X
تبلیغات
رایتل

پاورپوینت بررسی مدیریت از دیدگاه امام علی (ع)

پنج‌شنبه 4 آذر 1395

پاورپوینت بررسی مدیریت از دیدگاه امام علی (ع)



مدیریت از دیدگاه امام علی (ع)

مقاله حاضر ، اصول مدیریت اسلامی را از منظر امام علی (ع) متذکر می‌گردد. با وجود اینکه مدیریت به عنوان خروجی مطالعات غربیها به ویژه آمریکائیها به شمار می‌رود، مقاله حاضر قصد دارد به این نکته اشاره کند که تمامی مکاتب غربی مدیریت، وامدار اصول مدیریت اسلامی هستند.

در این مقاله، ابتدا ضمن بیان آفات مدیریت از منظر امام علی (ع) به صفات و سبکهای رهبری در اسلام اشاره شده و پس از بیان ویژگیهای منحصر به فرد مدیریت علوی با رویکردهای مدیریت علمی، ژاپنی و رویکردهای دنیایی دیگر مقایسه شده است.

مدیریت یکی از مهمترین فعالیتهای انسانی به شمار می آید. پیشرفت جوامع به کوششهای گروهی بستگی دارد و همچنان که گروههای سازمان یافته، گسترش می یابد، عملکرد مدیریت و مدیران از اهمیت بیشتری برخوردار می گردد.


اصول اساسی وساختاری در مکتب علوی

پایبندی به این اصول ، نه تنها برای جهان اسلام و سیاستمداران اسلامی ، بلکه برای همة جوامعی که از حاکمیت زر و زور و تزویر رنج می‌برند ، بس مفید و راهگشاست . از همین روست که علاوه بر پژوهشگران اسلامی ، اندیشمندان سایر ادیان نیز کاوش در ابعاد مختلف زندگانی امام علی(ع) پرداخته‌اند ، هر چند از التزام عملی به آن آموزه‌های نجات‌بخش ، غافل مانده‌اند .

نهج‌البلاغه ، بعد از قرآن کریم ، بزرگ‌ترین کتاب مسلمانان است که آموزه‌هایی راهبردی و رهایی‌بخش دارد و به اقرار اغلب دانشمندان معاصر غیر شیعی عرب ، زیباترین ، بلیغ‌ترین و شیواترین سخنان عرب در نهج‌البلاغه آمده است . مجموعة سخنان ، حکمت‌ها ، نامه‌ها و پندها و راهکارهای روزآمدی که همواره سرمشق است و پیوسته در اوج می‌باشد .


نظام اداری ومدیریت از دیدگاه امام علی (ع)

یکی از مشکلات و معضلات بزرگ جوامع امروزی به ویژه کشورهای در حال توسعه مشکل « سوء مدیریت » می‌باشد و این امر مانع بزرگی بر سر راه پیشرفت این کشورها و رشد و ترقّی اداری و صنعتی آنها محسوب می‌گردد.


راههای اصلاح نظام اداری از منظر امام علی (ع)

1 . اجرای اصل مدیریت غیر متمرکز

2 . انتخاب شایسته مدیران و مسئولان

3 . اجرای اصل مشارکت

4. فراهم نمودن امنیّت شغلی

5 . فعال نمودن خودکنترلی

6. آموزش مستمر و ضمن خدمت

7 . مراعات مقررات و حرکت بر مبنای ضوابط

اصول مذکور تنها برخی از راه‌کارهای اصلاح نظام اداری با بهره‌گیری از مدیریت علوی است و به خوبی واضح است که بکارگیری دقیق آنها تا چه حد می‌تواند در رفع مشکلات اداری و سازمانی جوامع امروزی مؤثر و مفید باشد و این کلام زیبای الهی را به ذهن متبادر می‌کند که : « وَ اَنْتُمُ الْاَعْلَوْنَ اِنْ کُنْتُمْ مُؤمِنینَ » .



خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

پاورپوینت بررسی مسجد و مدرسه امام کاشان سلطانیه

پنج‌شنبه 4 آذر 1395

پاورپوینت بررسی مسجد و مدرسه امام کاشان سلطانیه


مقدمه

شهر کاشان مرکز شهرستان کاشان است. جمعیت این شهر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ مرکز آمار ایران برابر با ۳۰۲٬۵۰۹ نفر بوده که در فاصله 270 کیلومتری از جنوب تهران ،پایتخت ایران، ودر بین دامنه کوه کرکس نطنز و دشت کویر سکنی دارند.این شهرستان از شمال به استان قم، از جنوب به نطنزو اردستان، از غرب به کوه کرکس و سیاه کوه و شهرستان محلات و اراک و از شرق به کویر مرکزی ایران محدود است. کاشان از نظر جمعیت بیستم و در رده یازدهمین شهر صنعتی ایران قرار می‌گیرد که دلیل آن وجود کارخانجات متعدد (بیش از یکصد کارخانه)، کارخانه تولید و کارخانجات تولید قطعات خودرو و است. قدمت صنایع نساجی در این شهر به تولیدات شعربافی شامل ، و برمی‌گردد که هم اکنون بیش از چند هزار نفر در کارخانجات نساجی مشغول به کار می‌باشند


تاریخ شکل گیری شهر

•در دوران بارانی بین آخرین دوره‌های یخچالی (زمین شناسی) به نظر می‌رسد در مرکز ایران دریای پهناوری گسترده بود. این دریا با شروع عهد خشکی به تدریج کوچک و خشک شد که اکنون در محل آن کویر بزرگ مرکزی برجاست و بشر در دوره استقرار در روستاها در اطراف این محل اسکان یافته‌است چنان که قدیمی ترین تمدنها را می‌توان در حاشیه هلالی شکل کویر یافت. یکی از قدیمی ترین تمدنهای این حاشیه تمدن سیلک است. تپه‌های موسوم به سیلک واقع در ۲ کیلومتری جنوب غربی کاشان یکی از کهن ترین مراکز استقرار بشر در فلات مرکزی ایران به شمار می‌آید. حدود هفت هزار سال پیش مردم سیلک پایه و اساس تمدنی را بنیان نهادند که در دوره‌های مختلف پیشرفت شایانی را بدست آورد. نشانه‌هایی از این پیشرفت و ترقی را می‌توان در آثار سفالین و اشیاء مسی و مفرغی بدست آمده از این تپه‌ها (تپه‌های شمالی و جنوبی سیلک) که امروزه زینت بخش اکثر موزه‌های معتبر ایران و جهان است، مشاهده کرد. اقوام سیلک که دارای ابداعات و نوآوریهای فراوانی در صنایع آن دوران بوده‌اند، با تمدن بین النهرین و مناطق دیگر ایران ارتباطات فرهنگی و اقتصادی داشته‌اند. تمدن سیلک به عنوان یکی از نخستین تمدن‌های دشت نشین برای باستان شناسان از اهمیت قابل توجهی برخوردار می‌باشد. خاصه آنکه در کوزه گری و نگارگری و استفاده از آجر پخته در بنای ساختمانها و موارد متعدد دیگر به پیشرفتهای قابل ملاحظه‌ای رسیده بودند. گرچه ردپای این تمدن ناگهان در تاریخ گم می‌شود و مردم سیلک بر اثر هجوم اقوام تار و مار و گریزان می‌شوند، اما برخی بر این عقیده‌اند که ساکنان سیلک پس از ویرانی شهر و دیارشان به چشمه ساران به ویژه نیاسر و نوش آباد پناه برده و آبادیهایی را بوجود آورده‌اند. با توجه به اینکه در منطقه کاشان آثاری از دوره هخامنشی و اشکانی وجود ندارد و پژوهشهای باستان شناسی نیز در این منطقه بسیار محدود بوده‌است از تمدن این دوره در کاشان اطلاعات زیادی در دست نیست لیکن کشف سکه‌های نقره متعلق به دوران هخامنشی و اشکانی در این منطقه نشان از ردپای تاریخ دوره هخامنشی و سلوکی دارد. کشف گنجینه‌ای متعلق به اواخر هزاره اول قبل از میلاد در روستای مرق گواهی بر امتداد مدنیت در منطقه کاشان تا اواخر دوره هخامنشی است. گرچه اخبار و مدارکی از دوره اشکانیان در این منطقه بدست نیامده‌است اما قراین متعدد تاریخی خبر از آبادانی و رونق کاشان در دوره ساسانیان می‌دهد. وجود آتشکده‌های نیاسر ، خرمدشت و نطنز، اشارات مولف تاریخ قم به مناطق باستانی چون نیاسر و نوش آباد ، اخباری مربوط به یک شهرک دوره ساسانی به نام سارویه درمنطقه کاشان که به گزارش تاریخ نویسان تا دوره اولیه اسلامی نیز آثاری از آن برجای بوده‌است همگی گواهی بر این مدعاست. •کاشان در دوران اسلامی همراه با قم، اصفهان، همدان و ... از جمله شهرهای بلاد جبال یا عراق عجم محسوب می‌شود. تاریخ نویسان فراوانی از مردان نام آور و جنگجوی کاشان در این عصر (دوران ساسانی) سخن به میان آورده‌اند که در جنگهای بسیار شرکت کرده‌اند » اعثم« کوفی تاریخ نویس بزرگ عرب از حضور ۲۰ هزار سوار جنگجوی قم و کاشان یاد کرده‌است که در جنگ »نهاوند« حضور داشتند.


گـزارش تـوصیفـی مسجـد و مـدرسـه سـلطانـی:

• بزرگترین مدرسه طلبه نشین کاشان به مدرسه شاه معروف و از بناهای فتحعلی شاه قاجار (12121250) می باشد . ساختمان آن از سال 1221 تا 1229 هـ .ق. به سرپرستی میرزا ابوالقاسم اصفهانی که از طرف حاجی حسین خان صدر اعظم عهده دار حکومت کاشان بوده به انجام رسیده ، آنگاه امر تولیت و تدریس و تصدی موقوفات مدرسه نیز به حاجی ملا احمد نراقی واگذار گردیده است . صحن این مدرسه بواسطه طرح عالی و نقشه مرغوب ، وسعت فضا و منظره زیبای آن ، بسیار با روح و صفا است ، و میتوان گفت کم نظیر واقع گشته است . جلوخان مدرسه دارای سر در کاشیکاری و بر فراز آن هم مأذنه خوش اسلوبی ساخته شده ، صحن و سرای وسیع مدرسه مربع مستطیل ، و بر چهار جانب آن 52 حجره با ایوان جلو و صندوقخانه علی حده برای هریک بنا کرده اند و در وسط دو جبهه شمالی و جنوبی در جهت طول صحن مدرسه دو تالار بزرگ برای تدریس و محل اجتماع و مباحثه طلاب احداث گشته ، و هریک از چهار زاویه آن هم راهرو جداگانه به حیاط خلوتهایی دارد که هر کدام دارای سه حجره و سه زیرزمین و سرداب بزرگ تابستانی با بادگیرهای مرتفع هوایی می باشد . در جبهه غرب و مقابل سر در ورودیبه صحن مدرسه ایوان بزرگ و مجلل جلو گنبد ، جلب توجه می کند که از کتیبه زیر سقف تا کف زمین ، با خشت کاشی هفت رنگ تزئین یافته است . گنبد باشکوه آن با دو پوشش آجری مضاعف بنا شده و ارتفاع سقف درونی تا کف زمین بالغ بر 27 متر می گردد ، و هر یک از ابعاد طول و عرض سطح مربع تحتانی آن هم 22 متر است .



خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

رابطه قصد و رضا در اعمال حقوقى با تاکید بر دیدگاه امام خمینى(ره)

شنبه 29 آبان 1395

رابطه قصد و رضا در اعمال حقوقى با تاکید بر دیدگاه امام خمینى(ره)

مقدمه

به طور کلى، در تمام نظامهاى حقوقى، اراده اشخاص در تحقق اعمال حقوقى نقش اصلى و اساسى را ایفا مى‏کند و عقود و ایقاعات به اراده افراد نسبت داده مى‏شود. در فقه اسلامى نیز اراده اشخاص در ایجاد تعهدات از موقعیت مهم و اساسى برخوردار است. فقیهان در روند شکل‏گیرى اعمال حقوقى (عقود و ایقاعات) نقش اراده را بیش از هر عامل دیگرى دانسته و الفاظ و افعال و سایر وسایل اعلام اراده را به تنهایى و بدون کاشفیت‏یا سببیت‏یا مبرزیت آنها نسبت‏به اراده متعاقدان، موجد هیچ تکلیف و تعهدى نمى‏دانند. مفاد قاعده «العقود تابعة للقصود» نیز مؤید چنین دیدگاهى است. بر اساس قاعده مزبور فقدان انشاى مدلول عقد، مانع تحقق آثار حقوقى است و عمل بدون قصد و اراده طرف عقد تهى و بى‏اعتبار است.

بنابراین، عقود و ایقاعات اگرچه با اعتبار و جعل عقلا و شارع از اسباب ایجاد تعهد به شمار مى‏آیند، ولى موضوع اعتبار عقلاء و شارع زمانى محقق مى‏شود که شرایط اساسى و ضرورى آنها موجود باشد و از جمله شرایط اساسى، قصد و رضاى طرفین عقد و به تعبیرى اراده آنهاست. حتى مى‏توان گفت: اراده وقصد از شرایط درستى عقد نیستند بلکه از شرایط تحقق و تکوین آن مى‏باشند. امام خمینى در کتاب البیع در این زمینه مى‏گوید: اراده و قصد از شرایط درستى عقد و شرایط طرفین آن نیست; زیرا شرط هر چیزى بعد از عناصر مؤثر در حقیقت و ماهیت آن ملاحظه مى‏شود و با توجه به اینکه حقیقت عقد از شرایط عقد و شرایط طرفین نیست و اراده و قصد نیز در تحقق ماهیت عقد دخیل است وجود قصد و اراده شرط عقد و شرط دو طرف آن نخواهد بود بلکه در تحقق و تکوین اصل ماهیت عقد مؤثر است. (1) بنابراین، نقش اراده (قصد و رضا) در تحقق اعمال حقوقى امرى روشن است. در این مقاله حقیقت اراده، عناصر و مراحل شکل‏گیرى آن را بررسى خواهیم کرد.

ماهیت اراده

اراده در لغت تازى از ماده «رود» به معناى خواستن، طلب، قصد و برگزیدن (2) به کار رفته است. در اصطلاح علوم مختلف نیز تعاریفى در مورد اراده ابراز شده است. در علم کلام گفته مى‏شود: اراده صفتى است که رجحان یکى از دو امر مقدور بر دیگرى را اقتضا مى‏کند. (3) برخى حکیمان اراده را حالتى مى‏دانند که به دنبال شوق مى‏آید، ولى بیشتر فلاسفه برآنند که اراده از مقوله کیف نفسانى و عزم راسخ یا شوق مؤکدى از ادراک امر ملائم و سازگار با طبع در انسان پدید مى‏آید. این شوق مؤکد یا عزم راسخ در پى تصدیق و پذیرش سودى که در انجام یا ترک کارى نهفته است‏یا در پى تشخیص و قبول نیک بودن کارى یا ترک کارى در نفس انسان پدید مى‏آید و حصول آن موجب مى‏شود تا فعل یا ترک مرجحى یابد و به مرحله ضرورت برسد. حکیم سبزوارى مى‏گوید:

عقیب داع درکنا الملائما شوقا مؤکدا ارادة سما (4)

در اصطلاح حقوق‏دانان نیز به پیروى از متکلمان و فلاسفه، اراده حرکت نفس به طرف کارى معین پس از تصور و تصدیق منفعت و اشتیاق به آن است. این حقیقت را در بررسى مراحل چهارگانه عمل ارادى تبیین مى‏کنیم.

تحلیل روانى اراده

اعمال حقوقى، فعل ارادى انسان است و مانند سایر اعمال ارادى مراحل مختلفى را که در نفس آدمى گذرانده مى‏شود، طى مى‏کند. در تبیین این مراحل تمایز بین قصد و رضا نیز روشن مى‏شود. این مراحل را در قالب مثالى بررسى مى‏کنیم، شخصى تصمیم به فروش خانه خود مى‏گیرد. از زمانى که چنین اندیشه‏اى براى او پیدا مى‏شود تا زمان انعقاد عقد بیع چه فعالیتهایى در روان او و خریدار انجام مى‏شود؟

دانشمندان علم کلام و فلسفه و حقوق مراحل چهارگانه‏اى را براى تحقق عمل ارادى به شرح زیر مطرح مى‏کنند:

1- مرحله تصور: بدیهى است که انجام عمل ارادى بدون تصور موضوع آن ممکن نیست. چگونه مى‏توان از آنچه که آگاهى نداریم، اراده‏اى داشته باشیم. بنابراین،درعمل حقوقى فروش خانه، نخست موضوع فروش یعنى خانه و معامله آن در ذهن فروشنده نقش مى‏بندد. این مرحله به طور قهرى و بدون اراده و اختیار در ذهن معامله‏کننده ایجاد مى‏شود; زیرا لازمه ارادى بودن این مرحله تسلسل باطل خواهد بود.

2- مرحله سنجش یا تصدیق: در این مرحله تصورات گوناگونى که به ذهن خطور کرده مورد ارزیابى و سنجش قرار مى‏گیرد تا از میان آنها یکى برگزیده شود. در مثال مزبور پس از خطور خانه و فروش آن به ذهن، شخص جنبه‏هاى مختلف آن را بررسى و آثار گوناگون آن رااز جهت‏سود و زیان و دیگر نتایج اقتصادى و اخلاقى ارزیابى و مفید بودن آن معامله را تصدیق مى‏کند.

3- مرحله تصمیم و رضا: در این مرحله طرف معامله پس از سنجش و ارزیابى فروش خانه و تصدیق به مفید بودن آن شوق به ایجاد آن و تمایل به انجام معامله پیدا مى‏کند. این مرحله را که دراصطلاح علم معقول شوق (5) مى‏گویند در اصطلاح علم حقوق رضا مى‏نامند. این تمایل و شوق با تصمیم و عزم ملازمه دارد; یعنى با پیدایش میل و رضا به تحصیل مورد معامله، عزم و تصمیم که در علم معقول به آن شوق مؤکد مى‏گویند - به انجام عمل حقوقى جهت‏به دست آوردن موضوع معامله ایجاد مى‏شود. برخى حکیمان این حالت را اراده و قصد (6) مى‏نامند، اما به نظر مى‏رسد که در این مرحله هنوز قصد انشاء که عنصر اصلى و سازنده عمل حقوقى است محقق نشده است; زیرا رضا وتصمیم قدرت خلاق و سازنده نداشته و تنها زمینه انشاء و ایجاد عمل حقوقى را فراهم مى‏کنند.



خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

بررسی بندر امام خمینی (ره)

شنبه 29 آبان 1395

بررسی بندر امام خمینی (ره)


پیشگفتار

مجموعه حاضر حاصل تلاشی است که طی آن سعی گردیده است تا جایگاه تاریخی و ساختار اجتماعی و شرایط جغرافیائی و آب و هوائی بندر امام خمینی (واقع در استان خوزستان) به خوانندگان و علاقه مندان به تاریخ و فرهنگ این قطعه ارزشمند از خاک میهن معرفی شود، از آنجا که هدف اصلی در آ‏فرینش این مجموعه شناخت وجوه فرهنگی و تاریخی این شهر بوده است، سعی بسیار به عمل آمده است تا از ارائه آمار و ارقام که هم موجب ملال خواننده و هم اینکه گذشت زمان باعث غیرقابل استناد شدن آنها می‌شود پرهیز به عمل آید، اگر درجایی از کتاب آمار و ارقامی آورده شده است در مقام اجرای حکم ضرورت بوده است، دیگر اینکه با توجه به اهداف پیش گفته، در تألیف کتاب، علی رغم نقش انکار ناپذیر صنایع و تأسیسات عظیم صنعتی موجود در بندر امام که هر یک به تنهایی نقش به سزایی درچرخة اقتصاد کشور دارند به هیچ روی قصد ارائه گزارش در مورد آنها را نداریم جز در آنجا که به طریقی با موضوعات طرح شده‌ی ما ارتباط پیدا می‌کنند.

در همین ابتدا ذکر این نکته ضروری می‌نماید که : بندر امام همچون مادری مهربان ورنجدیده، این همه کارخانه و مجتمع و تأسیسات صنعتی را در آغوش خویش جا داده است ( که وجود یک شهر کافیست) و رنج رشد و بزرگی و بلوغ آنها را به جان خویش خردیده است اما اینک و با کمال تأسف شاهد بی مهری این فرزندان فراموشکاریم که زحمات طاقت فرسای مام خویش را بر طاق نیسان نهاده اند و قدم شایسته ای برای رفع مشکلات عدیده‌ی وی که بعضاً معلول وجود خود آنهاست برنمی‌دارند.

بجاست که فرزندان موصوف در حد وسع خویش در حفظ و نگهداری گاهواره های خود بکوشند و سعی بلیغ نمایند تا رنگ و روی آن و روی آبرومندی به آن ببخشند.

بدون شک بندر امام خمینی و اهالی سختکوش آن نقش ارزنده‌ای در زنجیره ‌ی اقتصاد کشور داشته و دارند[1] لیکن متاسفانه حرکت چشمگیر و قدم شایسته ای در جهت شناسایی زوایای فراموش شده‌ی تاریخی و فرهنگی این شهر که یکی از دروازه‌های اصل ورود کالا به کشور و بزرگترین بندر میهمان نیز هست ، صورت نگرفته است، دقیقاً به همین دلیل هنگامی که یکی از اهالی در سفر به خارج از استان قصد معرفی شهر موطن خویش را به دیگران دارد، نیازمند ارائه توضیحات فراوانی در این زمینه است.

نگارنده که خود در این خاک تفتیده قدم به عرصه‌ی گیتی نهاده است و هم در این خاک بالیده است در جهت ادای دین به زاد بوم خویش و اهالی مهربان و خونگرم و با فرهنگ آن به کتابت این مجموعه دست زده است.

برای هر چه پربارتر شدن این مجموعه سعی بسیار شده است تا هرچند به گونه ای با تاریخ و گذشته بندر امام در ارتباط بوده است (اعم از اسناد مکتوب و خاطرات و اطلاعات شفاهی معمرین) مورد استفاده قرار گیرد.

در این راه دهها جلد کتاب تاریخ وسفرنامه و مقاله مورد مطالعه و بررسی و کنکاش واقع و با غالب مطلعین در این زمینه مصاحبه به عمل آمده است.

به عنوان مثال، با صرف بیش از یکسال وقت و از میان 95 هزار برگ سند تاریخی تعداد 1411 برگ سند تاریخی، اداری استخراج گردیده است که قدمت بسیاری از آنها به بیش از هفتاد سال می‌رسد، ما حصل این کندوکاو انشاء الله در کتابی تحت عنوان ( بندر امام خمینی از منظر اسناد تاریخی) به چاپ خواهد رسید، ضمناً برای تجسم روشن تر بندر قدیم، با یاری جستن از اهالی، عکسهایی از بندر در ابتدای تاسیس جمع آوری و در قسمت های مختلف کتاب به چاپ رسیده است.

امید است مکتوب حاضر بتواند، همچون جرعه‌ای، اندکی از تشنگی ذهن جویا و پویای جوانان اهل بندر که از گذشته بندر چیزی ندیده و نشینده‌اند، بکاهد. از آنجا گفته‌اند: فقط دیکته نانوشته، غلط ندارد، مؤلف کار خود را از عیب و نقص و اشتباه بری نمی‌داند، لیکن رجاء واثق دارد که اهل نظر با سعه صدر و بزرگواری خطاهای احتمالی را خواهند بخشید، و درجهت اصلاح در چاپهای بعدی و تنویر ذهن نویسنده، موارد را متذکر خواهند شد.

در اینجا جا دارد تا از تمامی کسانی که بنحوی با کمک به این حقیر، مرا در تدوین این مجموعه یاری دادند، از همین ابتدا سپاسگزاری و تشکر خویش را اعلام نمایم.

ترکیب جمعیتی و جغرافیایی تاریخی بندر:

همزمان با آغاز احداث اسکله‌های ششگانه بندر و همچنین کشیده شدن خط آهن شمال به جنوب در سال 1328 موج کارگران جویای کار از شهرهای مختلف کشور و بخصوص از استانهای همسایه به سوی بندر سرازیر شد و ایشان بدین ترتیب شالودة احداث بندر امام خمینی را بنیان نهادند، بافت غالب جمعیتی شهر را ترکیبی از استانهای ذیل تشکیل می‌داد.

1- استان لرستان (غالباً الیگودرزیها)

2- استان ایلام (کلها)

3- استان همدان (غالباً‌اسدآبادیها)

4- بوشهریها

5- ماهشهری‌ها و هندیجانی‌ها

زیستگاه ساکنان اولیه بندر در پنج محله و یا کمپ بود که عبارت بودند از :

1- کمپ ترکها

2- کمپ الگودرزیها

3- کمپ کردها

4- کمپ (علی جعفر) (تگزاس)

5- بیست فامیلی( ناظم آباد)

لازم به ذکر است که بجز مهاجرینی از استانهای یاد شده، اقلیتی از سایر نقاط کشور در شهر سکونت و اشتغال داشتند، اما به هر حال لرها- کردها- اعراب و ترکها اقوام اصلی تشکیل دهنده موزاییک انسانی بندر امام هستندکه گذشت زمان آنها را با ظرافت و زیبایی در کنار هم چیده است.

با اهداء سلام

اینجانب علیرضا ابن رحمان نویسنده کتاب در دست تالیف ( تاملی بر تاریخ بندر امام خمینی )‌در پی تحقیقات و بررسی‌های خود در اسناد و آثار مربوط به گذشته‌ی بندر امام، به نام ( مرحوم ناخدا عباس دریانورد) برخوردم که بنابر شواهد و مدارک موجود فرمانده نخستین ناوجنگی ایران در عهد قاجار و نیز کاشف راه آبی خور موسی، منتهی به بندر امام است و از پیشقراولان تاسیس این بندر بوده است وجه بارز این شخصیت تاریخی، ادبی نوحه سرایی و نیز نوحه خوانی ایشان بوده است، به طوری که بسیاری از نوحه‌های سروده شده توسط این بزرگوار اینک و در ایام محرم در تکایا و حسینیه‌های شهر توسط عزاداران خوانده می‌شود، در باب ابعاد این شخصیت تاریخی به تفصیل در کتاب مذکور سخن گفته‌ام، علی ایحال به آن شورای معظم و خدمتگذار پیشنهاد می‌شود، به پاس قدردانی و به منظور زنده نگاه داشتن نام ( ناخدا عباس دریانورد) خیابان و محله ای به نام ایشان نامگذاری شود.




خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
برچسب‌ها: بررسی، بندر، امام، خمینی، (ره)

بررسی قلمرو اختیارات ولی فقیه از دیدگاه فقهای شیعه (از دیدگاه امام خمینی (ره))

شنبه 29 آبان 1395

بررسی قلمرو اختیارات ولی فقیه از دیدگاه فقهای شیعه (از دیدگاه امام خمینی (ره))

مقدمه:

ولایت فقیه ازنگاه امام خمینی:

به حرف آنهایی که برخلاف مسیر اسلام هستند و خودشان را روشنفکر حساب می‌کنند ولی می خواهند ولایت فقیه را قبول نکنند گوش ندهید. اگر چنانچه فقیه درکار نباشد، ولایت فقیه درکار نباشد طاغوت است یا خدا یا طاغوت، یا خداست یا طاغوت. اگر به امر خدا نباشد رئیس جمهور با نصیب فقیه نباشد غیر مشروع است وقتی غیر مشروع است وقتی غیرمشروع شد طاغوت است. اطاعت او اطاعت طاغوت است. وارد شدن در حوزه او حوزه طاغوت است. طاغوت وقتی از بین می رود که به امر خدای تبارک و تعالی یک کسی نصب بشود شما نترسید از این چهار نفر آدمی که نمی فهمند اسلام چه است. نمی فهمند ولایت فقیه یعنی چه؟ آنها خیال می‌کنند یک فاجعه به جامعه است. آنها اسلام را فاجعه می دانند نه ولایت فقیه را، ولایت فقیه تبع اسلام است[1].

فرازی از سخنان امام خمینی:

ولایت فقیه برای مسلمین، یک هدیه ای است که خدای تبارک و تعالی داده است

سخنی با امام خمینی:

درواقع، آن کسی که درطول تاریخ غیبت، پرچم ولایت فقیه را برافراشت و دراین راستا، سنگ تمام گذاشت و رنج ها کشید . امام بود.

راه امام برای همه زنده است هرگز او از میان ها نرفته است و برما لازم است اواصلی که ایشان درآن راه حرکت می کردند، حمایت و حراست کنیم .

بخش اول: ولایت مطلقه نقیه ازدیدگاه امام خمینی

فصل اول : انتصابی یا انتخابی بودن رهبری:

برای اثبات ولایت مطلقه برای ولی فقیه، لازم است انتصابی بودن آن را با ادله عقلی و نقلی بیان کنیم و درضمن رد کردن انتخابی بودن رهبر و نقدآن، به مقایسه دو نظریه انتصابی و انتخابی بپردازیم و درنهایت به اثبات به مفهوم ولایت مطلقه فقیه، برای رهبر می پردازیم.

الف) ولایت انتصابی[2]:

امام خمینی همانند بسیاری از فقها براین عقیده است که ولایت فقیه مشروعیت الهی و مقبولیت مردمی دارد، یعنی ازیک طرف تمام فقها باالفعل از ناحیه معصومین برای اعمال ولایت و اجرای احکام الهی منصوب شده اند و از طرف دیگر برای اینکه ولایت آنها ازقوه به فعلیت برسد، باید مستقیم مورد پذیرش مردم قراربگیرند.

دلایل بسیار است که مشروعیت الهی و مقبولیت مردمی آن را اثبات می‌کند که در این تحقیق چند دلیل را بیان می کنیم و به تفصیل آن نمی پردازیم زیرا که سخن ما در اثبات ولایت فقیه نیست و در مورد اختیارات ولی فقیه است.

دلیل اول:

اولاً: خدا نه تنها خالق انسان است، بلکه او تنها مدبر و فرمانروای حقیقی است که ولایت برمال و جان انسانها دارد: چراکه «ان الحکم الا لله»[3] به این مسأله اشاره می‌کند.

ثانیاً : خدا در عصر حضور با اذن و نصب خویش، معصومین را موظف به اجرای احکام الهی نمودو به آنان ولایت مطلقه را عطاکرد، زیرا که خود فرموده است «النبی اولی بالمومنین من انفسهم»[4] اما درعصر غیبت برای این که، این راه استمرار پیدا کند، فقهای جامع الشرایط را برای زعامت و ورهبری نصیب نموده است.

دلیل دوم:

دلیل دیگر همان دو روایت، مقبوله و توقیع است، چرا که درروایت آمده است «فانی قد جعلته علیکم حاکماً[5]» و «فانی حجتی علیکم و انا حجه الله علیهم»[6] که معنای صریح درروایت این است که فقها برای اجرای احکام الهی نصب شده اند.

دلیل سوم:

زمانی که به کتاب و سنت مراجعه می کنیم، نسبت به مساله مشورت و نظر خواهی ازمردم تأکید خاصی شده است، زیرا دربرخی آیات آمده است: «والذین استجابوا اربهم و اقاموااللصلوه و امرهم شوری بینهم و مما رزقنا ینفقون[7]» و «شاورهم فی الامر، فاذا عزمت فتوکل علی الله[8]»، معنی :«در کار با آنان مشورت کن پس چون تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن» و ازاین روی است که امام خمینی (ره) درپاسخ آیه الله مشکینی، درهنگام بازنگری قانون اساسی می فرمایند : «اگرمردم به خبرگان رای دادند تا مجتهد عادلی را برای رهبری حکومتشان تعیین کنند وقتی خبرگان فردی را تعیین به عنوان رهبری کنند قطعاً او مورد قبول مردم است، دراین صورت او ولی مردم می شود و حکمش نافذ است».

ب) ولایت انتخابی[9]

برخی، مشروعیت ولایت فقیه راناشی از خواست مردم می دانند، یعنی درزمان غیبت، انتخاب و گزینش به عهده مردم است و هر فقیهی که مورد پذیرش اکثریت مردم واقع شود، ولایت برجامعه پیدا کرده و برای اثبات این مدعا دلایلی آورده اند که ما پس از ذکر آن، به نقد دلایل می پردازیم.

دلیل اول:

اولاً : درقرآن آمده است «والذین استجابوا الربهم و اقاموالصلواه و امرهم شوری بینهم»[10]

ثانیاً : واژه «امر» دراین آیه به معنای حکومت است یاحداقل قدر متقین آن حکومت است . پس با توجه به تاکیداتی که به اصل شورا شده نتیجه می گیریم که رهبری باید انتخابی و با آراء مردمی باشد.

نقد و بررسی:

اولاً :اگر رهبری انتخابی و شورایی بوده چرا پیامبر شخصاً از این اصل استفاده نکرده است و درولایت امیرالمومنین (ع) ازراه تنصیص و انتصاب استفاده کرده است.

ثانیاً: اصولاً شور و مشورت بااهل نظر که تخصص لازم نیست به موضوع مربوطه به مشورت را دارند، مطرح می شود نه این که مشورت باهمه مردم باشد. مثلاً درمسائل نظامی، باکسانی که صاحب نظر درامور نظامی هستند باید مشورت شود، بنابراین نمی توان از این دسته آیات عموم مشورت را استفاده نمود. وبرفرض اینکه مردم مشورت می‌کنند منافاتی با اصل انتصابی بودن فقیه ندارد چراکه رای مردم جنبه کارآمدی و فعلیت بخشیدن دارد[11].

ثالثاً : درصورتی که اکثریت مردم، ولی فقیهی را به رعایت برگزینند، چگونه و با چه مبنای شرعی، این رهبر انتخابی برسرنوشت همه مردم حاکم شود . زیرا اقلیتی به او رای نداده اند.

دلیل دوم: اگر فقهای یک عصر همه بالفعل منصوب معصوم (ع) باشند ازچند حال بیرون نیست، 1- یا همه آنان مستقل ازیکدیگر حق اعمال ولایت دارند، که این مستلزم هرج و مرج است، 2- یا یکی ازبین آنها حق ولایت دارد، این را هم چون راه حلی برای شناخت او وجود ندارد، باطل است، 3- یایکی از اول حق اعمال ولایت دارد، اگر چنین است پس چرا معصم همه فقها را منصوب نموده است، 4- یاهمه با توافق یکدیگر اعمال ولایت می نمایند که این امر باعالم ذهن و خیال نزدیک است تا با عالم واقع،پس چون انتصابی بودن محال است نتیجه می گیریم که رهبری انتخابی است.

نقد و بررسی:

1-هرچند همه فقهاء بالفعل منصوب معصومند ولی اگریکی از آنها اقدام به اعمال ولایت بکند بقیه موظف به اطاعت هستند، پس به طور طبیعی بقیه اعمال ولایت نمی‌کنند تا مستلزم هرج و مرج باشد، علاوه براین اعمال ولایت، واجب کفایی است به صرف این که یکی از فقها اقدام کرد، تکلیف از بقیه ساقط است، پس اعمال ولایتی وجود ندارد تا چنین محذوری به دنبال داشته باشد.

2-ممکن است همان فرض دوم صحیح است، یعنی یکی از بین فقها حق ولایت داشته باشد ولی شناخت و معرفی آن به وسیله خبرگان انجام می گیرد . درحقیقت خبرگان مصداق را به مردم معرفی می کنند[12].

3-خداوند حضرت علی (ع) رابه مقام امامت منصوب کرده است زیراکه رسالت بدون امامت ناقص است[13] ولایت فقیه هم مکمل امامت است و باید درامتداد امامت اولیاء باهمان اختیارات، حکومت اسلامی را اداره کند. آیا چنین وظیفه خطیری راخدا و پیامبر و ائمه رها می‌کنند و به مردم می سپردند و اگر ولی فقیه درمبحث حکومت، سیاست، همان اختیارات پیامبروامام را دارد باید بپذیریم که این اختیارات را مردم نمی توانند به ولیه فقیه بدهند.

فصل دوم : مقایسه دو نظریه ولایت انتصابی مطلقه فقیه و ولایت انتخابی مقیده فقیه:[14]

الف) نقاط اشتراک 2 نظریه:

1-هر دونظریه منشاء و ماهیت دولت را زندگی مدنی و نظم و امنیت و سامان اجتماعی می دانند. هردو به ضرورت حکومت قایلند از دو جهت : یکی ازاین حیث که جامعه بدون حکومت به هرج و مرج می انجامد، دیگر آنانکه بافت احکام اسلامی به گونه ای است که بدون حکومت، بخش قابل توجهی از احکام تعطیل می شود.

2-هردو نظریه غایت دولت راخیر عمومی و مصلحت واقعی عامه معرفی می‌کند. و حفظ دین واقامه احکام آن درصدر اهداف دو نظریه قرارداد.

3-علی رغم قید مطلقه نظریه اول، ولایت و حکومت درهردو نظریه مقید به قیود ذیل است:

نقد و بررسی:

اولاً: امام راحل می فرمایند[15]: حکومت اسلامی، نه استبدادی است نه حکومت مطلقه بلکه مشروط است، البته نه مشروطه به معنای متعارف فعلی آن که تصویب قوانین تابع درآراء اشخاص و اکثریت باشد، مشروطه ازاین جهت که حکومت کنندگان در اجرا و در اداره، مقید به یک مجموع شرط هستند که درقران کریم و سنت رسول اکرم (ص) معین گشته است.

ثانیاً : ولایت فقیه به معنای فعال ما یشاء بودن نیست، که نویسنده درذهنش تصور کرده، بلکه به این معنا است که ولی فقیه به دلیل شناختی که ازمکتب دارد می تواند درراستای مصالح دینی، تصمیم بگیرد و به تعبیردیگر حق دارد درصورت تزاحم بین دو مصلحت «اهم » و «مهم» اهم را ترجیح دهد، بنابراین چنین اخباری نه تنها هیچ گونه تناسبی باحکومت مطلقه ندارد، بلکه مترقی ترین و عقلانی ترین مساله مربوط به ولایت فقیه است.

ثالثاً : اگر نویسنده فکر می‌کند که ممکن است وجود چنین اختیارات گسترده ای، ولی فقیه را به مرز خودکامگی بکشاند، باید گفت، وجود عدالت و تقوای درونی که با شخصیت فقیه عجین شده ضریب چنین احتمالی راکم می نماید: ولی درعین حال برای جلوگیری از همین احتمال ضعیف، قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، خبرگان رهبری را مسول نظارت براختیارات ولی فقیه نموده است و با این نقدها هم تفسیر دوم مردود می باشد و ولایت مطلقه فقیه به این معنا نیست .

ج) تفسیر سوم:

درارتباط با ولایت مطلقه «ولی فقیه» سه نظریه بین فقها وجود دارد، که اگر دقیقاً این 3 نظریه تبین شود، نظر امام به دست خواهد آمد.

الف) آیه الله نائیینی، ایشان معتقدند از اختیارات فقیه، جامع الشرایط، حق «افتاء و قضاء» و نیز تصرف دربعضی از امور حسبیه اموال، غائبین وصغار می باشدوولی فقیه نسبت به این امور، ولایت دارد و اما دراموری مثل «جهاد و دفاع»و یا گرفتن خمس و زکات و همچنین «اقامه نمازجمعه»، ولایتی برای ولی فقیه ثابت نیست . از این روی است که می نویسد : اثبات ولایت عامه برای فقیه به گونه ای است که نماز جمعه به وسیله شخص «فقیه» یاکسی که بوسیله اوتعیین می شود. واجب شود امری مشکل است.

ب)نظرآیه الله خویی: ایشان معتقدند ، دایره اختیارات ولی فقیه محدود در افتاء و قضا نیست بلکه درامور حسبیه مانند تزویج دختر و پسر صغیر، یا فروش مال مهجورین نیز، فقیه از اختیار لازم برخوردار می باشد، منتها با این تفاوت که درمساله « افتاء و قضاء» ولایت دارد ولی درامور حسبیه فقط مجاز درتصرف است.

ازاین روی است که درپاسخ استثنایی می فرمایند:[16]دراثبات ولایت مطلقه برای فقیه جامع الشرایط اختلاف است ولی ولایتش که برای فقیه ثابت است، تنها درامور حسبیه است.

ج) نظریه امام خمینی: حضرت امام درمقابل این دو دیدگاه، معتقدبه یک نظریه سومند و آن این است که اولاً : تمام اختیاراتی که معصومین ازبعد حکومتی و قضایی برخوردار بودندفقیه جامع الشرایط نیز صاحب همان اختیارات است، بنابراین نمی شود اختیارات اورا محدود در امور حسبیه و یا افتاء و قضاء نمود. ثانیاً: همان گونه که معصومین (ع) دراین امور حکومتی ونیز قضا و افتاء حق ولایت داشتند فقیه نیز ولایت دارد، نه این که مجاز به تصرف باشد .

ثالثاً : آن سلسه اختیارات «مثل دخالت درزندگی شخصی افراد» و یا خصوصیاتی مثل« ولایت تکوینی» که ناشی از مقام عصمت آنهااست ، قطعاً برای فقیه نیست از ین روی است که امام خمینی (ره) می نویسند: «در گذشته اشاره کردیم به این که همه اختیاراتی که برای پیامبر (ص) و ائمه ازجهت ولایت و حکومت ثابت شده است، برای فقیه نیز ثابت است.»

اما اگر ولایتی ازجهت دیگر غیر از زمامداری و حکومت برای پیامبر (ص) وامام ثابت بشود نظیر طلاق دادن همسر یک مرد، اگر چه مصلحت عمومی درآن نباشد چنین ولایتی برای فقیه ثابت نیست.[17]

فصل‌ دوم: تأثیر عناوین ثانویه در ملاک‌های احکام اولیه[18]

از دیدگاه بسیاری از فقیهان، پیدایش عنوانهای ثانویه، سبب دگرگونی در معیارهای احکام اولیه و در نتیجه سبب دگرگونی آن احکام می‌شود از باب مثال: نوشیدن شراب و خوردن مردار از احکام‌های اولیه می‌باشند، با پدید آمدن عناوین ثانویه‌ای مانند اضطرار و قدمیت، مفسده خود را از دست می‌دهند و بدین ترتیب، انجام آنها دارای مصلحت و جایز می‌شود.

در میان محققان، کسی که بیش از همه اصرار بر این مطلب داشته است، میرزای نائیینی می‌باشد که می‌فرماید: «لایبعد ان تکون اخبار من بلغ مسوقه لبیان ان‌البلوغ یحدث مصلحة فی العمل بها، یکون مستحباً فیکون البلوغ کسائر العناوین الطاریه علی‌الافعال الموجبه لحسنها و قبحها و المقتضیه لتغییر احکامها، کالضرر و العسیر و النذر و الاکراه و غیر ذلک من العناوین الثانویه[19]»

(معنی: دور نیست، «اخبار من بلغ برای بیان این نکته باشد»: «بلوغ خبر» (که دلالت بر ثواب داشتن انجام کاری می‌کند) سبب پیدایش مصلحت در آن کار و در نتیجه مستحب بودن آن می‌شود و بدین ترتیب، بلوغ مانند دیگر عنوانهایی است که بر کارها، عارض و سبب حسن و رنج و دگرگونی در احکام آنها می‌شود، مانند ضرر و عسر و نذر اکراه و دیگر عنوانهای ثانوی.)

در برابر این دیدگاه، به نظریه کسانی بر می خوریم که عارض شدن عناوین ثانوی را سبب دگرگونی در معیارهای احکام اولی نمی‌دانند. شاخص‌ترین این محققان امام خمینی (ره) است: که در کتاب بیع ایشان می‌خوانیم در شروط ضمن عقد: «لاتتغیر احکام الموضوعات الثابته لها بالادله الاولیه بعروض الطواری المتعلقه بها الاحکام الثانویه علیها کاشرط و النذر و غیرها»[20]

(معنی: احکامی که برای موضوعات، به دلیلهای اولی ثابتند، به سبب عارض شدن عوارض مربوط به احکام ثانوی، مانند شرط نذر و مانند آن، دگرگون نمی‌شوند.)

کوتاه سخن این که، دگرگونی در ملاکات و احکام اولیه تنها بر اثر عارض شدن عناوینی است که باقی ماندن آن احکام و ملاکات در ظرف تحقق آن عناوین معقول نباشد، ولی آن دسته از عناوین که تحقق آنها هیچ گونه منافاتی با بقای ملاکات و احکام اولیه ندارد، موجب هیچ دگرگونی در این زمینه نمی‌شود. و در نتیجه دگرگونی در ملاکات در نتیجه عارض شدن عناوین ثانویه، تنها در مواردی است که میان احکام اولی و ثانوی تزاحم باشد، مانند همان موارد اضطرار و اکراه و مقدمیت و عدم دگرگونی در ملاکات نیز در مواردی است که بین این دو دسته از احکام، تزاحمی در کار نباشد. و در صورت اجتماع حکم اولی با حکم ثانوی تأکید‌ی بر حکم اولی خواهد بود و این معنا منافاتی ندارد با این که حکم ثانوی در طول حکم اولی قرار دارد.

فصل سوم: معیار شناخت حکم اولی از حکم ثانوی:

بر طبق تعریفی که برای احکام اولی و احکام ثانوی از تعریف مشهور نقل نمودیم، بر اساس بیان مشهور احکام ثانوی ناظر به حالات عارضی و استثنایی مکلف و احکام اولی ناظر به حالات طبیعی و وضعیت عادی او هستند مثلاً با توجه به همین تعریف از آیه «انما حرم علیکم المیته و الدم و لحم لاخنزیر و …»[21].



خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

بررسی سیره اخلاقی و سیاسی امام سجاد(ع)

شنبه 29 آبان 1395

بررسی سیره اخلاقی و سیاسی امام سجاد(ع)



مقدمه

«یا غایَة امالِ الْمُحِّبینَ، اَسْئَلُکَ حُبَّکَ وَ حُبَّ مَنْ یُحِبُّکَ وَ حُبَّ کُلَّ عَمَلِ یُوصِلُنی اِلی قُرْبِکَ وَ اَنْ تَجْعَلَکَ اَحَبَّ اِلَیَّ سواکَ.

ای انتهای آرزوی دوستان از تو خواستارم، محبت خودت و محبت آنکه ترا دوست می دارد و دوست داشتن هر عملی را که مرا به قربت رساند و اینکه قرار دهد تورا محبوبتر بمن از آنچه غیرتوست.»[1]

«او فرزند حسین بن علی(ع) سومین امام شیعیان جهان، مادرش شهربانویه و مشهورترین لقبش زین العابدین و سجّاد است. امام سجّاد (ع) در سال سی و هشت قمری دیده به جهان گشود و دوران کودکی خود را در شهر مدینه سپری کرد. حدود دوسال از خلافت جدش امیر مومنان (ع) را درک نمود و پس از آن مدت ده سال شاهد حوادث دوران امامت عموی خویش امام مجتبی (ع) بود. و پس از شهادت امام مجتبی (ع) در سال پنجاه هجری به مدت ده سال در دوران امامت پدرش حسین بن علی (ع) که در اوج قدرت معاویه در ستیز و مبارز با او بود در کنار حضرت قرار داشت. در محرم سال شصت و یک هجری درجریان قیام و شهادت پدر(ع) درسرزمین کربلا حضور یافت. پس از فاجعه کربلا بود که حضرت عهده دار رهبری و هدایت امت گردید و در آغاز این راه که همراه دیگر اسیران اردوگاه حسینی به اسیری به کوفه و شام برده شد، سرپرست و تکیه گاه اسیران در کوران مصائب و گرفتاریها بود و با سخنرانیهای آتشین خود ضمن رسوائی یزید و حکومت وی به معرفی خود و طریق هدایت پرداخت.»[2]

اما در دوران امامت خویش بدلیل وجود خلفای ظالم و ستمگر، فرصت و مجالی چون صادقین برای تبلیغ راه هدایت نیافت، لذا سیره هدایتی این امام بزرگوار بیشتر از طریق دعاها و مناجاتها و سخنان ایشان به جهان بشریت ارائه شده است. امام شاهد بود که تمام ارزشهای اخلاقی و دینی از ناحیه حکومت اموی در حال نابود شدن است. این بود که به اصلاح جامعه و تهذیب اخلاق اجتماعی آن پرداخت و نفوس بیمار مردمی را که به پیروی از امرای خود تسلیم شهوات و هواهای نفسانی شده بودند با فضائل اخلاقی و کرامات برجسته خود معالجه نمود.



از آثار اخلاقی و تربیتی این امام بزرگوار کتاب با ارزش صحیفه سجّادیه یا زبور آل محمد (ص) یا انجیل آل محمد (ص) می‎باشد که پس از قرآن کریم و نهج البلاغه در درجه دوم اهمیت است و نیز رساله حقوقیه که تمام حقوق واجبه یک انسان را در تمام مراحل زندگی بیان می کند و همچنین دعای ابوحمزه ثمالی و مناجات خمس عشر و نیز سخنان گرانقدر این امام بزرگوار و بدین وسیله بود که امام توانستند مردمی که سرگشته و پریشان در بیابانهای خطرناک مادیت و جهنم سوزان جنگلها و عطش جان و دلها به سر می بردند و سخت به استنشاق حیات بخش فضای هدایت عترت پاک پیامبر (ص) نیازمند بودند را بهره مند سازند.

این تحقیق پایانی، بررسی اجمالی است در سیره هدایتی امام سجّاد (ع) در معارف اسلامی در سه محور اعتقادات، اخلاق و احکام که هر یک ازاین بخشها نیز دارای فصلهایی می‎باشد. بخش اعتقادی شامل فصل توحید و مباحث الوهیت خالقیت، ربوبیت، عبادت، امید و ناامیدی و دعا و فصل دوم شامل مبحث نبوت، فصل سوم، مبحث امامت، فصل چهارم، مباحث جزای رب العالمین و شفاعت هست. بخش دوم، اخلاق است، مقدمه در زمینه محاسبه و مراقبت نفس سخن می گوید و فصل اول حسنات را بررسی می کند و شامل مباحث ذکر، شکر، تقوی، پارسائی، یقین، زهد، صبر، رضا و تسلیم، توکل، حسن ظن به خداوند متعال، فقر وغنی، قناعت و کفاف در رزق، حسن سلوک و خوش رفتاری با مردم و عفو و اغماض می‎باشد و در فصل دوم سیئات شامل، دنیا، پرهیز از محرمات، طمع، غفلت، نیت، ریا، بخل، حسد و خشم و غضب در آخر توبه مورد بررسی قرار می‎گیرد. و بخش احکام نیز شامل مباحث نماز، روزه، زکات، دین.، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر و در انتها رعایت حدود الهی که تاکیدی بر این بخش می‎باشد مورد بررسی قرار گرفته است.

با مطالعه سیره هدایتی امام سجّاد (ع) در می یابیم که این امام بزرگوار در این قالب جدید با توجه شرایط زمان به زیباترین شیوه، هدایت را برای مردم ارائه نمودند و هر چند این قالب با سیره هدایتی امامان عظیم الشان دیگر متفاوت می‎باشد لکن حلقه ای است در کنار سایر حلقه های پیوسته که کشتی طوفان زده بشریت را به ساحل نجات رهنمون می سازد.



فصل توحید

1- الوهیت

«ای پروردگار من خویش را به بی نیازی ستودی و کائنات را در پیشگاه الوهیت خویش مسکین و محتاج شمردی.»[3]

«ای پروردگار من؛ ملکه قدرت و وحدت و حدانیت ترا باشد و حول و قوت تنها از جانب الوهیت تو به ما رسد و آن تو باشی که علو و رفعت داری و به بندگان خویش رفعت و اعتلا بخشی.»[4]

از بارزترین خصلتها و خصوصیات امام سجّاد (ع) در بخش اعتقادات و بیان الوهیت، توجه به خدا و گسستن از خلق می‎باشد و این ویژگی در مناجاتها و دعاها و عبادات و سخنان آن حضرت که بیانگر نهایت ارتباط ایشان با خداوند آفریدگار و هستی بخش می‎باشد تجسم یافته است.

و اما در باب الوهیت حضرت حق، اولین گام شناخت خداوند و توصیف اوست. لذا امام چنین می فرمایند: «اما حق خدایت که بزرگتر از حد توصیف است این است که او را بندگی کرده، کسی یا چیزی را شریک وی نسازی، هر گاه این حق خداوند را لباس عمل پوشانده و به زیور اخلاص آراستی، خداوند بزرگ بر خود واجب می کند که امر دنیا و آخرتت را کفایت کند.»[5]

و نیز امام پاسخگوی سئوالاتی در این زمینه است آنجا که در باب معنی «صمد» در سوره «توحید» وقتی از امام سجّاد (ع) سوال می نمایند، حضرت پاسخ فرمایند: «صمد کسی است که شریک ندارد. برای نگهداری چیزی خسته و رنجور نمی گردد، چیزی بر او پنهان و پوشیده نیست



درون و داخلی ندارد در نهایت عظمت و آقائی است، نمی خورد و نمی آشامد. به خواب و استراحت نمی رود. زوال و فنا نداشته است و نخواهد داشت.»[6]

در ویژگیهای خداوند می بینیم امام با سخنان و دعاهای خودشان و یا در پاسخ به سوالاتی که از محضر ایشان شده، حق مطلب را ادا نموده اند:

«ثابت بن دنیار» می گوید: از امام زین العابدین (ع) پرسیدم: آیا برای خدای متعال می‎توان مکانی تصور نمود؟

امام فرمود: خداوند از اینگونه توصیفها منزه است و برای او مکانی نمی توان در نظر گرفت.

گفتم: پس برای چه نبّی خود «محمد (ص)» را به آسمان و معراج برد؟ فرمود: برای اینکه آثار جلال و قدرت و عجائب و اسرار خلقت خویش را بدو نشان دهد. گفتم: منظور از «آنگاه نزدیک آمد و بر او نازل شد که به قدر دو کمان یا کمتر از آن نزدیک بود» چیست؟

فرمود: پیغمبر اکرم (ص) به مرزها و پرده های نور نزدیک گردید و عظمت و جلال آسمانها را مشاهده نمود و باز نزدیک تر شد و از پس آن پرده های نور به ملکوت و عظمت زمین نظر کرد تا اینکه پنداشت به زمین نزدیک شده و به اندازه دو کمان و یا کمتر به زمین فاصله داشت.»[7]

«یک روز امام زین العابدین (ع) به مسجد مدینه وارد شد، گروهی را مشاهده کرد، که مشغول بحث و مناظره بودند، حضرت فرمود: در چه موضوعی بحث و گفتگو می کنید؟

پاسخ دادند: موضوع بحث ما «توحید» است.

حضرت فرمود: از اینگونه مباحث خودداری کنید؟

کسی گفت: آخر خدا را از اینکه آسمانها و زمین را خلق فرموده، و در هر مکانی نیز هست، باید شناخت؟

امام فرمود: برای معرفی خدای عالم بگوئید: خدا نوری است که در او ظلمت تاریکی راه ندارد، زنده ایست که دستخوش مرگ و نابودی قرار نمی گیرد بی نیازی است که کسی در او نفوذ و دخالت ندارد.



سپس اضافه فرمود: خدا کسی است که چیزی مانند او وجود ندارد، سمیع و بصیر است، صفات او هم شباهت به صفات دیگر موجودات ندارد، آری، آفریدگار جهان هستی چنین است.»[8]

«توئی خداوندی که پیش از همه چیز و همه کس عرش جلال اریکه الوهیت تو بود.»[9]

آن ستایش بدرگاه خداوند آوریم که شایان قبول باشد و رضایت ذات الوهیت را برای ما تأمین کند.»[10]

«پروردگار من؛ به من کمک کن تا ترا بشناسم و به پیشگاه الوهیت تو گردن طاعت و عبادت فرو بشکنم. و بر قسمت خویش که با رضای تو مقرون است قناعت کنم، همواره شیوه من شکر تو و عادت من ذکر تو باشد و با اطمینان و اعتماد سرنوشت خود را دریابم و آنچه تو بخواهی بخواهم.»[11]

«پروردگار من؛ این منم که جاهلانه عصیان تو را روا داشته ام و نباید از فرمان تو سر می پیچیدم و گرنه الوهیت تو شایسته عبادت و اطاعت من بود.»[12]

«ای پروردگار من! که سلطنت و محمدت برازنده الوهیت توست، از تو می خواهم به روان مقدس محمد (ص) که بنده تو و پیامبر تو و حبیب تو و برگزیده از کائنات است و به روان فرزندان پارسا و پاکدامن و نیکوکار رحمت فرستی، رحمتی که جز تو هیچکس به شماره اش توانا نباشد و ما را هم از بندگان صالح خویش شماری و از آنچه آنان خواسته اند به ما نیز بهره ای عطا فرمائی.»[13]

«پروردگارا! چنان کن که در مقام عبودیت خویش از الوهیت تو بیمناک باشم آنچنانکه دوستان مخلص تو در مقام عبودیت خود بیمناکند.»[14]

«پروردگار من! نیکو میدانم که اگر از گناهان من درگذری اهلیت گذشت و مغفرت داری و اگر برقبایح اعمال من پرده اغماض فرو افکنی سنت الوهیت تو چنین اقتضا کند.»[15]

«ای خداوند بزرگ و مهربان! اگر کائنات سراسر سر به کفر و الحاد گذارند و به تو پشت کنند باکی نیست، به سلطنت تو آسیبی نرسد و الوهیت ترا زیانی نیاورد، از تو روی برگردانند و پیامبران ترا دروغگو شمارند ولی به هر سوی که روی آورند جز تو نیابند و جز نهیب قدرت و عظمت تو نشنوند.»[16]



فصل نبوت

1) نبوّت

خدای متعال، پیامبران را برای انجام رسالت خود برگزیده و آنان را خزانه دار علم خود و نگهبانان دین خود و خلفای خود در زمین و حجتهای خویش بر بندگان مقرّر فرموده و به ایشان مقام والایی در پیشگاه خود داده است، پس ایشان وسیله ارشاد مردم به سوی خدا و راهنمایان به سوی بهشت برین و درهای رحمت الهی هستند.

امام سجّاد (ع) درباره نبوت حضرت رسول اکرم (ص) می فرمایند:

«بدرگاه پروردگاری حمد و سپاس می گذارم که با بعثت بنده ی برگزیده ی خویش محمد (ص) بر ما منت بزرگی گذاشت در صورتیکه اقوام و ملل پیشین، از چنین شرافت و کرامتی محروم بودند چنین فروغ هدایت و پیشوای راستینی را خداوندی برگزید که قدرت و شوکتش هرگز شکست نمی خورد و به بنیاد اراده اش خلل نمی رسد. آری، محمد (ص) را به رهبری و ارشاد فرستاد، و او را خاتم انبیاء قرار داد، وبدین ترتیب ما را به ملل و اقوام گذشته سیادت و برتری بخشید، ما را بر عصیان و آشکار گمراهان گواه گرفت و بشمار اندک ما، بر گروههای انبوهی که در اعصار و قرون می زیستند افزونی داد.

خداوندا! به روان پاک محمد و آل او درود با دکه امانت وحی ترا ببندگان تو رسانید محمد (ص) به شایستگی از میان بندگان تو مبعوث شد و خلعت مقدس نبوت را پوشید، وی پیشوای مرحمت، رهبر خیر و سعادت، کلید نعمت و برکت بود که در راه دین مقدس تو آنچنان فداکاری نمود که جان عزیز خود را بخاطر رضای تو در کف گرفت و در طوفان حوادث و مشقت و رنج جهاد کرد. وی پیشانی بندگی در پیشگاه عظمت تو برخاک نهاد، و دست تضرّع و التجاء بدرگاه تو برافراشت. دودمان خویش را برای اعتلا و عظمت کلمه ی توحید به قربانگاه گسیل داشت و به خویشاوندان خود که همچنان به مکابره و عناد ادامه می دادند و از انحراف به ارشاد و استقامت نمی گرائید ند حمله برد، و رشته ی خویشی و رحم را با دم شمشیر برید، بیگانگان مومن و صالح را برخویشتن نزدیک ساخت و خویشاوندان ملحد و منافق را به جرم الحاد و نفاق بیگانه شمرد واز جوار خویش آنان را طرد کرد.

محمد (ص) با کمال فداکاری به تبلیغ وحی تو و اعلای قانون تو و تعلیم قرآن تو پرداخت، تا آنجا که از شهر و دیار خویش آواره ماند و خاک «بطحاء» را به امید اینکه در ادامه تبلیغ آزادتر و قوی تر گردد، ترک گفت و رو به جانب «یثرب» گذاشت. محمد (ص) از مکه که زادگاه و معبد و مسجد و خانه ی آباء و اجدادش بود به مدینه بطور غریب و ناشناس هجرت کرد، تا قرآن مجید را همچون خورشید تابان برآسمان حیات بشری برکشد و سراسر زوایای جهان را از فروغ این مشعل آسمانی گرم و روشن بدارد. محمد (ص) ازاین فداکاری عظیم و راستین جز اعظام دین تو و اعلای کلمه ی توحید و سرکوبی دشمنان تو هدفی نداشت و بدین ترتیب در خانه ی هجرت به تجهیزات و تسلیحات مسلمانان همّت گماشت و از آنجا به امید اینکه درخت کفر را از ریشه برکند و برجایش نهال راستی و درستی بنشاند برضد بتخانه ها به جنگ برخاست.

همه جا دست توانای تو به پشتیبانش بود و لوای ظفر و سعادت از آسمان رحمت بر سر او سایه افکند تا آنکه بت پرستان قریش را در خانه هایشان از پای در آورد و بتخانه ها را بر سرشان ویران ساخت و فرمان و احکام گرانمایه ترا با وجود اینکه مشرکین انکار و کراهت داشتند، در زندگی آنان جاری نمود.»[17]

«وقتی از زین العابدین (ع) سوال شد: چرا نبی اکرم (ص) در کودکی یتیم شد؟

حضرت فرمود: برای اینکه حق مخلوق بر ذمه او نباشد.»[18]

و همچنین امام سجّاد (ع) درباره پیامبر اسلام می فرمایند:

«اگر چنین است که پدران به فرزندان خویش حق بزرگی دارند، چون به آنها احسان و نیکی نموده اند، پس احسان محمد (ص) و علی (ع) که درود خدا برآنها و فرزندان آنها باد، نسبت به این امت از دیگران بزرگتر و بالاتر است بنابراین سزاوار است که آندو پدران این امت باشند، و امت نیز حق پدرانه آنان را رعایت نمایند.»[19]

پروردگارا! بروح مقدس محمد که خاتم النبیین و سید المرسلین است رحمت بی منتها فرست و فرزندان طیبین وطاهرینش را خشنود بدار.»[20]

پروردگارا! به روان مقدس محمد و ارواح مقدسه فرزندانش رحمت فرست، رحمتی که ابتدایش را ابتدائی نباشد و مدتش پایان نپذیرد و نهایتش همچون ابدیت تو بی انتها باشد.»[21]

«آنچنانکه پروردگار من ! قلب ما را مخزن اسرار قرآن داشته ای و از برکت رحمت خویش شرف و عظمت قرآن را در خاطر نشانیده ای به روان مقدس محمدی که لب به آیات بیناتش گشوده و به روان فرزندان وی که نگهبانان امین و صدیق قرآنند درود و رحمت فرست.»[22]

پروردگارا! آنچنان برمقام و منزلتش بیفزای که ازمخلوق تو کسی همسنگ و هم وزن او نباشد و برفرشتگان مقرب و پیامبران مرسل تو نیز برتری و مهتری جوید. مقام عظیم او و اهل بیت پاکش را بما بیشتر بشناسان و امت صالح و صادق او را از شفاعت و محبتش بهره مند ساز و بیش از آنچه ما را به اکرام و انعام وعده فرموده ای، اکرام و انعام فرمای.»[23]

«خدایا مرا ملحق کن و محشور گردان با اولیاء صالح خود محمد و خاندان نیکو و پاک و پاکیزه و خیراندیشان، که درود تو و رحمت و برکاتت بر آنان باد.»[24]


5) یقین

امام سجّاد (ع) در مراحل بعد از تقوی و ورع، خواستار یقین در عقیدت بودند.

و اما در حقیقت یقین چنین گفته اند: «یقین عبارت است از آن که همه چیز را از خدای سبب ساز بدانی و به وسائط توجّه نکنی، بلکه همه را مسخر او و حکم خدا بدانی، اگر انسان اینها را بداند و واقعیت برایش روشن شود به ضمانت خدای تعالی در مورد روزی اطمینان پیدا می‎کند و طمعش از مال مردم قطع می‎شود و می داند که هر چه برایش مقدّر شده حتما به دستش می رسد، سپس اگر قلبش این معنی را بفهمد که هرکس به قدر ذره ای عمل نیک یابد انجام دهد آن را می بیند و بداند که درهر حال از او مطلع و بر اندرونش عالم، و بر ضمیرش آگاه است، و تمام خطورات درونی و خفی ا ورا شاهد است،پس در جمیع احوال و اعمال متأدّب می شود، زیرا همیشه خود را در محضر حق تعالی می بیند و خدا را چنان عبادت می‎کند که گوئی او را می بیند و می داند که خدا او را می بیند و در آبادانی باطن و تطهیر و تزئین آن در مقابل چشم بیدار و مراقب خدا، بیش از تزئین ظاهرش در مقابل دیدگان مردم سعی می‎کند.

نشانه یقین قوی در مؤمن این است که از هر قوت و قدرتی جز از خدا بیزای جوید. و بر امر خدا استقامت ورزد، در ظاهر و باطن او را بپرستد و بود و نبود، زیادت و نقصان، نکوهش و ستایش و عزت و ذلت در نظرش یکسان باشد زیرا آنکه یقین قوی یافت همه را با یک چشم می نگرد.»[25]

امام سجّاد (ع) در دعاهای خویش در باب یقین این چنین روشنگر راه ما هستند که: «پروردگار من! ایمان مرا به میزان تمام و کامل برسان و آنچنان کن که یقین من در عقیدت من برمقام برتر و والاتری قرار گیرد، ای پروردگار متعال! یقین مرا نسبت به عقیدت من با صحت و سلامت بیارای.»[26]

«خشنودی بنا دلخواه قضای الهی، بلندترین درجه های یقین است.»[27]

«خدایا می دانم که برای اعتمادم به کرم تو و آرامشم به راستی وعده ات و پناه آوردنم به ایمان و توحید و یکتا پرستیت و یقین داشتنم به شناختت از من، پروردگاری نیست برایم جز تو.»[28]


«خدایا! همانا یقینی می خواهم که بدانم به من هرگز نخواهد رسید، جز آنچه تو برایم نوشته ای و مرا راضی و خشنودساز از زندگی به آنچه قسمتم کرده ای. خدایا از یقین من به من عطا کن به آن اندازه که برمن مصیبتها و گرفتاریهای دنیا آسان گردد. معبودا ! ما را از آنانی قرار ده که آسوده خاطر شده اند به بازگشت به رب الارباب، به پیروزی و رستگاری ارواح و جانشان به یقین رسیده است.»[29]

«ای خدای بزرگ! شیطان خبیث فریبم داد و زمام اختیار مرا به مشت گرفت و در خاطر آرام و آسوده ام دغدغه افکند، یقین استوار من به لرزه افتاد و قوت ایمان من به ضعف گرائید.»[30]

پس امام درجهت ثبوت یقین و عدم نفوذ شیطان در این زمینه چنین بیان می دارند: «روامدار ای پروردگار من! که جان من از روشنائی یقین بدور ماند و در بیداری تردید و حیرت سرگردان بماند. پروردگارا! وسوسه ابلیس را از ما بدور دار و دستخوش شبهه و تردیدمان مفرمای و آن یقین و ایمان به ما موهبت کن که ویژه بندگان حق بین تو باشد.»[31]

«ای خدای جلال و اکرام! همی خواهم توفیقی عنایت فرمائی که در پیشگاه تو به عبادت برخیزم و عبادتی بجای آورم که به دوستی تو دست یابم، عبادتی که محبت تو را دریابم و یقینی که حق الیقین باشد ودر دو جهان سودم دهد.»[32]

«پروردگار من! ایمان ما را با یقین و اخلاص بیارای.»[33]


6) زهد

یکی از صفات بارز امام سجّاد (ع) زهد است. حضرت زهد را چنین تعریف می نمایند: زهد دارای ده درجه است، بالاترین درجه زهد، کمترین درجه ورع و بالاترین درجه ورع کمترین درجه یقین و بالاترین درجه یقین، پائین ترین درجه رضاء و تسلیم است.»[34]

به راستی بهترین معنی زهد دراین آیه قرآن کریم آمده است:

«لکیلا تاسوا عالی مافاتکم و لا تفر حوابما، اتیکم»

و تا بدانچه از دست داده اید افسوس نخوریدو به آنچه بدست شمارسیده خوشحال نگردید.»[35]

زاهدان هم از زبان امام چنین به تصویر کشیده شده اند: «نشانه زاهدان در دنیا مشتاقان و به آخرت، ترک هر معاشرت و دوستی و همصحبتی است با کسانی که با آنها هماهنگ نیستند، آنکه برای آخرت کار کند هم آنست که در خوشی نقد دنیا، بی رغبت است وآماده برای مرگ می باشد و پیش ازگذشت عمر زودگذر و آمدن مرگی که چاره ندارد به کار آخرت اندر است و پیش از مرگ برحذر است.»[36]

خداوند در قرآن کریم می‎فرمایند: «حَتّی اِذا جاءَ اَحَدَهُمْ الموت قالَ رَبّ ارجعون لعّلی أعمل صالحاً فیما ترکت.» هنگامی که آمد احدی از ایشان را مرگ، گوید: پروردگارا! مرا برگردان تا شاید کارهای خوبی را که ترک کردم، بکنم!»[37]

«امام خود بهترین سرمشق در این زمینه است چنانکه به لقب الزاهد مشهور است معاصرین حضرت، ایشان را اینگونه توصیف می نمایند؛ «از زهری پرسیدند که زاهدترین مردم کیست؟ گفت: علی بن الحسین (ع).

البته زهد امام بخاطر تحمل فقر یا از باب اعتراف به عجز و یا قناعت بدون کار و کوشش نبود. بلکه بر اساس تقوی و پرهیز از محرمات الهی بود و بخاطر آن که درامور دینی سخت جانب احتیاط را داشت. روش آن


حضرت درست همان راه و روش جدش و پدر بزرگوارش بود که دنیا را طلاق داده بود و جز به مقداری که برای عبادت و در راه رسیدن به فضیلت و پشتیبانی از حق لازم بود به امور دنیا اهمیت نمی دادند.»[38]

امام زین العابدین (ع) راجع به زهد در دعاهای خویش نیز مردم را راهنمایی می‎فرمایند: «ای نفس تا چند و تا به کی به حیات و زندگی دنیا دلبسته ای و به این جهان و عمارت کردن آن رکون و میل نموده ای؟ آیا عبرت نمی گیری به گذشتگان از پدرانت و آنان که پنهان کرد زمین از دوستانت و کسانیکه مصیبت ایشان را دریافتی از برادرانت و اشخاصی که به گور سپردی از همگنانت!!!. همانا ایشان در شکم زمین شدند بعد از آنکه در روی زمین بودند و محاسن ایشان پوسیده و کهنه شد. خالی شد از ایشان خانه ها و عرصه های خانه هایشان. و راند ایشان را به سوی مرگ تقدیرات و بگذاشتند آنچه را که از آن جمع کرده بودند و در زیر خاک گور پنهان شدند.»[39]

«پروردگارا! به من فراغتی نصیب کن، تا به زهد و پارسائی بپردازم.»[40]

«پروردگار من! چنان اشتیاقم ده که زهد، بر دنیای من چیره شود و برای آخرتم رغبت و مواظبت در عمل، بندگی برای خودت روزیم فرما تا اینکه بی رغبتی در دنیا بر من غالب شود.»[41]


فهرست مطالب

عنوان صفحه

مقدمه..................................................................................................................................... 1

بخش اول؛ اعتقادات

فصل اول؛ توحید.................................................................................................................... 3

1-1-1. الوهیّت..................................................................................................................... 3

1-1-2. خالقیت..................................................................................................................... 7

1-1-5. ربوبیّت..................................................................................................................... 10

1-1-4. عبادت...................................................................................................................... 14

1-1-5. امید و ناامیدی............................................................................................................ 18

1-1-6. دعا........................................................................................................................... 21

فصل دوم؛ نبوت.................................................................................................................... 26

1-2-1. نبوت........................................................................................................................ 26

فصل سوم؛ امامت................................................................................................................... 29

1-3-1. امامت....................................................................................................................... 29

فصل چهارم؛ جزای رب العالمین............................................................................................. 36

1-4- 1. جزای رب العالمین (معاد)........................................................................................... 36

1-4-2. شفاعت..................................................................................................................... 41

بخش دوم؛ اخلاق

مقدمه؛ محاسبه و مراقبه نفس..................................................................................................... 43

فصل اول؛ حسنات.................................................................................................................. 46

2-1-1. ذکر ........................................................................................................................ 51

2-1-2. شکر......................................................................................................................... 53

2-1-3. تقوی........................................................................................................................ 56

2-1-4. پارسائی.................................................................................................................... 59

2-1-5. یقین......................................................................................................................... 60

2-1-6. زهد.......................................................................................................................... 62

2-1-7. صبر......................................................................................................................... 64

2-1-8. رضا و تسلیم.............................................................................................................. 66

2-1-9. توکل....................................................................................................................... 68

2-1-10. حسن ظن به خداوند متعال......................................................................................... 70

2-1-11. فقر و غنی............................................................................................................... 72

2-1-12. قناعت و کفاف در زرق............................................................................................ 74

2-1-13. حسن سلوک و خوش رفتاری با مردم......................................................................... 76

2-1-14. عفو و اغماض......................................................................................................... 83

فصل دوم؛ سیئات................................................................................................................... 86

2-2-1. دنیا........................................................................................................................... 86

2-2-2. پرهیز از محرمات....................................................................................................... 90

2-2-3. طمع......................................................................................................................... 94

2-2-4. غفلت....................................................................................................................... 96

2-2-5. نیت.......................................................................................................................... 98

2-2-6. ریا........................................................................................................................... 100

2-2-7. بخل......................................................................................................................... 102

2-2-8. حسد........................................................................................................................ 103

2-2-9. خشم و غضب............................................................................................................ 105

2-2-10. توبه....................................................................................................................... 107

بخش سوم؛ احکام

3-1. نماز.............................................................................................................................. 110

3-2. روزه............................................................................................................................. 113

3-3. زکات........................................................................................................................... 115

3-4. دین (قرض)................................................................................................................... 119

3-5. حج.............................................................................................................................. 120

3-6. جهاد............................................................................................................................. 123

3-7. امر به معروف و نهی از منکر............................................................................................ 125

3-8. رعایت حدود الهی.......................................................................................................... 126

نتیجه..................................................................................................................................... 128

فهرست منابع و مآخذ .............................................................................................................. 129

کتابنامه ................................................................................................................................. 130



خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

بررسی زبان و آفات و راه علاج آن از دیدگاه امام سجاد(ع)

جمعه 28 آبان 1395

بررسی زبان و آفات و راه علاج آن از دیدگاه امام سجاد(ع)

1- تعریف و تبیین موضوع:

زبان عضوی است ماهیچه ای و بیضی شکل که از ته به انتهای کف دهان و به استخوان لامی چسبیده و دارای یک سطح فوقانی و یک سطح تحتــانی و دو لبه جانبی و یک نــــوک می باشد . و در بین اعضای انسان از اهمیتی خاص برخوردار است و وظایفی را عهده دارد که به نحو احسن انجام می دهد .

و زبان سه کار عمده دارد :

1- جویدن و بلعیدن غذا به کمک زبان انجام می گیرد بطوری که اگر زبان به حرکت در نیاید ، خوردن غذا مشکل و گاهی غیر ممکن می باشد.

2- طعم و مزه های مختلف و گوناگون ( شیرینی ، تلخی ، شوری ، ترشی و .... به وسیله زبان تشخیص داده می شود .

3- افکار و اندیشه های انسان و مقصود و سخنان او ، با زبان ظاهر و ارائه می شود و به سخن دیگر ؛ سازنده و خلاق اصلی سخن و کلام زبان است .

و بدین جهت است که ما با توجه به قرآن و روایات و احادیث و .....هم روی کار سوم زبان که همان نقش بیانگری آن است ، تکیـــه می کنیم و از این زاویــه مورد توجه قرار می دهیم .

و در قرآن مجید می خوانیم: الرََّّحمنٍ ، علَّم القرآن ، خلق الانسان ، علَّمه البیان.

« خداوند مهربان به رسولش قرآن را آموخت و انسان را خلق نمود و به او بیان «سخن گفتن» را یاد داد.[1]

بعد از اینکه با زبان این عضو ماهیجه ای آشنا شدیم حقوق زبان از دیدگاه امام سجاد(ع) را بیان می کنیم .

امام برای زبان چندین حق بیان کرده اند که به ترتیب ذکر می کنیم:

1- پاکسازی زبان:

امام سجاد (ع) فرمود: « و اما حق اللسان فاکرامه عن الخنی»[2]

« حق زبان بازداشتن و پاک کردن نمودن آن از فحش و زشت گویی است.

تفسیر: در کلام امام (ع) اولین حق زبان پاکسازی آن از گفتار زشت و ناپسند است و دومین حق بهسازی آن می باشد که در واقع امام « پاکسازی » را مقدم بر «بهسازی » گرفته است.

2-بهسازی زبان:

« و تَعوِیدُهُ عَلَی الخَیرِ وَحَملُهُ عَلَی الادَبِ»

« حق زبان عادت دادن آن بر نیک گویی و وادار کردنش بر مودبانه سخن گفتن است »

تفسیر: در اینجا هم باید بعد از پاکسازی زبان از زشتیها ، آن را با زیباییها آراسته کنیم و بر سخنان خوب و زیبا و حق و منطقی عادت دهیم و بر این وادار کنیم.

« و قولوا للناس حسناً» [3] « بر مردم سخن خوب و زیبا بگویید»

3- خود داری از سخنان بی مورد و بی فایده:

و اِجمامُهُ اِلا لِمَوضِع الحاجَةِ و المَقعَةِ و الدُّنیا و اِعظائُهُ عَنِ الفُضُولِ الشُّنعَةِ القَلِیلَةِ الفائدَةِ لا یُومَنُ ضَرُرها مَعَ قِلَّةِ عائُدَنها.

سومین حق زبان « ساکت نمودن آن مگر به مقدار نیاز و لزوم و منفعت دین ودنیا ، و بازداشتن آن از حرفهای زاید که سودش کم و ضررش محتمل است»

بنای شریعت اسلام بر اعتدال و میانه روی است .

« جَعَلناکُم اُمَّةً وَسَطاً» « شما را امت میانه رو و معذول قرار دادیم»

2- ضرورت و اهداف تحقیق

انسان بعد از خداوند متعال ، قبل از هر چیز و هر کس با جوارح و اعضای خود در ارتباط است ، چرا که ارتباط با اشیاء و افراد دیگر نیز به وسیله اعضا و جوارح است . پس لازم است که حقوق آنها هم قبل از حقوق سایر چیزها مطرح شود.

امام سجاد (ع) نیز وقتی که حقوق را بیان می کند ، بعد از بیان بزرگترین حق خداوند (عبادت و عدم شرک) که نزدیکترین صاحب حق انسان از طرف بالا است .حقوق اعضا و جوارح را بیان می کند که نزدیکترین صاحب حق او از طرف پایین است .و مهمترین حقوق اعضا و جوارح ، حقوق زبان و حق اللسان است . تا جایی که امام علی (ع) می فرماید:

المرءُ مخبوءٌ تحت لسانِهِ شخصیت هر انسان زیر زبانش نهفته است »[4]

با توجه به آیه بالا زبان نمودار شخصیت است تاکسی به سخن نیامده است ، شخصیت و کاربرد آن پیدا نیست اما بعد از سخن ، ماهیتش آشکار می گردد.

حضرت علی (ع) فرمود :« تکلموا تعرفوا» در سخن بگویید تا شناخته شوید» و همچنین انسان می تواند با رعایت حقوق زبان از خدمات زبان بهره مند و از خطراتش در امان بماند . و می تواند انسان را به«اعلی علیین» و یا « اسفل السافلین» برساند ؛ چرا که ایمان و کفرکه از اعمال باطنی است . بوسیله زبان ظاهر می شود . وهدف از این تحقیق نشان دادن حقوق زبان و خدمات و خطرات زبان می باشد.

3- پیشینه موضوع:

شاید برای بعضی ها این سوال مطــرح شود که اعضــای یک فرد چگونه بر او حق پیدا می کنند و از او طلبکار می شوند ، در حالی که اعضای او نه از خود شعوری دارند و نه استقلالی !

همه می دانیم که اعضا و جوارح انسان ، اسباب کار و وسیله زندگی و ارتباطات او است و انسان با توجه به این که می تواند این اعضا را در موارد مختلف به کار گیرد . مالک حقیقی این اعضا، با توجه به مصالح فردی و اجتماعی نوع بشر شرایطی را در کاربرد آنها ، بر انسان قرار داده است و او را موظف کرده است که با این شرایط بکار برد .

4- روش تحقیق

روش تحقیق جهت مطالعه علمی موضوع تحقیق حاضر ، عبارت است از روش کتــابخـانه ای .

در این روش مهمترین بخش ، جمع آوری منابع و کتب قابل استفاده در تحقیق مورد نظر و مربوط به مراکز مختلف از جمله سایتهای مختلف حوزه و دانشگاه و کتابخانه شخصی و استفاده از نوار معتبر و بررسی کتــب مربوط به رساله حقوق امام سجاد ( علیه السلام ) می باشد.

پس از جمع آوری مطالب و فیش برداری از آنها ، موضوعات مربوطه مشخص و مطالب بر طبق آنها دسته بندی شده و در مرحله بعد ، چنین و این مطالب و سرانجام شکل دادن و مرتبط ساختن کل مطالب جهت تبیین موضوع اصلی در پژوهش است .

امام زین العابدین( علیه السلام) شهربانو دختر یزدگرد آخرین پادشاه فارس بود. نام اول این بانو جهانشاه و بقولی شاه زنان بوده است و شرافت این زن آن است که مادر نه نفر از ائمه طاهرین می شود و چنانچه حسین (علیه السلام) اب الائمه است این زن نیز ام الائمه است. [5]

و اما امام سجاد ( ع)دوران کودکی خود را در شهر مدینه سپری کرد. حدود دو سال از خلافت جدش امیرالمومنین(علیه السلام ) را درک نمود و پس از آن مدت ده سال شاهد حوادث دوران امامت عموی خویش امام مجتبی (علیه السلام ) بود که تنها در شش ماه آن عهده دار خلافت اسلامی بود .پس از شهادت امام مجتبی (علیه السلام ) در سال 50 هجری ، به مدت ده سال در دوران امامت پدرش حسین بن علی (علیه السلام ) که در اوج قدرت معاویه با او در ستیز و مبارزه بود ، در کنار او قرار داشت.

مدت عمر آن بزرگوار مثل پدر بزرگوارش 57 سال است زیرا 15جمادی الاول سال 38 از هجرت به دنیا آمد. تولد آن بزرگوار دو سال قبل از شهادت امیرالمومنین است و تقریباً 23 سال با پدر بزرگوارش زندگی کرد پس مدت امامت آن بزرگوار 34 سال است . [6]

در محرم سال 61 هجری در جریان قیام و شهادت پدرش حسین (علیه السلام )در سرزمین کربلا حضور داشت . پس از فاجعه کربلا که امامت به او رسید ، همراه دیگر اسیران اردوگاه حسین به اسیری به کوفه و شام برده شد ، و در این سفر سرپرست و تکیه گاه اسیران در کوران مصائب و گرفتاریها بود . او در این سفر با سخنرانیهای آتشین خود حکومت یزید را رسوا ساخت و پس از بازگشت از شام ، در شهر مدینه اقامت گزید تا آنکه در سال 94یا 95 هجری به شهادت رسید و در قبرستان معروف « بقیع» در کنار قبر عمویش امام حسن (علیه السلام) به خاک سپرده شد .[7]

و اما از نظر فضایل انسانی : امام سجاد گرچه با اهل بیت ( علیه السلام ) وجه اشتراک در همه فضایل دارند و هیچ فرقی میان آنان از نظر صفات و فضایل انسانی نیست اما از نظر گفتار و کردار شباهتی تام به جدشان امیرالمومنین (علیه السلام ) دارد.

بخش دوم : اخلاق

اخلاق از ماده خلق به تعبیر علامه طباطبائی ( رحمت الله علیه ) به معنای ملکه نفسانی است که افعال بدنی آنچه مطابق اقتضای ملکه آدمی سر می زند آسان سر می زند حال چه آن ملکه از فضائل باشد مانند عفت و شجاعت و امثال آن و چه از رذایل باشد مانند صفات زشت و می فرماید: اگر به طور مطلق اخلاق ذکر بشود فضیلت و خلق نیکو از آن فهمیده می شود . بنابراین اخلاق اسلامی همان تربیت اسلامی است .

بنابراین اخلاق ضرورت دارد و به قول بزرگان تمام صفات انسان مانند نقطه های هستند و اخلاق به منزله عددی که قسمت چپ نقطه می گذاریم. که اگر شما یک میلیارد نقطه بگذارید ارزش ریاضی پیدا نمی کند اما اگر یک یا ده و یا صد به سمت چپ او گذاشتید هزار می شود ده هزار و یا صد هزار می شود اخلاق هم همین است بنابراین فضائل اخلاقی همان تربیت اسلامی است و بگونه ای انسان را می سازد که فضائل اخلاقی در او رشد می کند و رذائل اخلاقی از او دور می شود و انسانی که تحت تربیت اسلامی قرار می گیرد دارای فضائل و مکارم اخلاقی و دارای اخلاق حسنه می شود و از رذایل اخلاقی دور می گردد مثلا اگر بخواهیم یک گل را تربیت کنیم با دو دسته عوامل سر و کار داریم یک عوامل که بازدارنده هستند مانع از رشد و نمو گل یا گیاه می شوند مثلا در لجن زار گیاه رشد نمی کند و نیز اگر آفت باشد گیاه رشد نمی کند و یک عوامل پیشبرنده مانند نور، آفتاب ،‌آب و خاک که این عوامل موجب رشد و نمو گیاه می شوند.

در تربیت جسم نیز این عوامل وجود دارد یکی عوامل پیشبرنده که به سلامتی انسان کمک می کند و عوامل بازدارنده که سلامتی را از جسم ما می گیرند و در بعد انسانی و شخصیتی و روحی و روانی نیز با این دو دسته عوامل سرو کار داریم که در لسان تربیت اسلامی عوامل پیشبرنده به نام معروف و به نام فضائل و به نام طیبات و عوامل بازدارنده بنام منکرات ، رذایل ، خبایث معرفی شده اند و رسالت رسولان نیز فهماندن اینکه از منکرات ، رذایل و خبایث دور باشند و خودشان را متصل به معروف ، فضائل و طیبات کند .

« الذین یَتَّبُعون الرسولَ النبیَّ الْاُمِیَّ الذی یَجِدُونَهُ مَکْتُوباً عندهُمْ فِی التَّورئةِ و الانْجیلِ یَاْمُروُهُم بِالمَعْرُوفِ و یَنْهئهُمْ عن المُنْکَرِ وَ یُحِلُّ لَهُم الطَّیِّبتِ وَ یُحَرِّمُ عَلَیهم الخَبیثِ و یَضَعَ عَنْهُم اِصْرَهُم و الاغْللَ الَّتی کانت عَلَیْهِمْ فَالذین ءَامَنُوا بِهِ و عَزَّرُوهُ و نَصُروهُ و اتَّبَعُوا النُّورِ الذی اُنْزِلَ مَعَهُ اُولئِکَ هُمُ المُفْلِحُون.[8]

« آنهایی که از پیغمبر خدا تبعیت می کنند یعنی دنبال او هستند نبی درس نخوانده که وعده آمدن آن را در تورات و انجیل دیده و مکتــوب است آن پیــامبر کارش چیست امر می کند به معروف و نهی می کند از منکر حلال می کند برای مردم طیبات را و حرام می کند خبایث را ، یعنی بازدارنده را منع می کند و عوامل پیشبرنده را که موجبات تکامل انسان را فراهم می کند حلال ، امر و توصیه می کند و بعد می فرماید همین پیغمبر با همین آگاهی هدف ها را بار، زنجیر نادانی و خرافات را از دست و گردن انسان ها باز می کند و راه صحیح تربیت را به آنها یاد می دهد و نوری جلوی آنها ( نور علم ،دانش ) باز می کند تا این انسانها در پرتو تربیت صحیح به کمال خودشان برسند .

بنابراین پیغمبرها هم آمدن تا این عوامل پیشبرنده و بازدارنده را به ما یاد بدهند تا ما درست انتخاب بکنیم عوامل پیشبرنده را بکار ببریم و از عوامل بازدارنده که در حقیقت مانع رشد و کمال ما می شود اجتناب بورزیم و در آخر آیه فرمود : بنابراین آنها که به این پیامبر ایمان می آورند او را یاری می کند ، پیروی می کند و آن نوری که بر او نازل شده از آن نور تبعیت می کند .

اینها به مقصود می رسند در این صورت ای انسان هم رشد داری و هم سقوط داری و هم خوب شدن داری و هم بد شدن در این مسیر خوب شدن و بد شدنت عواملی وجود دارد یک عواملی که به صورت نردبانی هستند که تو را به قله تعالی و کمال می رساند و یک دسته عوامل طنابی هستند که تو را به ته چاه بدبختی و گرفتاری و سقوط می کشاند هر انسانی باید این دو دسته عوامل را بشناسد و سعی کند از میکروبها دوری کند و از ویتامین ها استفاده کند .

حدیثی از امام حسن مجتبی (علیه السلام ) وجود دارد : تعجب می کنم من از مردمی که در غذای جسم شان و مأکولاتشان می اندیشند و علم بهداشت دارند ولی در غذای فکر و روح و روانشان اندیشه نمی کند دروازه شکمشان به روی غذاهای مضر بسته است اما دروازه اخلاق و رفتار و کردارشان به سوی هر نوع میکروب کشنده باز است .[9]

پس نتیجه می گیریم تربیت ما را می سازد تا انسانی زندگی کنیم و بمیریم و برانگیخته شویم در دنیا آرامش واقعی روحی و روانی و در آخرت هم آرامش روانی داشته باشیم آنهایی که از تربیت اسلامی بدور هستند هرگز قادر نخواهند بود شخصیت انسانی خود را آن گونه که هست بسازند بنابراین ما انسان هستیم و به این گونه تربیت نیازمندیم و بایدها و نبایدها را فضائل و رذایل را بدانیم و بشناسیم و از هم تمیز داده و عمل کنیم فضائل را و از رذایل دوری کنیم تا به مقام حق تعالی برسیم انشاءالله.

امام علی (علیه السلام ) در دعای کمیل می فرماید : أنْ تَجعَلَ أوقاتی مِنَ اللیلِ وَالنَهارِ بِذِکرکَ مَْعمورَةً وبِخِدمَتِکَ مَوْصُولَةً واَعمالی عِندَکَ مَقبولَةً حَتی تَکونَ اَعمالی وأورادی کُلُّها وِرداً واحداً و حالی فی خِدمتِکَ سَرمَداً.

حضرت علی (علیه السلام ) در دعای کمیل بعد از اینکه خدا را به اسماء مقدسش قسم می دهد عرض می کند خدایا به حق اسم عظمت قسم قرار بده یا قرار دهی اوقات شبانه روز مرا به یادت به ذکر تو مشغول باشم به فرمانبردار تو پیوسته و کردارم نزد تو پذیرفته شده ، تا اینکه کردار و اذکار من گفتاری واحد باشد و توجهم در فرمانبردار تو دائم و همیشه بر قرار باشد ...

در فراز دیگر از این دعا عرض می کند : یا ربِّ یا ربِّ یا ربِّ قَوِّ عَلی خِدمَتِکَ جَوارِحی وَاشْدُدْ عَلی الْعَزیمَةِ جَوانِحی وَ هَبْ لِیَ الْجــِدَّ فی خَشْیَتِکَ وَالدَّوامَ فی الإتصالِ بخِدمَتِکَ » [10]

« 3 مرتبه تکرار می کند که ای پروردگار ، ای پرودگار ، ای پروردگار اعضای مرا در طاعت خویش نیرومند گردان و دلم را در عزیمت بسوی خود سخت محکم کن و در ترسیدن از حضرتت به من جدیت عطا فرما و پیوسته ثابت باشم در خدمت تو . »

الَّذینَ یَذْکُرونَ اﷲَ قیامَاً و قُعودًا و علی جُنوبِهِم و یَتَفَکَّرونَ فی خَلقِ السَّمواتِ و الارضِ رَبَّنا »[11]

ما خَلَقتَ هذا بطلاً آن افرادای که دائما به یاد خدا هستند و در هر حرکتی خدا را در نظر دارند در حال قیام در حال قعود در حال دراز کشیدن یعنی در همه حال و در همه شرایط زندگی ارتباط فکری و جسمی و بدنی آنها با خدا قطع نمی شود» این یکی از اصول تربیتی صحیح اسلامی است و اساس این تعلیم است .



خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

مقاله مکتب تربیتی امام خمینی (ره)

جمعه 28 آبان 1395

مقاله مکتب تربیتی امام خمینی (ره)

مقدمه

هر یک از مکاتب تربیتی بر نگرشی خاص از هستی و انسان مبتنی هستند و وجوه امتیاز هر یک از این مکاتب را باید در تفاوت نگرش آنها به هستی و انسان جستجو کرد. با رجوع به اندیشه هایی که با عنوان مکتب تربیتی در روزگاری شهرت داشته اند، اهمیت و جایگاه دیدگاه های هستی شناختی و انسان شناختی نمایان می شود. در سایه آگاهی از دیدگاه مبنایی این مکاتب، درمی یابیم که داوری ادیان الهی به ویژه اسلام درباره انسان منشأ وجود تفاوت هایی در مکتب های تربیتی دینی نسبت به دیگر مکاتب بشری است. دانشمندان مسلمان، اعم از فیلسوفان و عارفان و متکلمان و اخلاقیون، در مواضع گوناگونی آرای خویش درباره هستی و انسان را ابزار داشته اند و همواره به سبب ایمان به اسلام کوشیده اند که در نظریات خود از تعارض با آموزه های قرآنی و روایی بپرهیزند.

این اندیشمندان،‌ در عین پویش و کوشش عقلانی برای دستیابی به آرایی استوار. از منبع وحی و متون دینی نیز الهام گرفته اند و بی شک، تعالیم دینی در بنیان و پیکره نظام اندیشه ایشان جایگاهی اساسی داشته است.

در میان دیدگاه های عالمان مسلمان می توان آرایی کم و بیش مشابه و حتی یکسان را درباره جهان و انسان سراغ گرفت. مبدأ این شباهت و هماهنگی، تفکر دینی و تأثیر پذیری قرآنی ایشان است. البته گاه آرایی متفاوت و تصاویری به کلی ناهمسان از هستی و انسان نیز در میان این آراء دیده می شود. نکته شایان توجه این است که اگر به تصویری کلی و جامع از نظام های فکری رایج میان عالمان مسلمان نظر کنیم، درخواهیم یافت که بسیاری از امور مشابه در حقیقت تفاوتی بنیادین با یکدیگر دارند. این تفاوت تا بدان جاست که حتی توحید- یعنی سنگ بنای دین و دین باوری- نیز در نزد ایشان تفسیری واحد ندارد، اگر چه همه موحدند. توحید یک عارف با توحید یک متکلم تفاوت بسیار دارد و حتی توحید فیلسوفان نیز با هم یکی نیست. فلاسفه مشایی و حکیمان متأله، به خدا و انسان و جهان یکسان نمی نگرند. این نکته درخور توجه، ما را به یک روش در شناخت آرا و تفکرات رهنمون می سازد و آن نگاهی جامع به نظریات اندیشمندان مختلف است.

برای دستیابی به دیدگاه تربیتی یک عالم، نمی توان به بررسی سخنان صریح او در وادی تربیت بسنده کرد، زیرا بسا مواردی که معنای حقیقی آثار تربیتی تنها با شناخت بنیان های فکری او دریافتنی باشد. تلاش برای شناخت مکتب تربیتی امام خمینی (ره) نیز اگر بخواهد قرین توفیق باشد، باید از کاوش در مبانی انسان شناختی و جهان شناختی ایشان آغاز گردد. با آگاهی از این مبانی، جایگاه و اهمیت دیدگاه ها و توصیه های اخلاقی و تربیتی ایشان آشکار می شود.

پیش از ورود به بررسی دیدگاه های مبنایی امام خمینی (ره)، ذکر چند نکته لازم به نظر می‌آید.


فهرست:

مقدمه

«انسان»
«فطرت»
کلیاتی درباره دیدگاه های سیاسی و اجتماعی امام (ره)
«آزادی»
«اهداف تعالیم و تربیت»
ویژگی های هدف غایی
هدف غایی
اهداف واسطی
اهداف شناختی
«اصول تعلیم و تربیت»
روش انعطاف
روش محبت و امید
روش نفی عادات ذهنی و عملی
روش تحول محتوی
منابع و مآخذ



خرید فایل



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
برچسب‌ها: مقاله، مکتب، تربیتی، امام، خمینی، (ره)

دانلود تحقیق زندگینامه امام خمینى از ولادت تا رحلت

شنبه 22 آبان 1395
ترتبیب امام خـمیـنى از اوان کـودکى با رنج یـتیـمی آشـنا و با مفهوم شهادت روبرو گردید. وى دوران کـودکـى و نـوجـوانى را تحت  سرپرستى مادر مـومـنـه اش (بانـو هاجر) که خـود از خاندان علـم و تقـوا و از نـوادگان مـرحـوم آیـه الـلـه خـوانسـارى ( صاحب زبـده  التصانیف ) بوده است. همچنیـن نزد عمه مـکـرمه اش (صاحبـه خانم ) که بانـویى شجاع و حقجـو بـود سپرى کرد اما در سـن 15 سالگى از  نعمت وجـود آن دو عزیز نیز محـروم گـردید.   سرفصل مطالب تحقیق زندگینامه امام خمینى از ولادت تا رحلت: مقدمه. 3 هجرت به قـم، تحصیل دروس تکمیلى وتدریس علوم اسلامى.. 4 امـام خمینـى در سنگـر مبـارزه و قیـام. 4 قیام 15 خرداد. 9 تبعیـد امـام خمینـى از تـرکیه به عراق.. 11 امـام خمینـى و استمـرار مبـارزه ( 1350 ـ 1356 ) 13 هجرت امام خمینى از عراق به پاریس.... 14 بازگشت امام خمینى به ...



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

دانلود مقاله امام خمینی و هنر

سه‌شنبه 18 آبان 1395
شخصیت عظیـم و افکار بلند حضرت امام خمینی از یک سـو ، گستردگـى مباحث مـربـوط به هنـر و شاخه هاى مختلف آن از سـوى دیگـر ، و محـدودیت صفحات خاص ایـن موضوع از سوى سـوم ، پرداختـن به مـوضـوع امام خمینی و هنر را دشوار مى سازد. اما از آنجـا که جـامعیت شخصیت امـام راحل و دیـدگـاههاى نـو و مترقى حضرت او نسبت به مسایل گوناگون از جمله هنر ، پرداختـن به ایـن موضوع را ضرورى مـى سازد ، هر چند گذرا به مـوضـوع یاد شـده مى پردازیم. گستـره بحث دامنه مبـاحث و شـاخه هاى مـربـوط به هنر ، بسـى گسترده است. از نـویسنـدگـى ، شعر ، قصه ، طنز ، نقاشـى ، مـوسیقـى ، خطـابه و سخنـورى گـرفته ، تـا وادى فیلـم و سینمـا و تـإتـر و برنامه هاى هنرى رادیو و تلـویزیون و کاریکاتـور ، نمایشنامه ها و فیلمهاى عروسکى و کارتـون کودکان و طراحى و گرافیک و خـوشنویسى و آهنگ و آواز و .. . را شـامل مـى شـود. در مقـوله هنر ، ...



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
برچسب‌ها: دانلود، مقاله، امام، خمینی، هنر

دانلود تحقیق حضرت امام حسن عسکری علیه السلام

پنج‌شنبه 13 آبان 1395
پیشگفتارامام حسن عسگری یازدهمین پیشوای شیعیان می باشد که در هشتم ربیع الثانی سال 232 متولد گردیده است. پدرش امام دهم حضرت امام هادی علیه السلام و مادرش بانویی شایسته به نام « حدیثه » می باشد. آن حضرت چون به دستور خلیفه عباسی مجبور به سکونت در سامراء و در محله عسگر، نظامی سکونت گزیدند او را عسگری گویند. البته القاب دیگری نیز برای آن حضرت بوده که عبارتند از « نقی» و « زکی» است و کنیه آن حضرت نیز « ابو محمّد » می باشد. آن حضرت 23 ساله بود که پدرش امام هادی علیه السلام به شهادت رسید. مدت امامت آن حضرت 6 سال و در مدت کوتاه امامت خویش با سه نفر از خلفای عباسی: المعتزه بالله، المهتدی بالله، المعتمدبالله، معاصر بود که شدیداً از جانب این خلفا تحت فشار و محدودیت بود بطوریکه علاوه بر سکونت اجباری در محله نظامی حتی آن حضرت را در زندان نیز محبوس نمودند. و ...



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

دانلود تحقیق خطبه 80 نهج البلاغه، نظر امام علی در مورد زنان، پس از جنگ جمل.

پنج‌شنبه 13 آبان 1395
متن عربی:بعد فراغه من حرب الجمل، فی ذم النساء مَعَاشِرَ النَّاسِ، إِنَّ النِّسَاءَ نَوَاقِصُ الاِِْیمَانِ، نَوَاقِصُ الْحُظُوظِ، نَوَاقِصُ الْعُقُولِ: فَأَمَّا نُقْصَانُ إِیمَانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلاةِ وَالصِّیَامِ فِی أَیَّامِ حَیْضِهِنَّ، وَأَمَّا فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلاةِ وَالصِّیَامِ فِی أَیَّامِ حَیْضِهِنَّ، وَأَمَّا نُقْصَانُ عُقُولِهِنَّ فَشَهَادَةُ امْرَأَتَیْنِ مِنْهُنّ کَشَهَادَةِ الرَّجُلِ الْوَاحِدِ، وَأَمَّا نُقْصَانُ حُظُوظِهِنَّ فَمَوَارِیثُهُنَّ عَلَى الاََْنْصَافِ مِنْ مَوارِیثِ الرِّجَالِ؛ فَاتَّقُوا شِرَارَ النِّسَاءِ، وَکُونُوا مِنْ خِیَارِهِنَّ عَلَى حَذَرٍ، وَلاَتُطِیعُوهُنَّ فِی المَعْرُوفِ حَتَّى لاَ یَطْمَعْنَ فِی المُنکَرِترجمه علامه محمد تقی جعفری:خطبه‏ایست از آن حضرت‏پس از اتمام جنگ جمل درباره زنها ایراد فرموده استاى مردم،ایمان زنان ناقص ...



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

دانلود تحقیق ضرورت شناخت امام زمان

پنج‌شنبه 13 آبان 1395
اشاره :من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتته جاهلیه «کسى که بمیرد و نشناسد امام زمانش را همانا با مرگ در جهالت مرده است‏» شناخت موعود آخر الزمان و حجت‏بر حق زمان، تکلیف همیشه شیعه اهل بیت است. در این باره روایات بسیارى در منابع روایى مسلمین اعم از شیعیان و برادران اهل تسنن آمده است. واحد تحقیقات مرکز فرهنگى موعود، تحقیق و تفحص درباره روایات را در دستور کار خود قرار داده است. این مقاله، در زمره اولین آثارى است که بحضور طالبان چشمه خورشید تقدیم مى‏شود. از دلایل عقلى و نقلى فراوانى استفاده مى‏شود که باید همه انسانها در همه اعصار و امصار، امام زمان خود را بشناسند، وگرنه رشته اتصال آنان از آئین مقدس اسلام گسسته، به عهد بربریت و جاهلیت‏خواهند پیوست. در این مقاله ما در صدد برشمردن دلایل عقلى و نقلى این حقیقت نیستیم، بلکه تنها از اسناد و مدارک حدیث معروف: «من ...



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

دانلود تحقیق پیامبر (ص) از منظر امام صادق (ع)

پنج‌شنبه 13 آبان 1395
در طول تاریخ بشریت، کم تر انسانى وجود دارد که مانند پیامبراسلام تمام خصوصیات زندگى اش به طور واضح و روشن بیان و ثبت‏ شده ‏باشد.  خداوند متعال در قرآن کریم کتابى که خود حافظ اوست (1) و بدون‏ هیچ تغییرى تا قیامت‏ باقى است‏با زیباترین عبارات و کامل‏ترین‏ بیانات، آن حضرت را معرفى نموده و با عالى ‏ترین صفات ستوده است. خداوند متعال مى ‏فرماید: «انک لعلى خلق عظیم‏»; (2) اى پیامبر! تو بر اخلاقى عظیم استوار هستى. نیز مى ‏فرماید: «محمد رسول‏الله و الذین معه اشداو على الکفاررحماء بینهم. » (3) محمد(ص) فرستاده خداست و کسانى که با اوهستند در برابر کفار سر سخت و در میان خود مهربانند. محققان، تاریخ نویسان و دانشمندان در ابعاد گوناگون زندگى حضرت‏ محمد(ص) سخن گفته‏اند. اما ائمه علیهم السلام با نگاهى ژرف و دقیق سیماى آن شخصی ...



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

تحقیق درباره جریان شناختی مهدویت در واقفیه و موضع گیری امام رضا(ع)

پنج‌شنبه 13 آبان 1395
فرمت فایل : word ( قابل ویرایش) تعداد صفحات : 47 صفحه               پیشگفتار هویت شناختی جریان های فکری و فرقه گرایی در اسلام یک مسئله سؤال برانگیز و دارای بنیاد های عمیق است که پژوهندگان اسلامی و غیر اسلامی درباره علل و انگیزه های پیدایش و نیز گسترش و انشعاب آن داوری های متفاوتی را ارائه نموده اند که غالباً طرح ها و تفاوت های نظری در این زمینه بر اساس برخی جهت گیری ها و انگیزه های متعصبانه مذهبی و رقابت های ناسالم توسط برخی عالمان و دانشمندان و پیروان هر یک از مذاهب انجام شده و در مواردی بدون رعایت ملاک ها و آموزه های دینی در این زمینه به داوری نشسته اند که تحلیل واقعیت ها و داوری در این زمینه  مجال وفرصت بیشترازیک مقاله راخواسته ودرخورکتابی مستقل است اما آنچه را که در میان این نزاع ها به عنوان یک مسئله مسلم نادیده نمی توان گرفت تأکید بر این مطل ...



برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
( تعداد کل: 267 )
   1       2       3       4       5       ...       18    >>