا دارد. پیش از نشست، مدیر بخشی که می‎خواست این فعالیت به بخش وی واگذار شود، گزارش مفصل و مستدلی فراهم آورد که در آن از این انتقال به درستی پشتیبانی می‎شد. در همان حال، مدیر بخشی که بیم داشت این فعالیت را از بخش او جدا کنند، به دیدار همة‌اعضای نشست پرداخت و به مرمت دشواریها، بده و بستان با آنها و جلب پشتیبانیشان از واحد خود دست زد.

دو هفته بعد که نشست مدیران برپا شد، بیشتر اعضای آن از پیش بر آن بودند که به هواداران از مدیری که روش سیاسی را در پیش گرفته بود رأی دهند. استدلال منطقی گزارش کتبی را نادیده گرفتند،‌ و شورا رأی داد که این فعالیت همچنان در جای خود باقی بماند. مهارتهای سیاسی در این موضوع بحث‎انگیز، چیره شد.

مدیریت بر پایه هدف

یک روش همگانی که برخی از ویژگیهای رهبری راه ‎- آماج را روشن می‎سازد مدیریت بر پایه هدف است.

یک کارمند هدفهای کاری و شخصی را برای دوره‎ای دیگر بررسی می‎کند و سپس فهرستی از هدفهای آن دوره را آماده می‎سازد. کارمند فهرست آماده شده را به سرپرست می‎دهد،‌ و از راه بحث و نظر متقابل، با هدفهای کار کارمند برای سال دیگر موافقت می‎کنند. آنان دربارة ‌معیارهای اندازه‎گیری پیشرفت کار و دستیابی به هدفها موافقت می‎نمایند. سپس کارمند بر پایة هدفهایی که تعیین شده است به کار می‎پردازد.

یک بررسی با مدیرانی که در سازمانی خدماتی به کار سرگرم بودند نشان داد که تراز توافق و همداستانی میان مدیران و کارکنان درباره عنصرهای شغلی کارکنان به میانگینی تنها برابر 75 درصد رسید. با این همه، میان توافق مدیر ‎- کارمند دربارة عنصرهای شغلی و دست‎یابی کارمند به هدف همبستگی نیرومندی پدید آمد. معنی این همبستگی برای هواداران «مدیریت برپایة هدف‌» آشکار است ‎- روشن کردن هدف یک گام مهم آغازین در این فراگرد است.

برای پشتیبانی از آزادی و رشد کارمند، به کارمند بیشترین آزادی ممکن داده می‎شود تا راه رسیدن به هدفهای برگزیده را خود تعیین کند. به جای سرپرستی پیوسته و نزدیک، هرگاه ضروری باشد، به بازنگری گاه به گاه از پیشرفت کار می‎پردازند. بدین سان هرگاه کارکرد از هدفهای تعیین شده دور شود، آنگاه می‎توان گامهای اصلاحی را برداشت. سرانجام، در پایان دوره، یک بازنگری رسمی‎تر از کار به عمل می‎آید و هدف‎گذاری تازه‎ای از سوی کارمند صورت می‎گیرد، که این از نو همة فراگرد را برای دوره‎ای تازه آغاز می‎نماید.

برازنده بودن «مدیریت بر پایة هدف». مدیریت بر پایة هدف بویژه برای مردمی که در کارهای مدیری، حرفه‎ای، و فروش سرگرمند و آنان که کار مستقل می‎کنند،‌ برازنده است. برای نمونه، این روش برای فروشندگانی که دور از محل سازمان و در مناطق به فروش می‎پردازند و از جای زندگی خود مدتی دور می‎شوند، مناسب است. آنان در اوضاعی به صورت مستقل و آزاد کار می‎کنند که انگیزش درونی در آنها بسیار مهم است. در این وضع معیارهای عینی برای اندازه‎گیری پیشرفت کار می‎تواند فراهم آید، مانند اندازة فروش، نوع فروش، شمار دیدارهای فروش، و شمار شکایتها از کار فروشنده. از سوی دیگر، برای کارهای عادی و یکنواخت ردة کارگری، مانند خط تولید، روش «مدیریت بر پایة هدف» کاربردی اندک دارد.


پیوندهای نقش در «مدیریت بر پایة هدف»:

«مدیریت بر پایة هدف» پیوندهای نقش زیردستان و مدیران را دگرگون می‎کند. در این شیوه به کارکنان مسؤولیت بیشتری برای تعیین هدفهای کارشان داده می‎شود و از آنان می‎خواهند تا ابتکارهای تازه‎ای دربارة انجام دادن کار و آهنگ آن از خود آشکار سازند. سرانجام آنان نقشی بزرگ‎تر برای ارزیابی از پیشرفت کار خود بر دوش خواهند داشت.

نقش مدیر نیز دگرگون می‎شود. پس از آنکه دربارة هدفهایی که باید به دست آیند، همداستانی حاصل شد، نقش مدیریت به نقش پشتیبان مبدل می‎شود. وظیفة دوگانه مدیر آن خواهد بود که پاداشها را به کوشش و کارکرد کارکنان بپیوندد و برای کامیابی بهتر آنان خدمات پشتیبانی فراهم آورد.

دگرگون کردن نقشها برای سرپرستان و کارکنان دشوار است، از این‎رو احتمال می‎رود که دگرگونی به کندی صورت گیرد. بسیاری از کارکنان سر آن ندارند که هدفهای کار را برای خود برگزینند، بنابراین احتمال دارد با حزم و دوراندیشی در این راه گام بردارند. برخی از مدیران ممکن است با این دشواری آغازین رویارو شوند که در پیوند با کارکنان خود به جای آنکه به آنان بگویند «این راهی است که باید کار را از آن راه انجام دهید» از ایشان بپرسند «چگونه می‎توانم به شما یاری دهم؟» نتیجة کار آن است که یک برنامة کامیاب «مدیریت بر پایة ‌هدف» زمانی دراز می‎گیرد تا پرورده شود و جای خود را باز کند، و برای جا افتادن آن نیز آموزش فراوانی ضرورت دارد.

سبک رهبری

الگوی کلی کنشهای رهبران، چنانکه از سوی زیردستانشان ادراک می‎شود، به نام سبک رهبری خوانده می‎شود. سبک رهبری، فلسفه، مهارتها، و نگرشهای رهبران را در عمل نمایان می‎سازد. سبکهایی که در اینجا باز کاوی می‎شوند، برپایة انگیزش، قدرت، یا سوگیری به طرف کار یا مردم با یک دیگر تفاوت پیدا می‎کنند. گرچه به طور معمول این سبکها به صورت ترکیبی یا حتی جداگانه در مورد کارکنان مختلف به کار برده می‎شوند،‌



خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

جنبشهای اسلامی معاصر - احمد موثقی - علوم سیاسی پیام نور

چهارشنبه 26 آبان 1395
کتاب گونه شناسی جنبشهای اسلامی معاصر تالیف احمد موثقی منبع رشته علوم سیاسی دانشگاه پیام نور شامل 307 صفحه کتاب با فرمت pdf ...



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
( تعداد کل: 82 )
   1       2       3       4       5       6    >>